تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۴۷۹۹۲

سفرنامه ترکیه و گرجستان (بخش چهاردهم)


سیروس محمودیان
اوضاع نامناسب جوی سبب می‌شود به ناچار تا دوم فروردین1391 از سفر به ترکیه منصرف شوم. کشور ترکیه در بخش امنیت ملی، آزادی بیان، وفاق ملی و رفاه اجتماعی- اقتصادی با چالش‌های لاینحل چشمگیری روبه‌رو است. فساد و فحشایی هم که با حمایت رسمی دولت‌های20 سال گذشته ترکیه از ساختار ریشه‌ای قابل تامل برخوردار شده امنیت اخلاقی را در جامعه ترکیه بشدت تضعیف کرده است. نبود امنیت اجتماعی در مناطق غیرتوریستی هم خود داستان مفصلی دارد. تبعیض نژادی، تحقیر کردها، فقر و محرومیت روزافزون مردم پدیده‌ای کاملا ملموس در شرق ترکیه است.
در حال حاضر زندان‌های ترکیه مملو از افرادی است که به بهانه‌های واهی سیاسی محکوم به حبس شده‌اند. در حال حاضر نزدیک به یکهزار دانشجو، 8 نماینده مجلس، 6 شهردار و ده‌ها خبرنگار زندانی در ترکیه با جرم سیاسی وجود دارد. رسیدن به گذشته طلایی امپراتوری عثمانی یکی از آرزوهای بزرگ اغلب ترک‌های عثمانی است. برخلاف ترک‌ها، کردها در حسرت خودمختاری و رسیدن به استقلال حکومتی در هر فرصت ممکن آتش و خون بر پا می‌کنند. به آتش کشیده شدن بیش از 9 کامیون حامل کالا توسط گروهک «پ‌ک‌ک» در هفته گذشته در منطقه چالدران ترکیه در استان آغری تنها گوشه کوچکی از اقدامات اعتراضی کردها برای رسیدن به حکومت مستقل است.
به هر حال تعویق سفر فرصت خوبی است تا درباره چگونگی فروپاشی امپراتوری عثمانی و حاکمیت لائیک‌ها بر کشور ترکیه مطالعات جدیدتری داشته باشم. در واقع هر دولتی که در ترکیه روی کار بیاید موظف و مکلف به رعایت دستورالعمل‌های ابلاغی از سوی سیستم لائیسیته حاکم بر ترکیه است. در حال حاضر عبدالله گل رئیس‌جمهور، اردوغان نخست‌وزیر و احمد داوود اوغلو وزیر خارجه که فراماسون بدنامی است همگی به یک اندازه در مقابل صحنه‌گردانان پشت پرده نظام لائیک ترکیه مسؤول و پاسخگو هستند.
اسلامگرایی دولتمردان ترکیه تنها بهانه‌ای برای فریب افکار عمومی جامعه 98 درصد مسلمان ترکیه است که عموما با وجود تلاش‌های سازمان‌یافته غربی‌ها برای اشاعه و رسمیت‌بخشی به فحشا و فساد لجام‌گسیخته در جای جای ترکیه تشنه فرهنگ ناب و معارف انسان‌ساز اسلام هستند؛ مسلمانان ساده‌اندیشی که در سایه تبلیغات دامنه‌دار و تشکیلاتی لائیک‌ها به نوعی فریفته ظاهر اسلام لائیکی شده‌اند که هیچ نشانی از اسلام روشنگر و حرکت‌آفرین ندارد. انفعال اجتماعی از سر و روی اسلام تحریفی لائیک‌ها می‌بارد. در واقع پایان جنگ اول جهانی آغازی بر فروپاشی‌های 4 امپراتوری بزرگ بود.
