رضا رئیسی: حضور احزاب و تشکلهای شناسنامهدار لازمه فعالیت سیاسی مدون و قاعدهمند است. پس از گذار جوامع بشری از دوران پیشامدرن به جوامعی ضابطهمند و شکیل که مستلزم تولید مفاهیم جدید و سازوکارهای مدون بود و تعاریف تازهای از حکومتداری را به منصه ظهور رساند. نظریهپردازان و اندیشمندان متناسب با شرایط جدید دست به کار تدوین و تولید مفاهیم و متدهای تازه و منطبق با وضعیت موجود شدند تا فعالیت سیاسی در قواره نوین و تازه برآمده هموار و سهل گردد. بیگمان یکی از مولفههای بدیهیای که اندیشمندان حوزه سیاسی بر آن متفقالقول هستند و وجوب آن را برای فعالیت سیاسی در یک سازه ضابطهمند و پیشرو لازم میشمرند حضور احزاب و تشکلهای فراگیر و باثبات است.
در بستر کانالیزه و منسجم این احزاب از یکسو جمعآوری نظرات و ایدهها در اتاق فکرهای تعبیه شده به تولید اندیشهورزی و ارائه راهبرد میانجامد و از سوی دیگر به واسطه حضور در یک سازه هرمی و متشکل اعضا ملزم به پاسخگویی درون نتشکیلاتی بوده و کنش آنان لاجرم قاعدهمند خواهد شد ضمن آنکه احزاب و تشکلهای شناسنامهدار به واسطه حضور مسئولیتپذیرانه در عرصه سیاسی ملزم به پاسخگویی در برابر افکار عمومی و قوانین موضوعه هستند و این خصیصه به شفافسازی فضای عمدتا ناملموس و پشت پرده سیاستورزی کمک خواهد کرد. تاریخ معاصر ایران چندان با حزبگرایی بیگانه نبوده، بیش از یکصد سال پیش با پیروزی نهضت مشروطه و راهیابی مفاهیم و معانی تازه در سپهر سیاسی ایران، حزب و حزبگرایی هم پا به وادی سیاستورزی ایرانی گذاشت اما از آنجا که آن بهار سیاسی زود به زمستان استبداد گرایید و طنین ناخوش چکمه رضاخانی بساط دموکراسیخواهی را برچید فرزند نابالغ به کما رفت و بروز و ظهوری نیافت.
با پیروزی انقلاب اسلامی و باز شدن فضای سیاسی به تدریج احزاب تازهای سر برآورند اما گفتمان غالب حزب و حزبگرایی نبود، مصائب و مشکلات دوران جنگ نیز تمامی اذهان را به خود معطوف کرده بود و فرصت پرداختن به این موضوعات را نمیداد. پس از پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی و بازگشت ثبات و آرامش به سپهر سیاسی به تدریج زمزمههای حضور احزاب و لزوم عنایت به این مقوله شنیده شد و احزاب چندی در سپهر سیاسی سر برآوردند و تحزبگرایی که در برههای مذموم نگریسته میشد به تدریج جای خود را در ادبیات سیاسی باز کرد و به گزارهای موجه و قابل اعتنا تبدیل شد.
از احزاب سنتی تا نوین
جدای از تشکلهای مقطعی و فصلی که عموما در برهه انتخابات بروز و ظهور مییابند و علیالظاهر شاکلهای گروهی دارند اما با تعاریف مصطلح و کلاسیک حزب و تشکل نمیخوانند و موضوعیتی مقطعی دارند. از یک سو تشکلهای سنتی و سابقهداری چون جمعیت موتلفه اسلامی به ساماندهی مجموعه خود بر اساس سازوکارهای نوین روی آوردند و در قالب و نام یک حزب پا به عرصه گذاشتند و از سوی دیگر تکنوکراتهای حاضر در دولت سازندگی با عنایت به گزاره فعالیت حزبی و ایجاد تشکیلاتی منسجم و مانا حزب کارگزاران سازندگی را تاسیس کردند. حزب کارگزاران را میتوان نماد بارز تحزب در دوران اخیر دانست که با حضور خود در عرصه سیاسی زمینهساز تحولات شگرفی در سپهر سیاسی شد و به پارادایمی برای آیندگان تبدیل گردید. بر کسی پوشیده نیست که گفتمان غالب در حزب برآمده از مشی و روش آیتالله هاشمیرفسنجانی بود و کاریزمای وی در میان اعضا تاثیری شگرف در تعیین خطمشیهای این طیف سیاسی بر جا میگذاشت.
