تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۴۸۷۴۳

مدودف ـ پوتین و الگوی سیاسی کرملین (بخش دوم و پایانی)

اشاره: سرویس خارجی: همانگونه که در بخش نخست مقاله عنوان شد، روسیه از زمان فروپاشی شوروی شاهد تغییرات شگرفی در عرصه سیاست‌های داخلی و خارجی بوده که نوع تعامل این کشور با غرب، بر هر دو عرصه تأثیر عمیقی گذاشته است. روابط ایران و روسیه نیز در دو دهه گذشته از این قاعده مستثنی نبوده، اما نباید از یاد برد که این مناسبات همواره از روند متعادلی پیروی کرده است. خوانندگان گرامی در بخش‌پایانی مقاله، مروری گذرا بر سیاست خارجی روسیه در دو دهه اخیر، به ویژه تعامل مسکو و تهران خواهند داشت.

در این جمهوری قفقاز تا سال 2003 «ادوارد شواردنادزه» آخرین وزیر خارجه شوروی سابق حکومت می‌کرد که کمابیش افکار ضدغربی و چپگرایانه داشت و از سیاست‌های نزدیکی به روسیه، هر چند کمرنگ، حمایت می‌کرد. ‏
با توجه به اینکه ادامه و گسترش چنین سیاستی خواسته غرب نبود، طرح بزرگی به نام «انقلاب گل رز» برای سرنگونی شواردنادزه به اجرا در آمد که بر اثر آن «میخاییل ساکاشویلی» سیاستمدار طرفدار غرب و دانش آموخته مکتب غربی‌ها روی کار آمد. ‏
در 9 سال حکومت ساکاشویلی، این کشور به پایگاهی برای اجرای سیاست‌های آمریکا در منطقه تبدیل شد و با تلاش و حمایت گرجستان و نیز برخی همسایگان اروپایی اوکراین، «انقلاب نارنجی» به رهبری «ویکتور یوشچنکو» در کی یف نیز اجرا شد، اما به دلیل نداشتن پایگاه مردمی ، دوره آن سه ساله پایان یافت. ‏
از برنامه‌های دیگر آمریکا و غرب در این زمینه، تلاش برای عضویت همسایگان غربی و جنوبی روسیه در ناتو است و در راستای این راهبرد، اوکراین، گرجستان، کشورهای حوزه دریای بالتیک، ارمنستان و جمهوری آذربایجان، هر سال در انواع رزمایش‌های ناتو شرکت می‌کنند. ‏
روسیه با ناخرسندی از این رویکرد، توانسته گرجستان و اوکراین را از ورود به ناتو بازدارد. ‏
روسیه در تابستان سال 2008 همچنین از تلاش‌های گرجستان برای بازپس گرفتن کنترل جمهوری‌های خودخوانده اوستیای جنوبی و آبخازیا جلوگیری کرد و در یک مناقشه، نیروهای گرجی را تا پشت مرزهای این دو جمهوری عقب راند. ‏
مسکو همچنین برای تحکیم روندهای همگرایی در جمهوری‌های شوروی سابق، نظریه اوراسیایی را مطرح کرد و سعی دارد تمام جمهوری‌های همسو با سیاست‌های خود را زیر آن گرد آورد. و پوتین، مبتکر این طرح راهبردی از تمام ابزارها و امکانات موجود نیز برای تحقق آن استفاده می‌کند. ‏
روسیه در راستای اجرای این سیاست، سازمان پیمان امنیت جمعی را تقویت می‌کند که مسکو هسته مرکزی آن را تشکیل می‌دهد و در آن بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ارمنستان با یکدیگر همکاری می‌کنند. ‏
در چارچوب مساعی مسکو برای همگرایی در جمهوری‌های شوروی سابق، اتحادیه گمرکی و جامعه اقتصادی اورآسیا نیز تشکیل یافته است که تلاش‌های گسترده‌ای برای افزایش اعضای آن جریان دارد. ‏
به عقیده کارشناسان، روسیه با تقویت روندهای همگرایی در محور جامعه همسود که از 11 کشور تشکیل یافته، مانع نفوذ آمریکا و غرب در این منطقه پهناور خواهد شد و این رویکرد در سومین دوره ریاست جمهوری پوتین، بر رویاهای غرب برای کنترل بر این مناطق سایه افکنده است. ‏
‏روابط ایران و روسیه ‏
روابط تهران و مسکو در سال‌های پس از فروپاشی شوروی سابق با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بوده که متاثر از عوامل متنوعی همچون نابسامانی‌های سیاسی و اقتصادی ناشی از ضعف قدرت مرکزی در فدراسیون روسیه و فشار قدرت‌های بزرگ غربی بر کرملین برای همراهی با سیاست‌های ضدایرانی است. ‏
این روابط در دهه نخست شکل گیری پایه‌های سیاسی و اقتصادی فدراسیون روسیه، روند متعادلی را سپری کرد و دو کشور توافقنامه مهم ساخت و تکمیل نیروگاه هسته‌ای بوشهر را امضا کردند که از دید کارشناسان، حیات دوباره‌ای به صنعت هسته‌ای رو به افول روس‌ها داد. ‏
هرچند روابط تهران و مسکو در دو دهه پس از فروپاشی شوروی سابق تا حد زیادی از تاخیر‌های طولانی مدت بهره‌برداری از نیروگاه هسته‌ای بوشهر متاثر بوده است، ولی واقعیت این است که عوامل دخیل در این امر چندوجهی و در بسیاری از موارد خارج از کنترل دو کشور بوده است. ‏
با روی کار آمدن پوتین، مناسبات تهران و مسکو توان تازه‌ای گرفت و به دلیل رویکردهای مستقل کرملین در تحولات منطقه‌ای و بین المللی، نوعی همگرایی بین دو کشور در ارتباط با رویدادهای مهم جهانی شکل گرفت که مخالفت با حمله آمریکا به عراق و افغانستان از جمله مصداق‌های عینی آن بود.
روابط ایران و روسیه در دوره ریاست جمهوری مدودف به دلیل نگاه‌های متمایل به غرب مسکو رو به ضعف گذاشت و کرملین در این دوره با انگیزه برخورداری از امتیازهای محدود و وعده و وعیدهای غربی‌ها در زمینه کمک‌های فناوری و اقتصادی با تحریم ضدایرانی شورای امنیت سازمان ملل موافقت کرد. ‏
به دنبال این رویداد، مدودف قانونی را امضا کرد که بر اساس آن دولت روسیه از تحویل سامانه پدافند موشکی «اس 300» به ایران که به اذعان خود کارشناسان روس، تدافعی است و به هیچوجه ناقض تصمیمات شورای امنیت نبود، خودداری کرد. ‏
وقوع رویدادهایی اینگونه در دوره حکومت مدودف، موجب شد سیاست نزدیکی تهران و مسکو بر مبنای قرائت «ایران مستقل و روسیه قدرتمند» با گسست همراه شود و تحلیلگران مسایل سیاسی از اشتباه بودن مسیر سیاسی کرملین در نزدیکی به غرب سخن بگویند. البته این وضعیت دیری نپایید و به دنبال اظهارات سال گذشته «دمیتری راگوزین» نماینده روسیه در ناتو، مبنی بر اینکه ادعای غرب درباره خطر هسته‌ای ایران و کره شمالی برای استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا بهانه‌ای بیش نیست، کرملین به بدقولی غربی‌ها پی برد. ‏
با انتخاب مجدد پوتین به ریاست جمهوری روسیه در اسفندماه 1390 و در بحبوحه کارزارهای تبلیغات انتخاباتی، بار دیگر اهمیت روابط دوکشور در سیاستگزاری‌های آتی روسیه نمودار شد و پوتین در یکی از نطق‌های خود اعلام کرد که اقدام برخی قدرت‌ها موجب می‌شود، کشورهای مستقل برای دفاع از خود در برابر زورگویی‌ها و تهدیدها، به سمت ساخت سلاح هسته‌ای پیش بروند. ‏
از سوی دیگر، پوتین بلافاصله پس از انتخاب به ریاست جمهوری برای سومین دوره حضور در کاخ کرملین، بارها بر ناکارآمدی تحریم‌های یکجانبه غرب علیه ایران تاکید و اعلام کرد که روسیه اجازه نمی‌دهد چند کشور، از ابزار تحریم برای پیشبرد سیاست‌های سودجویانه خود سوء استفاده کنند. ‏
پوتین همچنین به تازگی با اعلام حمایت جدی از ضرورت حضور ایران در هر گونه نشست بین المللی مرتبط با مسایل سوریه، نشان داد که به سیاست‌های اصولی خود در دوره گذشته ریاست جمهوری اش مبنی بر مخالفت با یکجانبه‌گرایی غرب در مناسبات منطقه‌ای و بین المللی پایبند است و در این راستا، برای نزدیکی مواضع مسکو و پایتخت‌های کشورهای همسایه تلاش می‌کند. ‏
از دیگر سو، این نکته مورد تاکید کارشناسان سیاسی و رسانه‌ای روسی است که موفقیت سیاست‌های تهران و مسکو در راهبرد استفاده از فرصت‌ها و مقابله با تهدیدهای مشترک، نیازمند فضاسازی رسانه‌ای و بهره گیری از توانمندی‌های رسانه‌های دو کشور است. ‏
این نکته هنگامی بیشتر اهمیت می‌یابد که دریابیم چرا رسوبات دیدگاهی برجای مانده از رسانه‌های دوران شوروی سابق و نیز رژیم شاه، تحت تاثیر پیشداوری‌های محافل انگلوفیل، نه فقط مانع برداشتن گام‌های موثرتر برای رفع سوءتفاهمات شده، بلکه خود به عامل دامن زدن به کینه‌ها و اختلافات تاریخی دو ملت همسایه تبدیل شده است؟ ‏
در این راستا در روسیه، اغلب رسانه‌های خبری غیردولتی که بالغ بر 4000 عنوان هستند و بخش عمده سهام آنها در اختیار لابی یهودی است، رویکردهای ضدایرانی دارند و برای ترویج ایران هراسی بین شهروندان روس تلاش می‌کنند. ‏
بدیهی است که رسانه‌های دولتی وضع متفاوتی دارند و فرآورده‌های خبری آنها در ارتباط با ایران، بیشتر در برگیرنده منافع ملی و بین المللی روسیه و همچنین گسترش روابط تهران و مسکو به عنوان دو کشور مهم منطقه است. ‏
هم اکنون در روسیه حدود 100 کانال تلویزیونی عمومی و مخاطب پسند فعالیت می‌کنند و سه خبرگزاری ایتارتاس (رسمی)، ریانووستی (وابسته به وزارت خارجه) و اینترفکس (خصوصی) وظیفه اصلی پوشش‌های دولتی خبری را بر عهده دارند. ‏
رسانه‌های خبری روسی در سال‌های اخیر به موازات گسترش فناوری‌های ارتباطی، بیشتر فعالیت‌های خود را به فضای مجازی منتقل کرده‌اند و هم اینک بیش از 2000 پایگاه اینترنتی به ارائه خدمات به مخاطبان روس زبان در داخل و خارج از این کشور مشغول هستند. ‏
دولت روسیه در راستای مقابله با سلطه خبری غرب در سال‌های اخیر، کانال تلویزیونی انگلیسی زبان «راشاتودی» را راه‌اندازی کرده است که دارای یک نسخه عربی به نام «روسیه الیوم» نیز هست و به عنوان رقیب کانال آمریکایی «سی.‌ان.ان» به صورت شبانه روزی اخبار و رویدادهای روسیه و دیگر مناطق جهان را منعکس می‌کند. ‏
همچنین دو رسانه «ریانووستی» و رادیو دولتی صدای روسیه، برای ارتباط با مخاطبان علاقمند، پخش فارسی دارند. ‏
با توجه به زمینه‌ها و توانمندی‌های موجود، به نظر می‌رسد که پتانسیل‌های مناسبی برای توسعه همکاری‌های رسانه‌ای میان ایران و روسیه، به عنوان بستر رفع سوء تفاهمات میان دو کشور همسایه در منظر افکار عمومی و محافل نخبه، وجود دارد. ‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات