حقوق اهل کتاب (جبهه رقیب)
مبانی سیاست خارجی (در برابر تبلیغات و تهاجمات فرهنگی و سیاسی غرب)
1ـ وظیفه در برابر خیانتهای مستمر آنان (مادامی که عملا تهاجم نظامی نکردهاند) و در برابر «حسادت»هایشان و تلاشی که برای گمراه کردن مومنین مینمایند، «عفو و صفح» است (حق امنیت انتقاد و مخالفت و کارشکنی).
مائده، 13 (سال 2 هجری):
«روزی نیست که بر خیانتی از آنان مطلع نگردی، به استثنای قلیلی از آنان. پس عفو را پیشه کن و به روی خویش نیاور که خداوند محسنین را دوست دارد».
بقره 109 (سال 5 هجری):
«بسیاری از اهل کتاب دوست دارند ای کاش میتوانستند شما را بعد از ایمانتان به کفر بازگردانند. (این) حسدی است از درونشان. (آن هم) پس از آن که حق برایشان آشکار شده! (با این حال) تو از آنان درگذر و به روی خویش نیاور تا این که خداوند امر خویش بیاورد. بیتردید خدا بر هر چیزی اندازهگذار است».
آلعمران از 118 تا 120 (سالهای 2 و 3 هجری):
«... از هیچ امری که به آشفتگی و پریشانی شما منجر شود فروگذاری نمیکنند. آرزو میکنند شما به رنج و گرفتاری دچار شوید. بغض و کینهشان از گفتارشان آشکار است و آن چه در سینه پنهان داشتهاند از آن هم عمیقتر است... وقتی (با همفکرهایشان) پنهانی سخن میگویند. سرانگشت خشم علیه شما را به دندان میگزند. بگو از خشمتان بمیرید که خداوند آگاه به درون سینهها است».
... ولی اگر صبر کنید و پروا پیشه نمایید (اراده خویشتنداری کسب نمایید، مطمئن باشید که) نقشههای آنان کوچکترین صدمهای به شما نمیزند.
آیه اول دستور به پیامبر و آیه دوم و سوم دستور به تمام مومنین است تا در برابر خیانت، خدعه، حسادت، بغض و کینه، غیظ و نفرت و بدخواهی اهل کتاب احساسات و عواطف و تعصب دینی خود را کنترل کنند و با سلاح صبر و تقوی و عفو و صفح با آنان برخورد نمایند.
2ـ مجادله با اهل کتاب باید با بهترین و پسندیدهترین شیوهها باشد
با احترام از مطلقنگری و احساس حق به جانبی، مجاز بودن مقابله به مثل در صورت عقوبت ولی برتری صبر و تحمل و توصیه به آن، اندوهگین نشدن از آزار آنها و در تنگنای تعصب قرار نگرفتن از کیدهایشان و آگاهی و اطمینان به این که خدا همراه و موید متقین و محسنین است (حق تحمل شدن و مخالفت کردن).
نحل 125 تا 128 (سال 2 هجری):
«(مردم را) دعوت کن به سوی پروردگار خویش با حکمت و اندرز نیکو، و با آنها با بهترین شیوه ممکن مجادله کن. و اگر مورد آزار و عقوبت قرار گرفتید. (فقط) به همان مقدار که عقوبت شدهاید. مقابله به مثل کنید. و البته اگر صبر و تحمل کنید. این کار برای صابرین بهتر است. تو صبر کن، و نیست صبر تو مگر به خدا (اجرت یا خدا خواهد بود، یا این که با توسل به خدا میتوانی صبر کنی). بر (کفر و عناد) آنان اندوهگین نباش و از مکر و حیله آنان دچار تنگنای بیتحملی نشو. (بدان که) خداوند همراه کسانی است که اراده مهار نفس (تقوی) داشته و کسانی که نیکوکار باشند».
