علی رضائی
نگاهی به اوضاع جهانی و ظلمها و جنایاتی که این روزها به مسلمانان میشود ثابت میکند که حقوق بشر امروز تبدیل به ابزاری در دست غرب شده تا به وسیله آن و مشروعیت دادن به آن از کانال سازمان ملل، هر جا که میخواهند راه را برای نفوذ خود باز کنند.
دروغ بودن سازمان ملل متحد و قوانین و قواعد درونی آن که ادعای حقوق بشر را نیز شامل میشود، در حوادث میانمار که طی روزهای اخیر شاهد کشتار و آوارگی مسلمانان در آنجا هستیم بیشتر پیدا و روشن شده است. سکوت غرب در برابر این حوادث و عربدههایش در برابر برخی دیگر از اتفاقات جهان حاضر، انسان را به یقین میرساند که آنان هر جا از مشاهده خون و کشتار دلشان به تنگ میآید به خاطر حقوق بشر نیست بلکه به خاطر هدر رفتن خون غیرمسلمانان است.
حوادث فعلی جهان نشان میدهد که مشکل امروز غرب با اسلام است و دلسوزی آنان به خاطر بشریت نیست، بلکه در مقابل اسلام و جمعیت مسلمانان دچار دغدغه و سرگیجه شدهاند و از این رو میکوشند تا از ابزار حقوق بشر به نفع غیرمسلمانان در برابر مسلمانان استفاده کنند.
تناقض آشکار در حقوق بشر غربی
برای آنکه ثابت شود سازمان ملل متحد بزرگترین دروغ تاریخ بشریت بوده و حقوق بشر سنگینترین ابزار جبهه استکبار برای مقابله با اسلام و مسلمانان است، لازم است تا به چند نمونه از حوادث حاضر و معاصر اشاره شود.
از چند روز گذشته نسلکشی مسلمانان در میانمار با توحش بودایی آغاز شده است و تاکنون بیش از ۵۰ هزار مسلمان کشته و هزاران تن دیگر زخمی و ربوده شدهاند و بسیاری نیز در شرایط آوارگی و گرسنگی به سر میبرند. طی این حوادث دردناک خانههای مسلمانان به آتش کشیده شده است و چند طفل شیرخواره زنده زنده سوزانده شدهاند، فقط به این جرم که مسلمان بودهاند. علاوه بر این به حدود ۵ هزار زن مسلمان تجاوز شده است و نظامیان رعایت هیچ چیزی را در برابر مسلمانان نمیکنند و البته طبیعی هم است که وقتی رئیسجمهور میانمار میگوید: «تنها راهحل بحران به وجود آمده برخورد با مسلمانان است که یا باید در اردوگاه پناهندگان جمع شوند یا باید اخراج شوند» توقعی هم نمیتوان از آن نظامیان سنگدل داشت.
حال سؤال اینجاست که چطور در برابر این همه حوادث تلخ و کشتار و آوارگی مسلمانان در قرن بیست و یکم نه در بوسنی هرزگوین یا کوزوو بلکه در قلب اروپا و نه در امریکا و آفریقا بلکه در آسیا و توسط بوداییها در قلب آسیای دور و مقابل چشمان مجامع بینالمللی، مدعیان حقوق بشر غربی سکوت را بر هر کاری ترجیح دادهاند و همه ذکر و فکر خود را متوجه سوریه و نجات جان تروریستهایی کردهاند که آنان نیز در حال کشتار مسلمانان هستند.
مسلمانان میانمار قتل عام میشوند تا زیر چشم مجامع حقوق بشری شاهد کشتار وسیع مسلمانان باشیم. برای بار نخست هم نیست که سکوت مجامع حقوق بشری همزمان با کشتار مسلمانان شده است؛ آنچنان که بیش از ۶۰ سال شاهد چنین سکوتی در برابر کشتار مردم مظلوم فلسطین هستیم.
تناقضهای آشکار در حقوق بشر غربی به قدری است که امروز همه از آن آگاه شدهاند اما سردمداران غرب هیچ پاسخ روشنی در برابر این تناقضات ارائه نمیدهند و نمیگویند که چرا اهرم حقوق بشر فقط به نفع غیرمسلمانان تکان میخورد و هنگام خطر برای جان مسلمانان، چرخدندههای آن طوری میچرخد که مسلمانان را چرخ کند؟
انتقامگیری از انقلاب ایران و بیداری اسلامی
پاسخ به این سؤال آنچنان مشکل و دور از ذهن نیست. شاید نگاهی به تجربه انقلاب اسلامی ایران و نوع برخورد غرب با آن تا حدودی علت تقابل و تناقض رفتاری غرب در مقابل مسلمانان را روشن کند و بگوید که چرا خون مسلمان در ترازوی حقوق بشر سازمان ملل هیچ وزنی ندارد.
