حمیدرضا شکوهی
موج جنبشهای عربی- اسلامی در منطقه خاورمیانه که با خود سوزی یک دستفروش در تونس آغاز شد،در مدت زمان کوتاهی، کشورهای دیگر منطقه را هم فراگرفت. اما وضعیت در سوریه نسبت به کشورهای دیگر متفاوت است. مخالفان حکومت بشاراسد در سوریه برای مقابله با تحرکات نظامی دولت به اقدامات نظامی روی آوردند و حتی اصلاحات بشار اسد که در قالب اصلاح قانون اساسی و برگزاری انتخابات پارلمانی تبلور یافت نیز نتوانست نظر مخالفان را تامین کند چرا که به نظر میرسید آنها عزم خود را برای سرنگونی حکومت بشاراسد جزم کردهاند.
در این میان مخالفان حکومت بشاراسد، شورایی برای خود تشکیل دادند که به شورای ملی سوریه مشهور شد؛ شورایی که رهبری آن را فردی به نام برهان غلیون برعهده گرفت؛ هرچند که اوبه تازگی استعفا داده و جای خود را به فرد دیگری به نام عبدالباسط سیدا داده است. این نوشتار، در پی حمایت از شورای مخالفان سوریه نیست، بلکه هدف، شناخت برهان غلیون به عنوان فردی است که بیش از سایر مخالفان حکومت بشاراسد، در مورد او اجماع برای رهبری مخالفان وجود دارد که شاید به دلیل صبغه دانشگاهی پررنگتر او نسبت به صبغه سیاسیاش باشد.
البته برهان غلیون که سالها در فرانسه اقامت داشت و با شدت گرفتن تحرکات مخالفان حکومت سوریه، رهبری شورای مخالفان را برعهده گرفت، در پی افزایش اختلافات بین مخالفان حکومت بشاراسد به ویژه اسلام گراها و لائیکها و به منظور جلوگیری از شدت گرفتن دو دستگی بین آنها از رهبری شورا استعفا داد و جای خود را به عبدالباسط سیدا داد. هرچند زمانی که سخن از استعفای اوبه میان آمد برخی مخالف و برخی دیگر موافق استعفای او بودند. حامیان برهان غلیون اعتقاد دارند او به دلیل ارتباطات بینالمللی و عربی و شهرت علمی و فرهنگی در جامعه جهانی و به ویژه غرب، بهترین گزینه برای ریاست شورای انتقالی سوریه محسوب میشود. در حالی که مخالفان غلیون میگویند او در مورد منابع مالی که برای مبارزه با حکومت بشاراسد در اختیارش قرار میگیرد پاسخگو نیست و شبهات فراوانی به آن وارد است.
اما دو نکته در مورد برهان غلیون شایان توجه است. نخست اینکه برهان غلیون بیش از آنکه یک شخصیت سیاسی باشد،یک اندیشمند مسلمان است که در تاریخ معاصر اسلام به عنوان یکی از متفکران مشهور عرب شناخته میشود. اما نکته دوم وجود مسائل متناقض در تفکرات اوست؛ تفکراتی که اگرچه به سکولاریسم نزدیک است اما با تفکرات سایر سکولارهای مسلمان جداست و به همین دلیل شناخت تفکرات او در نوع خود جالب و قابل تامل به نظر میرسد؛ مخصوصا در شرایط کنونی که وزیر امور خارجه ایران اعلام کرده ایران آمادگی دارد با مخالفان حکومت بشار اسد گفت و گو کند...
برهان غلیون کیست؟
برهان غلیون در یک جمله، رهبر اپوزیسیون سوریه، نماینده سکولارهای عرب و استاد دانشگاه سوربن فرانسه است. در سال 1945 میلادی (1324 خورشیدی) در شهر حمص سوریه که اکنون مرکز مخالفان حکومت بشاراسد است متولد شد. او دانش آموخته رشته فلسفه و علوم اجتماعی از دانشگاه دمشق است که از سال 1970 از سوریه خارج شده و بیش از 40 سال است در پاریس اقامت دارد. مدرک دکترای علوم اجتماعی سیاسی خود را در سال 1974 و مدرک دکترای فلسفه و علوم اجتماعی خود را در سال 1982 دریافت کرده و خود را به عنوان یکی از شخصیتهای مهم در زمینه گفتوگو و تحقیق درباره آینده جهان عرب معرفی کرده است.
