آنچه در آنکارا کلید خورد فصلی دیگر از عزم طرفین پرونده هستهای در گشایش درهای مذاکره و ورود به فاز «مذاکره برای مذاکره» بود که هدف آن «مذاکره برای نتیجه» است. گرچه خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به امید معجزه به ترکیه نرفته بودند اما در موفقیت نشست آنکارا همین بس که پرونده هستهای از مرحله «مذاکره برای آغاز مذاکره» گذشته و وارد فاز گفتوگو ـ هدف شده است.
در این دور از مذاکرات ظاهرا قرار بر انعطافهایی از سوی طرفین بود اما همچنان ایران و 1 + 5 بر موضع خود دال بر ادامه غنیسازی و درخواست تعلیق آن تکیه دارند. با این حال شرایط جدید در پرونده هستهای اقتضائات جدیدی میطلبد و حتی در طرحهای پیشنهادی و احتمالی به ایران هم نشانی از توقف کامل و دائم غنیسازی اورانیوم نیست و تهران طی این مدت کوشیده با استمرار بر مواضع خود غرب را به پذیرش تواناییهای هستهای خود وادارد.
این دستاورد زمانی قابل استحصال است که تهران نیز با تثبیت داشتههای هستهای خود سعی در استمرار اعتمادسازی با غرب نماید و آنگونه که میکوشد در خصوص عدم انحراف خود گفتوگو کرده و تضمین دهد وجوه دیگر اعتمادسازی را هم مدنظر قرار دهد. بیشک اعلام سیاست بیترمز و دنده در استراتژی هستهای نه تنها اعتمادسازی را سلب و محدود میکند بلکه پیشروی ایران در فعالیتهای صلحآمیز خود را با انگارههای باطل، کند میسازد.
رویکرد گفتوگوی سازنده زمانی قابل بهرهبرداری است که طی آن ایران ضمن پافشاری بر حقوق هستهای خود فرمول اعتمادساز را ارائه دهد و آنگونه که در مذاکرات آنکارا نمود یافت بدون هیچ انتظار غیرواقعی صرفا به فرمولهای گذشته اکتفا نکند و زبان جدیدی در مذاکرات بیابد.
در زبان جدید فاکتور مهم و حیاتی حفظ روحیه گفتوگو است تا در پناه آن پرونده هستهای در بازی یکجانبه 1 + 5 رقم نخورد. تهران با پیگیری مذاکره ویژگی اثربخشی خود را حفظ میکند و توان تغییر جهت پرونده را مییابد.