سازمان ملل متحد براساس تصمیمات مختلفی که در دو جنگ خلیجفارس (جنگ عراق علیه ایران و جنگ عراق علیه کویت) اتخاذ کرد، یکی را از طریق رایزنی و دیپلماسی و دیگری را با توسل به زور خاتمه داد. همین امر مؤید تفاوتهای مواضع سازمان ملل متحد در قبال دو جنگی است که از جهات مختلفی (مانند وقوع در یک منطقه، اقدام علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی یک دولت مستقل) به هم شبیهاند. مهمترین دلیل این تفاوت مواضع را باید در متجاوز شناختن عراق در حمله به کویت و متجاوز نشناختن عراق در حمله به ایران جستجو کرد. در این مقاله، مواضع شورای امنیت، دبیر کل و مجمع عمومی در قبال دو جنگ خلیجفارس مقایسه میشود. این امر ما را در درک بهتر و صحیحتر مواضع سازمان ملل متحد در این دو جنگ، یاری میرساند و به ما کمک میکند تا تفاوت مواضع سازمان ملل متحد و دلیل آن را دریابیم.
مقایسه مواضع ارکان سازمان ملل متحد در قبال دو جنگ خلیجفارس
1- مواضع شورای امنیت در دو جنگ
مواضع شورای امنیت را میتوان در دو بخش کمی و کیفی مقایسه کرد:
الف ـ مقایسه کمّی قطعنامههای شورای امنیت در دو جنگ
1- شورای امنیت از آغاز جنگ هشت ساله ایران و عراق، تا زمان پذیرش قطعنامه از سوی ایران جمعا نُه قطعنامه، یعنی به طور متوسط برای هر سال یک قطعنامه صادر کرده، و در مورد جنگ هفت ماهه خلیجفارس، دوازده قطعنامه یعنی به طور متوسط هر ماه دو قطعنامه1 تصویب نموده است. علاوه بر آن، این شورا بیش از هیجده بیانیه برای جنگ ایران و عراق و کمتر از سه بیانیه درباره جنگ خلیجفارس صادر کرده است.
2- شماره قطعنامههای صادره در جنگ ایران و عراق، با فاصله زیاد از هم تکرار شده است، به گونهای که نزدیکترین فاصله دو قطعنامه، شش قطعنامه (فاصله قطعنامههای 582 و 588) و بیشترین فاصله دو قطعنامه، 35 قطعنامه (فاصله 479 و 514) است، در حالی که نزدیکترین و دورترین فاصله دو قطعنامه در مورد جنگ خلیجفارس به ترتیب به یک و چهار قطعنامه (مقایسه فاصله قطعنامه 660 با 661، 2 و 670 با 674) میرسد.3
3- در مجموعه قطعنامههای صادره درباره جنگ خلیجفارس سیزده بار به ترتیب به هشت ماده منشور ملل متحد شامل 102 و 51، 50، 48، 40، 39، 25، 2 و نیز نُه بار به فصل هفتم آن در قطعنامههای 678 و 677، 674، 667، 666، 665، 664، 661 اشاره شده است، در حالی که در قطعنامههای شورای امنیت در خصوص جنگ عراق علیه ایران، صرفا پنج بار به ترتیب به مواد 40 و 39، 24، 2 بدون اشاره به فصل هفتم منشور ملل متحد، استناد شده است.
ب ـ مقایسه کیفی قطعنامههای شورای امنیت در دو جنگ
1- همان طوری که قبلا به آن اشاره شد، در مجموعه قطعنامههای صادره شورای امنیت درباره جنگ خلیجفارس، در هشت قطعنامه 678، 677، 674، 667، 666، 665، 664، 661، نُه بار به فصل هفتم منشور ملل متحد استناد شده است. فصل هفتم ناظر بر اقداماتی است که شورای امنیت در موارد وقوع تهدید علیه صلح یا بر هم خوردن صلح و تجاوز انجام میدهد. در پی این تشخیص شورای امنیت براساس مواد 39 تا 51 فصل هفتم منشور ملل متحد، توصیه و اقدامات غیر نظامی و در صورت مؤثر نبودن، اقدامات نظامی را به کمک همه اعضای سازمان ملل متحد یا گروهی از آنها برای اعاده صلح به عمل میآورد.
شورای امنیت در جنگ خلیجفارس با استناد به فصل هفتم منشور ملل متحد، عراق را متجاوز شناخت و اقدامات موقتی و سپس قهری را درباره آن برای استقرار صلح توسط گروهی از اعضای سازمان ملل متحد، به مرحله اجرا گذاشت. اما شورای امنیت در اکثر قطعنامههای صادرهاش در جنگ ایران و عراق به فصل هفتم به ویژه به آخرین مادهاش، یعنی ماده 51 منشور ملل متحد، اشاره نکرد4 و با این اقدام، حتی حق طبیعی ایران را هم برای دفاع مشروع، به رسمیت نشناخت. شورای امنیت فقط در قطعنامه 598 به مواد 39 و 40 فصل هفتم منشور ملل متحد، بدون ذکر نام این فصل، اشاره کرد. شورای امنیت در این قطعنامه براساس مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، نقض صلح را در جنگ ایران و عراق تایید کرد ولی به وظایف دیگرش در همین مواد که مهمترین آن تشخیص وقوع تجاوز است، توجه نکرد.
2- علاوه بر آن، شورای امنیت پنج ماده از هشت ماده منشور ملل متحد را که در قطعنامههایش در جنگ خلیجفارس به آنها استناد کرده، از فصل هفتم منشور ملل متحد برگزیده است. به عبارت دیگر شورا به مواد 103 و 25، 2 منشور ملل متحد اشاره کرده است که به ترتیب ناظر بر تعهد اعضای سازمان ملل متحد به حل مسالمتآمیز اختلافشان و توسل نکردن به تهدید یا استعمال قوه قهریه بر ضد تمامیت ارضی و استقلال سیاسی یکدیگر، موافقت اعضای سازمان ملل متحد برای اجرای تصمیمات شورا بر طبق منشور ملل متحد، اولویت تعهدات اعضا به موجب منشور ملل متحد به تصمیمات شورا، در مقایسه با تعهدات مشابه منطقهای است. اما در قطعنامههای صادره شورای امنیت در جنگ ایران و عراق، به مواد 2 و 24 منشور ملل متحد اشاره شده است.5
ماده 24 منشور مبتنی بر اعطای مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بینالمللی به شورای امنیت است. در جایی که هیچ یک از دو کشور ایران و عراق، هیچگاه چنین وظیفهای را نفی نکردهاند. بلکه ایران شورا را به جهت جانبداری از عراق فاقد صلاحیت لازم برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی میدانست.6 شواهد موجود در قطعنامههای صادره شورای امنیت درباره جنگ ایران و عراق ادعای ایران را تایید میکند. به عنوان نمونه، با اینکه شورای امنیت به صورت تلویحی یا مستقیم، وضعیت بین ایران و عراق را موجب به خطر افتادن صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی دانست و به این مطلب در قطعنامه 598 با ذکر اینکه «در مخاصمه بین ایران و عراق نقض صلح حاصل شده»، به صراحت تاکید کرد، با این حال هرگز اقدامی برای تعیین و تنبیه متجاوز به عمل نیاورد.
3- شورای امنیت در قطعنامههای مربوط به جنگ عراق علیه ایران، از همه کشورها خواست به منظور تسهیل اجرای قطعنامهها با خویشتنداری از هرگونه اقدامی که به تشدید یا گسترش منازعه و وضعیت منجر میشود، خودداری کنند و این درخواست با تفاوت اندکی در تمامی قطعنامههای مربوط به این جنگ تکرار شده است. در حالی که چنین درخواستی نه تنها در هیچ یک از قطعنامههای مربوط به جنگ خلیجفارس مطرح نشده، بلکه در اکثر این قطعنامهها از کشورها خواسته شده است با انجام دادن اقدامات پیشنهادی شورای امنیت، سیر اجرای قطعنامهها را تسهیل نمایند.7 مهمتر از همه، شورا به دولتهای عضو سازمان ملل متحد که با دولت کویت همکاری داشتهاند، اجازه داد برای وادار کردن عراق به ترک خاک کویت از تمامی وسایل ممکن استفاده کنند.
حتی در مواردی شورای امنیت تهدید کرده بود، چنانچه از درخواستهایش تخلف شود، تدابیری اتخاذ خواهد کرد تا از تکرار چنین تخلفاتی جلوگیری کند.8 با این مقایسه به نظر میرسد، تعلل شورای امنیت در پایان دادن جنگ عراق علیه ایران با تعجیل این شورا در خاتمه دادن تجاوز عراق به کویت، از اراده ضعیف شورا در حل و فصل تجاوز عراق به ایران نشأت میگرفت. علاوه بر آن، خویشتنداری کشورها در پرهیز از اقداماتی که به تشدید و گسترش جنگ ایران و عراق منجر میشود، به صورت کامل، به ویژه از سوی اعضای دائم شورای امنیت ـ که از حامیان سیاسی و تامینکنندگان تسلیحات مورد نیاز عراق بودند ـ رعایت نشد. با این وصف شورای امنیت در جنگ ایران و عراق در خصوص این متخلفان، نه لفظاً و نه عملاً به اقدامات تنبیهی دست نزد.9
4- در جنگ عراق و ایران، به استثنای قطعنامه 612، 552، 540، 522، شورای امنیت، در دیگر قعطنامههای صادره، صرفنظر از تغییرات جزیی، به صراحت یادآوری میکند که دولتهای عضو بر طبق منشور ملل متحد متعهد هستند که اختلافشان را از طریق راههای مسالمتآمیز حل کنند، به نحوی که صلح و امنیت بینالمللی و عدالت به مخاطره نیفتد و فقط در چهار قطعنامه 598، 582، 522، 514 به عقبنشینی نیروهای نظامی به مرزهای شناخته شده بینالمللی، اشاره میکند. در حالی که توسل به راههای مسالمتآمیز برای حل اختلافات بدون عقبنشینی نیروهای نظامی به مرزهای شناخته شده، ناممکن بود و نیز ظاهرا شورای امنیت با یادآوری تعهد دولتها در توسل نکردن به کاربرد زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولتی ـ آن طوری که در قطعنامههای 588، 552، 514، 479 به آن اشاره شده است ـ در نظر داشت بدون توجه عمیق به ریشههای شروع و تداوم جنگ ایران و عراق10، آن را پایان بخشد.
این مطلب در جنگ خلیجفارس به صورتی دیگر اتفاق افتاد. شورای امنیت در قطعنامه 674، 670، 660 عراق و کویت را به مذاکره برای حل اختلافاتشان متعهد نمود، و از حسن نیت دبیر کل در دستیابی به یک راهحل مسالمتآمیز براساس قطعنامههای شورای امنیت و نه مطابق منشور ملل متحد، ابراز خشنودی کرد، و هدف جامعه بینالمللی را دایر بر حفظ صلح و امنیت بینالمللی از طریق حل مسالمتآمیز اختلافاتشان، متذکر گردید. در حالی که این تاکیدات به خلاف اکثر قطعنامههای صادره در جنگ ایران و عراق، با درخواست مستقیم و غیرمستقیم11 عقبنشینی فوری و بیقید و شرط همراه بود.
5- به نخستین قطعنامه شورای امنیت در جنگ ایران و عراق (قطعنامه 479)، فقط در دو قطعنامه بعدی (قطعنامه 514 و 522) تاکید شده، و در قطعنامههای 540 و 552 صرفا به گزارش دبیر کل در مورد نتیجه بازرسی هیات بازرسی اعزامی سازمان ملل متحد از حملات نظامی به مناطق غیر نظامی ایران و عراق و نیز به نامه مه 1984/ اردیبهشت 1363 شورای همکاری خلیجفارس در مورد شکایت از ایران درباره حمله به کشتیهای بازرگانی در مسیر بنادر کویت و عربستان سعودی اشاره گردیده است. اما در قطعنامه 582 به هیچ یک از قطعنامهها و بیانیههای گذشته شورای امنیت یا گزارشات دبیر کل اشارهای نشده و در قطعنامههای 588 و 598 فقط به قطعنامه 582 اشاره شده است.
این امر تزلزل شورای امنیت را در نحوه خاتمه دادن به تجاوز عراق علیه ایران نشان میدهد، زیرا شورای امنیت یک شیوه را برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق دنبال نکرده است. به همین دلیل شورا از قطعنامه 582 به بعد، به قطعنامههای گذشته خود هیچگونه اشارهای نمیکند، این به معنای کنار گذاشتن شیوه مواجهه گذشته بود. اما در هشت قطعنامه شورای امنیت در جنگ عراق علیه کویت بر قطعنامه 660 و 661 که ناظر بر عقبنشینی فوری و بیقید و شرط عراق از کویت بود، همواره استناد شده است. همچنین در قطعنامه 662 به صورت تلویحی بر قطعنامه 660 اشاره شده است.12 تأکید پیدرپی بر قطعنامههای اولیه، در جنگ خلیجفارس تصمیم قاطع شورای امنیت را در خاتمه دادن سریع تجاوز عراق به کویت و نیز یکنواختی مواضع شورا را در طی جنگ خلیجفارس، نشان میدهد.
