گروه سیاسی: مقوله گفتمان، مجموعهها و گروهها، نامزدها و ویژگیهای خاص آنها از عناصری هستند که در انتخابات ریاستجمهوری آینده به طور کلی مسائل اصلی و تعیینکننده هستند.
پرویز امینی، کارشناس مسائل سیاسی و نویسنده کتاب «جامعهشناسی 22 خرداد» در گفتوگوی تفصیلی با سایت خبری برهان در خصوص انتخابات آینده ریاست جمهوری افزود: فضای سیاسی ایران طی ماههای گذشته مسیری را به سمت تکثر و واگرایی طی کرده است. به بیان دقیقتر جریانهایی که در یک چارچوب و ذیل اصولی مشخص تعریف میشدند، امروز قابل جمع شدن با هم نیستند. به اعتقاد بنده مفاهیمی چون اصولگرایی و اصلاحطلبی پاسخگوی وضعیت موجود نیست و نمیتوان با این مفاهیم واقعیتها را بیان کرد.
وی با ذکر مثالی در این خصوص خاطر نشان کرد: به طور مثال در جریان موسوم به اصولگرا، جریان احمدینژاد خط قرمز بسیاری از همین گروههاست. قالیباف و لاریجانی نیز خط قرمز جریان احمدینژاد و پایداری هستند. در واقع بین آنها رابطه آشتیناپذیری وجود دارد که در انتخابات مجلس و بعد در انتخابات درون مجلس به وضوح دیده شد. پس جریانی که اصولگرا خوانده میشد حداکثر در قبول اصل نظام و انقلاب اشتراک نظر دارند(البته برخی از جریانهای اصولگرا نسبت به برخی دیگر در این باره نیز انقلتهای جدی دارند) که این ملاک کلی برای تمامی جریانهای سیاسی در درون یک ساختار سیاسی است و توضیح دهنده یک جریان سیاسی که دارای آموزههای مشخص فکری و سیاسی و دارای برنامه مشخص برای اداره کشور باشد، نیست.
امینی در ارزیابی خود از مفید یا مضر بودن تکثرگرایی با توجه به شرایط سیاسی اجتماعی کنونی جامعه ایران تصریح کرد: مسئله این است که به هر حال تکثر واقعیت امروز جامعه سیاسی ایران است. ما در حال حاضر اصلاً بر سر خوب یا بد بودن آن بحث نداریم. چرا که بحث جامعهشناسی سیاسی از هستها است. آنچه باید باشد و اینکه آیا آنچه هست، درست است یا غلط، در حوزه جامعهشناسی سیاسی نیست. وقتی ما از حوزه جامعهشناسی سیاسی نگاه میکنیم، میفهمیم که تکثر یک واقعیت است که در واقع بروز و ظهور عینی پیدا کرده و به لحاظ ذهنی هم به رسمیت شناخته شده است.
گروههای تأثیرگذار در انتخابات آینده
این جامعه شناس مسائل سیاسی، اصلاحطلبان ، جریان قالیباف، جریان احمدینژاد، جبهه پایداری، جریان ایثارگران، جریان راست سنتی و جریان نیروهای اجتماعی را از جمله گروههای تأثیرگذار در انتخابات آینده میداند و خاطرنشان میکند: به هر حال تحلیل بنده از فضای سیاسی موجود این است که در نهایت به طور کلی سه قطب اصلی در انتخابات شکل میگیرد، جریان قالیباف؛ جریان احمدینژاد و سومی جریانی که از اصلاحطلبان به میدان میآید. البته اینکه انتخابات حول سه جریان یاد شده شکل میگیرد نافی آمدن دیگران در انتخابات نیست. بقیه یا با اینها همراه میشوند و یا اینکه موضع مؤثری در انتخابات نخواهد داشت. در کنار این موارد نباید کاندیداهای منفرد را از نظر دور داشت. مواردی که جزو قطبها محسوب نمیشوند ولی در صورت ورود میتوانند ولو به صورت سلبی بر رأی دیگر گروهها تأثیرگذار باشند.
اصلاحطلبان و دو راهی آمدن یا نیامدن!
نویسنده کتاب «جامعهشناسی 22 خرداد» با بیان اینکه یک جریان اصلی ،جریان موسوم به اصلاحطلبی است که خود سه شاخه اصلی در بر دارد، توضیح داد: اول، شاخهای که معتقد است باید با فضای درون سیستم نظام کار کرد. دوم، جریان ساختارشکن که این طیف نیز مرزهای خود را با نظام شفاف کرده است. سوم، جریانی که بنده اسمش را میگذارم جریان «نه این و نه آن، هم این و هم آن» که نمادش هم آقای خاتمی و وابستگان به او هستند. این جریان سوم که نه کاملاً درون نظام است و نه کاملاً بیرون نظام، در برخی موارد همانند بیرون نظام و در پارهای موارد نیز مشابه طیف درون نظام عمل میکند.
امینی در ادامه با بیان اینکه جریان کارگزاران نیز به نوعی جزو همان جریان اصلاحطلب درون سیستم تعریف میشود که محوریت آن اثرگذاری نظرات آقای هاشمی است، تصریح میکند: این جریان نه بیرون از نظام تعریف میشود و نه در طیف «نه این و نه آن، هم این و هم آن». آنها هم ضمن داشتن گزینههایی اختصاصی، ترجیح میدهند بهواسطه فقدان زور و توان کافی، با یک گزینه اجماعی با دیگر گروههای اصلاحطلب وارد انتخابات شوند.
جریان قالیباف و رودررویی با قشر مذهبی!
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به جریان قالیباف میگوید: جریان دیگر، قالیباف و گروههای همسو با ایشان هستند. در این ارتباط توجه به این نکته ضروری است که در انتخابات ریاستجمهوری در حالت اول یک جریان کاندیدایی را معرفی میکند و در حالت دوم کاندیدایی در صحنه حضور دارد که برخی گروهها را با خود همراه میکند. یعنی حول یک شخصیت و یک جریان شکل میگیرد که این شخصیت الزاماً محصول جریان نیست. قالیباف که از حالت دوم تبعیت میکند برای پیروزی در انتخابات نسبت به سال 84 در موضعی است که چالشهای بیشتری در پیش دارد. یکی از این چالشها گرایشهای عمدتاً مذهبی جامعه است که این موضوع در سال 84 حداقل در ورود وی به انتخابات وجود نداشت و از اواخر مبارزههای انتخاباتی شروع شد و دائماً تعمیق یافت. این شکاف در انتخابات مجلس نهم نیز جایی که عناصر منتسب به قالیباف در زمره منتخبین قرار نگرفتند، مشاهده شد.
وی در ادامه میافزاید: اقتضای گفتمان قالیباف طبقه متوسط شهری، نخبگان و گرایشهای نخبگانی است. همین مسئله، در رقابت او با کاندیدایی با رویکرد و سبد رأی مشابه، مخصوصاً با گرایشهای اصلاحطلبی، چالشی دیگر برای وی به شمار میآید. چالش دوم قالیباف با طبقات ضعیف و محروم جامعه است چرا که گفتمان او برای آنها جذابیتی ندارد یا حداقل پاسخگوی نوع نگاه و مطالبات آنها نیست. علاوه بر آن در دوره احمدینژاد امکانات خوبی برای این طبقه فراهم شده است. بنابراین احمدینژاد در این بخش پایگاه به نسبت مستحکمتری دارد. به هر ترتیب احمدینژاد در برابر قالیباف قرار دارد و فعال شدن این پایگاه اجتماعی به نفع قالیباف تا حدی مشکل است.
جبهه پایداری و نداشتن تجربه سیاسی
نویسنده کتاب «جامعهشناسی 22 خرداد» با بیان اینکه جبهه پایداری یکی دیگر از جریانهای فعال در عرصه انتخابات است، تصریح میکند: جریانی که از سویی با سایر اشکال اصولگرایی دارای چالش بوده و از دیگر سو در یکی دو سال گذشته با دولت احمدینژاد نیزچالش داشته است، بیشترین پایگاه نفوذ این جریان، فضای گفتمانی سوم تیر یا انتخابات سال84 و آیتالله مصباح، مهمترین سرمایه نمادین این جریان است. عبارت تازه آیتالله مصباح درباره اینکه هیچ رئیسجمهوری ایدهآل نبوده و ایدهآل نخواهد بود، یکی از واقعگرایانهترین نگاههای اجتماعی و سیاسی است که بخصوص برای این جریان که با نگاه آرمانی کار سیاسی را دنبال میکند، ضروری و مبنایی بود.
