توسعه و رفاه در اقتصاد علوی
رابطه دنیا و آخرت از دیدگاه امیر مومنان(ع): هرکس در گفتار و سیره امیرمومنان تتبع کند، کثرت حضور مقوله سفارش به پرهیز از دنیا و مظاهر آن را شاهد خواهد برد. هموزن این توصیه، سفارش به گرایش و روی آوری به آخرت در گفتار و سیره ایشان، امر مسلمی است.
این دو دسته از روایات و بیانات ظاهرا متقابل و متناقض حضرت، این پرسش ها را ایجاد مینمایند: 1- آیا برای دستیابی به سعادت حقیقی و پایدار در
آموزه های علوی باید از دنیا و مظاهر آن دوری جست و به آخرت روی آورد؟ 2- آیا باید پیشرفت، توسعه و رفاه را امری ناپسند در اقتصاد علوی تلقی کرد؟ 3- آیا با تمسک به معارف علوی درباره پرهیز از دنیا و روی آوری به آخرت می توان به بهترین نوع پیشرفت و رفاه دست یافت؟
ارزش دنیا در گفتار امام علی(ع)
جملات حضرت را دراین خصوص به سه دسته میتوان تقسیم نمود: دسته اول: تحقیر و پست شمردن دنیا به طور مطلق؛ دسته دوم: نیکو و پسندیده شمردن دنیا. در شماره قبل به ذکر چند نمونه از بیانات گهربار و الهی حضرت درخصوص این دو دسته پرداخته که بهواسطه آنها این سئوالات به ذهن متبادر میگردد: آیا برای کسب آخرت، باید دنیا و مظاهر آن را رها کرد؟ دنیا در سخنان علی(ع) به چه معناست؟ آیا نمی شود بین تحصیل آخرت و تلاش برای دنیا و مظاهر آن از دیدگاه امام راه جمع و سازگاری یافت؟
با تبیین دسته سوم گفتار امیرمومنان (ع) درباره دنیا و آخرت، پاسخ پرسش های پیشین روشن می شود.
دسته سوم: تحقیر دنیا در برابر آخرت
در این دسته از کلمات، حضرت امیر المومنین علی(ع) در مقام مقایسه بین ارزش دنیا و آخرت برآمده، کسانی که آخرت را رها کرده و رو به دنیا آوردهاند یا بیشتر همتشان کسب دنیا و کم ارزش جلوه دادن آخرت است، به شدت سرزنش مینماید: "کونوا ممّن عرف فناء الدنیا فزهد فیها و علم بقاء الآخره فعمل لها؛ در زمره کسانی باشید که نیستی دنیا را شناختند و از آن دوری جستند و جاودانی آخرت را دانتستند و برای کسب آن کوشیدند". (2) "در شگفتم از آنکه به آبادانی ناپایدار میپردازد و خانه جاودانه را رها میسازد". (3) "به خدا! اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمانها است، به من دهم تا خدا را نافرمانی نمایم و پوست جوی را از دهان مورچهای به ناروا بربایم، چنین نخواهم کرد". (4) "ایها الناس إنّما الدنیا دار مجاز و الاخره دار قرار فخذوا من ممرّکم لمقرّکم؛ ای مردم! همانا دنیا خانهای گذرا و آخرت سرای پایدار شما است؛ پس از گذرگاه خود برای جایی که در آن پایدارید، توشه بردارید". (5) این قبیل سخنان در کلمات امیرمومنان علیه السلام بسیار فراوان است که علاقهمندان میتوانند به منابع موجود مراجعه کنند. (6)
جمع بین سه دسته گفتار
سه دسته گفتار عبارتند از: دسته اول: تحقیر و پست شمردن دنیا به طور مطلق؛ دسته دوم: نیکو و پسندیده شمردن دنیا؛ دسته سوم: تحقیر دنیا در برابر آخرت .
