جهانگیر کرمی
مطلب زیر به بررسی ابعاد همکاریهای استراتژیک هند و پاکستان در سطوح مختلف پرداخته و پیامدهای آن را برای روندهای احتمالی در نظام بینالمللی آینده مورد بحث قرار میدهد.
در اواخر تیرماه 1384، مان موهان سینگ نخستوزیر هند در سفری سه روزه به واشنگتن و ملاقات با مقامات آمریکایی، چند قرارداد همکاری در زمینههای علوم، فناوری، انرژی، اقتصاد، تجارت، دفاع و مسائل هستهای امضا نمود. این قراردادها در واقع تکمیلکننده گفتگوهای استراتژیک دو طرف طی سالهای اخیر بود. برخی حتی از همکاری هستهای دو کشور به عنوان پذیرش هند در باشگاه هستهای یاد کردهاند. در این نوشته، موضوع مذکور در ابعاد دوجانبه، منطقهای و بینالمللی مورد تحلیل قرار گرفته و پیامدهای احتمالی آن بیان شده است.
سفر سه روزه مان موهان سینگ نخستوزیر هند به آمریکا و امضای چند قرارداد همکاری در زمینه انرژی، علوم و فناوری، روابط اقتصادی و مسائل دفاعی از جهات گوناگون قابل تحلیل است. در سطح دوجانبه، هند و آمریکا از زمان فروپاشی شوروی مجموعهای از همکاریها را آغاز کردهاند و این موضوع، به ویژه پس از 11 سپتامبر 2001، ابعاد گستردهای یافته است. با وجود مسائلی از قبیل تیرهگی روابط و تحریمهای اعمال شده پس از انجام آزمایشات هستهای هند در مه 1998، گفتگوهای استراتژیک میان دو کشور تاکنون ادامه داشته و حجم مبادلات تجاری آنها به 22 میلیارد دلار رسیده است. هند به عنوان دهمین اقتصاد جهانی با برخورداری از دانش فنی پیشرفته، رشد اقتصادی مداوم هفت درصدی و نیروی کار ماهر زیاد برای آمریکا جاذبههای خاصی دارد. هند بزرگترین دموکراسی جهان (به لحاظ جمعیت) و نیازمند بسیاری از اقلام فناوری نظامی و غیر نظامی است و این موضوع نیز آن را برای روابط بهتر برای آمریکا ترغیب میکند.
در سطح منطقهای، هند مشکلات گستردهای با پاکستان دارد. و با وجود حمایتهای آمریکا از پاکستان در دوره جنگ سرد، طی 15 سال اخیر نگرانیهای هند در این رابطه کم شده است. از طرف دیگر، هند و آمریکا سیاست مشترکی در قبال مسائل افغانستان دارند و نسبت به خلیجفارس و خاورمیانه نیز مشکل خاصی میان دو کشور وجود ندارد.
در سطح بینالمللی، اما مسائل قدری پیچیدهتر است. با وجود اشتراک در سیاستهای دهلی و واشنگتن نسبت به مسأله تروریسم، طی سالهای اخیر کشورهای روسیه و چین که نسبت به یکجانبهگرایی آمریکا در نظام بینالملل نگران شدهاند ـ کوشیدهاند تا هند را نیز به نوعی با خود همراه کنند. مقامات روس بارها از اتحاد استراتژیک روسیه، چین و هند سخن گفته و حتی در نشست سازمان همکاری شانگهای در تیر ماه سال جاری که در آستانه پایتخت قزاقستان برگزار شد، عضویت ناظر این کشور را مورد تأیید قرار دادهاند. در بیانیه پایانی این نشست نیز ضمن محکوم کردن «انحصارگرایی در امور بینالمللی»، از آمریکا درخواست کردند که هر چه زودتر، زمان نهایی خروج نیروهای نظامی خود را از آسیای مرکزی اعلام کند. همچنین، هند پس از چین دومین خریدار تجهیزات نظامی و جنگافزارهای روسی است، اما دیدار نخستوزیر هند از آمریکا و مجموعه قراردادهای امضا شده و به ویژه قراردادهای همکاری در امور نظامی و انرژی هستهای، نکات مهمی را در بر دارد.
