تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۴۹۱۰۹

سفرنامه ترکیه (بخش هفدهم)


سیروس محمودیان: با بهبود اوضاع جوی منطقه و فروکش کردن برف و کولاک‌های چند روز گذشته تصمیم دارم پس‌فردا– دوم فروردین 1391- با طلوع آفتاب سفر زمینی به ترکیه را آغاز کنم. یکی از اولویت‌های سفرم تحقیق در چند و چون بروز و تثبیت انفعال دینی در جامعه 98 درصد مسلمان ترکیه است.
برای خیلی‌ها که از گذشته ترکیه بی‌اطلاع هستند این پرسش چالشی ظاهرا لاینحل پیش می‌آید که چگونه در جامعه اکثریت مسلمان ترکیه حجاب، امر به معروف و نهی از منکر، خواندن نماز در محل کار و عمل به فرامین اسلام واقعی جرم نابخشودنی محسوب می‌شود اما فحشا، فساد و قمار در جای جای ترکیه رسمیت قانونی دارد و مردم تحت چه شرایط فرهنگی- دینی این انحطاط ضددینی را پذیرفته‌اند؟ رمز نهادینه شدن انواع فساد و فحشا در جامعه ترکیه چیست؟ راز سکوت نمازگزاران در مقابل همجواری مراکز فحشا با مساجد در چیست؟ علت سکوت شرم‌آور روحانیت و مردم ترکیه در مقابل رفتارهای لاابالی‌گرانه دولتی چیست؟ و چگونه پایبندی مردم ترکیه به نماز نتوانسته از فحشا و منکر فراگیر همه‌جانبه ممانعت کند؟ تحیر فرهنگی– دینی مسلمانان ترکیه محصول کدامین برنامه‌های بلندمدت لائیک‌ها بوده است؟ به هر شکل تعویق اجباری در تاریخ شروع سفر اگرچه به دلایل شخصی خوشحالم می‌کند اما ساعاتی بعد با دیدن برنامه‌های مبتذل صدا و سیما در شب عید بشدت دلگیر می‌شوم.
با خود می‌گویم ‌‌ای‌کاش زحمت سفر در برف و باران را به جان می‌خریدم و این برنامه‌های جلف را که نماد روشنی از ارتجاع و عقبگرد فرهنگی است، نمی‌دیدم. نمی‌دانم، به نظر می‌رسد یک جریان قوی ضدفرهنگی تلاش دارد با استفاده از ضریب نفوذ صدا و سیما در ایام خاص ضمن ایجاد تغییر تدریجی در نگرش نسل جوان به هنجارشکنی شرعی دامن زده و با به نمایش گذاشتن صحنه‌های غیرشرعی از حساسیت‌های قابل احترام جامعه نسبت به موضوع شرعی روابط بین دختران و پسران بکاهد.
جمعی مغرضانه با به نمایش گذاشتن نمادهای اشرافی‌گری در صدا و سیما کیان خانواده ایرانی را نشانه رفته‌اند. تعریف، تبلیغ و تثبیت مناسبات رفتاری نوین مبتذل بین جوانان و الگوسازی عملی منش‌های منحط غربی‌ها برای خانواده‌ها از اهداف بلندمدت جمعی دیگر از عناصر فعال در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. مصرف‌گرایی و مصرف‌زدگی خانواده ایرانی خطری جدی است که فی‌نفسه زمینه بازگشت تدریجی و حاکمیت نظام سرمایه‌داری را در ایران فراهم می‌کند. باید پذیرفت خطر عینی و جدی است.
باید به هوش بود. شاید برخی! آرزو دارند برنامه‌های رسانه ملی جمهوری اسلامی همانند سریال‌های شبکه مخربی مانند فارسی‌وان باشد تا مخاطبان بیشتری داشته باشد. همین سریال «چمدان» که از آغار ماه رمضان از شبکه دوم صدا و سیما پخش می‌شود آیا چیزی جز معرفی تصویری دست‌کج و دزدمآب از جوانان و خانواده‌های ایرانی دارد؟ راننده تاکسی چمدانی پیدا می‌کند، آن را در پستوی منزل خواهرش مخفی می‌کند تا سر فرصت قفل چمدان را بشکند و با پول! داخل آن مشکلاتش را رفع و رجوع کند. خواهر چمدان را از برادرش می‌دزدد و دیگری از او و این دزدی شرم‌آور توسط خانواده‌های ایرانی در روز روشن همچنان ادامه دارد.
