نیروهای امنیتی رژیم آل سعود، در پی سخنرانی آیتالله شیخ نمر النمر در نماز جمعه "العوامیه" عربستان، وی را ترور کرده و با مجروح کردن و احتمالاً به شهادت رساندن او، پیکر نیمه جانش را به مکان نامعلومی منتقل کردند؛ اقدامی که به شعله ور شدن آتش قیام مردم انقلابی "الشرقیة" و شهادت و جراحت بسیاری از آنان انجامید و به بحرین نیز کشیده شد.
شیخ "نمر باقر النمر" روحانی شیعی برجسته عربستانی، در سال 1337 در شهر "العوامیه" در استان القطیف در شرق عربستان در خانوادهای اهل علم و دین، به دنیا آمد که از آن علمایی چون "آیتالله شیخ محمد بن ناصر آل نمر" و خطبای حسینی چون جدش حاج "علی بن ناصر آل نمر" سر بر آورده بودند.
وی تحصیلات علوم دینی خود را در سوریه و در حوزه علمیه حضرت زینب(س) ادامه داد و پس از مدتی از جمله معروفترین و شایستهترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در حوزههای علمیه به شمار آمد. از این رو سالها اداره حوزه علمیه حضرت قائم (عج) در سوریه را برعهده داشت و تلاش بسیاری برای توسعه و پیشرفت این مراکز انجام داد.
پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی "الإمام القائم(عج)" را نیز در العوامیه تأسیس کرد که در واقع سنگ بنای "مرکز اسلامی" در سال 1380 بود.
از جمله خصوصیات اخلاقی وی را باید بلندمنشی و وسواس او در مراعات و حفظ اصول و مبانی و ارزشهای دینی ملاحظه کرد که بازتاب آن به خوبی در خط مشی فکریاش آشکار است.
همچنین شیخ، از دیدی باز و آگاه نسبت به حوادث جاری پیرامون خود، چه در عربستان و چه در منطقه برخوردار است و همین موجب شده تا دارای دید تحلیلی دقیقی از جریان امور در عرصههای اجتماعی و سیاسی باشد که یکی از دلایل آن بنا به گفته وی، ارتباط عمیق وی با قرآن و اهل بیت علیهم السلام است که همواره روشنگر راه وی در زندگی بودهاند.
فعالیتهای سیاسی و بازداشتها توسط رژیم سعودی
رژیم سعودی در حالی شیخ نمر باقر النمر را مجروح و بازداشت کرد که پیش از این نیز دو بار و طی سالهای 85 و 87 نیزشیخ را بازداشت کرده بود.
نخستین بازداشت شیخ نمر به اردیبهشت 85 بازمی گردد، هنگامی که شیخ به محض بازگشت از سفر کوتاه مدتش به بحرین و پای گذاشتن به خاک عربستان، به دلیل مشارکت در همایشی بینالمللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.
اتهام شیخ این بود که در این همایش، در سخنانش از رژیم سعودی خواسته بود به "قبرستان بقیع" رسیدگی کرده، مذهب "تشیع" را به رسمیت شناخته و شیوههای آموزشی و درسی کنونی حاکم بر عربستان را تغییر دهد، همین.
اما بازداشت مجدد شیخ نمر به مرداد 87 بازمی گردد که در شهر "القطیف" به دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. این بار اتهام شیخ برای بازداشت، بنابر ادعای رژیم سعودی درخواست از شیعیان مناطق شرقی عربستان برای آماده شدن جهت دفاع از خود و جامعه خویش بود که رژیم ادعا میکرد، این سخنان نمر به معنی تحریک شیعیان برای جدایی از حکومت مرکزی بود.
رژیم سعودی از بیم قیام مردمی و خشم و غضب شیعیان مناطق شرقی عربستان شیخ نمر را 24 ساعت پس از بازداشت آزاد کرد. این روحانی برجسته عربستانی یک بار دیگر در اسفند 88 در معرض بازداشت قرار گرفت.
دیدگاههای نمر در قبال آلسعود
شیخ نمر همواره در خطابههایش رژیم سعودی را به اعمال "سیاستهای تبعیض آمیز طایفهای سازمان یافته و منظم به ویژه در مناطق شرقی عربستان و به خصوص در دو منطقه "الاحساء" و "القطیف" متهم میکرد که حدود یک قرن است، بر این مناطق حاکمیت دارد.