او دموکراسی را تنها راهکار رشد وتوسعه کشورهای عربی میداند و با همین تفکر، از فعالین پروژه نشر دموکراسی در جهان عرب که از سال 1991 تاسیس شد، بوده است. از سال گذشته که خیزش مردم سوریه بر ضد حکومت بشاراسد آغاز شد، از شاخصترین مخالفان بشاراسد بوده و در 29 آوریل سال 2011 در آنکارا پایتخت ترکیه به عنوان رئیس مجلس انتقالی دموکراسی انتخاب شد و در سال 2012 ریاست جبهه مخالفان سوریه در نشست ترکیه را برعهده داشت. البته او تنها مخالف شاخص حکومت مرکزی سوریه نیست و افراد دیگری همچون هیثم مناع نیز در جبهه مخالفان اسد فعالیت میکنند و گاه بین آنها اختلافاتی نیز وجود دارد اما برهان غلیون شاخصترین چهره سیاسی مخالف بشاراسد محسوب میشود.
تفکر برهان غلیون چیست؟
برهان غلیون بیش از آنکه چهرهای سیاسی باشد،به عنوان چهرهای دانشگاهی شناخته میشد و شاید برای برخی تعجب برانگیز بود که او در قامت رهبر مخالفان حکومت مرکزی سوریه وارد عمل شود. اما اقامت بیش از 40 ساله او در فرانسه، تدریس او در دانشگاه سوربن و فعالیت او به عنوان مدیر پژوهشهای شرق معاصر در سوربن و مشاور فرهنگی یونسکو، او را به فردی علاقهمند به توسعه پروژه دموکراسی در جهان عرب تبدیل کرده است و شاید به همین دلیل باشد که رهبری مخالفان بشاراسد را برعهده گرفته است.
هدف او در درازمدت، بازسازی هویت از دست رفته اعراب در عصر جهانی شدن بوده و اگر زمانی در دانشگاه این هدف را پیگیری میکرد، اکنون در عرصه سیاست پیگیر این هدف است. برهان غلیون، بحران هویت در جهان اسلام را بحرانی جدی میداند. او اعتقاد دارد اعراب به جای نقد خویش، مسایل بیرونی از جمله امپریالیسم جهانی و صهیونیسم را مسوول کاستیهای کشورهای خود میدانند و به همین دلیل دچار عقب ماندگی و بحران علمی شدهاند.
او تقلید از غرب و خود باختگی در مقابل فرهنگ غرب را نفی میکند اما در عین حال به اصلاحات در درون جوامع عرب تاکید دارد هرچند که این اصلاحات را در عین حفظ هویت اعراب تجویز میکند. او دیدگاه غرب در مورد تمدن اسلامی و تمدن عربی را نمیپذیرد چرا که اعتقاد دارد غربیها بر این باورند که اسلام هیچ ارزشی برای آزادی و دموکراسی قائل نیستند، وقتی سخن از جنگ تمدنها به میان میآید، برهان غلیون براین باور است که غرب به دنبال سلطه بر شرق و دفاع از جایگاه و امتیازات خود است اما شرق میخواهد عدالت، قانون، آزادی و برابری را حاکم کند. این تفکر او در مورد پروسه جهانی شدن هم دیده میشود. او همچون متفکران نوگرای مسلمان، جهانی شدن را امری ناگزیر میداند که رهاورد دانش و فناوری و مرحله نوینی از نظم جهانی است.
او اگر چه با باور غرب در مورد شرق مخالف است اما اعتقاد دارد در پی پروسه جهانی شدن و نظم جدید جهانی، بازهم آمریکا حاکم نظام تک قطبی جهان خواهد بود که این دیدگاه او به مذاق مخالفان آمریکا در شرق خوش نمیآید. هرچند که برهان غلیون، در نظرات خود دچار تناقضاتی است که درک اعتقاد واقعی او را از غرب با دشواری همراه میسازد. او از یک سو به دلیل نگاه منفی غرب نسبت به تمدن اسلامی و عربی، به غرب میتازد و از سوی دیگر، آمریکا را حاکم مطلق جهان حتی در پس پروسه جهانی شدن میداند. در شرایط کنونی که او در کنار غرب برضد حکومت بشار اسد ایستاده، تفکرات گذشته او در مورد ضدیت غرب با آزادی و دموکراسی در شرق با ابهامات بیشتری مواجه شده است.
اصلاح به جای انقلاب
برهان غلیون، اصلاح را راهکاری بهتر از انقلاب برای ایجاد تغییر در هر نظامی از جمله جامعه سوریه میداند.حضور مستمر او در عرصههای دانشگاهی و مطالعاتی موجب شده از دیدگاه غلیون، اصلاحات به دلیل هزینههای کمتری که برای جامعه دارد، مسیری مطلوبتر برای تغییر ارزیابی شود. او در مورد جامعه سوریه نیز همین باور را داشت و هنوز هم علیرغم شدت گرفتن تهدیدهای بینالمللی برضد سوریه و تنشهای داخلی در این کشور، همچنان بر ضرورت گذار آرام سوریه از فضای کنونی تاکید دارد. اما به نظر میرسد سرسختی بشاراسد در مقابل مخالفان حکومت، برای برهان غلیون نیز همچون سایر مخالفان بشار راهی جز پذیرش خشونت برای تغییر در نظام سیاسی سوریه را باقی نگذاشته است.
دیدگاه ملایم برهان غلیون در مورد تغییر در نظام سیاسی از طریق اصلاحات به جای انقلاب- که دیدگاه کلی او در مورد همه جوامع است و نه صرفا جامعه کنونی سوریه- در نگرش او نسبت به دین اسلام نیز برجسته است. او به عنوان یک اندیشمند مسلمان، پویا سازی و بازنگری دردین را راهکار مناسبی برای همراه ساختن مسلمانان با شرایط جدید بینالمللی میداند و اگر چه اعتقاد استواری به تمدن اسلامی- عربی دارد، اما اصلاح در نگرشهای گذشته نسبت به دین را امری ضروری ارزیابی میکند. با این وجود به نظر میرسد نگرشهای همراه با تساهل و تسامح برهان غلیون، در شرایط امروز سوریه که به یک معضل بینالمللی تبدیل شده، راهکاری برای حل بحران سوریه ندارد و شاید به همین دلیل هم بود که او چندی پیش در پی اختلافات با سایر گروههای مخالف حکومت بشار اسد از رهبری شورای مخالفان استعفا داد.
اسلام و سکولاریسم از دیدگاه غلیون
دیدگاه برهان غلیون در مورد سکولاریسم به گونهای است که نمیتوان او را در زمره حامیان جدی سکولاریسم در نظر گرفت، در عین حال که نمیتوان برهان غلیون را ضد سکولار ارزیابی کرد. نظریات برهان غلیون به چالش دین و دولت میپردازد که برمبنای آن و به اعتقاد غلیون، اندیشه اسلامی دارای ویژگی ذاتی مدنی یا سکولار است که آن را با جامعه مدنی گره میزند. غلیون از سردرگمی اندیشمندان به ویژه اندیشمندان مسلمان جهان عرب در مورد جهانی شدن و سکولاریسم انتقاد میکند. از دیدگاه او، نظریه سکولاریسم به دو معنا مطرح میشود.
نخست، اجرایی و سیاسی که روابط دین و دولت را سامان میدهد و درون مایه آن قداست زدایی از عملکرد دولت و حاکمان است. اما معنای دوم سکولاریسم از منظر غلیون، فلسفی و به معنای مدیریت سرمایه فکری است.
در هر دو حالت، نظریه سکولاریسم مورد نظر غلیون، به سوی بیان شیوهای عقلانی میرود که پویایی زندگی نوین و تاثیر و رویکرد ژرف آن را باز میتاباند؛ یعنی همان عقلانیت سیاست و سامانیابی جمعی. تا اینجا میتوان غلیون را اندیشمندی سکولار معرفی کرد. اما مرزی که برهان غلیون را از سکولارها جدا میکند این است که برخلاف ادعای سکولاریستها، اوسکولاریسم را سرچشمه ارزشها و منشا تعالی جوامع اسلامی نمیداند بلکه در نظر او، سکولاریسم درصدد ایجاد برابری میان انسانها و ارائه ارزشهای انسانی ادعایی نیست. بنابراین نمیتوان برهان غلیون را یک سکولار تمام عیار ارزیابی کرد. او از همین زاویه، به بحث دموکراسی در جهان اسلام نیز میپردازد.
