حسامالدین برومند
در یکسال و نیم گذشته و مقارن با شکل گیری، قوام و اوج گیری انقلاب های منطقه در بستر بیداری اسلامی، بارها و به دفعات جنجال سازی های پیاپی از سوی آمریکایی ها و چند کشور غربی علیه جبهه مقاومت بخصوص ایران و سوریه در فازهای مختلف پیش کشیده شده است.
طی روزهای اخیر نیز در ابعاد مختلفی شیپور فشارها علیه ایران و سوریه نواخته شده است. اما، هدف گذاری این فشارها که به موازات یکدیگر در دو سو علیه ایران و سوریه دنبال می شود کجاست؟ محاسبات آمریکایی ها و چند کشور غربی درست از آب درآمده است؟ خطای محاسبات پیرامون موضوع ایران و سوریه در کجاست؟ پیامد اتفاقات و تحولات پیش روی چیست؟ و بالاخره این سؤال کلیدی مطرح است که آیا آمریکا و غرب در مسابقه راهبردی علیه سوریه با تاثیرگذاری بر ایران به خط پایان می رسند؟
گفتنی است؛ پیش از واکاوی پاسخ به سؤالات بالا، باید دو سوی سناریویی که محور غربی با همراهی ارتجاع عربی علیه ایران و سوریه در سه هفته گذشته تدارک دیده بودند مورد اشاره قرار بگیرد تا نقطه عزیمت بحث روشن شود.
از یکسو؛ در اول ژوئیه- 11تیر- تحریم های نفتی علیه ایران با برآورد و ادعای به اصطلاح «فلج کننده» و «گزنده» از سوی غرب به اجرا درآمد. طرفه آنکه یک روز قبل از آن در 30ژوئن- 10تیر- نشست ژنو با موضوع سوریه برگزار شد و بعد در فاصله ای پنج روزه- 5ژوئیه- نشست پاریس برگزار می شود تا خروجی این دو نشست یکسره کردن کار دمشق باشد و در این میان هیلاری کلینتون بطور رسمی اعلام می کند که؛ «بشار اسد باید از قدرت کناره گیری نماید»!
اما علی رغم همه این تقلاها و تحرکات، همگان دیدند که سوریه زانو نزد و ایستاد تا جایی که کوفی عنان نماینده ویژه سازمان ملل برای حل بحران سوریه به مصاحبه با لوموند پرداخت و این واقعیت را برملا کرد؛ «در موضوع سوریه شکست خوردیم» و بعد یک عبارت معنادار را به زبان آورد؛ «از ایران باید در حل بحران سوریه برای حضور در نشست های بعدی دعوت بعمل بیاید» و بعد از آن بود که عنان برای رایزنی با مقامات کشورمان به تهران آمد.
از سوی دیگر؛ هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا سراسیمه و باشتاب سفر منطقه ای خودش به منطقه خاورمیانه را شروع می کند و بطور ویژه با مقامات رژیم صهیونیستی به رایزنی درباره ایران و سوریه می پردازد.
از اینجا به بعد است که گویا قرار شده تا یک اتفاق ویژه درباره سوریه بیفتد و اینجاست که چهارشنبه گذشته مصادف با سالگرد پیروزی «مقاومت» در جنگ 33روزه دمشق خونین می شود و در پی این حمله تروریستی، داوود راجحه وزیر دفاع، آصف شوکت معاون رئیس ستاد ارتش و حسن ترکمانی معاون رئیس جمهور و هشام بختیار رئیس سازمان اطلاعات و رئیس دفتر سازمان امنیت ملی کشته می شوند.
به موازات این اقدام تروریستی که رد پای آمریکا و ارتجاع عرب در آن دیده می شود و منابع خبری از جمله اسلام تایمز آن را مرتبط با ماموریت محرمانه هیلاری کلینتون می دانند؛ انفجار اتوبوس حامل گردشگران اسرائیلی در بلغارستان بهانه ای می شود تا مقامات رژیم صهیونیستی انگشت اتهام انفجار بورگاس در بلغار را به سمت ایران و حزب الله نشانه بروند و بلافاصله امپراتور رسانه ای غرب نیز این ادعای واهی را در سطحی گسترده پمپاژ می نماید و...
همچنین در تازه ترین جنجال سازی ها علیه جبهه مقاومت، یکبار دیگر ایران اسلامی مورد هجمه قرار می گیرد و این بار «مارک کرک»، «جان کایل» و «جوزف لیبرمن» سه سناتور آمریکایی در نامه ای به اوباما خواستار می شوند که 65 مقام دیگر ایران به علت آنچه که ناقض حقوق بشر خوانده شده اند در فهرست تحریمی آمریکا قرار گیرد!
مقارن با این فضا علیه ایران و سوریه، باید به نوشته چندی پیش روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در 12ژوئیه- 22تیر- نیز اشاره کرد که می نویسد؛ «برای ایران و سوریه تابستانی ناآرام در راه است.»
نویسنده واشنگتن پست- دیوید ایگناسیوس- در این مقاله خود از کتابی به نام «تفنگ های اوت» نوشته باربارا تاکمن یاد می کند که به روزهای در آستانه جنگ جهانی اول اختصاص دارد.
نویسنده واشنگتن پست در واقع سعی می کند اوضاع را بسیار وخیم تشریح کند و القاء نماید که وضعیت ایران و سوریه اضطراری است و از همین روی در تهدیدی تلویحی ابراز امیدواری می کند جهان شاهد تکرار «تفنگ های اوت» نباشد و آمریکا بتواند در مذاکره با ایران و سوریه به نتایجی برسد.
در این شرایط این سؤال به میان می آید که هدف و راهبرد آمریکایی ها و چند کشور غربی چیست و توان این راهبرد تا کجاست؟
بدون مقدمه باید گفت هدف آمریکایی ها وکشورهای غربی همسو با پیمانکاری محور ارتجاع عربی، کند کردن خیزش ها و خروش ها در انقلاب های منطقه است و طبیعی است که ایران اسلامی به عنوان الهام بخش انقلاب ها و نقطه آرمانی بیداری ملت ها کانون هجمه ها و حملات باشد و چون حریف ایران نمی شوند این بازی را از نقطه ای دیگر آغاز کرده اند.
برای همین است که ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل در نشست شورای امنیت پس از وتوی قطعنامه غربی ها بر ضد سوریه، سیاست ریاکارانه و یک بام و دو هوای غربی ها را مورد توجه قرار می دهد و از نیت آنها پرده برمی دارد؛ «هدف اصلی جنجال غرب در خاورمیانه فقط و فقط ایران است تا چهره راهبردی منطقه را تغییر دهند.»
خب؛ اکنون این سؤال روشن و به دور از هرگونه ابهام به پیش کشیده می شود که آیا تلاش های به اصطلاح راهبردی آمریکایی ها بر ضد ایران با اهرم تحریم های «فراگیر» و «هوشمند» و استفاده از ابزار فشار به سوریه موفق بوده است؟
پاسخ را باید جدا از قاب رسانه های غربی و ارتجاع عربی جستجو کرد که بی وقفه بر این طبل می کوبند که؛ «کار سوریه تمام است و اسد رفتنی است» اما به گواهی واقعیت ها در این مسابقه هرچه می کنند به پایان خط نمی رسند چون دچار خطاهای راهبردی هستند.
در رأس خطاهای راهبردی آنها، این مسئله وجود دارد که می خواهند واقعیت های دولت و ملت سوریه را در پس تفسیرهای بی بی سی، الجزیره، العربیه و... ارزیابی نمایند.
و خطای دیگر این است که عمق استراتژیک سوریه که در جبهه مقاومت جای دارد و ریشه دوانده است را نادیده می گیرند و می خواهند با دولت سوریه مانند دولتی که رئیس آن را نمی پسندند برخورد نمایند.
اما مسئله دیگری که باید بدان تصریح داشت و در ناکامی محور غربی و ارتجاع عربی در موضوع ایران و سوریه نقش دارد مسئله رژیم صهیونیستی است.
به تعبیر «جان موشیمر» و «استیفن والت» که در کتابی تحت عنوان «لابی اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا» مطرح می کنند؛ اسرائیل را باید «دردسر راهبردی» آمریکا دانست که بسیاری از واکنش ها و تصمیمات ناپخته واشنگتن در گرو حمایت از اسرائیل است.
از همین روی؛ بسیاری از اشتباهاتی که آمریکایی ها هم اکنون در موضوع ایران و سوریه دچار می شوند ناشی از فشار لابی صهیونیستی است که از ترس و هراس بیداری اسلامی و جلوگیری از الهام بخشی انقلاب اسلامی خواستار راه چاره از آمریکا و غرب هستند.
طی روزهای اخیر و به دنبال به نتیجه نرسیدن محاسبات آمریکایی ها در منطقه، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه روابط راهبردی با اسرائیل را شفاهی تصویب می کند.
این لایحه شامل تعهد واشنگتن به تأمین سلاح اسرائیل و مخالفت با قطعنامه های ضد اسرائیلی سازمان ملل، ایجاد سیستم تدافعی گنبد آهنین برای مقابله با اصابت موشک های بردکوتاه، فروش جنگنده های اف-35 به رژیم صهیونیستی و... است.
جالب اینجاست که «اریک کانتور» رهبر اکثریت جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا در حمایت از لایحه مورد اشاره می گوید: «این لایحه مورد تایید هر دو حزب در کنگره است و به رئیس جمهور ارائه خواهد شد تا تأکید شود در هر زمان که منطقه خاورمیانه در شرایط خطرناکی قرار گیرد، آمریکا قاطعانه در کنار رژیم صهیونیستی ایستاده است.»
بنابراین جنجال سازی ها درباره ایران و سوریه در جبهه مقاومت یک معنای اصلی دارد و آن احساس خطر برای موجودیت رژیم صهیونیستی در بستر بیداری اسلامی و خیزش و خروش ملت های حق طلب و عدالتخواه است.