آیا شأن خانواده ایرانی این است؟ انصافا آیا صدا و سیمای ما همان دانشگاه بزرگی است که حضرت امام (ره) در روزگاری نه‌چندان دور توقع آن را داشتند؟ آیا رسالت صدا و سیما در پخش همین برنامه‌های ضدفرهنگی خلاصه می‌شود؛ دعای سال تحویل که یادتان هست؛ درخواست بهترین احوالات از محول‌الاحوال. آیا برنامه‌های شب عید صدا و سیما واقعا متناسب با این دعای شریفه سال تحویل است. شاید از منظر آقایان احسن احوالات رواج رنگ سال و همین بگو و بخند غیرشرعی میان دختر و پسرهای نامحرم مجری با یکدیگر است. باید قبول کرد از کوزه همان تراود که در داخل آن است. کسی که جو می‌کارد نمی‌تواند توقع درو گندم داشته باشد. نشاط سالم نیاز هر جامعه زنده و پویاست اما رعایت حدود شرعی هم از اصول دینی ماست. باید از تاریخ درس عبرت گرفت.
متاسفانه به نظر می‌رسد در صورت استمرار روند کنونی در بخش رسانه‌‌ای- فرهنگی ما هم به همان جایی خواهیم رسید که در حال حاضر کشور ترکیه قرار دارد. انفعال دینی یکی از ویژگی‌های مشهود جامعه 98 درصد مسلمان ترکیه است. وضع کنونی آن کشور می‌تواند به شکلی معکوس چراغ راه آینده جمیع جوامع مسلمان خواهان ترقی و توسعه باشد. در حالی که جامعه ایرانی ما در بخش فرهنگی از ظرفیت‌های متعددی برای طرح رسانه‌‌ای گفتمان ناب انقلاب اسلامی در عرصه داخلی و بین‌المللی برخوردار است اما جریان خاصی که ریشه در آموزه‌های سکولار غربی‌ها دارد با جدیت می‌کوشد با استفاده از غفلت حضرات مسؤول به جای طرح انواع متنوع موضوعات مثبت سازنده آنچه را متناسب با فرهنگ وارداتی از غرب است روی آنتن بفرستد.
همیشه هم بهانه مهیاست، مثلا برنامه‌های شب عید صدا و سیما نمونه کوچک اما قابل تاملی می‌تواند باشد. چند مجری جوان– دختر و پسر- که صرفا جویای نام و نان هستند آلت دست این جمع خاص می‌شوند و برای دستمالی، قیصریه‌‌ای را به آتش می‌کشند؛ در یک استودیو، مجری خانم جوان گاهی چادری همراه چند فوتبالیست تازه به دوران رسیده و خوانندگان رپ و بازیگر مثلا سوپراستار که اتفاقا رفتار و پوشش نامناسبی هم دارند طرفدار تیم استقلال و در استودیوی دیگر هم مجری آقا در وضعی مشابه طرفدار تیم پیروزی.
ظاهرا قرار است ادا و اطوارهای بچگانه خواننده‌های دم‌اسبی الگوی رفتاری یک سال آتی جوانان این مرز و بوم قرار بگیرد. ظاهرا اینان چهره‌های موفق جامعه یا قهرمانان ملی ما هستند. ابتذال، ابتذال است، واقعا فرقی ندارد از سوی چه کسی یا کسانی رواج داده شود. روزانه بارها و بارها با صحنه برخورد نیروی انتظامی با جوانانی مواجه می‌شویم که انصافا هم رفتار و هم پوششان بسیار مناسب‌تر از افراد یادشده است. با خود فکر می‌کنم اگر نیروی انتظامی در موضوع برخورد اساسی- نه صرفا احساسی- با معضل بی‌حجابی و بدحجابی در جامعه جدی است باید فکری به حال صدا و سیما و هنرپیشگان چندرغازی آن بکند! بازبینی غیراحساسی فیلم برنامه‌های پخش شده آن ساعات از شبکه‌های مختلف صدا و سیما به سهولت می‌تواند مویدی بر صحت این نوشتار باشد.
35 سال پیش هم شب عید تلویزیون–جام‌جم- همین بود. عده‌‌ای رقاصه و خواننده را به برنامه شب عید دعوت می‌کردند و مجری مرتب می‌پرسید خانم شما کی می‌خوابید، کی از خواب بلند می‌شوید، کدام آرایشگاه می‌روید، چه ماشینی سوار می‌شوید، چه غذایی دوست دارید، چند بار طلاق گرفتید، با همسر آخریتان کجا آشنا شدید، آدرس منزل و بگو و بخند و شوخی‌های جلف و بعد هم روبوسی! و تبریک سال تحویل و چند ترانه مبتذل سفارشی و... امسال هم برنامه شب عید تلویزیون جمهوری اسلامی بعد از سی و چند سال با کمی اغراق تقریبا چنین وضعی داشت. کری‌خوانی طرفداران 2 تیم استقلال و پیروزی هم مجوز بسیار خوبی برای کرکر خنده‌های محرک مجریان دختر و پسر جوان با یکدیگر بود.
امام علی(ع) عید را روزی معرفی می‌کنند که در آن معصیت الهی روی ندهد. راستی بزرگ‌ترها برنامه‌های شب عید دوران طاغوت را هنوز به یاد دارند؛ آیا چیزی جز همین گپ و گفت سطحی با چند خواننده و رقاصه دم‌اسبی و گوگوشی بود؟ انگار عقبگرد فرهنگی قصه پرغصه‌‌ای است که تمامی ندارد. نگاهی به برنامه‌های شبکه‌های پرتعداد ماهواره‌‌ای ترکیه نشان می‌دهد مجموع این شبکه‌ها چیزی جز موارد یادشده ندارند. شوهای شبانه ماده مخدری است که روح دیانت و معنویت را از جامعه ترکیه کوچانده است. تغییر تدریجی ذائقه فرهنگی– هنری مخاطب پدیده شومی است که به آهستگی از اوایل دهه 70 با پرچم سازندگی در ایران اسلامی کلید خورده و عموما نتایج سهمگینی هم به بار آورده است.
آیا ما برای رقابت با شبکه‌های ماهواره‌‌ای ضدانقلاب و جذب مخاطب داخلی در حال باخت فرهنگی نیستیم؟ می‌گویند شاید قمارباز برنده، در آخر بازی چیز مهمی را برنده نشود اما بازنده همیشه در آخر بازی مهم‌ترین دارایی‌اش را می‌بازد. وضع کنونی ترکیه گواه روشنی از آینده محتوم استمرار چنین اوضاع فرهنگی در کشور ماست. باید پذیرفت کمی غفلت فرهنگی سرنوشت شومی را برای ما رقم خواهد زد. نکته عجیبی نیست، سنت الهی همین است. قوم موسی(ع) با وجود دیدن معجزه شکافته شدن رود نیل، غرق شدن فرعون و لشکریانش به محض گذر به سلامت از رود نیل از او بت سنگی خوش‌تراش برای پرستش می‌طلبند یا با غیبت 40 روزه موسی(ع) به اشاره‌ای کوتاه، گاوپرست می‌شوند. یهودا یکی از 12 حواری عیسی(ع) به طمع پول، پیغمبر خدا را گرفتار یهود می‌کند.
2 صحابه قدیمی پیامبر به محض رحلت پیامبر روی دختر مکرم ایشان و ولی خدا شمشیر می‌کشند و علی(ع) در جامعه نبوی یارانی به تعداد انگشتان دست نمی‌یابد تا از حریم امامت و ولایت دفاع کند. 50 سال بعد هم در هلهله مستانه مسلمانان یزیدی! سر امام معصوم(ع) را بر نیزه می‌کنند و اهل بیتش را به اسیری می‌برند. باید هوشیار بود. ترکیه تجربه خوبی است. کشور ترکیه یک جامعه سنتی- مذهبی است که جمعیت 98 درصد مسلمان آن بشدت خود را مقید به مظاهر اسلام می‌دانند؛ مسلمانان متعصبی که بر اساس تبلیغات یکصد ساله لائیک‌ها جز ادای سختگیرانه اما بی‌روح و جان تکالیف شرعی مانند نماز و روزه مسؤولیت دیگری در قبال اسلام و جامعه اسلامی ندارند. در شهر ارزروم اگر فردی در معابر عمومی روزه‌خواری کند رهگذران با غیظ دینی بر صورت او آب دهن می‌اندازند. در این شهر فرد بی‌نماز مطرود جامعه است.