در پایان جنگ اول جهانی امپراتور آلمان ناباورانه تاج و تخت خویش را از دست می‌دهد و دولت جمهوری جایگزین امپراتوری مستبدانه وی می‌شود. شیرازه امپراتوری‌ شکست‌خورده اتریش- مجارستان هم از هم می‌گسلد و امپراتوری روسیه نیز طی شورش‌های داخلی به دست بلشویک‌ها می‌افتد و امپراتوری شکست‌خورده عثمانی نیز بسیاری از مناطق تحت کنترل را در شمال آفریقا، حجاز، سوریه و عراق از دست داده و با پدیده نوین تجزیه ارضی مواجه می‌شود. در بحبوحه جنگ بخشی از اروپای خاوری که تحت سلطه عثمانی‌ها بود با حمایت فاتحان به استقلال می‌رسد.
در ادامه جنگ که مقارن با اواخر سال‌های پایانی جنگ اول جهانی است کشور ترکیه از سمت جنوب مورد هجوم گسترده نظامی دولت‌های فرانسه و ایتالیا قرار می‌گیرد که کشور زخم‌خورده یونان هم با مناسب دیدن شرایط از سمت شرق دست به تاخت نظامی می‌زند. کهنه‌سرباز معروفی به نام مصطفی کمال‌پاشا معروف به آتاتورک یا همان پدر ترک‌ها که از ژنرال‌های جنگ آزموده بود در مقابل مهاجمان می‌ایستد و به قهرمان ملی عثمانی‌ها تبدیل می‌شود.
او که در نبرد معروف «چناق قلعه» در سال ۱۹۱۴ میلادی با سپاهی کوچک در برابر تهاجم نیروی دریایی بریتانیای کبیر و فرانسه ایستادگی کرده و عملا مانع از تصرف استانبول به دست مهاجمان شده بود و در سال‌های قبل نیز بارها و بارها با قوای ایتالیایی‌ها در طرابلس لیبی جنگیده یا در سال ۱۹۱۶ میلادی در تنگه داردانل و شبه‌جزیره قالیبولی در برابر انگلیسی‌ها مقاومت سختی از خود نشان داده بود با استفاده از نارضایتی مردم که از بی‌کفایتی خلیفه عبدالحمید اول و نظام عثمانی به ستوه آمده بودند رهبری جنگ استقلال ترکیه را برعهده می‌گیرد.
مصطفی کمال‌پاشا که متوهمانه به جای بی‌عرضگی‌های سلاطین فاسد عثمانی، اسلام را عامل فروپاشی امپراتوری از درون پوسیده عثمانی می‌دانست نقشه‌های شومی برای مقابله با اسلام حقیقی در سر می‌پروراند و برای رسیدن به نیات خویش در دام انگلیسی‌هایی می‌افتد که تا دیروز با آنان سر جنگ داشت. وی در سال ۱۹۲۳ میلادی با کمک ملی‌گرایان ترک و با حمایت مستقیم ملکه انگلیس، ترکیه مدرن را در چارچوب نظام جمهوری مبتنی بر سیستم تعریف شده لائیسیته تاسیس می‌کند که در نهایت با حمایت فراگیر انگلیسی‌ها، آتاتورک! تا زمان فرارسیدن مرگش در پست رئیس‌جمهوری ترکیه خدمات شایان توجهی به غربی‌ها ارائه می‌کند.
در حقیقت کشور اوراسیایی ترکیه جدید برای اروپایی‌ها از اهمیت سوق‌الجیشی برخوردار بود و آنها که حاضر نبودند تحت هیچ شرایطی کشور ترکیه را از دست بدهند با همه وجود به مهره‌چینی در آنجا مبادرت می‌کنند. سابقه شکست‌های سنگین چندباره مسیحیان در طول جنگ‌های تاریخی گذشته از مسلمانان منطقه تجربه تلخی بود که انگلیسی‌ها را وامی‌دارد برای همیشه برای به دست گرفتن کنترل امور در ترکیه برنامه‌ریزی تشکیلاتی کنند.