بررسی مجموع آثار باقیمانده از حضرت امیر المومنین علیه السلام در اینباره راهنمای این مطلب است که دنیا و مظاهر زیبای آن، که جلوهای از قدرت و علم خداوند متعالی است، هرگز امر زشت و ناپسندی نیست و فی نفسه طلب کردن دنیا و مظاهر آن نیز نمیتواند ناپسند باشند. اگر دنیا و مظاهر آن برای مسلمانان در برابر ستمگران و متجاوزان به حقوق مسلمانان و مستضعفان باعث توان مسلمانان شود، هرگز نمیتواند از دیدگاه علی علیه السلام زشت و ناپسند باشد، البته اگر ارزش دنیا و مظاهر آن در دیده و رفتار انسان بیشتر از ارزش آخرت باشد یا انسان چنان به دنیا روی آورد که باعث غفلت و فراموشی آخرت و نعمتهای جاویدان آن شود، امری زشت و ناپسند است؛ بنابراین، با استفاده از دسته سوم سخنان علی علیه السلام میتوان بین دسته اول و دوم جمع کرد و دیدگاه حضرت را چنین بیان کرد که ثروت، مقام و سایر مظاهر دنیا اگر پل عبور برای آخرت باشد، نیکو و پسندیده است؛ در غیر اینصورت، باید از دنیا و مظاهر آن پرهیز کرد. این برداشت از سخنان علی علیه السلام درباره دنیا و مظاهر َآن را گفتار حضرت هنگامی که مردم هجوم آوردند و از ایشان خواستند عهدهدار حکومتشان شود، کاملا تایید میکند: "قسم به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند، و یاران، حجت بر من تمام نمیکردند، و خدا از عالمان تعهد نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستم دیده بشتابند، رشته این حکومت را رها میکردم و پایانش را چون آغازش میانگاشتم و چون گذشته، خود را به کناری میداشتم، و میدیدید که دنیای شما نزد من از آب دماغ بز ماده کم ارزشتر است". (7) روشن است که علی علیه السلام مقام حکومت را فقط برای برطرف کردن ظلم، اجرای حق و عدالت و عمل به وظیفه الاهی که زمینه ساز آخرت نیکو است، میپذیرد. پیشتر، از حضرت امیر(ع) سخنان دیگری درباره دنیا بیان شد که حضرت در آن سخنان به ستایش دنیا پرداخته بود و حتی شخصی را که به دنیا بد میگفت سرزنش کرد. و نیز در سخنان دیگری دنیا را محل توشه برداشتن برای آخرت شناساند: "فتزَوَّدوا فی الدنیا من الدنیا ما تحرزون به انفسکم غدا؛ پس، در دنیا از دنیا چندان توشه بردارید که فردا خود را بدان نگاه دارید". (8)
حضرت امیر علیه السلام سخنان فراوانی درباره اینکه دنیا را پل عبور برای آخرت قرار دهید و از آنجا که به سعادت آخرت برسید، بیان داشته که در هیچیک از آنها نگفته است کار و تلاش، و دنیا و مظاهر آن را رها سازید و حتی در قرآن درباره بهرهمندی انسان از دنیا چنین آمده است: "لا تَنسَ نصیبک من الدنیا؛ ای انسان! سهم خود از دنیا را فراموش مکن". امیر مونان علیه السلام بری تحصیل دنیا ومظاهر آن بسیار میکوشید و از طرف دیگر میفرمود من دنیا را سه طلاقه کردهام: "إنّی طلقت الدنیا ثلاثا بتاتا لا رجعه لی فیها و ألقیت حبلها علی غاربها؛ این من هستم که دنیا را سه طلاق قطعی و همیشگی دادهام و هرگز بدان رجوع نخواهم کرد و ریسمان آن را بر دوش آن انداختهام".