6- در قطعنامههای 598، 588، 522، 479 شورای امنیت نگرانی عمیق خود را از گسترش، افزایش و تشدید برخورد و وضعیت میان ایران و عراق ابراز و در قطعنامههای 598، 588، 582، 522، 514 تاسف و نگرانی خود را از طولانی شدن برخورد میان دو کشور بیان کرد. جالب اینکه شورای امنیت در هیچ یک از قطعنامههای جنگ خلیجفارس، نسبت به گسترش یا طولانی شدن بحران خلیجفارس نگرانی یا تأسفی ابراز نکرد. به نظر میرسد شورا در مورد جنگ ایران و عراق به مسامحه و ملاحظهکاری مبادرت کرده و علیه تجاوز و حتی کشوری که با حمله به مناطق غیر مسکونی، نفتکشها و... جنگ را گسترش داده بود، شدت عمل نشان نداده است.13
7- شورای امنیت در جنگ عراق علیه کویت به دفعات زیاد، اقدام عراق را در گروگانگیری اتباع و دیپلماتهای خارجی و حتی اعمال تجاوزکارانه آن دولت را علیه ساختمانهای دیپلماتیک به شدت محکوم نمود و مسئولیت کامل هرگونه اعمال خشونتآمیز را علیه اتباع کشورهای خارجی یا علیه هر نمایندگی دیپلماتیک یا کنسولی و کارکنان آن در کویت بر عهده عراق قرار داد.14 معالوصف آن شورا در جنگ ایران و عراق ضمن اظهار نگرانی عمیق از حمله به کشتیها (قطعنامه 522) و محکومیت به کارگیری سلاح شیمیایی (قطعنامه 612) هیچگاه مسئولیت چنین اقداماتی را بر عهده عراق قرار نداد. علاوه بر آن شورای امنیت حمله سراسری عراق را علیه ایران که از هر جهت در مقایسه با اقدام آن دولت علیه اتباع و اماکن خارجی در کویت اهمیت بیشتری داشت،15 به صراحت محکوم نکرد.
8- شورای امنیت در طی بحران خلیجفارس از بین دوازده قطعنامه صادره، در هفت قطعنامه 678 و 674، 665، 667، 662، 661، 660 به صورت صریح، تصمیم خود را برای بررسی مجدد بحران، حفظ بررسی موضوع در دستور کار، پرداختن فعالانه به موضوع، بررسی فعالانه و مداوم مساله و توجه مستمر به بحران، برای اتخاذ دیگر تدابیر لازم، به جهت اجرای مطمئن مواد قطعنامههای صادره، اعلام کرد و در دو قطعنامه 666 و 670 با اعلام تصمیم خود مبنی بر اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از تخلف دولتها و اتباعشان در اجرای قطعنامههایش و اتخاذ تصمیم پس از دریافت گزارش دبیر کل در مورد لزوم ارسال فوری مواد غذایی به عراق، به صورت غیر مستقیم، بر مفتوح بودن بررسی بحران خلیجفارس تاکید کرد.
این امر در مقایسه با مواجهه شورای امنیت با مساله جنگ ایران و عراق به صورت دیگری مطرح بود. شورای امنیت در چهار قطعنامه از نُه قطعنامه صادره، بر تصمیم خود برای زیر نظر نگاه داشتن و تعقیب موضوع (وضعیت بین ایران و عراق)، تاکید کرد و در مهمترین قطعنامهاش، یعنی قطعنامه 598، تشکیل جلسه را در صورت لزوم و ضرورت برای اتخاذ تصمیمات بیشتر و تضمین اجرای قطعنامه، پیشبینی کرد و در دو قطعنامه 479 و 522، درخواست تهیه و ارسال گزارش در خصوص سیر اجرای قطعنامه، به صورت غیر صریح زیر نظر داشتن مساله جنگ ایران و عراق را تایید میکرد. در نتیجه این مقایسه نشان میدهد که شورای امنیت به بحران خلیجفارس بیش از جنگ ایران و عراق، توجه کرده و آن را بررسی و کنترل نموده است.
9- شورای امنیت برای به ثمر نشستن سریع تصمیمات متخذه در قطعنامههایش در بحران خلیجفارس، علاوه بر صدور دوازده قطعنامه الزامآور، به تحریم اقتصادی (قطعنامه 661)، تحریم دریایی (قطعنامه 665) و تحریم هوایی (قطعنامه 670) علیه عراق دست زد16. این اقدامات به کاهش بسیار توان نظامی عراق منجر گردید و بدین وسیله راه را برای درهم شکستن توان نظامی باقیمانده عراق در تهاجم زمینی ژانویه 1990/ دی 1369 آمریکا و متحدانش، هموار کرد17. در جنگ تحمیلی، هیچ یک از قطعنامههای شورای امنیت به جهت لحن توصیهاش، تحریمهای اقتصادی، دریایی و هوایی را علیه عراق پیشبینی نکرد.
10- در قطعنامه 660، از عراق خواسته شده است که تمام نیروهای خود را بلافاصله و بیقید و شرط به محلی برگرداند که قبل از تهاجم علیه کویت در آنجا مستقر بوده است. با توجه به اینکه در سایر قطعنامههای جنگ خلیجفارس بر اجرای قطعنامه 660 تاکید شد، در واقع این قطعنامهها هم بر عقبنشینی فوری و بیقید و شرط عراق از کویت تاکید کردند. علاوه بر آن مجدداً در قطعنامه 674 به صورت تاکید مضاعف، لزوم عقبنشینی فوری و بیقید و شرط مطرح شد. همچنین شورای امنیت در قطعنامه 662، عقبنشینی فوری و بیقید و شرط تمامی نیروهای عراقی را خواستار شد و در ضمن از آنها خواست به محلی بروند که در یکم اوت 1990/ یازدهم مرداد 1369 در آنجا مستقر بودند. در حالی که شورای امنیت در چهار قطعنامه (598، 582، 522، 514) از میان نُه قطعنامه صادره در مورد جنگ ایران و عراق، آتشبس فوری و خاتمه و قطع تمام عملیات نظامی و عقبنشینی نیروها را به مرزهای شناخته شده بینالمللی خواستار گردید و البته چون قطعنامه 588، فقط سه قطعنامه 598، 588، 522 بر ضرورت عقبنشینی بیدرنگ تاکید ورزید.
همچنین قطعنامه 540 فقط آتشبس جامع و خاتمه عملیات نظامی طرفین را بدون ذکر عقبنشینی نیروها خواستار شد و در هیچ یک از قطعنامههای صادره در مورد جنگ ایران و عراق، بر عقبنشینی بیقید و شرط، تاکید نشد. علاوه بر آن شورای امنیت برای تضمین اجرای عقبنشینی هیچگونه مکانیسم اجرایی لحاظ نکرد و فقط توصیههایی مبنی بر استقرار نیروهای نظارت سازمان ملل متحد18 مطرح کرد که در چهار قطعنامه 598، 540، 522، 514 بیان شده است. به همین دلیل دستیابی به راهحلی جامع، عادلانه، شرافتمندانه و مورد قبول طرفین مطروحه در قطعنامههای 540 و 514 در عمل با مشکل مواجه میشد.
11- در اکثر قطعنامههای صادره شورای امنیت درباره جنگ عراق علیه ایران، همواره جنگ به عنوان «وضعیت» میان ایران و عراق بررسی شده است. شورای امنیت با آوردن کلمه وضعیت، جنگ ایران و عراق را تهاجم و تجاوز به شمار نیاورده است، در حالی که هر وضعیت و برخوردی متضمن آن است که یک طرف به تجاوز دست زده باشد. در قطعنامههای پایانی شورای امنیت، یعنی قطعنامههای 598، 582، 540، پیشرفتهای اندکی در تغییر روش و موضع شورا روی داد. قطعنامه 540 نسبت به برخورد دو کشور اظهار تاسف کرد و بر مطلوب بودن بررسی عینی جنگ تاکید نمود. (پیش از این شورا به وقوع برخورد اشارهای نکرده بود در حالی که ایران همواره بر وقوع برخورد (جنگ و تجاوز) عراق با ایران اشاره میکرد.) این امر به منزله تایید وقوع جنگ و برخورد بین ایران و عراق است و به این جهت گام مثبتی از سوی شورای امنیت به شمار میرود.
اما تایید وقوع جنگ، شورا را به تایید وقوع تجاوز و تعیین متجاوز سوق نداد.19 شورای امنیت در قطعنامه 582، از اقدامات اولیه که به برخورد بین ایران و عراق منجر شده است، اظهار تاسف کرد. در واقع شورای امنیت ضمن تایید تلویحی وقوع تجاوز، آن را به صراحت مطرح نکرد. ارائه نظر واقعبینانه درباره این جنگ را باید در قطعنامه 598 دید، زیرا در این قطعنامه برای اولین بار به اساسیترین خواسته ایران یعنی تعیین و معرفی متجاوز توجه شده است.20 در نتیجه اگرچه در سالهای پایانی جنگ شاهد نوعی تغییر در مواضع شورای امنیت هستیم ولی این شورا هیچگاه عراق را به عنوان متجاوز معرفی نکرد، در صورتی که در همه قطعنامههای مربوط به جنگ خلیجفارس (جنگ عراق علیه کویت) عراق را متجاوز شناخت و اقدام عراق را در تجاوز به کویت محکوم کرد.
2- مواضع دبیر کل در دو جنگ
مقایسه مواضع دبیر کل را نیز میتوان در دو بخش کمی و کیفی پی گرفت:
الف ـ مقایسه کمی مواضع دبیر کل در دو جنگ
1- دبیر کل در جنگ ایران و عراق، دو بار به تهران و بغداد سفر کرد، چندین بار نمایندهاش، اولاف پالمه، را در خصوص آزادسازی شصت و سه کشتی خارجی گرفتار شده در اروندرود و نیز آزادسازی تعدادی اسرای جنگی، برای مذاکره با مقامات دو کشور ایران و عراق به منطقه فرستاد، هفت بار هیاتهایی را برای بررسی کاربرد سلاحهای شیمیایی و بازدید اردوگاههای اسرای جنگی به منطقه اعزام نمود و دو طرح مهم (طرح هشت مادهای و طرح اجرایی دبیر کل برای اجرای قطعنامه 598) در حل و فصل جنگ ایران و عراق ارائه داد.
در حالی که دبیر کل در جریان بحران خلیجفارس، دو بار به منطقه (اردن و عراق) سفر کرد، سه بار نمایندگانش را برای مذاکره با مقامات عراقی و ارزیابی اوضاع غذایی به عراق و کویت اعزام کرد، و یک طرح چهار مادهای ارائه و یک اعلامیه (اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369) صادر کرد. این مقایسه نشان نمیدهد که دبیر کل در جنگ خلیجفارس تاثیر کمتری داشته است. ولی اگر به آمار فعالیتهای دبیر کل پس از تصویب قطعنامه 598 تا پذیرش آن از سوی ایران ـ که از نظر زمانی تقریبا دو برابر زمان جنگ خلیجفارس است ـ نگاهی نماییم، و آن را با فعالیتهای مشابه دبیر کل در جنگ عراق علیه کویت مقایسه کنیم، سهم اندک دبیر کل در این جنگ تایید میگردد.
دبیر کل پس از تصویب قطعنامه 598 تا پذیرش آن از سوی ایران21 بر شدت فعالیتهای خود افزود. وی طی این دوره، سه بار با دستاندرکاران وزارت امور خارجه ایران، و به همین تعداد با مقامات وزارت امور خارجه عراق ملاقات و گفتوگو کرد. یک بار به تهران و بغداد سفر کرد، چهار بار با اعضای دائم شورای امنیت و یک بار با اعضای غیر دائم شورای امنیت دیدار نمود، و بیش از ده بار با نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد و بیش از پنج بار با نماینده دائم عراق در سازمان ملل متحد دیدار و گفتوگو کرد.22
2- در مجموعه قطعنامههای صادره در جنگ ایران و عراق، بیست و سه بار از دبیر کل یاد شده23 در حالی که در دوازده قطعنامه شورا در مورد بحران خلیجفارس، شانزده بار نام دبیر کل ذکر گشته است.24 همچنین در اولین و آخرین قطعنامه25 صادره از سوی شورای امنیت در جنگ ایران و عراق به ترتیب دو بار و یک بار، از دبیر کل سخن به میان آمده، ولی در اولین و آخرین قطعنامه صادره شورا در جنگ خلیجفارس، هیچ اشارهای به دبیر کل نشده است. یادآوری وظایف محوله و فعالیتهای دبیر کل در فعالیتهای صادره در خصوص جنگ ایران و عراق بیش از قطعنامههای صادره در جنگ خلیجفارس بوده است. شورا با سپردن وظایف بیشتر یا سوق دادن دبیر کل به میدان فعالیتهای دیپلماتیک به منظور حل جنگ ایران و عراق، از نقش مؤثر خود برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، فاصله گرفت در صورتی که تاثیر بسزای خود را در جنگ خلیجفارس نشان داد.26
ب ـ مقایسه کیفی مواضع دبیر کل در دو جنگ
1- در قطعنامه 588، 540، 479، از اقدامات و کوششهای دبیر کل در حل و فصل مسالمتآمیز جنگ ایران و عراق، قدردانی، ستایش و پشتیبانی شده است. در هفت قطعنامه از نُه قطعنامه صادره در جنگ ایران و عراق، از دبیر کل خواسته است که شورا را از چگونگی اجرای قطعنامه مطلع نماید. علاوه بر آن در تصویب قطعنامههای 612، 588، 582، 514، به گزارشات و کوششهای دبیر کل توجه شده است. در حالی که در بحران خلیجفارس، فقط در قطعنامه 664 و 670 از اقدامات دبیر کل قدردانی شده و از او خواسته شده است که شورا را از سیر اجرای قطعنامه مطلع نماید، و صرفاً در تصویب قطعنامههای 661 و 666 گزارشات دبیر کل لحاظ گشته است.
2- با نگاهی به برخی از اقدامات مهم دبیر کل در جنگ ایران و عراق به شرح ذیل، به وضوح میتوان به تاثیر این اقدامات در تعدیل موضع شورای امنیت و سوق دادن آن به موضعی واقعبینانه پی برد.
دبیر کل به ایران و عراق در سپتامبر و نوامبر 1980/ شهریور و آبان 1359 پیشنهاد کرد مساعی وی را با هدف کمک به حل منازعه از طرق مسالمتآمیز بپذیرند. این پیشنهاد را شورای امنیت در بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، قطعنامه 479 (مصوب سپتامبر 1980/ مهر 1359) و بیانیه دهم اکتبر 1980/ هفدهم مهر 1359 تایید کرد.27
در جلسه سیزدهم اکتبر 1986/ دهم مهر 1365 شورای امنیت، دبیر کل با یادآوری عدم قبول قطعنامههای گذشته شورا از سوی ایران و قبول آنها از سوی عراق، که به طولانی شدن جنگ و توسعه آن منجر شده است، درخواست کرد شورا بنیان و اساسی برای مذاکرات برقرار کند که هر دو طرف ایران و عراق آن را بپذیرند. به این نظر دبیر کل با ذکر عبارت «بررسی گزارش دبیر کل و شرایط لازم برای برقراری صلحی بادوام بین دو کشور» در قطعنامه 588 (مصوب اکتبر 1986/ مهر 1365) نسبتا توجه شده است.
دبیر کل در گزارشی که در دسامبر 1986/ دی 1365 درباره حملات انجام شده علیه کشتیها در خلیجفارس به شورای امنیت ارائه داد28 تلاش جدی اعضای شورا، به ویژه اعضای دائم آن را برای خاتمه جنگ خواستار شد. وی اعلام آمادگی نمود که حاضر است، نظریاتش را برای دستیابی به مبنایی که مورد قبول ایران و عراق در پایان بخشیدن به جنگ باشد، در اختیار شورا بگذارد. اعضای شورا این درخواست دبیر کل را پذیرفتند و از ماه فوریه 1987/ اسفند 1365 اعضای دائم شورا به صورت یک گروه، کار مشترک و سازماندهی شدهای را برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق شروع نمودند. نتیجه کار این گروه، قطعنامه 598 بود.29
علاوه بر موارد فوق، گزارش هیاتهای اعزامی دبیر کل برای بررسی کاربرد سلاح شیمیایی در جنگ که با تایید دبیر کل به شورای امنیت ارسال میشد، به نحو بارزی در بیانیه و قطعنامههای صادره در خصوص محکومیت کاربرد سلاحهای شیمیایی منعکس شده است.30 در جنگ خلیجفارس به خلاف جنگ ایران و عراق، شورای امنیت به نظریات دبیر کل و هیاتهای اعزامیاش به منطقه، به این گستردگی توجه نکرده است. به عنوان مثال، قبل از پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 دبیر کل از شورای امنیت خواست، با توجه به موافقت پنجم ژانویه 1991/ چهاردهم دی 1369 عراق، مبنی بر قبول مذاکره با آمریکا در خصوص حل و فصل بحران خلیجفارس، و با توجه به امیدهای صلحی که در پی این موافقت پدید آمده است، برای بررسی مجدد بحران خلیجفارس تشکیل جلسه دهد، اما با مخالفت آمریکا، شورای امنیت به چنین جلسهای تن نداد. علاوه بر آن، نماینده دائمی شوروی در سازمان ملل متحد اعلام کرد، نباید در این اوضاع به اقداماتی دست زد که در قطعنامه توسل به زور علیه عراق گنجانده نشود. در واقع، او، این پیشنهاد دبیر کل را پیشنهادی قلمداد نمود که میتواند به نقض قطعنامه توسل به زور علیه عراق منجر شود.
3- دبیر کل تا پایان یافتن بحران خلیجفارس، همواره بر معتبر بودن نخستین قطعنامه شورای امنیت (قطعنامه 660)، درباره وقوع تهاجم عراق به کویت اصرار ورزید و حتی در پیام پانزدهم ژانویه 1990/ بیست و چهارم دی 1369 خود به صدام حسین، خواست با اجرای قطعنامه 660، مبنی بر عقبنشینی بیقید و شرط از کویت، به بحران خاتمه دهد. ولی دبیر کل در جنگ ایران و عراق، به ویژه از ماه اکتبر 1986/ مهر 1365 با اعلام ضرورت برقراری مبنایی برای مذاکرات مورد قبول طرفین جنگ (ایران و عراق) مطروحه در جلسه سیزدهم اکتبر 1986/ سیزدهم مهر 1365 شورای امنیت، قطعنامههای قبلی شورای امنیت را برای استقرار صلحی پایدار، بیتاثیر دانست. بدینسان، دبیر کل به طور ضمنی نبود اراده مؤثر شورای امنیت را برای پایان دادن جامع، عادلانه و شرافتمندانه جنگ ایران و عراق، قبل از تصویب قطعنامه 598 تایید کرده است.
دبیر کل به استثنای پیام پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 و با صرفنظر از درخواستهای شفاهیایی که از دولت عراق، برای پذیرش و اجرای قطعنامه 660 شورای امنیت به عمل آورد، هیچگاه با ارسال پیام و درخواست کتبی برای حل بحران خلیجفارس اقدام نکرد. اما در جنگ ایران و عراق در موارد متعدد به این کار مبادرت کرد.31 تعداد زیاد پیامهای ارسالی برای مقامات ایرانی و عراقی، نسبت به مورد مشابه بحران خلیجفارس، مؤید این مطلب است که تلاش دبیر کل برای حل مسالمتآمیز اختلاف بین ایران و عراق بیشتر بوده است و این با نیّات شورای امنیت هماهنگی دارد که خواهان طولانی شدن جنگ ایران و عراق و حل و فصل آن بیتوجه به ریشههای جنگ و خواستههای ایران بود.
4- در جنگ ایران و عراق، آمریکا در منطقه به نحو چشمگیری با حمله به سکوهای نفتی ایران، بازرسی و توقیف کشتیهای تجاری ایران و ساقط کردن هواپیمای ایرباس ایرانی، عملا به نفع عراق عمل نموده بود، اما دبیر کل به حضور نظامی این دولت در منطقه بیتوجه بود و آن را مغایر قطعنامههای شورای امنیت قلمداد نکرد. در صورتی که در این قطعنامهها به طور مداوم، بر خویشتنداری کشورها از اقدام منجر به تشدید و گسترش برخورد ایران و عراق تاکید میشد، و لیکن در جنگ خلیجفارس قبل از تصویب قطعنامه توسل به زور علیه عراق، افزایش حضور آمریکا را در منطقه خلیجفارس مخالف قطعنامههای شورای امنیت معرفی کرد ولی بعداً، آن را با توجه به مجوز شورای امنیت قانونی دانست. این مجوز به دولتهای مخالف تهاجم عراق مانند آمریکا داده شد تا دولت عراق را با استفاده از تمامی وسایل به عقبنشینی از کویت وادار نمایند.
5- دبیر کل در جنگ ایران و عراق، اولین مرجع از مجموعه سازمان ملل متحد بود که در نخستین روز جنگ نسبت به حمله سراسری عراق علیه ایران، با عنوان برخورد بین دو کشور، واکنش نشان داد. طی این واکنش وی به دولتین ایران و عراق پیشنهاد کرد که به او اجازه دهند، مساعیاش را در حل و فصل مسالمتآمیز برخورد دو کشور به عمل آورد. روز بعد، پس از آنکه پاسخی از سوی طرفین دریافت نکرد، طبق وظایف محوله ماده 99 منشور ملل متحد، توجه شورای امنیت را به احتمال افزایش مخاصمه بین دو کشور جلب کرد و شورا را برای تشکیل جلسه به منظور بررسی این موضوع فرا خواند. این جلسه در دومین روز جنگ تشکیل، و به اولین موضعگیری شورای امنیت طی یک بیانیه رسمی منجر شد. در حالی که درباره حمله عراق به کویت، دبیر کل پس از شورای امنیت دومین مرجع از سازمان ملل متحد بود که طی دیدار با نماینده عراق در سازمان ملل متحد، در دومین روز جنگ، نگرانی عمیق خود را شفاهاً از حمله نظامی عراق به کویت، اعلام کرد. دبیر کل فقط در پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 تنها اعلامیه خود را در خصوص بحران خلیجفارس صادر کرد که البته بیشتر به یک درخواست دوستانه شبیه بود.
6- دبیر کل از آغاز حمله عراق به کویت، در راه تلاش برای حل و فصل مسالمتآمیز بحران خلیجفارس، مورد بیمهری عراق قرار گرفت. این بیمهری هنگامی به وضوح دیده میشد که دبیر کل پنج روز بعد از حمله عراق به کویت و سه روز پس از اعلام اولین مواضعاش در قبال متجاوز شناختن عراق، نامهای از عراق دریافت کرد که در آن به دبیر کل و به همه کشورهای جهان هشدار داده شده که از دخالت در مساله کویت اجتناب ورزند. متعاقب این نامه خاویر پرز دوکوئیار از اظهارنظر پیرامون بسیج نیروهای آمریکایی برای استقرار در منطقه خلیجفارس خودداری کرد و حل صلحآمیز بحران را از طریق گردن نهادن دولت عراق به اجرای قطعنامه 660 شورای امنیت خواستار شد. این بیمهری تا پایان بحران خلیجفارس ادامه یافت.
اندکی پس از حمله هوایی آمریکا و متحدانش علیه عراق، طارق عزیز، وزیر امور خارجه عراق، دبیر کل را مسئول کلیه جنایاتی دانست که علیه عراق صورت میگیرد. بر این اساس مجموعه اقدامات دبیر کل برای حل صلحآمیز بحران خلیجفارس، نتایج محسوسی را به دنبال نداشت. در عوض، در جنگ ایران و عراق، دبیر کل با اقدامات و ابتکارات شخصی، در چارچوب قطعنامههای شورای امنیت توانسته بود اعتماد عراق را جلب کند، زیرا دبیر کل به پیروی از موضع شورای امنیت در جنگ ایران و عراق، عراق را متجاوز معرفی نکرد و موضعگیریهایش در قبال جنگ بر این پایه استوار بود. بر این اساس، موفقیت دبیر کل در کاهش شدت و آلام جنگ ایران و عراق با توجه به نظر مساعد ایران و عراق نسبت به اقدامات او پیشبینیشدنی بود.
7- دبیر کل به پیروی از مواضع شورای امنیت، خواستار خروج بیقید و شرط نیروهای عراقی از کویت بود. به این موضوع، در سفر دبیر کل به امان و دیدار با طارق عزیز در اوت 1990/ شهریور 1369 و نیز در پیام پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 وی به صدام حسین، به طور صریح تاکید شده است. با وجود اینکه در جنگ ایران و عراق همواره بخشهایی از خاک ایران در تصرف عراق باقی ماند، دبیر کل همانند شورای امنیت، هیچگاه بر عقبنشینی بیقید و شرط عراق از خاک ایران تاکید نورزید.
