تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۴۸۱۴۱

کنشگران تحولات سوریه

دکتر محمودرضا امینی مقدمه: تحولات سوریه پس از 16ماه مقاومت دولت و مردم این کشور در مقابل کارشکنی‌های خارجی، به نشست ژنو برای بررسی مسائل سوریه منجر شد که گذشت زمان نتایج عملی این نشست را مشخص خواهد کرد. به نظر می‌رسد پیچیدگی مسائل سوریه به این دلیل است که درگیری‌های این کشور به عرصه‌ای برای محقق دسته‌بندی‌های سیاسی تبدیل شده است و به همین دلیل، برای فهم آنچه در سوریه در جریان است، باید مواضع قدرت‌های جهانی و کشورهای منطقه‌ای را بررسی کرد. کنشگران منطقه‌ای که نقش آنها در تحولات سوریه مهم است، عربستان و قطر، جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و لبنان هستند. قدرت‌های جهانی نیز که در مسائل سوریه نقش ایفا می‌کنند روسیه، ایالات متحده آمریکا و با کمی تسامح، چین هستند. در فرصت حاضر، ابتدا به نقش قدرت‌های جهانی و سپس کشورهای منطقه‌ای می‌پردازیم.

قدرت‌های جهانی
الف) ایالات متحده از دیرباز به دنبال یافتن پایگاه‌های قدرتمند و همراه کردن دیگر کشورها با خود در منطقه خاورمیانه بوده است. بنابراین آمریکا با کشورهایی که در برابر زیاده‌خواهی‌هایش می‌ایستند، مقابله می‌کند. سوریه نیز روابط نزدیکی با کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران لبنان و فلسطین در خاورمیانه دارد و همواره با حضور ایالات متحده در منطقه مخالف بوده و در مقابل سیاست‌های توسعه طلبانه‌اش ایستاده است. بنابراین تلاش ایالات متحده در منطقه مخالف بوده و در مقابل سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌اش ایستاده است. بنابر این تلاش ایالات متحده برای تغییر رژیم و نه اصلاحات سیاسی در سوریه، امری طبیعی است تا بتواند از این طریق، بستر را برای روی کار آمدن رژیمی همسو با منافع ایالات متحده و احتمالاً خارج از جبهه مقاومت در خاورمیانه، فراهم آورد.
ب) پس از رخدادهای داخلی سوریه، روسیه سه هدف مهم را در منطقه خاورمیانه دنبال کرده است. اول، احیای قدرت جهانی از دست رفته‌اش که در دوران جنگ سرد از آن برخوردار بود. دوم، بازسازی روابط با کشورهایی که مناسبات خوبی با آنها داشته است، به عنوان مثال روسیه تمایل ندارد روابط مساعدش با سوریه را که از متحدان قدیمی‌اش محسوب می‌شود، خدشه‌دار کند. سوم، روسیه قصد دارد با برعهده گرفتن نقش فعال در منطقه خاورمیانه، قدرت موثری در منطقه به دست آورده یا همچنان به عنوان قدرت موثر در این منطقه در مقابل ایالات متحده باقی بماندو با توجه به اهداف روسیه در منطقه خاورمیانه، این کشور به حامی سوریه در مقابل ایالات متحده، کشورهای غربی و عربی معارض با سوریه تبدیل شده است.
ج) چین کشوری نوظهور در عرصه قدرت بین‌المللی است و پیش‌بینی می‌شود یکی از گزینه‌های محتمل برای جانشینی ایالات متحده آمریکا پس از افول این کشور باشد. بنابر این چین با نوعی محافظه‌کاری و دوگانگی به مسائل بین‌المللی وارد می‌شود. از سویی توجه شدید به مسائل اقتصادی کشورش دارد و از سویی دیگر، نمی‌خواهد در گردونه قدرت بین‌المللی عقب بماند. بنابر این اگرچه چین با شدت روسیه در مسائل سوریه وارد نشده است و مایل نیست سوریه به متغیری تاثیرگذار در روابطش با ایالات متحده تبدیل شود، اما تلاش کرده است در کنار روسیه نقشی موثر در تحولات خاورمیانه برعهده بگیرد. البته چین قصد ندارد، خلاف عرف بین‌المللی ـ مانند ایالات متحده آمریکا که به سمت تلاش برای تغییر رژیم در سوریه حرکت کرده است ـ عمل کند.
کشورهای منطقه‌
الف ) جمهوری اسلامی ایران به عنوان رهبر جبهه مقاومت در خاورمیانه، روابط نزدیکی با دولت سوریه داشته و از ابتدای درگیری‌ها در این کشور، از استقلال، هویت و شخصیت این کشور برای تصمیم‌گیری در مورد آینده سیاسی‌اش حمایت کرده و با هرگونه توسل به زور در این کشور مخالفت کرده است. اما با وجود نقش فعال کشورمان در تحولات سوریه، غایب بزرگ نشست ژنو که در مورد تحولات سوریه برگزار شد، جمهوری اسلامی ایران بود. دعوت نشدن کشورمان به نشست ژنو را می‌توان با مقابله ایالات متحده و کشورهای غربی با روند قدرت‌گیری جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه مرتبط دانست.
 ب) ترکیه نیز در عرصه بین‌المللی دغدغه‌های خاص خود را دارد که در موضع‌گیری‌اش در ارتباط با سوریه تاثیرگذار بوده است. گویا این کشور دو هدف مهم را دنبال می‌کند: اول، ایفای نقش موثر و فعال در منطقه خاورمیانه، دوم، عضویت در اتحادیه اروپا، برای دست یافتن به هدف اول، ترکیه به دنبال فرصت‌های مناسب است تا در منطقه خاورمیانه بتواند نقش موثری برعهده بگیرد که به نظر می‌رسد تحولات سوریه این موقعیت را به وجود آورده است. در مورد هدف دوم نیز باید گفت که کشورهای غربی تمایل دارند ترکیه در تحولات سوریه نقشی همسو با منافع غرب در پیش بگیرد. به عبارت دیگر، نوعی معامله سیاسی میان ترکیه و غرب در جریان است و ترکیه توقع دارد با همراهی با مواضع غرب در سوریه، راه ورودش به اتحادیه اروپا تسهیل شود.
ج) معمولاً موضع قطر و عربستان به دلیل شباهت‌شان به همدیگر، در محافل سیاسی در کنار هم بررسی می‌شود. موضع آنها را می‌توان تحت عنوان «تخاصم» در برابر سوریه توصیف کرد. قطر و عربستان با توجه به دشمنی‌ای که با کشورهای حامی مقاومت در منطقه خاورمیانه دارند به مخالفت با دولت فعلی سوریه می‌پردازند. به ویژه رژیم سعودی که درگیر چالش قدرت در عربستان است و ناآرامی‌ها به این کشور نیز سرایت کرده است، نگران اوج گرفتن درگیری‌های داخلی است. بنابر این مبارزه با کشورهایی که حامی جنبش بیداری اسلامی در منطقه هستند، از برنامه‌های جدی عربستان است.
د) لبنان نیز کشوری است که در جبهه مقاومت در خاورمیانه قرار دارد، بنابر این از درگیری و ناآرامی در سوریه زیان خواهد دید. اگرچه گروه‌های متفاوتی در صحنه سیاسی لبنان حضور دارند که برخی از آنها از جمله حزب «التحریر» و برخی جریان‌ها به رهبری «شیخ داعی الاسلام الشهال» و «شیخ عمر بکری» از ناآرامی‌ها در سوریه علیه دولت این کشور حمایت کردند، اما گروه‌های مهمی از جمله «حماس» و «حزب‌الله» از دولت سوریه حمایت کرده و خواستار راه حلی مسالمت‌آمیز برای برقراری آرامش این کشور شده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات