* نظر شما بهعنوان کارشناس مسائل منطقه و مطلع بحران سوریه درباره طرح اخیر ایران برای میزبانی از مخالفان بشار اسد چیست؟ آیا این قضیه با توجه به پشتیبانی برخی کشورها از معارضان کمکی به حل مساله سوریه خواهد کرد؟
** من البته نمیدانم اساسا آیا مقدمات طرح به این بزرگی طی شده است یا نه چرا که دعوت از معارضان بشار اسد و گفتوگو با آنان به این صورت نیست که به محض دعوت ما، آنها به ایران بیایند. لازمه این موضوع این است که ما قبلا یک بستری را فراهم کرده باشیم و سپس بر مبنای آن زمینه اعلام موضع کنیم نه اینکه ما اول اعلام کنیم و آنها هم بگویند ما نمیآییم.
اما بهطور کلی باید بگویم اگر زمینه کافی برای این کار فراهم شده باشد و ما توانسته باشیم در میان معارضان سوریه رخنهای کرده باشیم، با توجه به اینها آنوقت میانجیگری جمهوری اسلامی معنی پیدا میکند و امری مطلوب است اما اگر اظهارنظر آقای صالحی را نظر شخصی وی بدانیم که نظام هم خیلی مایل به اجرای آن نباشد، نتیجه خوبی به همراه نخواهد داشت.
* البته گفتهاند از مدتها پیش با معارضان ارتباط داشتیم... .
** من مطمئن نیستم که این حرف خیلی سخن پخته و کارشدهای باشد. از سوی دیگر هم نمیدانم کیفیت ارتباطی که گفتند به چه میزان بوده است، این مطلب در شورایعالی امنیت ملی مطرح نشده و در مواضع اخیر مقام معظم رهبری هم که چنین مطلبی را مشاهده نکردیم.
از طرف دیگر هم باید به این نکته توجه داشت که اساسا پرونده سوریه در اختیار وزارت امور خارجه نیست که آنها بخواهند به تنهایی درباره آن موضع بگیرند اما اگر بخواهم به طور کلی بگویم یکی از راهحلهایی که به حل بحران سوریه کمک میکند، ایجاد زمینه برای تعامل و تفاهم دوطرف درگیری است و هر کسی که بتواند به تفاهم بشار اسد و مخالفان او کمک کند، به حل بحران این کشور نیز کمک خواهد کرد، منتها این مساله مستلزم یک چشمانداز روشن است به گونهای که مخالفان در تعهدی که باید بسپارند جدیت داشته و تحتتاثیر عوامل خارجی نباشند و بتوانند مستقلا تصمیم بگیرند و ضمنا ارتباط طرف میانجی نیز به صورت فعال در هر دو سوی ماجرا وجود داشته باشد.
همچنین طرفین به حسننیت میانجی اعتقاد و التزام داشته باشند. اینها موضوعاتی است که بهدست آوردنش نیازمند طی یک دوره زمانی است و بهصورت آنی و فعلی اتفاق نمیافتد، لذا ارزیابی میزان دقت درخواست وزیر امور خارجه کشورمان به این بستگی دارد که ما ببینیم فرآیند گفته شده طی شده یا نه.
* مطرح کردن این درخواست از سوی ایران در این برهه زمانی و با گذشت حدود 16ماه از بحران سوریه آیا یک علامت ضعف یا عقبنشینی تفسیر نمیشود؟
** خیر، چرا که بحث گفتوگوی مخالفان و دولت مدتهاست مطرح شده و اساسا طرح 6 مادهای کوفی عنان نیز بر همین مبنا استوار شده است، همچنین روسها نیز بر این مساله تاکید داشته و دارند و حتی در یک برهه، مسکو میزبان بخشی از مخالفان بشار اسد بوده است. اینها یعنی اینکه یکسری مقدمات در عرصه بینالملل در اینباره طی شده اما اینکه وزارت امور خارجه ما در این زمینه کاری کرده یا با مخالفان موثر بشار اسد صحبتی داشته یا نه را نمیدانم. راجع به این موضوع باید مسؤولان وزارت امور خارجه صحبت کنند.
* طرح 6 مادهای کوفی عنان تاکنون چقدر توانسته به حل بحران کمک کند؟
** طرح 6 مادهای کوفی عنان در مرحله اول مستلزم پذیرش دولت دمشق است و این به معنی عبور از حذف بشار اسد از سوریه است که امری مثبت است. نکته دیگر این طرح ناظر به توقف درگیریها و خشونتها و در نتیجه خلع سلاح گروههای غیرقانونی است که این مورد هم مثبت است. نکته سوم طرح کوفی عنان، کمک رساندن به آسیبدیدگان درگیریها در سوریه است که شامل مجروحان هوادار بشار اسد و مجروحان مخالف وی است که اثری انساندوستانه دارد.
مورد دیگر آزادی زندانیان امنیتی است که نکته مشکلبرانگیز طرح عنان است چرا که اگر کسی مرتکب جنایتی شده باشد آزادی او در واقع کمک به تداوم خشونت میکند و جنبه دیگر نیز آغاز گفتوگو میان معارضان و بشار اسد است که اینها در مجموع و با کمی اغماض موارد خوبی به شمار میآیند. در نتیجه اگر طرح کوفی عنان به صورت کامل و با حسننیت طرفهای درگیر و از جمله با حسننیت غربیها و شورای امنیت دنبال شود، قطعا میتواند مفید باشد اما چنانچه این طرح صرفا برای بستن دست ارتش سوریه اعمال شود، نهتنها مفید واقع نمیشود که حتی خشونتهای کنونی را نیز توسعه خواهد بخشید.
* در برخی خبرها آمده بود درگیری ارتش سوریه و معارضان به دمشق کشیده شده است، آیا این به معنی پیشروی مخالفان بشار اسد است یا جنس درگیریها در این کشور متفاوت است؟
** در واقع این خبر ناظر به نفوذ مخالفان به برخی محلات حومه دمشق بود. باید توجه داشت نفوذ تروریستها به یک منطقه یا اعمال برخی انفجارها به معنای سیطره و کنترل آنان بر آن منطقه نیست بلکه به این معنی است که بخشی از مخالفان توانستهاند خودشان را به داخل شهر برسانند آنهم نه به صورت گروههای مسلط بر شهر که به صورت گروههای ترور.
* بهعنوان سوال آخر درباره آخرین تحولات عربستان نیز توضیحاتی بفرمایید. با توجه به خیزشهای اخیر در مناطق شرقی این کشور، چقدر امکان به نتیجه رسیدن اعتراضات علیه رژیم آلسعود متصور است؟
** اعتراضات مردم عربستان در واقع ناظر بر اعتراض به فساد حکومت از سویی و اعتراض به دیکتاتوری حکومت است. از طرف دیگر وابستگی شدید آلسعود به آمریکاییها محور دیگر اعتراضات مردم این کشور را تشکیل میدهد. به این مسائل باید مساله عدم مشارکت مردم در اداره امور را هم اضافه کرد.
از این رو تحولات عربستان شباهت بسیار زیادی به تحولات مصر دارد و بهطور عمومی تحولات منطقه چه در کشورهای سنی و چه در کشورهای شیعه متاثر از انقلاب اسلامی ایران است، منتها این موضوع گاهی به صورت دخالت ایران در مسائل کشورهای خاص مورد اشاره قرار میگیرد، از جمله 2 روز پیش سفیر عربستان در قاهره مدعی شد ایران در مسائل داخلی این کشور دخالت میکند در حالی که تاثیرپذیری ملتهای منطقه از ایران به معنای دخالت ایران در این کشورها نیست بلکه یک پدیده معنوی است که بدون مسائل مادی و فیزیکی محقق میشود.