صفوف نماز جماعت و جمعه در مساجد پرتعداد این شهر بسیار فشرده است اما در همسایگی همین مساجد بساط مشروب‌فروشی در اغلب سوپری‌ها دایر است. در همین شهر مراکز متعدد فساد و فحشا رسما در محلات و هتل‌های چندطبقه برپاست. جمعی از جوانان همین خانواده‌های شدیدا مسلمانان! نیز بی‌کم و کاست در خدمت شهوت‌پرستان فسادآلود قرار دارند. زنان بی‌حجاب آزادانه در شهر می‌گردند و در عوض زنان محجبه اجازه ورود به مراکز دولتی، مدارس و دانشگاه‌ها را ندارند و آب هم از آب تکان نمی‌خورد.
بساط مشروب‌فروشی و مشروب‌خواری در هر کوی و برزنی دایر است. وقتی در شهرهای مختلف ترکیه علت بی‌تفاوتی مسلمانان را نسبت به مصادیق علنی فحشا و فساد از نمازگزاران مساجد جویا می‌شوم اغلب با پاسخ کلیشه‌ای «در ترکیه دین موضوعی کاملا فردی است که حق دخالت در اداره جامعه و امور سیاسی ندارد» روبه‌رو می‌شوم. لائیک‌ها به مسلمانان ترکیه باورانده‌اند که می‌توان به شرط خواندن نماز و گرفتن روزه، مشروب هم خورد، به مراکز فساد هم آمد و شد شبانه داشت. در توبه همیشه باز است. شرکت در نماز جماعات و جمعه و ادای نماز اول وقت فضیلتی دست نیافتنی است که هر مسلمانی باید مقید به انجام آن باشد و پس از آن هر فعل حرامی خواست می‌تواند انجام دهد و بعد صدقه‌‌ای بدهد و توبه‌‌ای کند. حجاب هم که اصلا ضرورت دین نیست. به هر حال تعصب دینی بخشی از جامعه 98 درصد مسلمان ترکیه در نماز بی‌روحی خلاصه می‌شود که هیچ تاثیری در مقابله با فحشا و منکر رایج در جامعه ترکیه ندارد.
راستی آمار سالانه کشفیات مشروب و مواد مخدر توسط عوامل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی‌مان را دارید؟ آمار زنان خیابانی و کارتن‌خواب‌ها را چطور؟ آمار تقلب، تخلف، گرانفروشی و کم‌فروشی چطور؟ روزانه با چند معتاد روبه‌رو‌ می‌شویم که در حال خالی کردن صندوق صدقات– دزدی آشکار در روز روشن- هستند. جایگاه امر به معروف و نهی از منکر که از فروع دین ماست، کجاست؟ در یک ‌سال گذشته انصافا به چند نفر تذکر دینی داده‌ایم؟ آیا می‌توان همانند کبک سر زیر برف کرد و با به‌به و چه‌چه کاذب به آینده‌‌ای موهوم دل‌ خوش کرد که با گسترش وضع موجود هیچ عاقبتی برای آن قابل تصور نیست. باید اعتراف کرد کشور مسلمان ترکیه هیچگاه یک‌شبه به وضع اسفبار موجود نرسیده است.
سقوط و انحطاط پروسه‌‌ای گام به گام است که در سایه غفلت همگانی شتاب غیرقابل مهار ویرانگری به خود می‌گیرد. نگارنده در مطلب حاضر اصلا در پی سیاهنمایی نیست اما نیم‌نگاهی کوتاه بر آمار نابهنجارهای اخلاقی کشورمان موید آن است که ما واقعا در وضع هشدار قرار داریم. تا دیروز عده‌‌ای کارشناس با انواع توجیهات علمی در پی آن بودند که اثبات کنند اعتیاد جرم نیست بلکه معتاد بیماری است که باید درمان شود. همه و همه این توجیهات علمی را از آقایان پذیرفتند و کار را به دارو و درمان سپردند. در این بین دستگاه‌های ذی‌ربط هم تحت تبلیغات سنگین و مثلا کارشناسی صدا و سیما و برخی رسانه‌ها عملا منفعل شدند. منفعل‌سازی دستگاه‌های ذی‌صلاح در بحث برخورد با معتادان به‌طور‌ طبیعی شرایطی را در ایران پدید آورد که امروز در هر کوی و برزنی معتادان در مقابل چشم همگان آشکارا به مصرف مواد مخدر مشغول هستند. برخی دستگاه‌های دولتی هم موظف به تامین سرنگ و گرمخانه از خزانه بیت‌المال برای جوانانی هستند که قرار بود روزی کشور را بسازند.
