حمیدرضا اسماعیلی
در تقسیمبندی انواع تروریسم تاکنون به انواع مختلفی از تروریسم مانند نژادپرست، جداییطلب، ایدئولوژیک، آنارشیستی، قومی- مذهبی و دولتی اشاره شده است، یعنی در طول تاریخ سیاسی جهان ترورهایی رخ داده که هدف اصلی آنها نژادپرستی، جداییطلبی، انگیزههای ایدئولوژیک و مسائل قومی- مذهبی بوده است یا اینکه برخی دولتها مانند رژیم صهیونیستی خود اقدام به ترور مخالفان و مبارزان میکردهاند، لذا زمانی که از تروریسم نظام سلطه سخن گفته میشود اشاره به نوع دیگری از تروریسم است که نظام سلطه در پیدایش آن نقش داشته است.
سابقه تروریسم نظام سلطه را شاید بتوان به دههها پیش بازگرداند، یعنی به اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 و زمانی که سازمان القاعده توسط آمریکا و اقمار آن در منطقه پدید آمد. در آن سالها آمریکا به کمک عربستان و برخی کشورهای دیگر برخی مبارزان عرب و افغان را برای مقابله با هجوم شوروی به افغانستان ذیل یک سازمان گرد آورده و تجهیز کردند. هرچند در آن سالها القاعده بیشتر سازمانی چریکی و مبارز بود اما بعدها روش تروریستی را برگزید. به این ترتیب آمریکا و نظام سلطه خود شکل جدیدی از تروریسم را به وجود آوردند اما نمونه اخیر و بارز این تروریسم را اکنون میتوان در سوریه مشاهده کرد. آنچه امروز در سوریه رخ میدهد بسیار قابل تامل است.
این نوع تروریسم افزون بر آنکه شباهتهایی با تروریسم نظام سلطه در گذشته دارد، از مولفههای جدیدتری هم برخوردار است. نظام سلطه پس از آنکه نتوانست از طریق براندازی نرم و نسبت دادن آن به «بهار عربی» در سوریه به نتیجه دست یابد، در شورای امنیت هم نتوانست قطعنامهای الزامآور علیه سوریه به تصویب برساند و برخی دولتهای همسایه نیز خطر آغاز جنگ با سوریه را عاقلانه و به مصلحت خویش ندانستند، از شیوههای دیگر بهره جست. این شیوه گردآوری شبهنظامیان و تروریستهای عربی بود که برای دریافت پول حاضر به مشارکت در این طرح وابسته به نظام سلطه بودند. در واقع آمریکا و همپیمانان او درباره سوریه مدل جدیدی را به آزمون گذاشتند و تروریسم فراگیر خود را با رنگ و لعاب دموکراسی و با پوشش رسانهای گسترده به پیش میبرند.
گرچه سیاست جدید کاملا با حاکمیت ملی دولتها و کشورها در تضاد قرار دارد اما با نام مردم و ملت سوریه تلاش میکنند برای این تروریسم نوین مشروعیتسازی کنند، لذا سیاست اجرا شده در سوریه مدل پیچیدهای است که در صورت موفقیت میتواند به رویهای مطمئن برای نظام سلطه در سالهای پیشرو تبدیل شود؛ رویهای که مطابق آن نظام سلطه میتواند برای مقابله با کشورها و دولتهای مستقل ابتدا به ایجاد نارضایتیها دامن بزند و پس از آنکه به بسیج سیاسی مخالفان دولتهای مستقل پرداخت و زمینه ناامنیها را فراهم کرد، به گسیل تروریستهای حرفهای بپردازد. آنان «تروریسم نظام سلطه» را «تغییرات دموکراتیک» نام نهادهاند.
تروریسم نظام سلطه پدیده نوظهوری است که به مطالعه جدیتری نیاز دارد. زمانی که حوادث مشکوک 11 سپتامبر 2001 اتفاق افتاد یکباره توفانی از گفتمانهای جدید درباره تروریسم در مراکز مطبوعاتی و دانشگاهی جهان به پا خاست. در واقع تنها به واسطه یک عملیات تروریستی مشکوک که احتمالا گروههایی از دولتمردان آمریکایی در انجام آن نقش داشتند، افسانههایی درباره نوع جدید تروریسم در ادبیات سیاسی و روابط بینالملل جهان شکل گرفت.
کتابها، مقالات و رسالههای بی شماری در اینباره نوشته شد که هرکسی از نگاه خاصی به آن مینگریست. برخی تا آن اندازه افراط کردند که مدعی شدند نوعی «تروریسم پستمدرنیستی» رخ داده که حیات و منافع دولتهای غربی و آمریکا را به خطر انداخته است. البته تولید این حجم بالای نوشتههای سیاسی درباره تروریسم و بزرگ نشان دادن خطر آن برای منافع غرب دربردارنده مصالح و منافعی بود که به همین دلیل به گسترش این گفتمان دامن میزدند.