زهرا چیذری
برخی از اخبار اگرچه در ظاهر کوتاهند اما همین خبر یک جملهای بیانگر عمق فاجعهای است که نیازمند نگاهی جامع برای مدیریت این چالشهاست. حضور ۳ هزار مدعی مهدویت در زندانها از همین دست خبرهاست؛خبری که روز گذشته در همایش مبلغان ماه رمضان استان اصفهان از سوی یک کارشناس فرق اعلام و در خبرگزاری حوزه منتشر شد.
به گفته مهدی غفاری، فرقهها با بیان سخنانی مهربانه و جذاب، افراد را به سمت خود جذب میکنند و به این وسیله در قلب جوانان نفوذ میکنند و امروز به واسطه ناآگاهی مردم بیش از ۳هزار مدعی دروغین امام زمان در زندانها هستند.
آنچه زمینهساز پیدایش دروغگوهاست
بررسی چرایی ظهور فرقههای ساختگی، ما را به دو دسته عامل میرساند؛ یکی عوامل درونی و ویژگیهای جامعهشناختی که فرصت بروز چنین پدیدههایی را میدهد و دوم عوامل بیرونی.
با نگاهی به تاریخچه پیدایش فرقههای انحرافی در جوامع مختلف از جمله جامعه ایران میتوان یک وجه اشتراک کلی را میان تمامی این فرق به روشنی پیدا کرد. تمامی فرق ساختگی همچون بهائیت، بابیت یا وهابیت، نحلههایی هستند که استعمار با برنامهریزی دقیق و بلند مدت آنها را شکل داد.
بی تردید فرق گوناگون بر اساس ویژگیهای هر جامعهای طراحی میشود. از همین روست که در جامعهای شیعی مانند ایران بحثهای مهدویتی، محور فرقههایی است که از سوی کشورهای غربی و در رأس آنها انگلیس برنامهریزی میشود. یکی از اهداف اصلی استعمار از ایجاد فرق گوناگون در جوامع دینی، انحراف جامعه از ارزشها و باورهای مذهبی است. پلاریزه و تکهتکه کردن ادیان نیز راهکار مهم استعمار برای حذف یا تغییر جهت ادیان است تا نفوذ و بهرهکشی آسانتر میسر شود؛ اتفاقی که برای دین مسیحیت نیز رخ داد و اکنون ما شاهد فرقهها متعدد مسیحی هستیم. جامعیت دین اسلام و حضور علمای دینی اما نقطه قوتی است که در برهههای گوناگون تاریخ مانع از تحقق ایجاد بسیاری از فرق انحرافی شده است. با این وجود، همچنان تلاشهای استکبار برای ایجاد جریانهای انحرافی در کشورمان ادامه دارد.
اتصال رهبران و مدعیان جریانهای انحرافی به دستگاههای جاسوسی بینالمللی امری اثبات شده است. وقتی عبدالبهاء(عباس افندی) رهبر فرقه بهائیت از سوی حکومت انگلستان مورد تقدیر قرار میگیرد و به او لقب (سر) اعطا میشود، بیش از پیش به خدمات او به استعمار انگلستان پی میبریم. در حال حاضر نیز مدیران بسیاری از شبکههای فارسی زبان ماهوارهای بهائیان متصل به استعمارگران انگلیسی، امریکایی و صهیونیستها هستند.
مدعیان مهدویت زیر ذرهبین جامعهشناسی
دکتر احد بخارایی، جامعه شناس در گفتوگو با «جوان» ضمن اشاره به ویژگیهای روانشناختی افرادی که چنین ادعاهایی را دارند، میافزاید: ویژگیهای شخصیتی این افراد به گونهای است که دچار غروری کاذب میشوند و برای جلب توجه و آنکه خود را یک فرد مقتدر معرفی کنند، دست به چنین ادعاهایی میزنند.
به باور وی، پذیرش و تأیید اجتماعی هم در بروز و پیدایش چنین افرادی بیتأثیر نیست. وی تصریح میکند: همچنانکه ما مظلوم و ظالم را لازم و ملزوم یکدیگر میدانیم، در اینجا نیز اگر مردم پذیرای چنین افرادی نبودند این افراد زمینهای برای چنین ادعاهایی پیدا نمیکردند. این جامعهشناس چنین افرادی را اشخاصی نیمه هوشمند میداند که برای تأیید شدن از سوی جامعه دست به این قیبل کارها میزنند. وی میافزاید:بر اساس نظریه «کنش متقابل نمادین» همه ما به دنبال تأیید گرفتن هستیم و بخشی از چنین حرکتهایی را میتوان در همین مسئله ریشهیابی کرد.
دکترمحسن ایمانی نیز در گفتوگو با «جوان» با تأکید بر آنکه اینگونه افراد از سادگی و نا آگاهی مردم سوءاستفاده میکنند، میافزاید: این مدعیان با جمع کردن افراد نا آگاه به دور خود اهداف متعدد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را دنبال میکنند. بنا به تأکید وی این فرقهسازیها اغلب از سوی استعمارگران اتفاق میافتد که با تزریق پول و از طریق جلب افراد ساده میکوشند اهداف خود را پیش ببرند. این کارشناس در بیان آثار فعالیت این قبیل افراد در جامعه از برخی کارهای غیراخلاقی و فساد اینگونه مدعیان پرده بر میدارد.
سرچشمهها را زلال کنیم
آگاهسازی مردم جامعه و ترسیم نمایی روشن از آینده شاید کلید اصلی مقابله با جریانهای انحرافی و افراد مدعی مهدویت باشد. نفوذ چنین عقایدی به بدنه یک جامعه بدون شک با مطالعات گسترده جامعه شناختی و مردم شناختی همراه است تا بیشترین اغراض صید شود. با این وجود اگر مردم آگاه باشند و این جریانها با تأیید اجتماعی همراه نشود بساط مدعیان مهدویت جمع خواهد شد. اما به جز نهادهای فرهنگساز کشور نظیر مدرسه، دانشگاه و حوزه چه کسی میتواند وظیفه خطیر آگاهسازی را انجام دهد؟ این در حالی است که مدعیان مهدویت تنها در قشر کمسواد جامعه نفوذ ندارند و یکی از کانونهای فعالیتی آنها دانشگاههاست.