به اعتقاد برهان غلیون، دموکراسی امری ضروری برای کشورهای عربی است و به همین دلیل هم از دو دهه پیش به پروژه نشر دموکراسی در جهان عرب پیوست. او اعتقاد دارد که شکست دموکراسی، جهان عرب را دچار بحرانهای تازهای میکند و برای این که به این بحرانها برخورد نکرد، برای استقرار دموکراسی باید در سه جبهه پیروز شد:
1- محدود ساختن نفوذ بیگانگان
2- اصلاح دولت
3- توسعه اقتصادی و اجتماعی. بر همین مبنا او معتقد است که دموکراسی در جهان عرب از درون ساختاری استبدادی پدید نمیآید بلکه باید بنیادهای علمی و نظری آن فراهم شود. این یکی از مهمترین مسایل اختلاف برانگیز میان برهان غلیون و منتقدانش است. منتقدان غلیون میگویند، اگر او چنین شرایطی را برای استقرار دموکراسی در جهان عرب ضروری میداند، پس چرا از غرب که مخالف حکومت سوریه است و قصد دارد دموکراسی را با حمله نظامی به سوریه منتقل کند- آنچنان که در افغانستان و عراق انجام داد- حمایت میکند؟
البته غلیون هیچگاه حامی حمله نظامی احتمالی به سوریه نبوده اما قرار گرفتن او در صف مخالفان حکومت بشاراسد که طبیعتا از حمایت آمریکا و سایر دولتهای غربیهم بهرهمند میشوند، نظریات علمی و پژوهشی او را با ابهاماتی مواجه ساخته است. حتی اگر بپذیریم که برهان غلیون نظرات خود را همانند هر اندیشمند حوزه جامعهشناسی برای شرایطی عام مطرح کرده، باز هم نمیتوان این نکته را پنهان کرد که ورود تمام قد برهان غلیون به عرصه سیاست آن هم به عنوان برجستهترین چهره مخالف حکومت بشاراسد ، نظریات علمی او را دچار چالشهای فراوانی کرده است.
برهان غلیون و ایران
طبیعی است که در شرایط کنونی که برهان غلیون مهمترین چهره سیاسی مخالف سوریه است و ایران یکی از مهمترین حامیان حکومت بشاراسد محسوب میشود، نمیتوان مخالفت برهان غلیون با جمهوی اسلامی ایران را نادیده گرفت. اما این بدین معنا نیست که برهان غلیون نسبت به حکومت ایران دیدگاهی منفی داشته است. او همانقدر که حامی انتفاضه فلسطین بوده، حامی انقلاب اسلامی ایران هم بوده است. برهان غلیون ویژگی مشترک انقلاب اسلامی ایران و انتفاضه فلسطین را عصیان ملتها میداند و از زاویه حقوق بشر انتفاضه را نه آغاز جنگ، بلکه واکنشی فلسطینی برای اصلاح روند صلح میداند.
در مورد انقلاب اسلامی ایران نیز سوالی بدین مضمون مطرح میکند که چرا انقلاب ایران، نمای دینی به خود گرفت؟ و از آنجا که او به تمدن اسلامی- عربی بسیار اهمیت میدهد، به آن دست از اندیشمندان عرب که مخالف انقلاب اسلامی ایران بوده و این انقلاب را صرفا جنبشی ایرانی یا شیعی میدانستند انتقاد میکند. به عنوان نمونه، برهان غلیون منتقد سمیرامین است؛ اندیشمندی که انقلاب ایران را به عقب ماندن از قافله پیشرفت متهم میکند. در حالی که برهان غلیون، به انقلاب اسلامی ایران به عنوان جنبشی مثبت مینگرد، هر چند که گذر روزگار و حمایت جمهوری اسلامی ایران از حکومت بشاراسد در سوریه موجب شده برهان غلیون و حکومت ایران در دو سرطیفی قرار بگیرند که در یک طرف آن، حامی پیشین انقلاب اسلامی ایران در راس مخالفان حکومت سوریه قرار گرفته است؛ حکومتی که مورد حمایت حکومت برآمده از انقلاب اسلامی در ایران است.
حقوق بشر از دیدگاه برهان غلیون
برهان غلیون به مقوله حقوق بشر بسیار توجه دارد و یکی از مهمترین عواملی که موجب شده او در زمره مخالفان حکومت بشاراسد قرار گیرد، دیدگاه او در مورد نقض حقوق بشر توسط حکومت سوریه است.
او بر مبنای گفتمانهای جهان عرب در مورد حقوق بشر، چهار گفتمان را مطرح میکند:
1- گفتمان مدافع حقوق بشر که بر مبنای آن نهادهای حاکمه، سرپوشی برای سلطه خود و دادن وجه انسانی به سیاستهایشان پیدا میکنند. 2- گفتمان سیاسی که در دهه 1970 میلادی توسط قومیت گرایان چپ و سوسیالیستهای عرب مطرح شد. 3- گفتمان سنتگرا که بیشتر توسط منادیان حقوق بشر اسلامی مطرح میشود. 4- گفتمان سنجشگرانه که برهان غلیون به این گفتمان اعتقاد دارد و آینده حقوق بشر در کشورهای عربی را مبتنی بر همین گفتمان میداند. البته منتقدان برهان غلیون طی سالهای گذشته این انتقاد را به گفتمانهای حقوق بشری او وارد میساختند که او به اندازه کافی به حقوق زنان توجه نکرده است.
برهان غلیون و کردها
کردها در سوریه نفوذ زیادی ندارند اما به نظر میرسد طی یک ماه اخیر (خرداد و تیر 1391 ) با تغییر رئیس شورای مخالفان حکومت سوریه، نقش کردهای سوریه در جدال بین مخالفان حکومت بشاراسد و حکومت فعلی سوریه پررنگتر شده است. خرداد ماه جاری، در جلسه دبیرخانه شورای ملی سوریه، پس از استعفای برهان غلیون از ریاست این شورا، عبدالباسط سیدا که از کردهای سوریه است به عنوان رئیس شورای مخالفان حکومت سوریه انتخاب شد. سیدا از مدتها پیش در سوئد زندگی میکرد.
او مهمترین ماموریت و اولویت خود را در شورای مخالفان حکومت سوریه، گسترش شمار اعضای شورا، اصلاح شورا و تجدیدنظر در ساختار آن و مذاکره با دیگر شخصیتهای مخالف حکومت سوریه برای پیوستن آنها به شورا اعلام کرده است. سیدا از حمایت کردهای عراق نیز برخوردار است. او قصد دارد طی سفری به اقلیم کردستان عراق، مذاکراتی را با مسعود بارزانی رئیس اقلیم درباره حمایتهای ویژه امنیتی از گروههای مسلح ضد دولت سوریه انجام دهد. جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق نیز از سیدا حمایت میکند اما بیشاز بارزانی، مصالح بلند مدت را در نظر میگیرد.
در این میان ترکیه نیز از درخواستهای رهبران مخالف حکومت سوریه، چه برهان غلیون و چه عبدالباسط سیدا، حمایت میکند. ترکها در سالهای نه چندان دور از گروه بارزانی حمایت کردهاند.
در کتاب خاطرات جلال طالبانی با عنوان «پس از 60 سال» آمده است در سالهای 1975 و 1976 میلادی وقتی که حزب اتحادیه میهنی کردستان تاسیس شد و جلال طالبانی و سایر رهبران حزب مانند نوشیروان مصطفی امین(رهبر کنونی حزب گوران) میخواستند از راه کردستان سوریه وارد عراق شوند، سازمان اطلاعات ارتش ترکیه موسوم به میت از گروه «قیاده موقت» بازرانی که پس از فروپاشی حزب دموکرات عراق پس از سال 1975 میلادی در کرج تبعید بودند خواست که واکنش نشان دهند که در نتیجه فاجعه «حکاری» به وقوع پیوست و هزار نفر سربازان پیش مرگ کرد وابسته به حزب اتحادیه میهنی کردستان به دست نیروهای «قیاده موقت» بارزانی و با کمک«میت» ترکیه قتل عام شدند.