در واقع انگلیسی‌های پیروز در جنگ که به خوبی از قدرت اسلام حقیقی در بسیج مسلمانان در مقابله با استبداد و استعمار آگاه بودند به واسطه نقشه از پیش طراحی شده خود کهنه‌سرباز بنامی را به استخدام خویش درمی‌آورند که مختصات یک اسلام بی‌خاصیت مبتنی بر تعالیم تحریف شده کلیسایی را در ترکیه جدید و متعاقبا منطقه خاورمیانه پیاده می‌کند که در این میان ژنرال عصمت اینونو که مهره مورد اعتماد انگلیسی‌ها بوده در جایگاه نخست‌وزیری جمهوری آتاتورک و مغز متفکر اجرایی کردن سیاست‌های ضددین لائیک‌ها نقش اساسی ایفا می‌کند.
به هر حال در دهه 1900 میلادی در بلبشوی جنگ برای استقلال ترکیه تازه‌تاسیس! تعریف جدیدی از اسلام و مسؤولیت‌های اجتماعی مسلمانان ارائه می‌شود. رضاخان میرپنج نیز نیمه مکمل او در ایران مسؤولیت‌های مشابهی را برعهده می‌گیرد. اگرچه در ایران روحانیت اصیل و فقاهت پویای شیعی مانع از به بار نشستن کامل برنامه انگلیسی‌ها در ایران می‌شود اما گویا عثمانی‌های خسته از جنگ و دلگیر از روحانیت درباری چاره‌ای جز پذیرش جامع لائیک‌ها نمی‌یابند و مجموع آرزوهای بر باد رفته خویش را در آینه مکدر آتاتورک جست‌وجو می‌کنند.
در این میان علمای دنیازده عثمانی هم کم‌تقصیر نیستند. جداسازی دین از سیاست، ترویج ملی‌گرایی ترک‌محور، الزام همگانی به رعایت اصل تغییر خط عربی به خط لاتین، محدود کردن روحانیون مبارز، کشف حجاب و ممنوعیت حجاب و مظاهر دینی در مراکز دولتی و معابر عمومی، اجباری کردن پوشیدن لباس اروپایی و تبدیل همیشگی مسجد تاریخی ایاصوفیه به موزه در راستای جلب رضایت اروپاییان مسیحی، همچنین سرکوب عشایر بویژه کشتار دسته‌جمعی کردهای استقلال‌طلب ترکیه و سوریه از جمله اقدامات مصطفی کمال آتاتورک به حساب می‌آید که ۱۰ نوامبر سال ۱۹۳۸میلادی به مرگ طبیعی می‌میرد اما افکار ضددین وی کماکان در ترکیه در دستورکار دولت‌های مختلف از جمله اسلامگراهایی مانند اردوغان قرار دارد.
غیرقابل انکار است که در سایه سیاست‌های بلندمدت لائیک‌های حاکم بر ترکیه، انفعال دینی و مسؤولیت‌گریزی یکی از ویژگی‌های بارز جامع 98 درصد مسلمان ترکیه است؛ مسلمانان ظاهرا متعصبی که بر اساس حاکمیت آموزه‌های سیاسی سیستم لائیک ترکیه تعبیر خاصی از دین و پایبندی به آن پیدا کرده‌اند.
«عیسی به دین خود و موسی به دین خود» ضرب‌المثل رایجی در ترکیه است که به وفور در مراودات مردمی می‌توان مشاهده کرد. اسلام بی‌خاصیت عرفانی مشایخ‌محور نسخه قدیمی است که یکصد سالی می‌شود فراماسون‌ها برای جامعه ترکیه پیچیده‌اند. در کشور مسلمان ترکیه حسد، دروغ، غیبت، کاهلی در نماز و روزه‌خواری از جمله پلشتی‌های مذموم دینی به حساب می‌آید که هر مسلمانی مکلف به پرهیز از آنهاست اما امر به معروف، نهی از منکر، دخالت در سیاست و کندوکاو درباره تصمیمات حکومتی اقدام ناپسندی است که دین را بر باد می‌دهد.
از نظر شهروندان ترک کار دنیا و دنیاداری را باید به دنیاداران سپرد. باید به وضع موجود جامعه که نتیجه خواست الهی! است با رضا تن سپرد. مبارزه با وضع موجود عنادورزی با حکم الهی! است. سرنوشت را تقدیر الهی رقم می‌زند و مسلمانان باید بی‌کم و کاست بر آن گردن بنهند. به شهروندان ترک عمیقا باورانده‌اند که تقدیر برخی را حاکم و مابقی را محکوم به اطاعت از سلاطین آفریده است. سیاست نیز امر قبیحه‌ای است که دین را بر باد می‌دهد. سیاستمداری با دینداری سر ناسازگاری دارد.