بنابراین، دنیا و مظاهر آن در یک صورت خوب و قابل جمع با آخرت است، و در صورت دیگر ناپسند و هرگز قابل جمع با آخرت نخواهد بود.اگر انسان، دنیا و مظاهر آن را هدف زندگی خود قرار دهد و آخرت را فراموش کند،اگر شیفته دنیا شود،اگر به دنیا نگاه استقلالی داشته باشد،اگر در دنیا برای کسب دنیا و مظاهر آن بدون توجه به آخرت بکوشد، این دنیا از دیدگاه علی علیه السلام هرگز با آخرت قابل جمع نیست.
تلاش برای کسب چنین دنیایی سبب کبر، غرور، خودخواهی، ستم به دیگران، بی توجهی به نیازمندان، دوری جستن از عدالت، جمع آوری غیر مشروع اموال و ... خواهد شد و این دنیا از دیدگاه علی علیه السلام ناپسند است و هرگز با آخرت جمع نمیشود؛ اما اگر انسان در دنیا به قصد رفع نیازهای خود و خانوادهاش کار و تلاش کند و مازاد محصول خود را به نیازمندان ببخشد یا در جهت اصلاح امور عام المنفعه مصرف یا حتی برای ایجاد اشتغال و کار در جامعه، سرمایهگذاری جدید کند یا از مازاد درآمدش به تبلیغ دین و فرهنگ اسلامی یاری رساند.... چنین دنیایی هرگز از دیدگاه امیر مومنان علیه السلام ناپسند نیست.
حضرت در نهج البلاغه، همین معنا را به نیکوترین وجه بیان میفرماید: "مردم در کار دنیا دو گونه هستند: آنکه برای دنیا کار میکند و دنیا او را از آخرتش باز میدارد، همواره نگران آینده بازماندگان خود است که دچار فقر و تنگدستی نشوند؛ اما خود را در امان میبیند، پس عمر خود را در سود دیگران فانی میکند و آنکه در دنیا برای آخرت و پس از دنیا کار میکند؛ پس بیآنکه به هدف دنیا کار کند، بهرهوری از دنیا نصیب او میشود؛ درنتیجه، بهره دنیا و آخرت را توأمان به دست آورده و مالک دنیا و آخرت میشود. چنین کسی نزد خدا آبرومند است و هر چه از خدا بخواهد به او عطا میکند"،. (9)
شهید مطهری (ره) نیز در برطرف کردن ناسازگاری ظاهری دنیا و آخرت با تکیه بر معارف دینی سه نوع رابطه بین دنیا و آخرت از جمله رابطهای که تضاد و ناسازگاری را بیان میکند، ارائه میدهد:
"اینجا سه نوع رابطه وجود دارد که باید مورد بررسی قرار دهیم: 1- رابطه میان برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت؛ 2- رابطه میان هدف قرار گرفتن دنیا و هدف قرار گرفتن آخرت؛ 3- رابطه میان هدف قرار گرفتن یکی از این دو با برخورداری از دیگری. رابطه اول به هیچ وجه از نوع تضادنیست و اهذا جمع میان آن دو ممکن است. رابطه دوم از نوع تضاد است و امکان جمع میان آن دو وجود ندارد؛ اما در رابطه سوم تضاد یکطرفه است؛ یعنی میان هدف قرار گرفتن آخرت و برخورداری از دنیا تضاد نیست. تضاد میان دنیا و آخرت از نظر هدف قرار گرفتن یکی و برخورداری از دیگری، از نوع تضاد میان ناقص و کامل است که هدف قرار گرفتن ناقص مستلزم محرومیت از کامل است؛ اما هدف قرار گرفتن کامل مستلزم محرومیت از ناقص نیست؛ بلکه مستلزم بهرهمندی از آن به نحو شایسته و در سطح عالی و انسانی است". (10)
بنابراین در اقتصاد علوی هیچگاه نباید دنیا و مظاهر آن هدف فعالیتهای اقتصادی باشد؛ چنانکه هدف قرار گرفتن آخرت، توأمان ممکن نیست؛ اما تلاش برای تحصیل و مظاهر آن برای فراهم ساختن زمینه و بستر برای کسب آخرت، امر پسندیده و مطلوب است؛ بلکه عبادت به شمار میرود.