در اوائل دهه 1990، هانتینگتون پیشبینی کرده بود که در برخوردهای آینده جهانی میان فرهنگها و تمدنها، هند و آمریکا به هم نزدیک خواهند شد. اینک این نزدیکی کمکم جامه عمل میپوشد. این دو کشور با مسائل مشترکی رویارو هستند. بنیادگرایی اسلامی و قدرت روزافزون چین، دو عامل اصلی نگرانی واشنگتن و دهلی میباشند. این موضوع، به ویژه برای آمریکا بسیار اهمیت دارد که از شکلگیری یک موازنه جهانی قدرت احتمالی برای آینده جلوگیری کند و تبدیل چین به محور یک قطب قدرت جهانی چیزی نیست که برای هندیها قابل قبول باشد.
شاید یک نکته مهم در این موضوع آنست که هم چین و هم روسیه نیز به اندازه هند و حتی بیشتر نیز درگیر در تعاملات اقتصادی، فنی و تجاری با آمریکا هستند و مشکلات آنها با آمریکا، به طور عمده در سطح سیاسی و امنیتی است، اما هند و آمریکا تقریباً در هیچ مسأله سیاسی، امنیتی و حیثیتی با یکدیگر مشکل ندارند. البته هندیها از واشنگتن انتظار دارند که دهلی را در کسب کرسی عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد یاری نماید. اما این را به خوبی درک کردهاند که پذیرش آنها در باشگاه هستهای دارای آنچنان اهمیتی است که موضوع اول در پرتو آن رنگ میبازد، در واقع، هندیها در جستجوی یک جایگاه بینالمللی مناسب، گام نخست را همکاری استراتژیک با آمریکا میدانند.
اما این دیدار و تفاهمنامههای همکاری هستهای، دفاعی و اقتصادی، علاوه بر این که از طرف هندیها به عنوان ورود دهلی به باشگاه هستهای تفسیر شده، نگرانیهایی را در پاکستان، چین و روسیه ایجاد کرده است. وزارت خارجه آمریکا به اسلامآباد گوشزد کرده که این همکاریها علیه آنها نیست، اما بعید است که چنین اظهاراتی به سادگی مقبول پاکستان واقع شود. همچنین، نخستوزیر هند در گفتگو با روزنامه واشنگتنپست از تردید کشورش در خصوص خط لوله گاز 7/4 میلیارد دلاری ایران ـ پاکستان ـ هند، موسوم به «خط لوله صلح» سخن گفت و ریسک موجود در این پروژه را زیاد دانست.
یک هفته پیش نیز وزیر خارجه آمریکا از دهلی خواسته بود تا این پروژه را متوقف کند تا همکاری هستهای آمریکا را در تولید انرژی به دست آورد. در حقیقت، دو کشور هند و آمریکا به عالیترین سطوح همکاری وارد شدهاند و چنانچه معادله قدرتی در آینده شکل بگیرد، هند را بایستی بیشتر در ارودگاه آمریکا و نه اردوگاه مقابل دانست. از اینرو، به نظر میرسد که درست دو هفته پس از نشست سازمان همکاری شانگهای، اینک تحولی به وجود آمده است که بسیاری از خوشبینیهای تحلیلگران را منتفی ساخته است؛ اگر چه تا شکلگیری موازنه قدرت جهانی و ورود هند در آن، راه درازی در پیش است. بدیهی است که جمهوری اسلامی ایران بایستی تلاش خود را برای همکاری با هند بیشتر کند، اما ضرورت دارد که این تلاشها با در نظر گرفتن واقعیتهای موجود پیرامون سیاست خارجی آن کشور دنبال شود.