روز دوم حضورم در استانبول دم دمای غروب در کوچه پس‌کوچه‌های اطراف ایستگاه تراموای بایزید استانبول به دنبال کلیسای ایرانی‌ها می‌گشتم. کنار خیابان فرعی هم بساط دستگاه‌های قمار برپا بود. معمولا دستفروش‌های مواد غذایی و صاحبان دستگاه‌های قمار در خیابان‌ها با عصبانیت از عکس گرفتن توریست‌ها جلوگیری می‌کنند.
به واسطه تجارب قبلی به سرعت چند عکس از بساط قمار و دستگاه‌های کوچک و بزرگ قمار می‌گیرم. صاحب دستگاه‌ها که مرد 50 ساله‌ای نشان می‌دهد با عصبانیت کلاه را از سرش برمی‌دارد و داد و فریاد راه می‌اندازد که عکس نگیر. خود را به نشنیدن می‌زنم و چند عکس دیگر هم می‌گیرم. جلوتر می‌آید. به فارسی می‌پرسم چه شده، توریست ایرانی هستم. وی که فارسی بلد نیست به زبان ترکی چند ناسزا می‌گوید و با دست اشاره می‌کند که عکس نگیرم. سری تکان می‌دهم و به سرعت رد می‌شوم.
دیدن منظره زنان و پیرمردان دستفروشی که با التماس و عجز ترحم‌برانگیزی خواهان خرید از آنان هستند کمی ناراحتم می‌کند. در سراشیبی خیابان سنگفرش شده پیرمردی که محاسن بلند سفیدی دارد بساط زیرپیراهن و جوراب‌فروشی دارد. روبه‌رو و در سمت چپ وی نیز در چند قدمی یک اغذیه‌فروشی است که مشروب هم می‌فروشد. روبه‌روی آن هم در پیاده‌رو چند میز و صندلی چیده‌اند که باز همراه با غذا مشروب هم می‌فروشد. پیرمرد پالتوی بلندی پوشیده و کلاه سیاه پشمی نیز بر سر دارد.
کمی پایین‌تر مرد میانسالی روی یک میز چرخدار، بساط دستفروشی پهن کرده است. یک دست کت و شلوار خوشرنگ هم برای فروش روی صندلی قرار داده، روبه‌روی او هم در پیاده‌رو بساط فروش غذا و مشروب دایر است. کمی دورتر مرد مسنی بساط ساعت‌فروشی راه انداخته است. هوا کمی سرد است. پسر جوانی در حال خرید از پیرمرد است. چانه‌ زدن‌های او پیرمرد را عصبانی می‌کند. صبر می‌کنم تا پسر جوان برود. کنار پیرمرد می‌ایستم و به بهانه خرید جوراب سر صحبت را باز می‌کنم. می‌گویم ایرانی هستم، جورابی می‌خرم و از حال و احوالش می‌پرسم. الحمدلله می‌گوید و ادامه می‌دهد اگر ماموران «بلدیه» مجالی بدهند خدا را شکر وضعمان خوب است. عکسی می‌گیرم و نشانش می‌دهم. با شور خاصی عکس خودش را نگاه می‌کند.
ترک‌ها علاقه خاصی به دیدن عکس‌هایی دارند که از سوی توریست‌های خارجی گرفته می‌شود. پیرمرد آدم متین و متدینی نشان می‌دهد. به گفته خودش سال‌هاست نماز جماعت و جمعه‌اش جز چند باری که مریض‌احوال بوده ترک نشده است. سنی‌مذهب و از قدیم ساکن استانبول است. معمولا با شنیدن صدای اذان ظهر بساط‌اش را به کنار دستی می‌سپارد و راهی مسجد می‌شود. تسلط خوبی بر احکام نماز و وضو دارد. می‌گوید پای منبر امام جماعت مسجد بزرگ بایزید که چندصد متر بالاتر است خیلی چیزها یاد گرفته است.