پس از انقلاب اسلامی و تجربه موفق مسلمانان ایرانی در شکست جبهه استکبار و قطع پای غرب از کشور خود، سران امریکایی و اروپایی و سگ نگهبان آنان در منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی به هر دری زدند تا انقلاب اسلامی ایران را شکست دهند و از این طریق بر همگان ثابت کنند که «هر که با ما در افتاد، ور افتاد!» و اینکه هیچ ملت و دولتی بدون اتکا به ما نمیتواند باقی بماند.
اما جمهوری اسلامی ایران مقتدرانه از هر توطئهای به سلامت عبور کرد و هشت سال جنگ تحمیلی را که قصد داشت ایران اسلامی را زمین بزند، با صحت و سلامت و پیروزی پشت سر گذاشت. پس از آن برهه روز به روز بر عزت و اقتدار ایران افزوده شد و در نتیجه پیام انقلاب اسلامی با این مفهوم که «هر که با غرب درافتاد، در آسمان عزت و اقتدار افتاد» به دنیا مخابره شد. نتیجه این پیامرسانی بیداری اسلامی شد که امروز شاهدیم.
در واقع غرب از سالها پیش چنین روزهایی را پیشبینی میکرد و از همین رو همواره در برابر قتل و غارت مسلمانان سکوت کرد تا یک پیام دیگر را در برابر پیام انقلاب اسلامی به دنیا مخابره کند که در صورت پیروی از جمهوری اسلامی، خنجر حقوق بشر ما به خون شما آغشته خواهد شد و بعد از آن هم به جای فریاد سازمانهای بینالمللی، لبخند استکبار بینالمللی را شاهد خواهید بود.
اما اکنون که به هدف خود نرسیدند و پرچم بیداری اسلامی که برافراشته از قلب انقلاب اسلامی ایران است، روز به روز سایه وسیعتری بر سر ملتهای آزاده میاندازد، کاملاً پیداست که قتلعام مسلمانان میانمار و سکوت مجامع بینالمللی در برابر کشتار مسلمانان و در عوض حمایت از تروریستهای مجهز به انواع سلاح در سوریه در واقع نوعی انتقامگیری از انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی است. همچنین غرب با رفتارهای امروز خود در برابر حوادث جهانی قصد دارد این پیام را به جهانیان مخابره کند که هرگونه تحرکی خارج از سلیقه خود را به هر ترتیب سرکوب میکنیم؛ حتی به قیمت سوزاندن طفل شیرخواره مسلمان و قطع دست و پای مسلمان سوری.
تلاش غرب برای ایجاد هراس و ترس بینالمللی علیه مسلمانان سراسر جهان برای رهایی خود از خیزشهایی که میتواند قدرتآنان را تا سرحد نابودی و زوال بکشاند و الگوی انقلاب اسلامی ایران را بر جهان حاکم کند، از جمله اهدافی است که جبهه استکبار امروز برای رسیدن به آن، سلاح حقوق بشر را به گلوله و آتش مجهز کرده است و بدین صورت قدرت و حکومت خود را با خون مسلمان آبیاری میکند.
حفظ وحدت و استقامت مسلمانان برای پیروزی نهایی
با این اوصاف تمامی برنامههای غرب علیه مسلمانان با این هدف جلو میرود که وحدت و استقامت مسلمانان از هم پاشیده شود. از همین رو بهترین ابزار مسلمانان در برابر توطئههای استکبار، حفظ وحدت و استقامت است. زیرا یک قدم بیشتر تا پیروزی نهایی مسلمانان باقی نمانده است و نزدیک است آن زمانی که مسلمانان جهان، ظالمان بینالمللی را در گرداب شکست فرو برند؛ سرزمین قدس از دست رژیم اشغالگر صهیونیستی آزاد شود و مسلمانان مظلوم میانمار نجات یابند و حقوق بشر اسلامی بر جهان مستولی گردد. اما رمز این پیروزی حفظ وحدت و استقامت مسلمانان است که اگر این وحدت و استقامت حتی در صورت افزایش حملات قدرتهای غربی و صهیونیستی علیه مسلمانان در آینده حفظ شود، در پس این سختیها، پیروزی نهایی نزدیک است.