آزاده راستگو
میگویند«میخواهیم به شما خبر خوش را برسانیم و بشارت خبر خوش را به شما بدهیم!» و شاید بر همین اساس است که طبق آمارهای ارایه شده از سوی مسیحیان، 12 هزار و 80 موسسه تخصصی برای تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان، 99 هزار و 250 مبشر مسیحی حرفهای، 82 میلیون دستگاه رایانه مستقر در مراکز تبشیری، 44 هزار مجله تخصصی ترویج مسیحیت، 88هزار و 610 عنوان کتاب تبشیری، 2 هزار و 240 ایستگاه تلویزیونی و 2 هزار و 400 رادیوی تبشیری، 680خانه سالمندان و یتیمان و 120 هزار بیمارستان و مرکز درمانی از سوی مسیحیان برای تبلیغ دین مسیح فراهم شده است!
شاید دغدغه حجتالاسلام ناصری، سفیر ایران در واتیکان ـ که رسالت اصلیاش ایجاد تعامل و تمهید در زمینههای فهم مشترک با مسیحیت است ـ بیجا نباشد که نسبت به این تحرکات تبشیری واکنش نشان داده و میگویند: «مسیحیت تبشیری جنبه سیاسی دارد و نظام سلطه با استفاده از این ابزار درصدد اختلاف افکنی میان اسلام و مسیحیت است.»
و اما تبشیر چیست؟
اصطلاح تبشیر در قرون اخیر از نظر مفهوم و مصداق توسعه یافته و به هر نوع خدمت یا ماموریت برای اعتلای کلمه مسیح در داخل یا خارج از جوامع مسیحی اطلاق میشود. بر این اساس تبشیر دو نوع است. یکی درون دینی یعنی تبشیر در میان مسیحیان مستقر در جهان اسلام، مانند ارمنیها و آسوریها و نسطوریها، که شامل خدمتهای تبشیری و بهویژه مبارزه با بدعت است و برون دینی، یعنی تبشیر در میان غیر مسیحیان از جمله مسلمانان چه در سرزمینهای اسلامی باشند و چه در سرزمینهای غیر اسلامی.
اهمیت و جایگاه مقوله«تبشیر» در مسیحیت و چرایی تبدیل آن به یکی از ارکان جدایی ناپذیر این دین را میبایست در آیه آخر انجیل متی جستوجو کرد که در آن، عیسی در آخرین وصایای خود به حواریون، آنان را فرمان میدهد تا بروند و همه امتها را شاگرد ساخته و به نام، پدر و پسر و روح القدس تعمید دهند.
اما آنچه که در قرون پس از عیسی شاهد آن بودیم و از پیوند کلیسا با زورمندی و ثروت اندوزی و قرین شدن آن با اهداف سلطهجویان و استعمارگران حکایت داشت، نشان داد که میبایست میان دغدغه مومنان مسیحی برای دعوت از سایر آیینها و کیشها به دین خود و تبشیرهای آلوده به اغراض و مطامع اقتصادی و سیاسی نظام سلطه، تفاوتی جدی قائل شد.
چرا که به گواهی اسناد خدشهناپذیر تاریخی، برخی از جریانهای هادی و مروج فضای تبشیری که بیشتر آنها را میتوان در میان پروتستانها و اونجلیستها سراغ گرفت، بیش از آنکه دلبسته گسترش آیین عیسوی باشند، همچون آلتی برای نیل چپاولگران به مقاصد شوم خود بودهاند و البته از این رهگذر، منافعی نیز برای خود دست و پا کردهاند.
اگر در اسلام، شاهد همنوایی و هم آهنگی طیفهایی همچون وهابیت و سلفیه با مطامع نظام سلطه هستیم و در یهودیت، همین ویژگیها را در یهودیت صهیونیستی مییابیم، مسیحیت نیز دارای گرایشاتی است که مسیحیت بنیادگرا نامیده شده که اکثر گروههای تبشیری در زیر بخش آن قرار گرفته و حائز همین خصوصیات افراطگرایانه وهابیون، سلفیون و صهیونیستهاست.
این همگرایی و هم جهتی طیفهای افراطی و همراهی و همرازی آنان با زراندوزان و زورمندان، نه تنها مرزبندی و برخورد تدافعی ادیان در مقابل فعالیتهای تبلیغی چنین گرایشاتی را در پی داشته، بلکه راست کیشان هر دین را به مواجهه با هم کیشان منحرف و افراطی خود واداشته است. مخالفت مسیحیان بومی ایرانی با جریانهای تبشیری پروتستان و قلمداد کردن آنان در زمره مهاجمان فرهنگی غرب در همین راستا قابل تفسیر است.
این نکته همان چیزی است که در بیانات مقام معظم رهبری در 27 مهرماه 1389، در سفرشان به قم و توجه دادن به گسترش اباحهگر با توسل به فرقههای کاذب و کلیساهای خانگی، مورد تاکید قرار گرفت. ایشان هوشمندانه این مطلب را تنقیح و تبیین کردند که هدف از اقدامات تبشیری در قالب تاسیس کلیساهای خانگی و توزیع محصولات و... تضعیف دین در جامعه است و نه ترویج یک دین با اهداف و انگیزشهایی دیندارانه و مومنانه.
بدین جهت است که در تنظیم روابط خویش با مسیحیان و نیز سایر فرق و ادیان، ضمن استقبال از گفتوگو با راست کیشان معتدل و ضمن انجام فعالیتهای تبیینی برای جلوگیری از بدفهمیها و سوء تفاهمات و رسیدن به الگوی احترام متقابل در عین دفاع از مرزهای اعتقادی خود، در مواجهه با افراط گرایان و مبشران غرض ورز، نه تنها به محاجه و دفاع منطقی و مستحکم میپردازیم، بلکه از هجمه به باورهای آنان مینگریم. الگوی همزیستی مسالمت آمیز و دارای قدمت چهارصد ساله با شهروندان ارمنی و در مقابل، هجمه و برخورد با گروههای تبشیری پروتستانی از همین رویکرد برخاسته است.
تبشیر؛ راهکاری برای تقابل با انقلاب اسلامی
سالهای آغازین انقلاب اسلامی از ترکتازی جریانهای تبشیری خبری نبود، ولی در سالیان آخر و پس از ناامیدی نظام سلطه از پیروزی در صحنه فیزیکی و نظامی مجددا شاهد هجمه مبشران مسیحی هستیم.
حمایتهای گسترده و سازمانمند جریانهای سیاسی استعمارگر جهانی و پشتیبانی تبلیغاتی و رسانهای بنگاههای سخن پراکنی و تامین مالی قابل ملاحظه از سوی نظام سرمایه داری از گروههای مبلغ مسیحی در یک سو و هم آوای جریانات تبشیری با طیفهای معاند انقلاب اسلامی از سوی دیگر، این مطلب را مسجل میکندکه این حرکت صرفا یک حرکت دینی نبوده و اغراض سیاسی ـ امنیتی در پس آن است. بهطوری که اگر در 15 سال گذشته، مسیحیسازی صرفا به معنای به روز یک تغییر اعتقادی بود، امروزه همراه با ضدیت با اسلام و انقلاب اسلامی است.
فعالیت در قالب کلیساهای خانگی و به صورت پنهانی به جای کلیساهای عمومی، با وجود صدها کلیسای فعال در ایران، علاوه بر آنکه بیانگر تناقض در اهداف بنیان گذاران این جریانات تبشیری با فعالیتهای دینی قاطبه مسیحیان بومی است، به وضوح نشانگر غرض ورزیهای آلوده و ناپاک آنان است.
زیرا تکثر فرق و ادیان و برجستهسازی فرقه گرایی در کشوری همچون ایران که دارای تکثر دینی و مذهبی است و تبدیل حوزههای کلامی و اعتقادی به ساختها و سازمانهای پنهانی، بیش از هر چیز تامینکننده خواستههای نظام سلطه و سرویسهای اطلاعاتی آنهاست.بی تردید درکنار مدل اندلسی ترویج اباحیگری در میان جوانان مسلمان، در عصرتوسعه اندیشه و تفکر انسانی، به هم ریختن و تزلزل در باورهای اعتقادی نیز تاثیر بسزایی در انحطاط از درون نظام اسلامی دارد.
اگر رویکرد اول را در قالب تهاجم فرهنگی شاهد هستیم، نمیتوانیم از این واقعیت چشم بپوشیم که رویکرد دوم را جریان تبشیری تا حد قابل ملاحظهای عهده داری میکند. ترویج اباحهگری از سوی مهاجمان فرهنگی و تضعیف بنیانهای اعتقادی از سوی مبشران مسیحی، حلقههای هجمه نرمی است که انقلاب منادی و پدید آورنده بیداری اسلامی را هدف گرفته است.
همزمان با افزایش اقتدار جمهوری اسلامی و گرایش بیشتر ملتهای ستمدیده به آرمانهای آن و توسعه بیداری اسلامی برخاسته از آن به سایر سرزمینهای اسلامی، احساس خطر نظام سلطه از عظمت گفتمان حکومتی شیعی و اسلامی بیشتر شده و متناسب با آن، حجم حملات خود را نیز بهطور بیسابقهای افزایش دادهاند.
برآیند این اقدامات موجب شده بر خلاف دو دهه پیش که بهاییان و مسیحیان و سایر فرق برای تبلیغ در ایران در موضع ضعف بودند، امروزه با حضور پرشتاب مدرنیته و ایجاد مشکل فکری، اجتماعی، سیاسی واقتصادی ناشی از گذار از سنت به مدرنیته و نیز فراز و نشیبهای تحمیلی در مسیر این انقلاب، بستر را برای هجمه افزون خود مهیاتر ببینند و هجوم گسترده و جدیدی را آغاز کنند.
دستگیری اعضای کلیسای خانگی در همدان
در پی دریافت اطلاعاتی مبنی بر فعالیت افرادی در زمینه تبلیغ مسیحیت تبشیری ماموران اداره اطلاعات همدان با تلاش شبانهروزی عوامل موثر در این ماجرا و محل فعالیت غیرقانونی این افراد را شناسایی و با هماهنگی انجام شده اعضای اصلی این گروه را دستگیر کردند.
سرشاخه اصلی این گروه بعد از دستگیری و در تحقیقات مقدماتی عنوان کرده است:
از سال 87 به دلیل مشکلات روحی همسرم به همدان آمده و در این شهر ساکن شدیم و من با استفاده از ارتباطی که با نهادهای کشورهای استکباری داشتم از آنها کمک مالی دریافت میکردم و تحت پوشش مسافرکشی اقدام به شناسایی افراد مشکلدار از جمله معتادان به مواد مخدر، آنان را تحت حمایت مالی قرار داده و به این شیوه آنان را به عضویت گروه خود درمیآوردم.
با وجود تلاش گسترده عوامل استکبار فقط افراد محدودی اغفال شده و جذب این گروه شدهاند که تعدادی از آنان نیز با پی بردن به ماهیت واقعی این فرقه به اشتباه خود واقف شدهاند و از آنان ابراز انزجار کردهاند.
تاکنون 8 نفر از اعضای اصلی این گروه بازداشت شدهاند و تعدادی نیز با قرار وثیقه مناسب آزاد شدهاند که پرونده آنان در دادسرای عمومی و انقلاب همدان در حال رسیدگی است.