از خانواده و گذر روزگار و سختی‌هایش می‌پرسم. با حوصله روی چارپایه صورتی‌رنگش می‌نشیند و آه بلندی می‌کشد. سال‌ها پیش همسرش به رحمت خدا رفته و تنها زندگی می‌کند. دختری دارد که الان سر خانه و زندگی خودش است و گاه گداری در اعیاد قربان و رمضان سری به او می‌زند. آدرس کلیسا را از او می‌پرسم، با تعجب نگاهم می‌کند و می‌گوید چند کوچه پایین‌تر است. از دین و مرامم می‌پرسد. می‌گویم مسلمانم و شیعه. می‌گوید فرقی ندارد همه با هم برادریم اما با ناراحتی از من می‌پرسد پس با کلیسا چکار داری! می‌گویم از سر کنجکاوی دوست دارم سری به آنجا بزنم.
نصیحتم می‌کند که این ‌کار را نکنم، آنها شیاطینی هستند که با تبلیغات از راه محمد(ص) به درم خواهند کرد. افرادی را می‌شناسد چند سالی است مسیحی شده‌اند. جواب گذرایی می‌دهم که کمی از نگرانی صادقانه‌اش بکاهم. حساسیتش نسبت به کلیسا و مسیحیت بهانه‌ای می‌شود که از اوضاع سیاسی ترکیه و رواج رسمی فحشا و فساد بپرسم.
مشروب‌فروشی کنار دست و روبه‌رو را نشانش می‌دهم و از حرمت آنها در اسلام و لزوم امر به معروف و نهی از منکر می‌گویم. سری تکان می‌دهد و لبی جمع می‌کند و با بی‌خیالی خاصی که مناسب با سن و سالش است، می‌گوید: «اینها چه ربطی به من دارد. مگر من مفتش هستم. مگر مرا در قبر اینها خواهند گذاشت. من کلاه خودم را نگه دارم جای شکرش باقی است. مشروب‌فروشی و کارهای بد آنها به من اصلا مربوط نیست. من نان شبم را پیدا کنم راضی هستم. خدا از سر تقصیرات فاسد‌ها بگذرد». از نظر او ترکیه کشور بزرگی است که رهبری جهان اسلام را بر دوش دارد. دفاع از فلسطین را وظیفه‌ای می‌داند که اردوغان در حال حاضر به خوبی بر آن اصرار دارد. می‌دانم ادامه بحث ما هیچ سودی ندارد.
بعد از خداحافظی از پیرمرد سراشیبی خیابان را پیش می‌گیرم تا به کلیسایی برسم که عموما برای به دام انداختن ایرانی‌های مسافر برنامه‌های ویژه‌ای تدارک می‌بینند. عموما در کشور ترکیه مسؤولیت دینی- اجتماعی صرفا در عبادات فردی خلاصه می‌شود. رسیدن به سراب امپراتوری عثمانی توجیه مناسبی است که مردم ساده‌اندیش ترکیه با وجود همه کاستی‌های اقتصادی و فقر و فحشای فراگیر گسترده کماکان به وعده‌های توخالی اردوغان دل‌ خوش کنند.
برخلاف آزادی قابل تاملی که مردم ترکیه در گپ و گفت دوستانه روزمره با توریست‌ها دارند، سخن گفتن درباره گروهک پ‌ک‌ک و نقش دین در سیاست و مسؤولیت‌های اجتماعی و انتقاد از دولتمردان و ژنرال‌های چهارستاره لائیک خطوط قرمزی است که کمتر کسی حاضر به سخن گفتن درباره آنهاست. عموما در کشور ترکیه آزادی بیان در بخش رسانه و مطبوعات هیچ معنایی نمی‌تواند داشته باشد. در حال حاضر بیش از 250 هزار نفر در زندان‌های ترکیه بسر می‌برند و این در حالی است که ظرفیت اسمی زندان‌های ترکیه تنها 132 هزار و 60 نفر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات