اصلاحطلبان به کجا میروند؟
اگرچه در جریان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی برخی متقاعد شده بودند که عدم حضور گسترده و تشکیلاتی اصلاح طلبان به معنای عدم شراکت آنان در فرآیندهای سیاسی نظام است و این وضعیت شامل انتخابات ریاستجمهوری 92 هم میشود اما با برگزاری انتخابات مجلس و ورود زودهنگام اصلاح طلبان به مباحث انتخاباتی برای همگان روشن شد که آنان برنامهریزی گستردهای را تدارک دیدهاند.
در این جریان اما برخی منابع از دو گانه خاتمی و عبدالله نوری سخن گفته و اعلام کردند که برای هدایت اصلاح طلبان در جریان انتخابات آینده اختلاف نظراتی بین این دو نفر به وجود آمده است. فارغ از این گمانه زنیهای رسانهای که البته با اظهارات انتقادی نوری از خاتمی فاز روشنتری به خود گرفت، در جریان نیروهای دوم خردادی و وابستگان احزاب منحله مشارکت و مجاهدین مباحث علنی انتخاباتی صورت نگرفت و تحرکات احتمالی این جریانات با چراغ خاموش پیش رفت.
در مقابل اما اصلاح طلبان ساختارگرا و مشخصا برخی از نمایندههای کنونی و سابق اصلاح طلب به وضوح اصلاحطلبان را به مشارکت گسترده انتخاباتی دعوت کردند. در این جریان برخی از آنان مانند کواکبیان حتی به ارائه طرح سیاسی پرداختند که البته از سوی عموم جبهه اصلاحات مورد اقبال واقع نشد. بهنظر میرسد که در جبهه اصلاحات تناقض گفتاری پیشین تا حد زیادی رفع شده است و چند دستگی اصلاح طلبان برای مشارکت یا عدم مشارکت انتخاباتی کمتر شده است. اکنون میتوان به صراحت گفت که بهرغم تحرکات پنهان اصلاحطلبان، آنان به وضوح دریافتند که نمیتوانند به سادگی از رقابت انتخاباتی سال آینده چشمپوشی کنند و به همین منظور زمینههایی را برای مشارکت گسترده لایههای اجتماعی از یکسو و حضور کاندیداهای بالقوه وابسته به خود را از سوی دیگر دنبال میکنند.
اصولگرایان و همگرایی
وضعیت جریان اصولگرا به نحو متفاوتتری دنبال میشود. در حالی که گروههای مختلف اصولگرا اکنون مباحثه و مذاکرات انتخاباتی را به جد آغاز کرده و هر یک نیز جلسات درون گروهی خود را به پیش میبرند، برخی کاندیداهای احتمالی اصولگرا هم در این بین مطرح شدهاند. بهنظر میرسد که جریان پایداری مسیر خاصی را طی میکند. این مسیر با سخنان جدید باقری لنکرانی بیشتر اثبات میشود. وی اخیرا حضور خود را در عرصه انتخابات نفی کرده و البته اعلام کرده است که جبهه پایداری ممکن است رأسا کاندیدایی معرفی نکند و به جای آن از کاندیداتوری فرد دیگری حمایت کند.
اگر به تحرکات اخیر این جریان و همچنین تلاشهای زیادی که در جریان انتخابات ریاست مجلس نهم انجام دادند توجه کنیم به این نکته میرسیم که منظور لنکرانی از حمایت این جبهه از کاندیدایی خارج از جریان پایداری میتواند شامل افرادی مانند سعید جلیلی باشد. در این سیر و همراستا با این گمانهزنیها، برخی تحرکات حمایتی رسانههای وابسته به این جریانات از سعید جلیلی و حمایت هر چند غیر شفاف تبلیغاتی از وی، احتمال کاندیداتوری دبیر شورای عالی امنیت ملی را افزایش داده است. در سوی دیگر علی لاریجانی که اخیرا در جریان انتخاب رئیس مجلس شورای اسلامی پیروزی شیرینی را کسب کرده بود، هنوز خود به صراحت موضع گیری خاصی را برای حضور یا عدم حضور انتخاباتی اتخاذ نکرده است. اما این سکوت لاریجانی به معنای عدم گمانه زنی اطرافیان و نزدیکانش نیست.
در حالی که برخی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین از کاندیداتوری وی اعلام حمایت کرده و عنوان کردهاند که کاندیدای جامعه مهندسین و رهروان ولایت رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی میباشد، جواد جهانگیرزاده بهصراحت از عدم تمایل لاریجانی به کاندیداتوری خبر داده است. هر چند چنین مواضعی نمیتواند اعتبار چندانی در گمانهزنی نهایی داشته باشد اما میتوان گفت که سکوت رئیس مجلس شورای اسلامی به معنای تلاش وی برای برآورد اوضاع میباشد و هنوز نمیتوان به قطعیت از حضور یا عدم حضور وی سخن گفت. در این بین به جرات میتوان گفت که در صورت حضور لاریجانی ائتلاف رهروان ولایت بازوی وی در انتخابات آتی خواهد بود.
جریانات دیگر اصولگرا هم البته در راستای کلی انتخابات آتی اعلام موضع کردهاند. موتلفه اسلامی که برخی گمان میبردند به حمایت قاطع از علی لاریجانی برمی خیزد اکنون از معرفی کاندیدای مستقل خبر میدهد. مسئلهای که از بدو اتمام فرآِیندهای انتخاباتی مجلس نهم توسط دبیر کل و برخی از اعضای شاخص این جریان مطرح شد. این جریان سیاسی اعلام کرده است که جلسات انتخاباتی خود را آغاز کرده است و البته هنوز وارد مصادیق نشده است.
گمانه زنیهای رسانهای البته از منوچهر متکی بهعنوان گزینه اصلی آنان حکایت دارد. جبهه ایستادگی نیز فرآیندهای انتخاباتی خود را با اعلام حضور تلویحی محسن رضایی آغاز نموده است. تحرکات اخیر رضایی و به ویژه انتشار یادداشتی در خصوص چگونگی خروج خود از سپاه پاسداران که بسیاری آن را تبلیغات انتخاباتی خواندند نشان از این دارد که محسن رضایی اینبار هم پای ثابت رقابتهای انتخاباتی میباشد. مواضع برخی دیگر از جریانات سیاسی اصولگرا که البته برد رسانه ای، تبلیغاتی و حمایتی بسیار کمتری دارند نیز عمدتا در چارچوب کلی دنبالهروی از پیشروان سیاسی خود تفسیر میشود.
دولتیان و سکوت مصلحتی
اگر چه قطب بندیهای موجود سیاسی، دولت و به صورت کلی اطرافیان محمود احمدینژاد را از گروه های انتخاباتی تلقی کردهاند اما به نظر میرسد برآوردها کمی متفاوت شده است. از علی نیکزاد، مجتبی ثمره هاشمی و برخی دولتیان دیگر بهعنوان کاندیداهای احتمالی این طیف نام برده شده است اما آنچه وضعیت را کمی مبهمتر میسازد، سکوت مطلق جریان دولتی میباشد. طی روزهای گذشته اغلب جریانات سیاسی و حتی اصلاح طلبان به گمانهزنیهایی درخصوص انتخابات ریاستجمهوری پرداختند ولی این تنها جریان دولتی بود که نه سوگیری انتخاباتی خاصی داشت و نه محافل سیاسی و رسانهای گمانه زنیهای موثری در خصوص آنان انجام دادند.
در همین حال برادر علی نیکزاد از عدم تمایل برادرش به کاندیداتوری خبر داد و همزمان به علت موضوعیت یافتن تحریمهای اقتصادی و نفتی کمی از فضای انتخاباتی و سیاسی دولت و کابینه کاسته شده است. این مسئله بدان معنا نیست که تحولات خاصی در اردوگاه انتخاباتی دولت به وقوع نمیپیوندد،بلکه اتفاقا در برهههای آتی نشانگر این است که دولتیان فعال خواهند شد و تحولات انتخاباتی گروه آنان به صراحت رسانهای میشود.
جمعبندی
شرایط کنونی سیاسی و انتخاباتی جریانات سیاسی حاکی از این است که مباحث انتخاباتی بخش زیادی از دغدغه تشکیلاتی و چشماندازهای بلند مدت آنان را به خود مشغول ساخته است. اصولگرایان،اصلاح طلبان و دیگر جریانات سیاسی کشورمان هر یک در مسیر خود به رقابت حساس ریاستجمهوری آتی در حرکتاند. برخی بهصورت عینی دستور کارهای خود را علنی ساختهاند، برخی در تدارک معرفی کاندیدای احتمالیاند و عدهای نیز لابیها و مذاکرات معمول و متداول را شروع کردهاند. امکان ائتلاف و اجماع انتخاباتی نیز مسئلهای است که از هماکنون ضرورت آن در هر دو اردوگاه بیان میشود و در نهایت باید منتظر ماند و دید که فضای انتخاباتی گروهها به چه سمتی پیش خواهد رفت.