وی همواره و بارها تأکید داشته که از گفتن کلام حق، بیم و واهمهای ندارد حتی اگر در این راه بازداشت شده، وارد زندان شود و تحت شدیدترین شکنجهها و آزارها و اذیتها تا سرحد شهادت قرار گیرد.
شیخ نمر توهین به کرامت شهروندان عربستانی به ویژه شهروندان شیعی را که از دید رژیم سعودی شهروندان درجه دو این کشور به شمار میآیند و فاقد هرگونه حق و حقوق شهروندی هستند، رد و تاکید میکند که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد.
وی بارها در این ارتباط تأکید کرده است که در خط اول رویارویی با ظلم و جور رژیم سعودی قرار میگیرد چون اعتقاد دارد بدون مبارزه و تلاش نمیتوان به حقوق مورد نظر خود دست یافت و عدالتی در کشور برقرار نخواهد شد و شهروندان نمیتوانند آزاد زندگی کنند.
شیخ نمر در اینباره در سخنان خود با استناد به خطبه حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) تأکید دارد که به عدالت جز از طریق پایداری دست نخواهیم یافت و حق جز با از خود گذشتگی و شجاعت به دست نخواهد آمد.
وی در خطبههای نماز جمعه خود نیز بارها گفته است که شیعیان عربستان، دیگر در برابر توهینها و تعدیها و تجاوزات آل سعود سکوت نخواهند کرد و در این باره خطاب به آل سعود گفت که "ما ساکت نمیمانیم که هرآنچه بخواهید برسر ما بیاورید؟ هر آنچه بخواهید انجام دهید و کرامت و شخصیت ما را که با ارزشترین چیز در زندگی ماست، زیر پا بگذارید".
شیخ نمر همچنین از مطبوعات و رسانههای عربستانی نیز به دلیل وابستگی و تبعیت آنها از رژیم سعودی و تبدیل شدن آنها به بوق تبلیغاتی آل سعود به شدت انتقاد میکند.
وی تصریح میکند که مفتیهای وهابی، ساخته و پرداخته آل سعود هستند. به گفته شیخ نمر، آل سعود به مفتیهای وهابی پول میدهند تا با دامن زدن به اختلافات طایفهای و مذهبی و ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، آنها را به خود مشغول کنند و با ایجاد تفرقه مذهبی و طایفهای و قبیلهای به حاکمیت خود بر عربستان و غارت و چپاول ثروتهای آن ادامه دهند.
شیخ نمر النمر در یکی از خطبههایش به خاطر مواضع و دیدگاههای تندش در قبال رژیم سعودی گفت که " میدانم فردا برای بازداشت من به سراغ خواهید آمد. خوش میآیید! این منطق و راه و روش شماست: "بازداشت" و "شکنجه" و "کشتار"؛ ما از قتل و کشتار نمیهراسیم. ما از هیچ چیز نمیترسیم."
وی در قبال سرکوبگریهای رژیم سعودی و مخالفت این رژیم با برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز و تجمعهای اعتراض آمیز تأکید میکرد که "همواره به دنبال راههای دیگری برای ادامه اعتراضهای خود و احقاق حقوقمان خواهیم بود و تظاهرات، یکی از این راهکارهاست".
این روحانی عربستانی را باید از جمله مخالفان سرسخت "نایف بن عبد العزیز" ولی عهد سابق رژیم سعودی برشمرد که همواره انتقادات شدیدی را به وی وارد میکرد.
وی در یکی از خطابههایش شاهزاده نایف بن عبدالعزیز را به علت شدت خشونت و قساوت و ظلمش علیه مردم عربستان به طور اعم و شیعیان به طور اخص، طاغوت و ستمگری خواند که در قبرش شکنجه خواهد شد و آتش قهر الهی او را خواهد سوزاند. او در همین خطبه تأکید کرد که از مرگ نایف خوشحال خواهد شد.
وی همواره در خطبههای نمازجمعه و خطابههایش نه تنها از آل سعود انتقاد میکند بلکه از منتقدان سرسخت برخی از رژیمهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله آل خلیفه است.
اکنون سئوال همه ناظران بینالمللی و تحلیلگران منطقهای این است که آیا خون ریخته شده شیخ نمر النمر، میتواند جرقهای بر بشکه باروت خشم ملت عربستان از استبداد و ستمگری روزافزون رژیم خونخوار سعودی و پایانی بر تاریخ سیاه حاکمیت وهابیت بر خاستگاه اسلام باشد؟