مهدی قدیمی
گروه سیاسی: اسفندیار رحیم مشایی، مرد خبرساز کابینه محمود احمدی نژاد، سرانجام به پرده نشینی خود پایان داد و با حضوری که خبر آن تنها در روزنامه دولتی «ایران» منتشر شد، بار دیگر به اظهار نظر درباره بشریت و زندگی و مفاهیمی از این دست پرداخت. مشایی در نشست مشترک مرکز ملی جهانی شدن و در جمع سفرای عضو اتحادیه همکاری های منطقه یی کشورهای حاشیه اقیانوس هند، از جهانی شدن و تشکیل خانواده جهانی سخن گفته و اقلیتی کوچک که مخالف جهانی شدن هستند را این گونه توصیف کرده است: «برای خشکاندن ریشه های رخوت و خودخواهی های ضدانسانی، عقب ماندگی ها، جهل ها و همه مظاهر بدی هیچ راهی پیش روی بشر نیست جز اینکه همه کنار هم برای رسیدن به این هدف تلاش کنند و فقط اقلیت کوچکی هستند که این منطق را برنمی تابند.»
اگرچه سخن گفتن مشایی از مفاهیمی همچون «خشکاندن ریشه خودخواهی های ضدانسانی» به خودی خود مستعد واکنش های اصولگرایان و باز شدن پرونده «افکار انحرافی اطرافیان دولت» است، اما نکته مهم تری که در پس اظهار نظر مشایی وجود دارد این است که او پس از قریب به یک سال سکوت و پرده نشینی، در جمعی رسمی حضور پیدا کرده و سخنرانی کرده است.
اسفندیار رحیم مشایی که در یک سال گذشته نه تنها سخنی از او در میان نبود بلکه حتی تصویری هم از او در جلسات هیات دولت، سفرهای استانی و نشست های گاه و بیگاه دولتی ها دیده نمی شد و حتی در موسم رقابت درون خانگی اصولگرایان برای فتح مجلس نهم هم آفتابی نشد، حالاو در شرایطی که تنها 11 ماه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور زمان باقی است، دوباره اعلام حضور کرده تا به همه اصولگرایان اعلام کند بعد از همه فراز و نشیب های یک سال گذشته و حتی پس از برگزاری دادگاه هایی که به نظر می رسید برایش دردسرساز باشند، همچنان حضور دارد، نظریه می دهد و البته تغییری هم در مواضعش ایجاد نشده است.
این حضور را که البته تنها از تریبون روزنامه «ایران» اعلام شد، می توان آغاز مرحله یی جدید از صف بندی های جناح راست برای انتخابات ریاست جمهوری آتی دانست. چراکه اصولگرایان حالادیگر نمی توانند با این تضمین که اصلاح طلبان راهی به این رقابت ندارند، بدون دغدغه به وزن کشی های درون گروهی خود ادامه دهند و از انشعاب و تاسیس حزب های جدید خبر دهند.
اصولگرایان عادت دارند همواره در حضور مخالفین به دور هم جمع شوند و حتی اگر اقتضا کند، برای حذف یک رقیب نظر به حمایت از ناهمگون ترین گزینه های موافق بدهند. با این حساب باید از این پس منتظر باشیم تا کسانی که تاکنون برای بیرون انداختن یکدیگر از دایره اصولگرایی و اثبات اصولگراتر بودن خود، تلاش می کردند، دوباره از وحدت و ائتلاف دم بزنند. هرچند به نظر می رسد، آنچه تجربه هفت ساله حضور در قدرت برای آنها به جا گذاشته، شکاف ها و اختلافاتی است که شاید اجازه ندهد آنها مانند دو دوره قبل با یکدیگر به توافق برسند.
شکاف هایی که در غیاب اصلاح طلبان، تنها گروهی که می تواند از آن استفاده کند، حلقه حامیان دولتی هاست. حلقه یی که حالابا اعلام حضور چهره محوری خود، یعنی «اسفندیار رحیم مشایی»، نشان می دهد که برای از دست ندادن مناصبی که در اختیار دارد، خود را آماده کرده است.
آنها خود را اصولگرا نمیدانند
اینکه محمود احمدی نژاد و یارانش بارها در عیان و نهان خود را از جماعتی که در عرصه سیاسی ایران به نام «اصولگرا» شناخته می شوند، جدا کرده اند، امر تازه یی نیست. این موضوعی است که بارها مورد انتقاد اصولگرایان از تریبون های مختلف قرار گرفته و البته دولتی ها هم از این انتقادات خرسند هستند چون گزاره جدایی آنها از اصولگرایان را تایید می کند تا دیگر مجبور نباشند تن به امر و نهی های وحدت اصولگرایان دهند.
نشانه های گریز حلقه حامیان دولت از دایره اصولگرایی را می توان در لابه لای مطالب منتشرشده در روزنامه دولتی «ایران» مشاهده کرد: روزنامه یی که در ستون طنز خود، اصولگرایان را مورد طنز قرار می دهد و چندی پیش در همین ستون با بیان اینکه 7+8 می شود صف، ساز و کار وحدت اصولگرایان را این گونه توصیف کرد: «اول چند جلسه وحدت بخش تشکیل می دن و با هم خوش و بش می کنن و جریان انحرافی رو محکوم می کنن.
بعد از یه مدت از جمع 20 نفرشون، 25 نفر کاندید میشه و تا روز آخر حتی یه نفرش هم کنار نمیره و هی می گن تقصیر انحرافیاس، ما وحدت نمی کنیم! آخرش با شکست کاملشون، همه چی به خیر و خوشی تموم می شه!»علاوه بر این، مجادله با مواضع و اظهارنظرهای اصولگرایانی چون لاریجانی، قالیباف، رضایی، علی مطهری، باهنر، توکلی و البته موتلفه یی ها، همواره یکی از کارویژه های ارگان مطبوعاتی دولت بوده و این کار را مانند موضع گیری در برابر اصلاح طلبان، با جدیت پیگیری می کند.
اما در این بین برخی طیف های اصولگرا که با محوریت یاران آیت الله مصباح و همراهی برخی اعضای سابق دولت احمدی نژاد در جبهه پایداری گرد هم آمده اند، تاکنون کمتر مورد انتقاد دولتی ها قرار گرفته اند و حتی گاهی دولتی ها از اظهارنظرهای آنها در ذم سایر اصولگرایان استقبال هم کرده اند. نمونه بارز این حمایت های دولتی از اصولگرایان این طیف هم، بزنگاه هایی نظیر استعفای علی مطهری، انتخابات هیات رییسه مجلس و نطق های منتقدان دولت در مجلس است که با واکنش سریع این طیف مواجه می شود و رسانه های حامی دولت نیز به سرعت این واکنش ها را پوشش می دهند.
اما نکته یی که به نظر می رسد این طیف اصولگرا هنوز به آن پی نبرده اند، این است که حمایت دولتی ها از آنان صرفا تا جایی است که مخالف مشترک آنها (یعنی اصولگرایان منتقد) طرف ماجرا باشند. اما اگر پای رقابت درون خانگی به میان بیاید، این طیف که به پشتوانه حمایت های دولتیان رودرروی دیگر اصولگرایان قرار گرفتند، نه در بین دولتی ها جایگاهی خواهند داشت و نه دیگر در میان اصولگرایان.
این طیف اصولگرایان که در یک سال اخیر با نام جبهه پایداری، در عرصه سیاسی نقش آفرینی می کند، نشان می دهد که آنها برای متهم نشدن به آنچه که از جانب سایر اصولگرایان، «انحراف» نامیده می شود، بر روی گزاره «احمدی نژاد منهای مشایی» تاکید ویژه یی داشتند و به همین دلیل با اعلام برائت از اصولگرایان انحرافی، و همزمان حمایت از دولت احمدی نژاد سعی داشتند تا ضمن بهره مند شدن از حمایت مردان دولت، از اتهام همنوایی با انحراف در امان بمانند اما بازگشت مشایی به عرصه عمومی، آنها را بار دیگر بر سر یک سه راهی قرار خواهد داد.
حالاآنها یا باید از تمام دولت، یعنی احمدی نژاد به اضافه مشایی، حمایت کنند، یا به اردوگاه منتقدان بپیوندند یا به عنوان گروه سوم، منتقد هر دو طیف اصولگرایان و دولتی ها شوند. آنچه مشخص است اینکه اظهارنظرهای تند اعضای جبهه پایداری درباره حلقه مشاییون و حلقه اصولگرایان منتقد، راه بازگشت آنها به این دو حلقه را ناهموار کرده و حالا، آنها که با امید به حمایت های دولت از اصولگرایان جدا شدند، با بازگشت مشایی باید کوله بار خود را به دوش گیرند و از جمع دولتی ها هم خداحافظی کنند و با تکیه بر امکانات حلقه آیت الله مصباح، برای رقابت با دو طیف دیگر پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بگذارند.