البته لازم به ذکراست که هرچند بسیاری وجود این حزب را قائم به فرد اعلام میکردند و کارایی آن را به واسطه روی کار بودن دولت سازندگی میپنداشتند و از این رو آن را حزبی دولتی قلمداد میکردند اما مرور کارنامه این تشکل نشان میدهد که پس از آن دوران نیز این حزب به حیات خود ادامه داد و توانست در بزنگاهها نقشی تاثیرگذار از خود به جای بگذارد. ضمن آنکه حتی در بعضی موارد با اعتنا به سازوکارهای درو نحزبی عملکردهای نه چندان همسو با آیتالله هم پی گرفته میشد. اما آنچه نباید از نظر دور داشت سایه منش سیاسی هاشمی بر این حزب است که آن را به نوعی متفاوت و متمایز با دیگر احزاب کرده و علیرغم همنوایی در بسیاری از موارد این حزب را به نماد گفتمان سومی در سپهر سیاسی ایران تبدیل کرده است نکتهای که در سخنان اخیر محمد هاشمی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران هم بدان اشاره شده و مورد تصریح قرار گرفته است.
کارگزاران اعتدالگراست
سپهر سیاسی ایران در پس از انقلاب معطوف به دو جناح کلی بوده است. طیف چپ که اکنون اصلاحطلب خوانده میشود و جناح راست که نام اصولگرایی را بر خود نهاده. در این میان هاشمی رفسنجانی و منسوبان به وی که بیشتر در حزب کارگزاران گردهم آمدهاند را میتوان در این ساختار یک استثنا به شمار آورد که گاهی در زمره آن طیف شمرده میشدند و گاهی در این اردوگاه قرار میگرفتند. البته این سیالی را نمیتوان برآمده از رویکردی تطوری و درونزا دانست و چنین پنداشت که آنان به تغییر تاکتیک روی آوردهاند یا تغییر مشی سیاسی دادهاند. نکته مهم اینجاست که این برداشتها و تاویلها که این حزب را در دورانی در راست سنتی میدید و سپس آنان را در زمره چپ نوگرا قرار میداد نگاهش معطوف به بیرون است نه برآمده از مشی درونی و دیدگاه این تشکل که خط سیر ثابتی دارد و به دور از افراط و تفریطهای مرسوم منادی عملگرایی در سپهر سیاسی است.
هاشمی یک سیاستمدار پراگماتیک با تمامی شاخصههای آن است، عملگرایی، تساهل و تسامح معطوف به هدف متعالینگرانه و مصلحتسنجی خیرخواهانه بخشی از خصایص جدانشدنی اوست از همین روست که در دورهای از منظر بیرونی در آن طیف قرار میگیرد و گاهی در این گروه جای میگیرد. او یک راهبرد ثابت دارد و آن چیزی جز اعتدالورزی نیست. اعتنا به این خطمشی در برهههای متفاوت برای او هزینهآور بوده و از سوی تندروهای هر دو طیف بر او تاخته شده است اما او حاضر به ترک این فعل نیست و علیرغم تحمل مرارتهای بسیار بر این رویکرد پای میفشرد. محمد هاشمی برادر و رئیس دفتر وی نیز در مصاحبه اخیر خود با ایسنا رویکرد حزب کارگزاران را برآمده از همین راهبرد عنوان میکند و چنین میگوید: اصلاحطلب و اصولگرا که زمانی راست و چپ بود، الفاظی است که در بستر زمان شکل گرفته است. در کنار اینها جریانی هم به عنوان جریان اعتدالگرا وجود دارد.
وی خاطرنشان میکند که این راهبرد مختص به این حزب نیست و چنین نیست که دیگران از این خصلت بیبهره باشند اما به زعم وی عملگرایی و اعتدالگرایی مانیفست لایتغیری است که همواره کارگزاران به آن عنایت داشتهاند و این خطمشی را حفظ خواهند کرد. وی فضای موجود را مهیا برای فعالیت حزبی نمیداند و خاطرنشان میکند که رایآوری بالای افراد غیرحزبی در انتخابات اخیر نشاندهنده پایین بودن ضریب نفوذ تشکلها و احزاب سیاسی است. هاشمی از افراط و تفریطها گلایه میکند و میدانداری افراد نامعلوم و غیرپاسخگو را که رویه خود را بر تخریب و توهین استوار کردهاند آسیبزا میشمرد.
وی میگوید: گویا برخی برای توهین آموزش دیدهاند. بیگمان بخش عمدهای از این آفت که وی به آن اشاره میکند برآمده از فضای ناشفافی است که در خلأ احزاب شناسنامهدار رخ داده و فضا را برای جولاندهی ناموزون افراد بیهویت و فاقد سابقه فراهم آورده است. بیشک راهکار عاجل برای رفع این معضلات از معبر فرصتدهی برای نقشآفرینی به احزاب قاعدهمند و ضابطهمدار میگذرد تا شفافیت و انسجام قرین کنشهای سیاسی شود و اتمسفر سیاسی ایران مملو از شور و شعور فرصتساز و قاعدهمند گردد.