عنکبوت 46 (10 و 11 بعثت):
«هرگز با اهل کتاب مجادله نکنید. مگر با بهترین شیوه، البته به استثنای ستمگران آنها. شما (برای ایجاد وحدت و تالیف قلوب آنان) بگویید ما به آن چه بر خودمان نازل شده و آن چه بر شما نازل شده ایمان آوردهایم. خدای ما و خدای شما یکی بیش نیست و ما فقط تسلیم او هستیم.»
3ـ حق همزیستی مسالمتآمیز و صلح و صفا و برابری (دعوت و اتحاد و ائتلاف)
1ـ آلعمران 64 (2 و 3 هجری) دعوت به وحدت حول محورهای مشترک سهگانه:
«(ای پیامبر) بگو ای اهل کتاب، بیایید به سوی کلمه مورد توافقی میان ما و شما (وحدت کنیم و آن این که) جز خدای یکتا را نپرستیم و چیزی را با او شریک نگردانیم و یکدیگر را به جز خدا به عنوان ارباب نگیریم. پس اگر آنها (از دعوت به وحدت) رو گرداندند. بگویید شاهد باشید که ما تسلیم (خدا و دستور او برای وحدت) هستیم.»
2ـ آلعمران 84 (2 و 3 هجری) تاکید روی مشترکات شرایع و اعلام صریح ایمان به تمامی پیامبران و تفاوت نگذاشتن بین آنها:
«بگو ما به خدا و به آن چه بر ما و بر ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و اسباط نازل شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامآوران از جانب پروردگارشان داده شده ایمان داریم و تفاوت و تمایزی میان هیچ یک از آنان قائل نمیشویم. ما فقط تسلیم او هستیم (نه تعصبات قوی و نژادی).
3. عنکبوت، 46 (11 و 10 بعثت):
«... (شما مسلمانان) بگوئید ما به آن چه بر ما و آن چه بر شما نازل شده ایمان آوردهایم. خدای ما و خدای شما یکی است و ما فقط تسلیم او هستیم (نه تمایلات خویش)».
4. آلعمران 120 (3 هجری) در بحث و احتجاج تاکید روی تسلیم به معبود مشترک و فراموش نکردن این حقیقت که تنها وظیفه پیامبر «ابلاغ» است نه تحمیل و اجبار:
«(ای پیامبر) اگر با تو ستیزه در گفتار (مجادله) کردند. بگو من روی خویش به سوی خدا تسلیم کردهام، همچنین پیروانم. و کسانی که کتاب داده شدهاند بگو آیا شما نیز تسلیم او شدهاید؟... پس اگر تسلیم شدند هدایت یافتهاند و اگر پشت کردند بر تو وظیفهای جز رساندن (پیام) نیست، مسلما خداوند سریعالحساب است.»
4. حق احترام و اکرام و منزلت انسانی (آیاتی که از اهل کتاب تجلیل و تعریف کرده)
1. تعریف از امانتداری گروهی از اهل کتاب (علیرغم عدهای دیگر)
آلعمران، 75 (2 و 3 هجری):
«... از اهل کتاب هست کسی که اگر مال کثیری هم به او امانت دهی، به او باز میگرداند...»
2. ایمان به خدا و قرآن، خشوع برای خدا، نفروختن دین و ایمان
آلعمران، 199 (3 هجری):
«بیتردید در میان اهل کتاب هستند کسانی که به خدا و به آنچه بر شما و آن چه بر خودشان نازل شده ایمان دارند، آنها در برابر خدا خاشعاند و آیات او را به بهای اندک (مال و منال و پست و مقام) نمیفروشند. آنها اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است. همانا خداوند سریعالحساب است.»