8- دبیر کل در حل مسالمتآمیز اختلافات ایران و عراق، چندان عجلهای نکرد، ظاهرا دبیر کل نیز مانند شورای امنیت حل سریع اختلافات ایران و عراق را که به صورت جنگی تمام عیار درآمده بود، لازم نمیدید. ولی موقعی که طارق عزیز در مذاکرات امان اعلام کرد، که برای حل مساله به یک دیپلماسی آرام نیاز است، دبیر کل ماموریتش را شکست خورده اعلام کرد، در صورتی که میتوانست با تعقیب آرام مساله، همانند آن کاری که در جنگ ایران و عراق به عمل آورد، برای دستیابی به راهحلی مسالمتآمیز بکوشد.
9- دبیر کل پذیرفته بود که بین بحران خلیجفارس (حمله عراق به کویت) و بحران خاورمیانه ارتباط وجود دارد. خاویر پرز دوکوئیار این موضع را برای اولین بار در ششم سپتامبر 1990/ پانزدهم شهریور 1369 اعلام نمود و گورباچف، پس از دیدار سران دو کشور آمریکا و شوروی در هلسینکی آن را تایید کرد. این موضوع بعدا در بیانیه مشترک اروپا در بیست و ششم سپتامبر 1990/ چهارم مهر 1369 و بیانیه ریاست شورای اروپا در چهارم ژانویه 1991/ سیزدهم دی 1369 و نیز اعلامیه پنجم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 مجددا تایید شد، اما درخواست ایران مبنی بر اینکه بین تشدید جنگ از سوی عراق و حضور نظامی آمریکا در منطقه ارتباط وجود دارد و بر آن اساس ایران بارها با اعلام «امنیت برای همه و یا برای هیچ کس» بر آن تاکید ورزید، مورد توجه دبیر کل قرار نگرفته است.32
10- دبیر کل در جنگ خلیجفارس، بارها درباره حل و فصل مسالمتآمیز بحران اظهار یأس و ناامیدی کرد33 و این امر زمینه را برای برخورد نظامی با عراق فراهم آورد.
11- دبیر کل در پیامی که در پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 برای صدام حسین ارسال کرد چنین متعهد شد که در صورت اجرای قطعنامه 660 از سوی عراق، تضمین کافی به عراق خواهد داد و به علاوه نیروهای عراقی به هنگام عقبنشینی از کویت تعقیب نخواهند شد، ولی هنگامی که مقامات ایرانی اعلام کردند، در صورتی که ایران قطعنامه 598 را به همان صورت تصویبی اجرا کند، ممکن است آمریکا در اجرای بند ششم قطعنامه 598 (شناسایی مسئولیت جنگ ایران و عراق) موانع جدی فراهم آورد، دبیر کل در این باره به ایران هیچگونه تضمینی نداد.34
3- مواضع مجمع عمومی در دو جنگ
از مجمع عمومی انتظار میرود براساس وظایف محوله منشور ملل متحد و نیز به دلیل ساختار دموکراتیک و عضویت اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان، از واقعبینی بیشتری در مواجهه با مسائل جهانی برخوردار باشد، اما این مجمع در جنگ ایران و عراق و همچنین در بحران خلیجفارس به نحو چشمگیری از مواضع شورای امنیت پیروی کرد و به همین دلیل در مواضع مجمع عمومی همانند مواضع شورای امنیت، دوگانگی به شرح ذیل در مواجهه با جنگ ایران و عراق در مقایسه با خلیجفارس به وضوح دیده میشود.
1- مجمع عمومی در بحران خلیجفارس صرفنظر از اظهارنظرهای غیر رسمی، موضع دیگری اتخاذ نکرد. بدینسان دست شورای امنیت در حل و فصل بحران، کاملا باز گذاشته شد. در جنگ ایران و عراق، براساس بند 1 ماده 12 منشور سازمان ملل متحد، مجمع عمومی نمیتوانست به خاطر مطرح بودن موضوع جنگ ایران و عراق در دستور کار شورای امنیت، در این مساله دخالت نماید، با وجود این صدور قطعنامه رسمی بیست و دوم اکتبر 1982/ بیست و نهم مهر 1361 اقدام کرد که به نحو چشمگیری در راستای تایید مواضع گذشته شورای امنیت قرار داشت. این امر با توجه به تاکید قطعنامه فوق بر قطعنامهها و برخی از بیانیههای قبلی شورای امنیت، بیش از پیش تایید میشود.35
2- در جنگ عراق و ایران، عراق بارها از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در اجلاسیههای سالیانه مجمع عمومی، برای موجه جلوه دادن اقدامات تجاوزکارانه خود استفاده کرد. علاوه بر آن کشورهایی که به طور رسمی و غیر رسمی از سیاستها و اقدامات عراق حمایت میکردند، از تریبون مجمع عمومی و حتی از قدرت تصمیمگیری آن برای حمایت از عراق سود برد. اما این فرصت برای عراق در بحران خلیجفارس کمتر فراهم بود. به عنوان نمونه، طارق عزیز، وزیر امور خارجه عراق، با ممانعت دولت آمریکا نتوانست در اجلاس سال 1990/ 1369 مجمع عمومی شرکت کند، با این حال مجمع عمومی و حتی دبیر کل نسبت به ممانعت آمریکا از حضور طارق عزیز در مجمع عمومی واکنش جدی نشان ندادند.
3- عراق در طی هشت سال جنگ علیه ایران، جای پای محکمی در مجمع عمومی سازمان ملل داشت، زیرا عراق ریاست کمیته ویژه افزایش کارایی اصل عدم توسل به زور در روابط بینالملل در سال 1980/ 1359، ریاست سی و ششمین اجلاس مجمع عمومی در سال 1981/ 1360، ریاست کمیته حقوقی مجمع عمومی در سال 1985/ 1364 را عهدهدار بوده است. این امر در کشاندن مجمع عمومی در راستای خواستههای عراق و کشورهای هوادار عراق مؤثر بوده است. نمونه بارز آن را میتوان در قطعنامه بیست و دوم اکتبر 1982/ بیست و نهم مهر 1361 مجمع عمومی دید. به نظر میرسد برخی کشورها تعمداً با جا باز کردن برای عراق، باعث شدند جنگ ایران و عراق از طریق تشدید معاوضه بین خواستههای ایران و عراق طولانی گردد.36
4- به پیشنهاد عراق، مجمع عمومی موضوع عواقب طولانی شدن برخورد و مناقشه مسلحانه بین ایران و عراق را در دستور کار اجلاس سی و هفتم خود قرار داد و قطعنامهای را با اکثریت آرا تصویب کرد که عمدتا خواستههای عراق را تامین میکرد. متن قطعنامه را چهارده کشور از کشورهای هوادار اقدامات عراق علیه ایران، از جمله کشورهای شورای امنیت، تهیه کرده بودند. ایران هم پیشنهاد مشابهای به مجمع عمومی ارائه داده بود، اما مجمع عمومی به آن توجه نکرد. همچنین کمیته رهبری مجمع عمومی در جنگ خلیجفارس درخواست عراق را برای بررسی تمرکز نظامی آمریکا در منطقه خلیجفارس که صلح و امنیت عربی و بینالمللی را تهدید میکرد، در اجلاس چهل و پنجم مجمع رد کرد.37
5- در اجلاس 1990/ 1369 مجمع عمومی، رئیسجمهور فرانسه، طرحی چهار مادهای برای حل بحران خلیجفارس ارائه داد. این طرح که بحران را در ارتباط با مسائل دیگر خاورمیانه حل و فصل میکرد، به معنای توجه جدی به خواست عراق در این باره بود در حالی که مجمع عمومی هیچگونه طرح صلحی را در جنگ ایران و عراق ارائه نداد. در واقع هیچگاه به نظرات ایران درباره پایان دادن به جنگ توجهی نشد. علاوه بر آن، در همین اجلاس، طرح میتران و حتی مواضع آمریکا از لحنی غیر تعرضی برخوردار بود، و بر همین اساس عراق از لحن غیر تعرضی سخنان میتران و از تاکید بوش بر حل و فصل مسالمتآمیز بحران خلیجفارس استقبال کرد. این مساله نشان میدهد که دولتین فرانسه و آمریکا برخلاف جنگ ایران و عراق، خواهان این بودند که به سرعت تجاوز عراق علیه کویت پایان یابد.38
مواضع سازمان ملل متحد در دو جنگ خلیجفارس: مطالعه موردی
در این بخش، اولین و آخرین مواضع شورای امنیت و دبیر کل را در دو جنگ خلیجفارس به طور مقایسهای مطالعه و بررسی میکنیم. چنین مقایسهای به آن جهت صورت میگیرد که مقایسه کردن همه مواضع رسمی و مهم شورای امنیت و دبیر کل از حوصله این پژوهش خارج است.
1- مقایسه اولین عکسالعملهای شورای امنیت در دو جنگ
شورای امنیت در بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 برای مشاوره غیر رسمی درباره آنچه برخورد بین ایران و عراق مینامید، تشکیل جلسه داد و در پایان آن، تائب سلیم،39 رئیس شورای امنیت، اولین موضعگیری شورا را تحت عنوان بیانیه صادر کرد.
«اعضای شورای امنیت، امروز در طی مشاورات غیر رسمی نظرات خود را در مورد وضعیت بسیار وخیمی که بین ایران و عراق به وجود آمده است، بیان داشتند. آنان به تیرگی شدید روابط و گسترش عملیات مسلحانه که منجر به تلفات انسانی و خسارات مادی سنگین شده است، توجه نمودند. اعضای شورای امنیت، عمیقاً نگران هستند که این اختلاف ممکن است بیش از پیش وخیم شود و تهدید جدی برای صلح و امنیت بینالمللی گردد. آنان از درخواست دبیر کل سازمان ملل متحد که در بیست و دوم سپتامبر 1980/ سی و یکم شهریور 1359 از هر دو طرف به عمل آمد، و همچنین از پیشنهاد و مساعی ایشان برای حل اختلاف فعلی استقبال میکنند و کاملا از آنها پشتیبانی مینمایند. اعضای شورای امنیت از من خواستهاند، که به نمایندگی از طرف آنها از دولتهای ایران و عراق درخواست کنم، که به عنوان اولین گام برای حل اختلافات، از انجام هرگونه عملیات مسلحانه و هرگونه عملی که وضع خطرناک فعلی را تشدید نماید، خودداری کنند، و اختلافات خود را از راههای مسالمتآمیز حل نمایند.»40
شورای امنیت در دوازدهم اوت 1990/ یازدهم مهر 1369 برای بررسی تهاجم عراق علیه کویت تشکیل جلسه داد و قطعنامه 660 خود را به عنوان اولین موضعگیریاش درباره این تهاجم، به این شرح صادر کرد.
«شورای امنیت، با نگرانی از تهاجم مورخ دوازدهم اوت 1990/ یازدهم مرداد 1369 نیروهای نظامی عراق به کویت، با توجه به از هم گسستن صلح و امنیت به سبب این تهاجم، و به موجب مواد 39 و 40 منشور ملل متحد:
1- تهاجم عراق علیه کویت را محکوم میکند.
2- مصراً از عراق میخواهد که تمام نیروهای خود را بلافاصله و بدون قید و شرط به محلی که در اول اوت 1990 در آنجا مستقر بودهاند، عقب بکشاند.
3- عراق و کویت را متعهد میکند که بلافاصله مذاکرات فشردهای را برای حل اختلافات خود شروع نمایند و از تمام تلاشهایی که در این راستا به عمل میآید، به ویژه تلاشهای اتحادیه عرب حمایت کنند.
4- تصمیم میگیرد که مجددا و در صورت نیاز تشکیل جلسه دهد، برای اینکه اتخاذ تدابیر لازم برای اجرای این قطعنامه را مورد بررسی قرار دهد.»41
الف ـ مقایسه بیانیه 23 سپتامبر 1980 و قطعنامه 660: مقایسه بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 و قطعنامه 660، مصوب دوازدهم اوت 1990/ یازدهم مرداد 1369 به عنوان نخستین موضعگیریهای شورای امنیت درباره جنگ ایران و عراق و حمله عراق علیه کویت تفاوتهای زیر را نشان میدهد:
1- شورای امنیت نخستین موضعگیری خود را، درباره جنگ ایران و عراق با صدور یک بیانیه انجام داده در صورتی که اولین موضعگیریاش در مورد حمله عراق به کویت با صدور یک قطعنامه همراه بود. بین بیانیه و قطعنامه تفاوتهایی به شرح ذیل وجود دارد:
بیانیه با رأیگیری توأم نیست ولی قطعنامه با رأیگیری به تصویب میرسد. به همین خاطر بیانیه مخالف ندارد، در حالی که قطعنامه میتواند مخالف هم داشته باشد، البته هنگامی که قطعنامه با اکثریت آرا (نه اتفاق آرا) به تصویب برسد؛ اعتبار، قدرت و ضمانت اجرایی قطعنامه بیشتر از بیانیه است. علاوه بر آن، بیانیه از لحاظ آثار و تبعات مالی در سازمانهای بینالمللی، ضمانت اجرایی ندارد؛ قطعنامه تصمیم رسمی تلقی میشود و متعاقب جلسه رسمی صادر میشود ولی بیانیه میتواند در پایان یک جلسه غیر رسمی هم صادر شود.42
نتیجه اینکه صدور بیانیه اراده ضعیف شورای امنیت را در مواجهه با جنگ ایران و عراق نشان میدهد. اما صدور قطعنامه بیانگر اراده قوی شورای امنیت در مقابله با حمله عراق به کویت است. در واقع بیانیه هنگامی صادر شد که جنگ بین ایران و عراق اتفاق افتاده و احتمال گسترش آن به وضوح در اعلامیه بیست و دوم سپتامبر/ سی و یکم شهریور دبیر کل درباره جنگ ایران و عراق و نیز درخواست بیست و سوم سپتامبر/ یکم مهر وی از شورای امنیت برای تشکیل جلسه درباره جنگ ایران و عراق و حتی در بیانیه بیست و سوم سپتامبر/ یکم مهر شورای امنیت مطرح شده بود.43 با این وصف، شورای امنیت با صدور بیانیه، برای گسترش نیافتن جنگ بین ایران و عراق کوشش جدی به عمل نیاورد. حتی صدور بیانیه با اظهار نگرانی عمیق شورای امنیت و تایید وضعیت بسیار وخیم بین ایران و عراق، تناسبی ندارد. در عوض، ابراز نگرانی شورای امنیت در مورد حمله عراق به کویت، به صدور قطعنامه 660 منجر گردید. منطقیتر بود که نگرانی عمیق شورای امنیت درباره وضعیت بین ایران و عراق باعث صدور قطعنامه میشد نه بیانیه.44
2- در بیانیه بیست و سوم سپتامبر/ یکم مهر، به مواد 39 و 40 فصل هفتم منشور ملل متحد و نیز به هیچ یک از مواد منشور ملل متحد، اشاره و استناد نشده است، در حالی که در جنگ ایران و عراق حداقل مواردی از منشور ملل متحد چون توسل نکردن به زور، اشغال نکردن سرزمینهای دیگران با زور و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها نقض شده بود45، اما در قطعنامه 660 به دو ماده 39 و 40 از فصل هفتم منشور اشاره شده است. براساس ماده 39 و 40 منشور ملل متحد، شورای امنیت وجود تهدید علیه صلح یا بر هم زدن صلح یا اقدام به تجاوز را تشخیص داد و در نتیجه در ماده یک قطعنامه 660 تهاجم عراق را به کویت محکوم کرد. براساس این تشخیص و به منظور جلوگیری از وخامت بیشتر وضعیت، از عراق خواست تا تصمیمات شورا را مبنی بر عقبنشینی و انجام دادن مذاکره، به مرحله اجرا بگذارد.
علاوه بر آن، شورای امنیت با اشاره به مواد فوق، راه را برای دست زدن به اقدامات تنبیهی باز گذاشته بود و این اقدامات را در صورتی انجام میداد که عراق تصمیمات شورا، مطروحه در قطعنامه 660، را به مرحله اجرا نگذارد. شورا با استناد به مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، حمله عراق را به کویت موجب از هم گسستن صلح و امنیت تلقی کرد و آن را تهاجم و تجاوز شناخت، در حالی که حمله عراق به ایران نیز همان مشخصات حمله عراق به کویت را داشت. به دیگر سخن، حمله عراق به ایران و کویت، هر دو ویژگیهای تجاوز مطروحه در منشور ملل متحد و قطعنامه تعریف تجاوز را دارد. علاوه بر آن، میتوان حمله سراسری عراق را به ایران با استناد بر قرارداد 1975 الجزیره و گزارش نهم دسامبر 1991/ هفتم آذر 1359 دبیر کل، به وضوح تایید کرد.46
3- در بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 از ایران و عراق خواسته شده است که به عنوان اولین گام برای حل اختلافات از انجام دادن هرگونه عملیات مسلحانه و هرگونه عملی که وضع خطرناک فعلی را تشدید نماید، خودداری کنند. این به منزله به رسمیت شناختن تلویحی عمل تجاوز عراق و موجه بودن ابقای نیروهای عراقی در بخشهای تصرف شده از خاک ایران بود.47 به بیان دیگر، این به آن معنا بود که ایران در خاک خود و نه بر سر مرزهای شناخته شده بینالمللی به آتشبس دست بزند.
شورا میبایست براساس اصول و منشور سازمان ملل اولین قدم را عقبنشینی نیروهای عراقی از خاک ایران تعیین میکرد، در این صورت دستیابی به راهی، برای حل مسالمتآمیز جنگ امکانپذیر بود. به علاوه عملیات مسلحانه را عراق شروع کرده بود و در حالی که این تجاوز همچنان ادامه داشت آنانی که از تهاجم عراق مبهوت بودند، فقط در مقام دفاع از خود، آن هم در مقیاسی محدود اسلحه برداشتند.48 در نتیجه تشدید این وضعیت از سوی عراق که در موضع برتر نظامی قرار داشت، میتوانست انجام گیرد، ولی بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، این موضوعات را نادیده گرفت و بر این اساس، از طرفین و نه از عراق میخواهد، با خودداری از انجام عملیات مسلحانه یا هر عمل دیگری وضع خطرناک فعلی را وخیمتر نسازند، در صورتی که شورای امنیت در قطعنامه 660، ابتدا، از عراق خواست که تمام نیروهای خود را بیقید و شرط از خاک کویت خارج نماید، و سپس عراق و نیز کویت را متعهد ساخت که بیدرنگ مذاکرات فشردهای را برای حل اختلافات خود شروع نمایند. علاوه بر آن، چنین درخواستی برخلاف بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، به فوریت تقاضا شده بود.
4- شورای امنیت در بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، از درخواست بیست و سوم سپتامبر 1980/ سی و یکم شهریور 1359 دبیر کل از ایران و عراق، مبنی بر خویشتندار بودن به منظور ممانعت از تشدید منازعه و نیز از پیشنهاد مساعی جمیله وی برای حل اختلافات فعلی بین ایران و عراق، کاملا پشتیبانی کرد. اما در قطعنامه 660 هیچگونه سخنی از دبیر کل نیست و نیز هیچ مسئولیتی به وی واگذار نشده است. در عوض، به نظر میرسد، اتحادیه عرب جانشین دبیر کل میشود، زیرا بند 3 قطعنامه 660، عراق و کویت را متعهد ساخت از تلاشهای اتحادیه عرب در مورد حل اختلافاتشان حمایت کنند. ظاهرا شورا تاثیر اتحادیه عرب را بر حل تهاجم عراق به کویت بیشتر از دبیر کل تشخیص داده بود. این مساله با توجه به اهمیت سیاسی اتحادیه عرب در دنیای عرب، مصمم بودن شورا را در پایان دادن به تهاجم عراق به کویت نشان میدهد، در حالی که چنین ارادهای در بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 دیده نمیشود.
5- در انتهای بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، از طرفین خواسته است که اختلافات خود را از طریق مسالمتآمیز حل و فصل نمایند، چنین پیشنهادی نیز در قطعنامه 660 صورت گرفته است، با این تفاوت که در قطعنامه 660 ضمن درخواست از طرفین، مبنی بر حمایت از تلاشهایی که برای حل اختلافات (به ویژه فعالیتهای اتحادیه عرب) صورت میگیرد، خلاف بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 ساز و کار اجرایی مناسبتری برای حل و فصل اختلافات موجود پیشنهاد کرد.
6- بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، بیست و چهار ساعت بعد از شروع عملیات نظامی عراق علیه ایران صادر شد، ولی قطعنامه 660، فقط به فاصله کمتر از چهار ساعت بعد از حمله عراق به کویت به تصویب رسید. این در حالی است که در تصویب قطعنامه 660، شورا منتظر نماند تا درخواست دبیر کل را برای تشکیل جلسه دریافت کند.
7- شورای امنیت در قطعنامه 660، حمله نظامی عراق علیه کویت را با عنوان تهاجم، بررسی کرده، در حالی که در بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359، موضع خود را درباره حمله سراسری عراق به ایران، تحت عنوان وضعیت، اختلاف،49 برخورد و منازعه بیان نموده است. این واژهها، مفهومی کمتر از جنگ و تهاجم دارد. شورای امنیت با اطلاق «وضعیت» به جنگ ایران و عراق، آن را حالتی میداند که ممکن است به درگیریهای بینالمللی منجر شود، نه حالتی که در آن نزاع و درگیری وجود دارد.50
8- در انتهای قطعنامه 660، شورا تصمیم گرفت که مجددا و در هنگام ضرورت مساله را برای اتخاذ تدابیر لازم، برای اجرای مطمئن قطعنامه، بررسی کند. بدین وسیله شورا ضمن اینکه در مقایسه با تهاجم عراق به ایران، توجه بیشتر و عمیقتری به تهاجم عراق علیه کویت مبذول داشت، ضمانت اجرایی لازم را برای وادار کردن عراق به عقبنشینی از کویت فراهم آورد، زیرا در صورت عقبنشینی نکردن عراق، امکان اتخاذ تدابیر تازه علیه آن کشور وجود داشت، شورای امنیت چنین ساز و کاری را برای کنترل جنگی که به ادعای خود شورا، ممکن بود به سوی وخامت بیشتری سوق پیدا کند، (جنگ ایران و عراق) لازم ندانسته است.51
ب ـ مقایسه قطعنامه 660 با قطعنامه 479: مقایسه قطعنامه 660 با قطعنامه 479 (مصوب بیست و هشتم سپتامبر 1980/ ششم مهر 1359) که اولین قطعنامه (نه اولین موضعگیری) صادره از سوی شورای امنیت در جنگ ایران و عراق میباشد، تفاوتهای زیر را هم نشان میدهد.
1- قطعنامه 479، شش روز بعد از شروع حمله و به کارگیری زور از سوی عراق علیه ایران و پنج روز بعد از اولین موضعگیری شورای امنیت صادر شده است، و این فاصله زمانی در مقایسه با قطعنامه 660 که چند ساعت بعد از حمله عراق به کویت به تصویب رسیده است، گویای کمتوجهی شورای امنیت به جنگ ایران و عراق است. این بیتوجهی شورا، یکی از عوامل تداوم جنگ است.52
2- در قطعنامه 479، شورا از طرفین خواست که به حل اختلاف خود از راههای مسالمتآمیز مبادرت نمایند، تا صلح و امنیت بینالمللی، عدالت و حقوق بینالملل به خطر نیفتد. در حالی که عراق با زیر پا گذاشتن قرارداد فسخناپذیر 1975 الجزیره و آغاز حمله علیه ایران، این موارد را به خطر افکنده بود.53 درخواست شورا به حل مسالمتآمیز اختلافات، با توجه به اختلاف دیرینه دو کشور ایران و عراق جای شگفتی دارد. شگفتانگیزتر آنکه، از ایران میخواهد با وجود آنکه نیروهای عراقی در خاکش حضور داشتند، از طریق آتشبس با عراق مذاکره کند.54
3- در مقدمه قطعنامه 479، شورای امنیت به مسئولیت اولیهاش در حفظ صلح و امنیت بینالمللی مطابق ماده 24 منشور ملل متحد اشاره کرد. ولی به دیگر تبصرههای این ماده اشارهای نمیکند که ناظر بر حفظ صلح و امنیت بینالمللی براساس فصل هفتم، یعنی مواد 39 تا 51، 55 از طریق اقدام در موارد تهدید علیه صلح یا برهم خوردن صلح یا تحقق تجاوز است. این در صورتی است، که در قطعنامه 660 شورای امنیت با استناد به ماده 39 و 40 منشور ملل متحد، پس از تشخیص تجاوز، به اقدامات مطروحه در مواد 42 و 41، 40 منشور ملل متحد که اقدامات غیر نظامی و نظامی را برای رفع تجاوز توصیه میکند، دست زده است. علاوه بر آن شورا با استناد به ماده 24 منشور ملل متحد، از تصفیه مسالمتآمیز اختلاف مندرج در مواد 33 تا 38، 56 منشور ملل متحد، بیتوجه به حضور نیروهای عراقی در خاک ایران و ضرورت عقبنشینی عراق از خاک ایران، جانبداری کرده است.57
4- در ماده 3 قطعنامه 479، شورای امنیت از دیگر کشورها خواسته است که حداکثر خویشتنداری را برای ممانعت از هر اقدامی که ممکن است به افزایش و گسترش بیشتر برخورد منجر شود، به عمل آورند. چنین توجهی در قطعنامه 660 صورت نگرفته است. به نظر میرسد شورا با بیتوجهی به این مساله، امکان دخالت کشورهای ذینفع در خلیجفارس را برای حل سریع بحران خلیجفارس، فراهم آورد. کلمه «دیگر کشورها»، این معنا را تداعی میکند که اعضای شورا به همدیگر اطمینان دادهاند در جنگ بیطرف بمانند (در آغاز جنگ) و از گسترش جنگ خودداری نمایند. این تصمیم با توجه به قدرت برتر نظامی عراق، به کاهش توانایی نظامی ایران منجر شد.58
5- در قطعنامه 660، هیچگونه ماموریتی به دبیر کل برای حل بحران خلیجفارس داده نشد، در حالی که در مواد 4 و 5 قطعنامه 497 ضمن پشتیبانی از کوششهای دبیر کل و پیشنهاد وی در مورد مساعی، از دبیر کل خواست که ظرف چهل و هشت ساعت آینده، از نتیجه اقدامات و چگونگی اجرای قطعنامه، شورای امنیت را مطلع نماید. واگذار نکردن مسئولیت و ماموریتی به دبیر کل در مساله حمله به کویت، و سپردن مسئولیت به وی در قطعنامه 497، نشان از آن دارد، که شورای امنیت زمان را برای اقدام جدی به منظور خاتمه بخشیدن به جنگ ایران و عراق مناسب نمیدید.59
6- قطعنامه 497، اگرچه یک قطعنامه است، کاری جز توصیه و نه تصمیم به عمل نیاورده، به دیگر سخن به خلاف قطعنامه الزامآور 660، هیچگونه ضمانتی برای اجرای مفاد قطعنامه پیشبینی یا پیشنهاد نکرده است.
7- در قطعنامه 497، برخلاف بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 شورای امنیت، جنگ ایران و عراق را برای صلح و امنیت بینالمللی خطرناک دانست، این یک عقبگرد نسبت به بیانیه بیست و سوم سپتامبر 1980/ یکم مهر 1359 به شمار میرود که در آن وخیم شدن احتمالی اختلاف را، تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی تلقی کرد، اما در قطعنامه 660، حمله عراق را به کویت تجاوز دانست.
2- بررسی آخرین مواضع شورای امنیت در قبال دو جنگ
قطعنامه 598 (مصوب بیستم ژوئیه 1987/ بیست و نهم تیر 1366) آخرین قطعنامه صادره قبل از پذیرش آن از سوی ایران محسوب نمیشود، اما آمرانهترین و اجراییترین قطعنامه در طی جنگ ایران و عراق به شمار میرود. بعد از تصویب قطعنامه 598، دو بیانیه و همچنین اظهارنظرهایی درباره این جنگ صادر و مطرح شدهاند،60 ولی همگی چیزی جز تاکید بر جامع بودن قطعنامه 598 و ضرورت اجرای آن نداشتهاند61 بنابراین، بحث و بررسی در مورد آنها نکات جدیدی را در بر نخواهد داشت. همچنین قطعنامه 612، آخرین قطعنامه شورای امنیت، قبل از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران و در عین حال اولین قطعنامهای است که کاربرد سلاح شیمیایی را در جنگ ایران و عراق مستقل از مساله جنگ بررسی کرده است.
در جنگ خلیجفارس قطعنامه 678 مصوب بیست و نهم نوامبر 1990/ هشتم آذر 1369 آخرین و دوازدهمین قطعنامهای بود که علیه تهاجم عراق به کویت صادر شد. البته بعد از صدور این قطعنامه تا شکست کامل عراق در بیست و هشتم فوریه 1990/ نهم اسفند 1369، بیش از سه ماه طول کشید، در این مدت صرفنظر از اظهارنظرهای غیر رسمی، اعضای شورای امنیت هیچگونه بیانیه یا قطعنامهای صادر نکردند.
الف ـ مقایسه قطعنامه 598 با قطعنامه 678
در این مقایسه نکات زیر مشهود است:
1- در قطعنامه 598، فقط یکی از قطعنامههای گذشته شورا، یعنی قطعنامه شماره 582، 62 تایید شده است. در قطعنامه 582 برای نخستین بار، در مورد توسل به اصل نامقبول کسب سرزمین با زور، و اقدامات اولیهای (نه تهاجم اولیه) که موجب وقوع منازعه گشته، ابراز تأسف گردیده است، و نیز بر مبادله اسرای جنگی تاکید شده است. همچنین در قطعنامه 582، به قطعنامههای گذشته شورا اشاره نشده است، این نکته به منزله تصحیح موضعگیریهای قبلی شورا بود63 ولی در قطعنامه 678، تمام قطعنامههای گذشته شورا ذکر گردیده و بر آنها تاکید میشود، این مساله تداوم همان موضعگیری اولیه شورای امنیت را در قبال حمله عراق به کویت نشان میدهد.
2- قطعنامه 598 برای اولین بار پس از گذشت حدود هشتاد ماه از شروع حمله سراسری عراق به ایران، جنگ ایران و عراق را به عنوان منازعه بین ایران و عراق، بررسی میکند، بدین وسیله شورا تصمیم خود را برای پایان بخشیدن به جنگ اعلام داشته و آن را با استناد به ماده 39 و 40 منشور ملل متحد، تصریح نموده است. تایید وجود منازعه بین ایران و عراق در واقع تاکید مجددی بر وجود جنگ بین ایران و عراق و تکمیل «تایید غیرقابل قبول بودن تصرف اراضی از راه زور» در قطعنامه 582 به شمار میرود. این سیر مواضع نشان میدهد که شورا به تدریج به خواستههای ایران مبنی بر تایید و تعیین متجاوز نزدیک شده، در حالی که در قطعنامه 678، با اشاره به قطعنامههای گذشته شورا، بر یکنواختی مواضع شورای امنیت در جنگ خلیجفارس تاکید شده است.
3- در قطعنامه 598 به طور صریح از آغاز و ادامه منازعه ـ نه فقط ادامه و طولانی شدن آن ـ ابراز تاسف شده است. این بار دومی بود که شورا از آغاز جنگ، به ابراز تاسفی که فاقد بار حقوقی است، مبادرت میکرد، ولی اقدامی در جهت معرفی و محکومیت تجاوز به عمل نیاورد. اما در قطعنامه 678، نه تنها از شروع جنگ ابراز تاسف نشده، بلکه همچنان بر خروج عراق از کویت تایید شده است.
4- شورای امنیت در قطعنامه 598، برای نخستین بار مصمم بودن خود را برای پایان دادن به تمامی اقدامات نظامی بین ایران و عراق اعلام کرد، اگرچه این موضوع به قطعنامه ضربالاجل علیه عراق (قطعنامه 678) از حیث برخورداری از ضمانت اجرایی، شبیه است،64 این مساله در دوران جنگ ایران و عراق، برای اولین بار به وقوع پیوست، در حالی که در هر دوازده قطعنامه شورای امنیت درباره بحران خلیجفارس، تصمیم شورا مبنی بر پایان دادن جنگ، تکرار شده است.
5- در قطعنامه 598 برای اولین بار در طی جنگ ایران و عراق، شورای امنیت با ذکر مواد 39 و 40، وجود تهدید علیه صلح یا بر هم خوردن صلح را تشخیص داد و برای استقرار صلح و امنیت بینالمللی و برای جلوگیری از وخیمتر شدن وضعیت، تصمیماتی را اتخاذ کرد. با توجه به اینکه هر تهدید علیه صلح و یا برهم خوردن صلح، منشأیی دارد، و اینکه ماده 39 منشور ملل متحد، همچنین ناظر بر تشخیص وقوع تجاوز میباشد. قطعنامه 598 فقط بخشی از ماده 39 را احراز کرده است که از تشخیص وجود تهدید علیه صلح یا برهم خوردن صلح حکایت میکند، ولی در قطعنامه 678، بر قطعنامه 660 تاکید شده است. در قطعنامه 660 با اشاره به مواد 39 و 40، هم وجود تهدید علیه صلح و وقوع تجاوز را تشخیص داد و هم اقدامات مؤثری را برای رفع تجاوز علیه متجاوز در نظر گرفت. در قطعنامه 598، با وجود آنکه شورای امنیت به نقض شدن صلح در منازعه بین ایران و عراق، اشاره کرد، چنین تشخیصی شورای امنیت را به شناسایی متجاوز و اقدامات تنبیهی علیه آن برای رفع تجاوز نکشاند.65
6- در قطعنامه 598 از طرفین خواسته شد، با دبیر کل در اجرای قطعنامه و نیز با وی در تلاشهای میانجیگرانهای که برای حصول به یک راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف در خصوص تمام موضوعات موجود بین طرفین، براساس اصول مندرج در منشور ملل متحد، انجام میدهد، همکاری کنند. در عوض در قطعنامه 678 شورای امنیت، هیچگونه نقش موثری به دبیر کل برای پایان بخشیدن به جنگ عراق علیه کویت داده نشد و شورای امنیت مداخله دبیر کل را در این زمینه ضروری ندید. در نتیجه به نظر میرسد، شورا خواهان حل سریع تجاوز عراق به کویت در مقایسه با جنگ ایران و عراق بوده است.
7- در قطعنامه 598، بر اعزام یک هیات بیطرف برای تحقیق آغازگر جنگ، تاکید شد.66 اما اعزام چنین هیاتی در جنگ خلیجفارس به علت متجاوز شناخته شدن عراق، از آغاز حمله عراق به کویت ضرورتی نداشت. همچنین در قطعنامه 598 از دبیر کل درخواست شد که یک تیم ناظر ملل متحد برای بررسی، تایید و نظارت بر آتشبس و عقبنشینی نیروها به منطقه اعزام کند، ولی در جنگ خلیجفارس هیچگونه ضرورتی را برای کنترل و نظارت بر حمله آمریکا و متحدانش علیه عراق، لازم ندانست و فقط براساس ماده 4 قطعنامه 678، از دولتهایی که با دولت کویت همکاری میکردند، درخواست کرد که شورا را از تصمیمات اتخاذ شده برای وادار کردن عراق به پذیرش همه قطعنامههای صادره شورا در طی بحران خلیجفارس باخبر سازد. بدین وسیله سازمان ملل متحد بدون هیچگونه نظارت و کنترل مستقیمی، اجازه استفاده از همه وسایل لازم را برای فشار بر عراق صادر کرد.67
8- بند «و» ماده 8 قطعنامه 598 از دبیر کل خواسته است که با مشورت ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کند. این ماده با آنچه در قطعنامه 678 آمد و نهایتا به حمله عراق و شکست آن کشور منجر شد، تناقض دارد.68 به نظر میرسد، شورا میخواسته است با آوردن بندهای حاوی نظرات ایران در قطعنامه 598، در کوتاهمدت رضایت ایران را برای صلح جلب نماید، در واقع آن طوری که وقایع بعدی در خلیجفارس نشان داد، شورا واقعاً خواهان حفظ امنیت و ثبات در خلیجفارس از طریق برقراری همکاریهای امنیتی، توسط کشورهای منطقه نبود.
9- قطعنامه 598 همانند قطعنامه 678، توصیه نیست، بلکه با اشاره به مواد اولیه فصل هفتم (یعنی مواد 39 و 40 منشور ملل متحد) که پس از مفید نبودن توصیه به تصفیه مسالمتآمیز اختلافات مطابق فصل ششم منشور ملل متحد، به آن استناد و مراجعه میشود، شورا تصمیمات الزامآور خود را برای پایان دادن به جنگ اعلام میکند، اما در این زمینه قطعنامه 598 خلاف قطعنامه 678، آمریت کمتری دارد، زیرا حداقل، بندها و موادی از قطعنامه 598 به علت اینکه هیچ مکانیسم اجرایی برای آن پیشبینی نشده است، جنبه توصیه دارد. به عنوان نمونه میتوان، به بند 5 قطعنامه 598 اشاره کرد که ناظر بر گسترش بیشتر منازعه است،69 کما اینکه خویشتنداری به معنای عدم مداخله و عدم جانبداری است، اما اعضای دائم شورای امنیت و نیز برخی از کشورها، به ویژه کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در جنگ عراق علیه ایران و نیز در جنگ خلیجفارس خویشتندار نبودهاند، بلکه در جنگ ایران و عراق، علیه ایران که به آن تجاوز شده بود، و در بحران خلیجفارس، علیه عراق متجاوز وارد عمل شدند.70
ب ـ مقایسه قطعنامه 612 با قطعنامه 678: در مقایسه بین قطعنامه 612 (مصوب نوزدهم اوت 1988/ هیجدهم مرداد 1367) با قطعنامه 678 به عنوان آخرین قطعنامههای شورای امنیت درباره جنگ ایران و عراق و جنگ خلیجفارس تفاوت زیر مشاهده میشود:
قطعنامه 612، در مورد تایید به کارگیری سلاح شیمیایی در جنگ ایران و عراق و درخواست توقف آن است، اما قبل از قطعنامه 612 که اولین قطعنامه شورای امنیت در این باره است و به صورت مستقل به کاربرد سلاح شیمیایی در جنگ ایران و عراق توجه شده است، شورای امنیت در موارد دیگر نیز به این مساله توجه کرده بود.71
در هیچ یک از قطعنامههای صادره شورای امنیت در بحران خلیجفارس، هیچگونه اشارهای به مساله سلاح شیمیایی نشده است، زیرا به رغم تهدید صدام بر به کارگیری سلاح شیمیایی و عکسالعمل آمریکا نسبت به آن، هیچ کدام از طرفهای درگیر در جنگ خلیجفارس از سلاح شیمیایی استفاده نکردند. اما تهدید صدام که چند روز پس از حمله هوایی آمریکا و متحدانش به عراق، صورت گرفت، جدی بوده است، چون در بند «ح» از ماده 2 قطعنامه 686 مصوب سوم مارس 1991/ یازدهم اسفند 1369 که اولین قطعنامه صادره شورای امنیت پس از شکست کامل عراق به شمار میرود، از عراق خواسته شد که هرگونه اطلاعات و کمک لازم را برای مشخص کردن مواد و سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی موجود در کویت و آبهای مجاور و مناطقی از عراق که نیروهای چندملیتی موقتا در آن مستقر شدهاند، در اختیار شورای امنیت بگذارد. اما عراق به دلیل احتمال مقابله به مثل آمریکا، از به کارگیری سلاح شیمیایی خودداری کرد.72
3- مقایسه اولین مواضع دبیر کل در دو جنگ
در جنگ ایران و عراق، دبیر کل اولین مرجع از مجموعه سازمان ملل متحد و نخستین شخصیت و مقام رسمی و سیاسی بینالمللی بود که نسبت به حمله عراق و ایران عکسالعمل نشان داد. وی صبح روز بیست و دوم سپتامبر 1980، 73/ سی و یکم شهریور 1359 (روز آغاز حمله عراق علیه ایران)، طی صدور و ارسال اعلامیهای به ایران و عراق، نگرانی فزاینده و عمیق خود را از تیره شدن روابط، شدت یافتن اختلاف، احتمال وخیم شدن جنگ ایران و عراق ابراز داشت، و از دو کشور درخواست کرد که نهایت خویشتنداری خود را به عمل آورند و حتیالامکان برای رفع اختلافات به مذاکره با هم بپردازند.
دبیر کل در این اعلامیه، به نقض منشور ملل متحد از سوی عراق، حمله مسلحانه و اقدامات تجاوزکارانه آن کشور به ایران هیچگونه اشارهای نکرد، بلکه از ایران درخواست کرد با خویشتنداری، درصدد اقدامات تلافیجویانه برای بازپسگیری اراضی اشغال شده برنیاید. دبیر کل به درستی از مفاد قطعنامه تعریف تجاوز مطلع بود ولی هیچ یک از اعمال عراق را در بمباران فرودگاهها، تاسیسات مختلف، اشغال بخشهایی از خاک ایران و... اقدامات تجاوزکارانه تلقی نکرد.74 در واقع با نادیده گرفتن این مسائل است که دبیر کل به لزوم مذاکره قبل از عقبنشینی تاکید میورزد و طی اعلامیهای از طرفین میخواهد که به او اجازه دهند که مساعیاش را به منظور حل مسالمتآمیز برخورد میان دو کشور به عمل آورد.
ایران که از تجاوز عراق مبهوت بود، نمیتوانست به درخواست دبیر کل، کورت والدهایم، مبنی بر مذاکره قبل از عقبنشینی پاسخ مثبت دهد، عراق هم که سرمست از پیروزی بود و هنوز با اهداف از پیش تعیین شدهاش، فاصله داشت، به دبیر کل جواب مثبت نداد. روز بعد، دبیر کل در پی پاسخ منفی ایران و عراق به درخواستش، توجه شورا را به برخورد ایران و عراق جلب کرد. دبیر کل در نامهای که برای شورای امنیت فرستاد، از گسترش اختلاف بین ایران و عراق عمیقا ابراز نگرانی کرد و آن را تهدید جدی و بالقوه برای صلح و امنیت بینالمللی اعلام نمود، در ضمن آمادگی خود را برای هرگونه تلاش به منظور حل اختلافات، در صورتی که طرفین آن را مفید بدانند، اعلام کرد. دبیر کل عقبنشینی را به عنوان اولین شرط مذاکره برای حل مسالمتآمیز اختلافات درخواست نمود، در حالی که از آغاز جنگ ابراز نگرانی نکرد و آن را به صورت بالفعل تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی به شمار نیاورد.
خطوط کلی موضعگیری اولیه دبیر کل در اولین قطعنامه شورای امنیت در جنگ ایران و عراق (قطعنامه 479) تکرار گردید، زیرا در قطعنامه 479 به بررسی موضوع جنگ، تحت عنوان وضعیت میان ایران و عراق، حل اختلافات از راههای مسالمتآمیز، درخواست به کار نبردن بیشتر زور که به گسترش جنگ منتهی شود، همانند اولین موضعگیریهای دبیر کل درباره جنگ ایران و عراق اشاره و تاکید شده است.75
تفاوت مواضع دبیر کل
نگاهی به چگونگی، زمان و نوع مواضع دبیر کل در بدو حمله عراق به کویت، در مقایسه با موضع مشابهاش در جنگ ایران و عراق تفاوتهای زیر را آشکار میسازد:
1- در حمله عراق به کویت، دبیر کل برخلاف جنگ ایران و عراق، اولین مرجع از مجموعه سازمان ملل متحد نبود که درباره جنگ عراق علیه کویت موضعگیری کرد، زیرا شورای امنیت به فاصله چند ساعت از آغاز حمله عراق علیه کویت، بیآنکه منتظر بماند تا دبیر کل76 درباره آگاه نمودن خطری که صلح و امنیت بینالمللی را تهدید میکند، اقدام لازم را انجام دهد، اولین قطعنامه (قطعنامه 660) خود را صادر نمود که بر وقوع تجاوز، لزوم عقبنشینی متجاوز (عراق) و نیز بر ضرورت انجام گرفتن مذاکره بین عراق و کویت تاکید داشت.77
2- دبیر کل پس از حمله عراق به کویت، همانند حمله عراق به ایران ـ که طی چند ساعت از آغاز تهاجم، به صدور اعلامیه و اعلام مواضع خویش دست زد ـ فرصت کافی و لازم را داشت تا دیدگاهش را درباره حمله عراق به کویت اعلام کند. اگرچه علت این تعلل به درستی روشن نیست، هیچگونه دلیل قانعکنندهای مبنی بر مطلع نبودن به موقع دبیر کل از وقوع تجاوز عراق در حمله به کویت، پذیرفتنی نیست، زیرا دبیر کل همان وسایل اطلاعگیری که در جنگ ایران و عراق در اختیار داشته در تجاوز عراق علیه کویت هم در اختیارش بوده است. در حالی که برخلاف جنگ ایران و عراق، یک روز بعد از حمله عراق به کویت و یک روز بعد از صدور اولین قطعنامه شورای امنیت (قطعنامه 660) دبیر کل اولین مواضع خود را اعلام میکند.78
3- از همان آغاز حمله عراق به کویت پیشبینی میشد که دبیر کل در حل و فصل بحران خلیجفارس مداخله کم و نامؤثری داشته باشد، زیرا در اولین قعطنامه شورای امنیت در تهاجم عراق به کویت، هیچگونه توجهی به دبیر کل نشده و هیچ مسئولیتی از او خواسته نشده است. البته سیر وقایع بعدی بحران خلیجفارس، نقش نامؤثر دبیر کل را بارها تایید کرد.
4- دبیر کل با تسریع در اعلام مواضعاش درباره حمله عراق علیه ایران، خود را از پیروی ظاهری از شورای امنیت که ابتدا موضعگیری میکند، رها ساخت. در حمله عراق علیه کویت شورا با دست گرفتن ابتکار عمل، به فوریت درصدد حل آن برآمد. به نظر میرسد شورا کاملا واقف بود که دبیر کل قادر نیست در مدت کوتاهی به حل بحران خلیجفارس نایل آید. به دلیل اینکه دبیر کل نمیتواند از هیچگونه قوه قهریهای استفاده کند و ناگزیر خواهد بود از ابزارهای مسالمتآمیز بهره گیرد که این ابزارها هم خیلی کُند و در درازمدت تاثیر میگذارد.
خاویر پرز دوکوئیار، دبیر کل وقت، یک روز پس از حمله عراق به کویت، با الانباری سفیر عراق در سازمان ملل، دیدار و نگرانی عمیق خود را از حمله نظامی عراق به کویت ابراز کرد. این اظهارنظر کوتاه دبیر کل، علاوه بر تفاوتهای اشاره شده، تفاوتهای زیر را در مقایسه با اولین موضعش در طی جنگ عراق علیه ایران به تصویر میکشد:79
6- دبیر کل نگرانی عمیق خود را از حمله عراق به کویت80 به نماینده و سفیر عراق در سازمان ملل متحد اعلام میکند، در حالی که اولین موضع دبیر کل در جنگ ایران و عراق، یک اعلامیه رسمی بود که در آن دبیر کل درخواستهایی از رؤسای جمهوری ایران و عراق مطرح کرده بود.
7- ابراز نگرانی عمیق دبیر کل با تجاوز نظامی عراق به کویت تناسب دارد، ولی درباره جنگ ایران و عراق، اگرچه نگرانی عمیق خود را ابراز میدارد، این ابراز نگرانی عمیق، معرفی متجاوز را، به مانند حمله عراق به کویت، در پی نداشت.
8- دبیر کل موضعاش را طی یک دیدار سیاسی به نماینده و سفیر عراق در سازمان ملل متحد به صورت گفتوگوی شفاهی اعلام میکند، اما در جنگ ایران و عراق، با صدور یک اعلامیه کتبی81 موضعش را مطرح کرد.
9- در اولین موضع دبیر کل در جنگ ایران و عراق، از طرفین خواسته شده تا با انجام دادن مذاکره و به خرج دادن حداکثر خویشتنداری از گسترش و تشدید جنگ جلوگیری نمایند و از تیره شدن بیشتر روابط پرهیز کنند. دبیر کل برای تحقق این اهداف، آمادگی خود را برای به کارگیری کوششهایش اعلام کرد. هیچ یک از این موارد در اولین موضع دبیر کل در بحران خلیجفارس دیده نمیشود. بدین وسیله، نقش درجه دوم (ثانوی) دبیر کل در بحران خلیجفارس به وضوح تایید میشود ولی در جنگ عراق علیه ایران وی از نقش موثرتر و فعالتری برخوردار بود.
این موارد نشان میدهد که دبیر کل برخلاف حمله عراق به کویت، در جنگ عراق علیه ایران ابتکار عمل را در دست داشت.
4- مقایسه آخرین مواضع دبیر کل در دو جنگ
از تصویب قطعنامه 598 تا پذیرش آن از سوی ایران، دبیر کل اقدامات دیگری82 نیز انجام داد که از آن جمله میتوان به طرح اجرایی دبیر کل اشاره کرد که برای اجرای قطعنامه 598 ارائه داد. طرح اجرایی دبیر کل، پس از ابتکار دوازدهم ژوئن 1984/ بیست و یکم خرداد 1363 وی در جلب توافق ایران و عراق در خودداری از حمله به مناطق مسکونی یکدیگر و تعیین هیاتهای نظارت بر اجرای این توافق و ابتکار و ارائه طرح هشت مادهای در ماه مارس 1985/ اسفند 1364 از اقدامات مهم دبیر کل در جنگ ایران و عراق محسوب میشود. علاوه بر آن، طرح اجرایی دبیر کل را نیز میتوان به عنوان آخرین موضعگیری مهم وی در جنگ ایران و عراق به حساب آورد. زیرا بعد از ارائه طرح اجرایی، اقدامات و مواضع انجام گرفته دبیر کل عمدتا در خصوص سلاحهای شیمیایی، آزادسازی اسرای جنگ بود نه اصل جنگ. بر این اساس، طرح اجرایی دبیر کل را به عنوان آخرین موضعگیری دبیر کل درباره جنگ ایران و عراق بررسی میکنیم.
براساس ماده 4 قطعنامه 598، 83 شورای امنیت از طرفین خواست تا با دبیر کل در خصوص اجرای قطعنامه 598 و تلاشهای میانجیگرانهای که برای رسیدن به راهی برای حل و فصل تمامی موضوعات مهم مورد اختلاف انجام میدهد، همکاری نمایند. این ماده مفهوم دیگری را هم به ذهن متبادر میکند و اینکه از دبیر کل میخواهد که کوششهایش را برای دستیابی به راهحل جامع، عادلانه و... مبذول دارد. همچنین ماده 9 قطعنامه 598، 84 از دبیر کل میخواهد که شورای امنیت را به طور مداوم از نحوه اجرای این قطعنامه که به عقیده شورای امنیت مبنای دسترسی به حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار منازعه است، آگاه سازد.
در نتیجه، یکی از وظایف مهم محوله به دبیر کل براساس قطعنامه 598، تلاش به منظور اجرای قطعنامه بود. اما وی برای انجام دادن چنین ماموریتی با یک مشکل اساسی مواجه بود. زیرا عراق قطعنامه 598 را پذیرفته و خواستار اجرای قطعنامه به همان صورت تصویب شده بود. در این صورت تعیین مسئول و آغازگر جنگ بعد از برقراری آتشبس، عقبنشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بینالمللی و آزادسازی اسرای جنگ انجام میگرفت، اما زمانی که ایران برای نخستین بار، قطعنامه 598 را دید، متوجه شد که آن قطعنامه مهمترین خواستههایش، یعنی شناسایی متجاوز، تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت جنگ را دربردارد بنابراین قطعنامه 598 را نه رد و نه قبول کرد، ولی اعلام نمود، اگر یک جابجایی در مواد قطعنامه 598 صورت گیرد، به گونهای که شناسایی متجاوز بر سایر مواد قطعنامه مقدم شود، آن را خواهد پذیرفت.
دبیر کل در این اوضاع، به ابتکاری ویژه دست زد، این ابتکار به طرح اجرایی دبیر کل معروف است. مطابق این طرح هیچ بندی از قطعنامه 598 بر دیگری ارجحیت و تقدم ندارد، بنابراین در روز برقراری آتشبس، هیات بیطرفی برای بررسی مسئولیت جنگ، شروع به کار خواهد کرد. بدین وسیله، در طرح اجرایی دبیر کل به خواسته ایران تا حدود زیادی توجه شد. ایران به همین دلیل برخلاف عراق با طرح اجرایی، بدون پذیرش قطعنامه 598، موافقت کرد.
دبیر کل در خصوص بحران خلیجفارس، ساعاتی قبل از اتمام ضربالاجل یا اولتیماتوم شورای امنیت85 برای عقبنشینی نیروهای عراقی از خاک کویت اعلامیهای را در تاریخ پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 صادر کرد که در آن از صدام حسین خواست برای احتراز از حمله دولتهای همیار و همکار دولت کویت، قطعنامههای صادره شورا را که متضمن عقبنشینی نیروهای عراقی از خاک کویت بود، بپذیرد. با نگاهی به این دو موضعگیری دبیر کل (طرح اجرایی دبیر کل و اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991) نکاتی به این شرح درک میشود:
1- طرح اجرایی دبیر کل در جنگ ایران و عراق، مبتنی بر پایههای قانونی قطعنامه 598 است، به بیان دیگر، وی براساس ماموریتی که در قطعنامه 589، به او داده شده بود و برای تسهیل اجرای این قطعنامه، چنین طرحی را ارائه داد، اما اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 دبیر کل یک درخواست دوستانه و بیپشتوانه قانونی، محسوب میشود. زیرا هیچ یک از مواد آخرین قطعنامه شورای امنیت قبل از شکست کامل عراق (قطعنامه 678) چنین ماموریتی را به وی واگذار نکرده بود.
2- اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 دبیر کل، خطاب به رئیسجمهور صدام حسین صادر شده است، اگرچه تفکیک ملت یا دولت یک کشور از ریاست جمهوری آن، به ویژه در چنین مقاطع حساس و بحرانی دشوار است، تکرار چند بار نام رئیسجمهور صدام حسین، از ارزش رسمی و کارایی این اقدام دبیر کل میکاهد، در صورتی که طرح اجرایی دبیر کل با برخورداری از حمایت شورای امنیت، و ریشه داشتن در قطعنامه 598، از ضمانت اجرایی مؤثرتری بهرهمند بود.
3- در انتهای اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369، دبیر کل با ابراز امیدواری نسبت به قبول درخواستش از سوی صدام حسین که میتواند به استقرار صلحی عادلانه و پایدار کمک نماید اعلام میکند که این امر رضایت او را در پی خواهد داشت و هیچ چیز برایش تاسفبارتر از نپذیرفتن این درخواست و وقوع جنگ نخواهد بود، بدین وسیله بر دامنه شخصی بودن این ابتکار میافزاید. همان طوری که قبلا به آن اشاره کردیم، طرح اجرایی دبیر کل، با اینکه یک ابتکار شخصی است بر قطعنامه 598 مبتنی میباشد، بنابراین آن را نمیتوان به کلی یک اقدام شخصی به شمار آورد.
4- در اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369، دبیر کل از صدام خواسته است که با قبول همه قطعنامههای شورای امنیت از بروز فاجعه در حال وقوع جلوگیری نماید. ولی طرح اجرایی از دو کشور ایران و عراق میخواست که صرفا قطعنامه 598 را به طور کلی و در مجموع بپذیرند. این مساله تفاوت دیگری را دربردارد بدین صورت که در قطعنامه 660 و قطعنامههای بعدی، به عقبنشینی قبل از شروع مذاکره دو طرف برای حل اختلافاتشان توجه شده است. ولی طرح اجرایی دبیر کل عقبنشینی، مذاکره و شناسایی آغازگر جنگ را با هم مطرح کرده بود. این نحوه رفتار یا موضعگیری ممکن است در عمل این مفهوم را در برداشته باشد که حمله عراق به ایران تعرض کمتری به صلح و امنیت بینالمللی داشته است.
5- دبیر کل به پیروی از نظرات شورای امنیت، حمله عراق به کویت را تجاوز و حمله عراق به ایران را تا زمان تهیه گزارش نُه دسامبر 1991/ هفدهم آذر 1370 شایسته عنوان تجاوز نمیدانست. بر این اساس، وی در آغاز اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 با ذکر عبارت «در این زمان جهان بین جنگ و صلح به سر میبرد» به خطر افتادن صلح و امنیت بینالمللی، بر اثر حمله عراق به کویت را تایید کرده است. این مدعا در عبارتهای دیگر اعلامیه مجددا تایید میشود به ویژه هنگامی که از صدام حسین مصرا میخواهد تا بیدرنگ عقبنشینی نیروهای عراق را از کویت آغاز کند. جای شگفتی است که با وجود تایید تجاوز عراق به کویت، دبیر کل در اعلامیه خود، عراق را مطمئن میسازد که به نیروهایش در زمان عقبنشینی ـ مطابق تضمینهایی که از بالاترین سطوح دولتها دریافت کرده است ـ حمله نمیشود. ولی تضمین برای اجرای دقیق آنچه طرح اجرایی دبیر کل متکفل آن شده بود، در طرح اجرایی دیده نمیشود. در واقع رعایت مفاد طرح اجرایی دبیر کل بیشتر به اراده طرفین ایران و عراق بستگی داشت.86
6- دبیر کل در جای دیگری از اعلامیه خود، به عراق تضمین میدهد که چنانچه قطعنامههای صادره شورای امنیت را به مرحله اجرا گذارد، نیروهای خارجی اعزامی به منطقه را به عقبنشینی تشویق خواهد کرد؛ کاری که هیچگاه دبیر کل آن را در جنگ ایران و عراق دنبال نکرد، در صورتی که یکی از خواستههای مشروع ایران در آن مقطع همین نکته بود. به این خواسته ایران در ماده 8 قطعنامه 598، 87 توجه شده بود. در این ماده از دبیر کل خواسته شده بود که ضمن مشورت با ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه، تدابیر افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کند. با قبول قطعنامه از سوی ایران، دبیر کل تحقق این ماده قطعنامه را با جدیت دنبال نکرد. به نظر میرسد علت این کوتاهی آن است که دبیر کل حضور نیروهای خارجی را در خلیجفارس برای فشار بر ایران به منظور قبول و اجرای قطعنامه لازم میشمرد.88
7- در اعلامیه دبیر کل نتایج غمانگیز و پیشبینی نشدنی عدم عقبنشینی عراق را از کویت یادآوری کرده است، در حالی که دبیر کل به تلفات حمله به کویت اشارهای نکرد. این نکته نشان میدهد که برای دبیر کل جان سربازان غربی که در یک جنگ احتمالی کشته خواهند شد، ضرورت هشدار به ریاست جمهوری عراق را به وجود آورده است. در طرح اجرایی دبیر کل به تلفات انسانی جنگ و مهمتر از آن به تلفاتی که پذیرفته نشدن اجرایی طرح از سوی عراق پدید خواهد آورد، اشاره و توجهی نشده است. شاید همین بیتوجهی باعث شد عراق، پس از آنکه ایران طرح اجرایی دبیر کل را پذیرفته بود، حملاتش را علیه ایران تشدید کند؛ سلسله حملاتی که طی آن تعداد زیادی را به اسارت گرفت و خسارات مالی و جانی بسیاری به بار آورد.89
8- دبیر کل اقدامش را در صدور اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369، به عنوان تیری در تاریکی قلمداد کرد که در پی شکست تمام تلاشهای سازمان ملل صورت میگرفت، ولی طرح اجرایی دبیر کل به منزله آخرین اقدام وی پس از یک سلسله تلاشهای بیحاصل نبوده است. به بیان دیگر، دبیر کل با ارائه طرح اجراییاش بر خاتمه جنگ ایران و عراق از طریق راههای دیپلماتیک امیدوار بود. چنین امیدواری در اعلامیه پانزدهم ژانویه 1991/ بیست و چهارم دی 1369 دبیر کل دیده نمیشود. به نظر میرسد از نظر دبیر کل شدت عمل نسبت به عراق در حمله به کویت، بیش از شدت عمل علیه عراق در جنگ با ایران میتوانست مؤثر باشد. در صورتی که پیشبینی این شدت عمل علیه عراق با توجه به پایبند نبودن آن کشور به حفظ عهدنامهها و قراردادها، کاملا منطقی به نظر میرسید.
9- دبیر کل در آخرین کلمات اعلامیهاش، از درگیری بین ملتهای جهان که مردم خواستار آن نیستند، اظهار تعجب و تأسف نموده است. جنگی که عراق با ایران شروع کرد، اگر نگوییم مورد قبول ملت عراق نبود، حداقل مورد خواست مردم ایران نبوده است. دبیر کل به استناد همین استدلال میتوانست درخواست مشابهی را از عراق در جنگش با ایران به عمل آورد. به بیان دیگر، دبیر کل میتوانست از عراق بخواهد که به علت اینکه جنگش با ایران مورد علاقه مردم عراق و ایران نیست، به آن خاتمه دهد.
نتیجه:
شورای امنیت، مجمع عمومی و دبیر کل که همراه دیگر بخشها، سازمان ملل متحد را تشکیل میدهند در حادثه مشابهای (جنگ) که در دو مکان (ایران و کویت) و در دو زمان (دهه 1980 و 1990/ 1360 و 1370) روی داد، دو موضع متفاوت اتخاذ کردند. چرایی این تفاوت موضعگیری را باید در منافع قدرتها به ویژه اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد جستجو کرد که در یک مورد تساهل و در مورد دیگر تشدید برخورد را برگزیدند. مهمترین هدف قدرتها درباره ایران، محو انقلاب اسلامی و در مورد عراق باقی گذاشتن کشوری بود که بتواند جلوی صدور انقلاب اسلامی را بگیرد. حاصل اینگونه موضعگیری متفاوت، علاوه بر کاهش مشروعیت سازمان ملل متحد، به وجود آوردن زمینههای وقوع جنگ دیگری در منطقه خاورمیانه و خلیجفارس (حمله آمریکا به عراق) بود. همچنین تفاوت موضعگیری سازمان ملل متحد نشان میدهد که هرگاه ایران دست برتر را در جبههها در اختیار داشت، باران حمله بر او باریدن گرفته است، بنابراین باید این درس را آموخت که راز ماندن و حیات، در زورمندی و قدرتگرایی است.