امینی، سلبی بودن گفتمان جبهه پایداری را یکی از چالشهای اصلی پیش روی این جریان میداند و تصریح میکند: گفتمانی که عبارت است از نقد احمدینژاد و نفی لاریجانی- تحت عنوان ساکتین فتنه- معنای این واقعیت آن است که اگر آقای لاریجانی در فضای بعد از انتخابات 88 سکوت نمیکرد این جریان به وجود نمیآمد. به بیان دقیقتر انگیزه درونی برای شکلگیری این جریان وجود ندارد و انگیزههای موجود بیرونی و سلبی است. وی نداشتن تجربه سیاسی قابل اتکا را دومین چالش جدی آنها میداند.
جریان ایثارگران با رهپویان میآید
این جامعهشناس مسائل سیاسی میگوید: جریان دیگرجریان موسوم به ایثارگران-رهپویان است که آقایان حدادعادل، توکلی، نادران، زاکانی و ... چهرههای برجسته آن هستند.در واقع نامزد اصلی که این جریان میتواند به طور اختصاصی در انتخابات داشته باشد، آقای حدادعادل است. به اعتقاد بنده این جریان از ناکامترین جریانهای سیاسی کشور در چند سال اخیر است که یکی از بارزترین مظاهر ناکامیاش، انتخابات مجلس نهم محسوب میشود. چرا که از سویی در مقطع پیش از انتخابات در ائتلاف با لاریجانی و قالیباف پایگاه جریان مذهبی و حزباللهی را که نسبت به این دو انتقاد داشتند از دست داد، یعنی یک آسیب به پایگاه اجتماعیاش خورد و از دیگر سو در مجلس به لحاظ سیاسی از همان جریانی که هزینههای اجتماعیاش را داده بود جدا شد و در واقع در کوران تأثیرگذاری سیاست هم ناکام ماند.
جریان راست سنتی
امینی با اشاره به طیف دیگرکه جریان راست سنتی سابق میباشد آن را مرکب از مؤتلفه، جامعه اسلامی مهندسین، جبهه پیروان خط امام، رهبری و ... میداند و خاطرنشان میکند: جدیترین نمود این جریان در مقطع فعلی فراکسیون رهروان ولایت در مجلس نهم بوده و مهمترین گزینه آنها نیز برای انتخابات ریاستجمهوری، آقای لاریجانی به نظر میآید. مهمترین چالشها در این جریان، ضعف مفرط آنها در تعامل و پذیرفته شدن در بین مردم و قدرتش در توان لابیگری است. به همین خاطر احتمال آنکه لاریجانی خود مستقیماً کاندیدا شود چندان نیست و به اعتقاد بنده این جریان به یکی از جریانهای حاضر در انتخابات– به احتمال فراوان قالیباف- اضافه میشود و تلاش میکند در ائتلاف با آن به عنوان شریک سیاسی سهمی از قدرت را از آن خود کند.
وی در ارزیابی خود از احتمال پیوندهای هر یک از این جریانها با یکدیگر میگوید: در مورد نحوه عملکرد اصلاحطلبان باید گفت آنها فارغ از گزینه حداکثری – اعم از خاتمی یا هر گزینه دیگر- چنانچه تحت شرایطی همه راهها را به روی خود بسته ببینند، به طور حتم انتخابات را ترک نمیکنند بلکه به سراغ کاندیدایی در بیرون میروند که در مجموع قرابت بیشتری با آنها داشته باشد و بتوانند پایگاه اجتماعی خود را برای رأی دادن به او توجیه کنند و در نتیجه این پیوند سیاسی، سهم خود در قدرت را از وی بگیرند. در این شرایط فردی چون قالیباف یا لاریجانی یا حتی نامزد معرفی شده از سوی احمدینژاد میتواند نزدیکترین گزینهها باشند.
از آن سو احتمال پیوند جبهه پایداری با جریان دولت و جریان ایثارگران بیش از دیگر گروههاست. در واقع این جریان حتماً با قالیباف یا لاریجانی جمع نمیشود. جریان ایثارگران نیز نزدیکترین گزینه به خود را برای ائتلاف، قالیباف میداند. در درجه دوم پایداری نیز میتواند تحت شرایطی خاص از اولویت دوم برای همراهی برخوردار باشد. متقابلاً همسویی با جریان احمدینژاد و یا اصلاحطلبان به کلی از این جریان بعید به نظر میرسد. راست سنتی نیز به احتمال فراوان با قالیباف شریک خواهد شد.