برهان غلیون و آینده سوریه
اکنون دیگر برهان غلیون رئیس شورای مخالفان حکومت سوریه نیست اما همچنان یکی از رهبران سیاسی تاثیرگذار مخالفان سوری است. درتیر ماه جاری برخی از روزنامههای عربی نوشتند که برهان غلیون رئیس سابق شورای ملی سوریه در سفری بسیار محرمانه به بیروت لبنان رفته و از آنجا به طور نامشخصی وارد سوریه شده و به شهر حمص زادگاه خود که مرکز مخالفان حکومت بشاراسد است رفته است. هنوز مشخص نیست که برهانغلیون چگونه به سوریه رفته اما عکسهایی از او در کنار نیروهای نظامی مخالف حکومت سوریه منتشر شده است.
سفر او چند ساعت بیشتر طول نکشیده و در این مدت کوتاه به استان ادلب رفته و با مخالفان حکومت دیدار داشته است. البته برخی رسانهها، ادعای غلیون را یک بلوف سیاسی برای دادن روحیه به مخالفان حکومت سوریه که به شدت تحت فشار هستند ارزیابی کردهاند. اما چه ادعای برهان غلیون درباره سفر به سوریه درست باشد و چه نباشد، یک موضوع را نمیتوان انکار کرد و آن نقش مهم و تاثیرگذار برهان غلیون در بین مخالفان حکومت سوریه است. امتیاز غلیون نسبت به سایر رهبران مخالف سوریه این است که او سابقهای آکادمیک داشته و پیش از تحولات ماههای اخیر در سوریه، بیشاز آن که به عنوان چهرهای سیاسی شناخته شود، شخصیتی علمی داشته؛ هر چند که اکنون از چهره گذشته خود فاصله گرفته است.
برهان غلیون و سایر مخالفان حکومت بشاراسد میدانند که نقش ایران در تحولات سیاسی آتی سوریه بسیار مهم است. او خرداد ماه جاری در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با عبدالباسط سیدا، از مشارکت ایران در برگزاری کنفرانسی بینالمللی درباره سوریه استقبال کرد؛ هر چند که مدعی شد ایران به شرطی میتواند در این کنفرانس شرکت کند که پیش از آن بیانیهای صادر کند که در آن بر حق ملت سوریه برای نظام منتخب دموکراتیک تاکید شده باشد.
او به تازگی ( اواخر تیر ماه 1391 ) در سفری به روسیه یکی از حامیان جدی حکومت بشاراسد، با برخی مقامات روسی رایزنی کرد اما مذاکرات او نتیجهای نداشت. او پس از مذاکرات خود در مسکو به صراحت اعلام کرد که بشاراسد تا زمانی که حمایت مقامات مسکو و تهران را پشت سر خود احساس کند، وضعیت فعلی سوریه ادامه خواهد یافت. البته برهان غلیون هیچگاه از حمله نظامی به سوریه حمایت نکرده که شاید نشات یافته از تفکرات او در مورد گفتمانهای حقوق بشری باشد اما جانشین او در شورای ملی سوریه یعنی عبدالباسط سیدا از مداخله نظامی خارجی برای حل وفصل مناقشه در سوریه براساس اصل هفتم منشور سازمان ملل متحد حمایت کرده است.
مخالفان حکومت سوریه همچنان با یکدیگر اختلاف دارند و چشم انداز روشنی برای حضور آنها در سوریه وجود ندارد اما آنچه مسلم به نظر میرسد این است که مخالفان حکومت سوریه بدون حمایت دولتهای غربی مخالف بشاراسد توان چندانی در سرنگونی بشاراسد ندارند و همچنان چشم انتظار حمایت حکومتهای مخالف بشاراسد هستند و برهان غلیون نیز از این قاعده مستثنی نیست. او همچنان در رویای تغییر حکومت سوریه است اما معادلات در منطقه به گونهای چیده شده که تغییر حکومت بشاراسد را برای او و سایر مخالفان به رویایی در دور دست تبدیل کرده است.