3. برپایی نماز شب، ایمان به خدا و آخرت، امر به معروف و نهی از منکر، پیشتازی در خیرات، اصلاحگری
آلعمران 113 تا 115 (3 هجری):
«هرگز اهل کتاب یکسان نیستند. امتی (گروه هدفدار) از آنان بپا خواسته آیات خدا را در نیمههای شب تلاوت میکنند و یکسره سجده مینمایند. آنها به خدا و روز آخرت ایمان دارند، امر به معروف و نهی از منکر مینمایند و در کارهای نیک از یکدیگر سبقت میگیرند و همینها از شایستگاناند. بلاشک هر کار خیری که بکنند نادیده گرفته نمیشوند. چرا که خدا دانای به احوال پرهیزکاران است.»
4. تکبر نداشتن، جاری شدن اشک پس از شنیدن حقیقت، احسان و نیکوکاری
مائده، 83 تا 85 (7 هجری):
«هرگاه حقایقی را که به سوی رسول نازل شده میشنوند، اشک دیدگانشان را که از شوق شناخت حق جاری میشود مشاهده میکنی. میگویند پروردگارا ایمان آوردیم. ما را در جمع شاهدان منظور فرما. ما را چه شود که به خدا و به آنچه از حق که برای ما آمده ایمان نیاوریم. در حالی که آرزومندیم پروردگارمان ما را به همراه صالحان (در بهشت) داخل نماید. پس به خاطر چنین گفتاری، پروردگارشان بهشتی را که از زیر آن نهرها جاری است و در آن جاوید خواهند زیست، پاداششان داد و چنین است جزای محسنین.»
حدید، 27 (5 هجری):
«... و در دل کسانی که او (عیسی) را پیروی کردند رافت و رحمت را قرار دادیم.»
5. اکرام کشیشان و رهبانان و علمای دینی (ربانیون و احبار) نام بردن قرآن با احترام از آنها.
مائده، 82 (7 هجری):
«... مسلما نزدیکترین آنها (اهل کتاب) را از نظر دوستی نسبت به مومنین، کسانی خواهی یافت که میگویند ما نصاری (یاوران مسیح) هستیم. این (دوستی) به این دلیل است که در میان آنان کشیشان و ترسایانی هستند و تکبر نمیورزند.»
«چرا... رابانیون (موحدین و خداپرستان واقعی) و احبار (علمای دین) مردم را از سخنان گناهآلود و رشوهخواری باز نمیدارند.»
6. به رسمیت شناختن تورات و انجیل و تاکید (حق آزادی مذهب و احترام به آن)
مائده 66 تا 69 (7 هجری):
«اگر آنها (به راستی) تورات و انجیل و آنچه را که از جانب پروردگارشان به سوی آنها نازل شده (قرآن)، بپا میداشتند. مسلما از بالای سر و زیر پایشان (آسمان و زمین) بهره میگرفتند. در میان آنها (البته) گروه همفکر متعادلی وجود دارند. ولی بسیاری از آنها بد عمل میکنند... بگو ای اهل کتاب شما بر چیزی نیستید (فاقد ارزشید) مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده بپا دارید...»
7. توصیه به مسلمانان در رعایت حال و حقوق اهل کتاب (و نحوه عکسالعمل در برابر آنها).
تساهل و تسامح با آنها و حواله دادن اختلافات به قیامت.
مائده، 48 (10 هجری):
«برای هر یک از شما (پیروان پیامبران) شریعت و راه روشنی قرار دادهایم. و اگر خدا میخواست حتما همه شما را امت واحدی قرار میداد،اما (این اختلاف برای این است) تا در آنچه به شما داده بیازمایدتان. پس (حال که چنین است، به جای مجادله و رقابت) با یکدیگر در نیکیها سبقت بگیرید. بازگشت همه شما به سوی خدا است پس او شما را در آنچه اختلاف میکنید آگاه خواهد ساخت.»
حقوق کافران و مشرکین
1. حق انعقاد قرارداد همزیستی مسالمتآمیز با مسلمانان (تکلیف به مسلمین برای وفای به عهد آنها مادام که پایدارند)
توبه، 4 (8 هجری):
«... مگر کسانی از مشرکین که با آنها پیمان بستهاید و هیچگونه نقض عهدی با شما نکردهاند واحدی را علیه شما پشتیبانی ننمودهاند. پس با اینها پیمانشان را تا پایان مدت پایبند باشید که خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.»
توبه، 7:
«... مگر کسانی که نزد مسجدالحرام با آنها پیمان بستهاید. پس مادامی که آنها مطابق پیمان به نفع شما عمل میکنند شما نیز به نفع آنها مطابق پیمان عمل کنید که خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.»
انفال، 72:
«اگر (مسلمانان هجرت نکرده مقیم مکه) از شما یاری طلبیدند، وظیفه شما یاری، است. مگر آنکه علیه قومی باشد که میان شما و آنها میثاقی منعقد گردیده (پایبندی به میثاق با کافران مهمتر از نصرت برادران ایمانی است) و خدا به آنچه میکنید بینا است.»
2. حق پناهندگی:
توبه؛ 6 (8 هجری):
«و اگر یکی از مشرکین از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود. آنگاه به مامنش برسان (تا از مسلمانان در خطر نباشد). این (حمایت) به این خاطر است که آنها مردمی نادانند.»
3. وظیفه مسلمانان در خویشتنداری و اهمیت ندادن به آزارهای (تبلیغاتی، زبانی، فرهنگی) آنها و توکل به خدا.
احزاب، 48 (6 هجری):
«از کافران و منافقان اطاعت نکن، آزارشان به خود نگیر (اهمیت نده) و بر خدا توکل کن که خدا برای توکل کافی است.»
4. حق صلحخواهی
انفعال، 61:
«اگر تمایل به صلح نشان دادند، بپذیر و استقبال کن و به خدا توکل نما که او بسیار شنوای بسیار دانا است.»
5. حق عدم تعقیب به خاطر الحاد (به حال خود رها شدن)
انفعال، 180:
«کسانی را که در اسماء او کجروی (الحاد) میکنند به حال خود (آزاد) واگذار.»
فصلت، 40 (2 هجری).
«کسانی را که در اسماء ما الحاد میکنند، بر ما پوشیده نیست.»
6. حق بحث آزاد با مسلمانان (انکار و تکذیب)
یونس، 20 (4 هجری) و انعام، 33 تا 37 (6 هجری):
«ما به خوبی میدانیم آنچه میگویند مسلما تو را محزون میکند، (ولی بدان که) آنها تو را تکذیب نمیکنند. بلکه ستمگران به آیات خدا انکار و لجبازی مینمایند. رسولان قبل از تو نیز تکذیب شدند، اما در برابر تکذیبها تحمل کردند و آنقدر آزار و اذیت کشیدند تا نصرت ما فرا رسید.
(چرا که) برای کلمات خدا تبدیلی نیست (وعده خدا خلاف نمیشود.) هر آینه از اخبار رسولان نیز برای تو آمده است (از تجزیه آنها نیز میتوانی عبرت بگیری، با وجود این) اگر روگردانی کافران بر تو گران میآید، اگر میتوانی سوراخی در زمین یا نردبانی به آسمان فراهم کن تا معجزهای برای آنها بیاوری؟! (راه دیگری ندارد زیاد ناراحت نباش). اگر خدا میخواست همه آنان را بر هدایت جمع میکرد. پس از نادانان نباش ـ (بدان که) منحصرا کسانی که گوش شنوا دارند دعوت تو را اجابت میکنند و مردگان (ناباوران) را خداوند مبعوث خواهد کرد سپس به سوی او برمیگردند.»
نساء، 140 (6 هجری):
«در کتاب چنین حکمی بر شما مقرر شده است که هرگاه در مجلسی شنیدید آیات خدا مورد کفران و استهزاء قرار میگیرد، در چنین مجلسی (همراه کافران) منشینید مگر آن که در موضوع دیگری وارد شوند (بحث عوض شود)...»