* پاکستان پس از چندین ماه مقاومت در برابر درخواستهای مکرر آمریکا در نهایت با بازگشایی مسیر انتقال تجهیزات ناتو به افغانستان موافقت کرد. چه عواملی را در تصمیم گیری جدید اسلام آباد دخیل میدانید و آمریکاییها چه امتیازهایی برای راضی کردن پاکستان پرداخت کردند؟
** دو دلیل اصلی وجود داشت که پاکستانیها تا اندازهای کوتاه آمدند، البته باید گفت که هر دو طرف کوتاه آمدند،بدین معنا که هر دو امتیازاتی را به طرف مقابل دادند تا به این توافق دست پیدا کنند. به عنوان مثال میتوان گفت آمریکاییها در مقابل این مساله که حاضر نبودند در ارتباط با کشتار نظامیان آمریکا در پایگاه القاعده عذرخواهی کنند، کوتاه آمدند و هیلاری کلینتون، وزیرامور خارجه آمریکا، به نوعی از پاکستان عذرخواهی کرد. درمقابل پاکستان نیز در چند مورد کوتاه آمد:
۱. پاکستان مدعی بود که آمریکاییها باید برای هر کالایی ۵ هزار دلار حق ترانزیت بدهند که آمریکاییها موافقت نکردند۲. خواستار توقف عملیات هواپیماهای بدون سرنشین در منطقه بود که آمریکاییها نه تنها آن را نپذیرفتند بلکه رسما هم اعلام کردند که حملات نظامی را افزایش میدهند و همزمان با این توافق فرمانی را صادر کرد که در حقیقت ارتش آمریکا را موظف کرد تا تروریستها در هر جایی باید دنبال کنند.بنابراین نوعی معامله میان دو کشور صورت گرفت که برخی از خواستههای دو طرف برآورده شد.
اما بحث مهم این است که چرا پاکستانیها پس از چندین ماه مقاومت در نهایت رضایت دادند.در پاسخ باید گفت که چند دلیل اصلی وجود دارد:۱. آمریکا سیاست فشاری را از نظر سیاسی یا حتی نظامی بر پاکستان وارد کردند و آن بحثی که در ارتباط با بلوچستان مطرح کردند که کنگره آمریکا به نوعی اعلام کرد که به دنبال این است که این منطقه را از پاکستان جدا کند. در حقیقت پاکستانیها متوجه خطرات بسیار جدیتری کرد از اینکه این مسیر تدارکاتی را برای آمریکا باز کنند.
چراکه باز کردن این مسیر امتیازاتی برای آنها خواهد داشت، اما اگر مقاومت کنند ممکن است آمریکاییها به سمت تجزیه پاکستان پیش روند. این مساله بحث بسیار جدی را در ارتش، پارلمان،میان احزاب سیاسی و دولت پاکستان ایجاد کرد که به نظر رسید نتیجه بحثها این بود که نباید در این مقطع با آمریکاییها در گیر شد و اینکه آمریکاییها ممکن است دست به کارهای خطرناکی علیه پاکستان بزنند.۲. آمریکاییها به گونهای در مناطق قبایلی پاکستان عمل میکردند که حتی این تردید برای نظامیان وجود داشت که ممکن است دخالت زمینی هم صورت گیرد.
به عبارت دیگر پاکستانیها متوجه شدند که آمریکا در موقعیتی قرار دارد که برای حفظ پایگاه خود در افغانستان و پیشبرد اهداف و طرحهایش که پس از ۲۰۱۴ نیروهای خود را از این کشور خارج کند، چارهای ندارد تا با پاکستانیها برخورد سختتری کند. در حقیقت آمریکاییها سیاست چماق و هویج خود را که به پاکستانیها نشان داده بودند،اما سیاست چماق را در مرتبه بالاتری قرار داده و پاکستانیها نیز این موضوع را درک کردند.
به نظر میرسد این دو موضوع در کنار مسائل دیگری همچون بحران داخلی در پاکستان سبب شد تا مجبورشدند این راه را باز کنند.آمریکاییها نیز چارهای نداشتند که از این مسیر استفاده کنند. با توجه به مذاکراتی که با آسیای مرکزی کرده بودند، در ظاهر اعلام کردند که به توافق رسیدند، اما این مسیر عملا در دست روسیه است. در نتیجه بعید به نظر میرسید که آمریکاییها بتوانند بدون هیچ نوع بازرسی و محدودیتی از این مسیر عبور کنند. بنابراین آمریکاییها نیز در تنگنا بودند و زمینهای برای این توافق میان دو کشور پاکستان و آمریکا فراهم شد.
* از زمان اعلام رسمی این خبر، پاکستان صحنه اعتراضهای داخلی است. به نظر شما این توافقنامه کار ارتش پاکستان بود که بیشترین کمکهای نظامی را دریافت میکند یا تعاملی سیاسی بود؟
** آمریکاییها مدتها بود وعدههای کمکی را که به پاکستان داده بودند معلق کرده و در این توافق اخیر ذکر شده است که میزانی از این کمکها را حدود ۴۰۰ میلیون دلار نیمی امسال و مابقی آن را در سال آینده به پاکستان پرداخت میکنند. اینکه ارتش پاکستان بیشترین کمکها را دریافت میکند، شکی نیست، اما این ارتش است که باید حافظ منافع ملی و تمامیت ارضی کشور پاکستان باشد، بنابراین به نظر میرسد ارتشیها ضمن آنکه در ظاهر مایل بودند دولت در مقابل آمریکا مقاومت کند، اما خطرات را بیش از سیاستمداران درک میکنند که اگر مشکل وخیم شود، این ارتش خواهد بود که زیر سوال میرود.
در همین شرایط کنونی نیز آمریکا با هواپیماهای بدون سرنشین حمله کرده و افراد عادی کشته میشوند، غیر از آنکه افکارعمومی مورد سوال قرار میگیرند ارتش را نیز مورد بازخواست قرار داده که چرا آنها مقابله نمیکنند. در نتیجه ارتش ضمن آنکه مایل بود که کمکهای آمریکا ادامه پیدا کند، اما نگرانی آنها بیش از بخش سیاسی در مورد آینده مناسبات آمریکا و پاکستان بود. ارتشیها نیز بدون آنکه در ظاهر خود را موافق نشان دهند، اما در پشت پرده شرایط را برای به توافق رسیدن دو کشور فراهم کردند.
* پاکستانیها درخواست توقف پرواز جنگندههای بدون سرنشین را داده بودند. این امر هنوز متوقف نشده و اصلیترین دلیل اعتراض مردمی در روزهای اخیر است. گمان میکنید که واشنگتن برای راضی کردن افکار عمومی دست به توقف این امر بزند؟
** بستگی دارد به اینکه نفوذ طالبان و شبکه حقانی از مناطق مرزی وزیرستان شمالی به ایالتهای بست و باستیتا چگونه پیش برود. اگر ارتش پاکستان از حملات طالبان و شبکه حقانی به داخل افغانستان جلوگیری کند که در این صورت امکان توقف هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی وجود خواهد داشت، اما اگر عملیات همچنان ادامه پیدا کند، برای آمریکاییها چندان تفاوتی نمیکند که حاکمیت ملی پاکستان را نقض کند و طبق فرمانی که اخیرا اوباما رئیسجمهور آمریکا، صادر کرده ارتش آمریکا هر جایی که گروه تروریستی باشند با هواپیمای بدون سرنشین حمله خواهد کرد.این سیاست را در سومالی، یمن و در کشورهایی که سازمان القاعده فعالیت میکند، شاهد هستیم که آمریکاییها در این مورد بسیار قاطع برخورد میکنند.
* هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در افغانستان، کابل را متحد استراتژیک واشنگتن خواند. این حرکت چه تاثیری بر رابطه دو جانبه پاکستان - افغانستان و رابطه سه جانبه کابل - اسلام آباد - واشنگتن خواهد گذاشت؟
** این ارتقای موقعیت افغانستان به عنوان متحد خارج از ناتوی آمریکاست، در حال حاضر سه کشور این موقعیت را دارا هستند همچون اسرائیل، مصر و استرالیا. البته کشورهای دیگری هم اعلام شده بود اما در این سطح و اینکه برای آمریکا تعهدآور باشد، نبود. در مورد پاکستان نیز به شکل لفظی اعلام کردند اما آمریکاییها هیچ تغییری در سیاستهای خود در مورد تحولات پاکستان ندادند.
در ارتباط با افغانستان حقیقت این است که آمریکاییها قانع شدند که پاکستان پشت سر طالبان است و از آمریکا پول دریافت میکند که با طالبان مبارزه کند، اما از سوی دیگر گروههای افراطی را تربیت میکند و به افغانستان میفرستد. قانع شدن آمریکا همان چیزی است که حامد کرزای، رئیسجمهور افغانستان، بارها به دنبال آن بود و میگفت در روستاهای پاکستان به دنبال طالبان نباشید بلکه در داخل پاکستان مراکز آنها را پیدا کنید.
به باور من این حرکت آمریکاییها پاسخ تندی به پاکستانیهاست که اگر شما سیاستهای خود را تغییر ندهید ما نیز با افغانستان در موقعیتی قرار خواهیم گرفت که ممکن است حتی از نظر نظامی دچار مشکل شوید.به نظر میرسد که پاکستانیها باید روی این مساله فکر کنند و معنای این پیام این است که پس از سال ۲۰۱۴ که آمریکاییها قصد دارند از افغانستان خارج شوند و تنها چند پایگاه در این کشور داشته باشد که در نهایت امنیت افغانستان را نیز به نیروهای امنیتی و ارتش این کشور بسپارند، این پیام را به طالبان میدهند که به این امید نباشند تا بتوانند دولت افغانستان را شکست داده و کابل را دوباره تصرف کنند. یعنی طالبان راهی جز سازش و آمدن در پای میز مذاکره ندارد.
نشان دیگر این پیام به سوی پاکستان است که نباید امیدوار باشد که پس از ۲۰۱۴ تغییری در افغانستان به نفع پاکستان ایجاد خواهد شد. در حقیقت آمریکاییها به طالبان و پاکستان میگویند که ما در افغانستان خواهیم بود و به شما اجازه نخواهیم داد که از طریق زور به کابل آمده و اهداف خود را پیگیری کنید. راه حل که نشان آنها داده میشود این است که از یک سو راه حل نظامی را مسدود کرده و از سوی دیگر راه حلی سیاسی و مذاکره راهی باز است که به عنوان مثال طالبان در قدرت شریک شوند و پاکستان نیز میتواند در کانالی کانونی در مناسباتی دو جانبه از موضع برابر با افغانستان برخورد کند که به نظر میرسد هم اکنون به شکل تلویحی در این موقعیت پاکستان بهعنوان متحد غیرناتوی آمریکا وجود دارد.