انفعال مردم در برخورد با اعتیاد جوانان محصول چیست؟ آیا نباید نگران روزگاری بود که در کشور ما هم مردم مسلمان در برخورد با فحشا و فساد همانند مسلمانان ترکیه منفعل باشند. نوع برخورد ما با پدیده بدحجابی یا معاشرت‌های گناه‌آلود آشکار برخی بوالهوس‌ها در معابر عمومی چیست؟ آیا وضع حاکم بر متروها و پارک‌های شهر تهران در شأن جامعه اسلامی است؟ آمران به معروف و ناهیان در پس کدامین توجیه عقلی و نقلی پناه گرفته‌اند؟ امروز از تریبون‌های مختلف کشور نغمه شومی به گوش می‌رسد که زنان بدکاره‌‌ای که طبق شرع اسلام باید بر آنان حدود الهی در ملاعام جاری شود، بیگاران جنسی هستند که برای آنها باید دل سوزاند و از حقوق پایمال شده‌شان دفاع کرد! آیا در شرع اسلام چنین بدعت‌هایی قابل پذیرش است؟ طبق برخی ارزیابی‌ها بیش از 50 درصد زنان بدکاره متاهل هستند.
بر اساس آمار رسمی منتشر شده از سوی نیروی انتظامی در سال حدود 500 تن- یعنی 500 هزار کیلو- انواع مواد مخدر در داخل کشور کشف و منهدم می‌شود. همچنین بر اساس آمار غیررسمی مصرف روزانه انواع مواد مخدر در تهران بیش از 3 تن است یعنی ماهانه چیزی حدود 90 تن. آیا فاجعه‌‌ای در راه نیست؟ در سال گذشته فقط بیش از 3 میلیون و 500 هزار بطر مشروب در کشور کشف و ضبط ‌شد. بر اساس آمار یادشده باید تعداد چند 10 میلیون سی‌دی مستهجن کشف شده را هم افزود.
راستی مصرف‌کنندگان این مواد و وسایل چه طیفی از جامعه هستند؟ طبق آمار تکان‌دهنده‌‌ای بیش از نیمی از زنان بدکاره زنان متاهل هستند. طبق یک تحقیق به عمل آمده از بین 6053 زن خیابانی، دختران بین 12 تا 25 سال بیشترین تعداد را تشکیل می‌دهند. روزانه بیش از یکصد کارتن‌خواب از پیاده‌روهای تهران جمع‌آوری می‌شوند که 20 درصد آن را زنان تشکیل می‌دهند. قائم‌مقام وزارت دادگستری اخیرا در کنفرانسی گفته 250 هزار زندانی در کشور داریم و 20 میلیون نفر در کشور در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار دارند. آمار پرونده‌های در دست بررسی دادگستری بیش از 7 میلیون پرونده قضایی است، یعنی تقریبا از هر 4 ایرانی بالای 20 سال یک نفر دارای پرونده است.
اضافه کردن آمار روزافزون طلاق، مزاحمت‌های خیابانی، تجاوز و زورگیری‌ها و تخلفات اقتصادی و کلاهبرداری‌های مالی نیز بیش از گذشته بر پیچیدگی اوضاع می‌افزاید. نباید دست روی دست گذاشت. طبعا کمی کوتاهی صدمات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه اسلامی ما وارد خواهد کرد. به هر حال استحاله از درون و تهاجم نرم پدیده شوم واقعی است که مقام معظم رهبری حداقل از اوایل دهه 70 مکررا بر لزوم مواجهه میدانی با آن اصرار ورزیده‌اند. بگذاریم و بگذریم. باید باور کنیم 50 سال پیش برای مسلمانان ترکیه وضع اسفبار کنونی اصلا قابل تصور نبوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات