همانطور که مشخص است، نماز یکی از اصلیترین و مهمترین ارکان عبادی در اسلام به شمار میرود و در قرآن کریم از آن به عنوان عبادت جوارحی به صراحت بحث میشود و بارها افعال نماز از قبیل سجده، رکوع و... و همچنین مقدمات آن از قبیل نحوه وضو گرفتن در قرآن مطرح شده است و حضرات معصومین به خواندن با توجه آن تاکید فراوانی داشتند و در افعال خود چه در خلوت یا جلوت دایما نماز را اقامه میکردند ونحوه انجام آن را به صورت دستورات عملی و احکام به مردم بیان میفرمودند تا جایی که در روایات فقهی بیش از هزار مسئله در باب احکام نماز مطرح شده که این خود به افعالی بودن نماز جلوه خاصی میدهد.
یکی از جمله مباحثی که در عرفان حلقه(کیهانی) مطرح میشود نحوه برخورد با نماز است و اینکه آیا نماز خواندنی است یا نه! که در ادامه بحث این موضوع را بیشتر توضیح خواهیم داد:جناب آقای محمد علی طاهری ، مسترها واعضای حلقه بر این باورند که؛ نماز خواندنی نیست بلکه اقامه کردنی است بهطوری که در قرآن میفرماید: اقیمُوا الصّلا: نماز را به پا دارید و نفرمود إقرئوا الصلا نماز را بخوانید! چون نماز حقیقتی است بر پا کردنی نه خواندنی! و انسان باید دایم الوصل باشد و همچنین ایشان در کتاب چند مقاله خود میآورد که:
الصلو را اتصالی یافتم بین خود و او که میخواهم مقیم آن باشم و با آن ساکن سر کوی او شوم؛ میخواهم مقیم اتصالش باشم تا حضورش را در یابم. الصلو اتصال با اوست و اتصال برقرار کردنی است، نه خواندنی و اتصال مقیم میخواهد؛ پس با خواندن آغاز کردم تا به مقیم شدن برسم و در ادامه با کنایه راجع به نماز خوانان که همچون مگس دست بر سر کشیده و تکبیر میگویند از زبان مرحوم صائب میگوید: دعوی عشق ز هر بولهوسی میآید دست بر سر زدن از هرمگسی میآید!
طاهری، نماز خواندن اینگونه را بیهوده میداند و میگوید اگر ما نماز بخوانیم و به وظایفمان نرسیم این نماز نیست که ما میخوانیم و لذا نباید خواند در ادامه میگوید: پس به کوچه و خیابان برویم و اگر گدایی مشاهده کردیم، به خود بیاییم که وای بر نمازگزاران، جامعهای که در آن گدا و درمانده و گرسنه باشد، الصلوة نماز گزارانش، تشریفاتی بیش نیست و تا مقیم شدن بر سر کوی یار، فاصله بسیار است.
در پاسخ باید گفت که خداوند متعال در این تعبیر از قرآن کریم اشاره به اهمیت زنده نگه داشتن و احیا کردن نماز دارد و نمیفرماید نماز بخوانید، بلکه مىگوید: أقِیمُوا الصّلا (نماز را بپا دارید) یعنى تنها خودتان نمازخوان نباشید بلکه چنان کنید که آیین نماز در جامعه انسانى بر پا شود، و مردم با عشق و علاقه به سوى آن بیایند و آن مستلزم تاثیر عملی نماز در احوالات انسان است و از منظر اسلام نماز باید به گونهای شود که انسان ساز باشد و حتی بعضى از مفسران گفتهاند تعبیر به«اقیموا» اشاره به این است که نماز شما تنها اذکار و اوراد نباشد بلکه آن را بهطور کامل بپا دارید که مهمترین رکن آن توجه قلبى و حضور دل در پیشگاه خدا و تاثیر نماز در روح و جان آدمى است.
بهطور کلی مقدمه گویی طاهری، ظاهری صحیح و مقبول دارد اما نتیجهگیری غلط ایشان فرد را به خطا میاندازد و فرد با قبول اینکه این نمازها صوری و ظاهری بوده پس ارزشی ندارد، لذا وی را در انجام دادن آن سست و بیاراده مینماید. از طرفی ایشان در ترم دوم عرفان حلقه به تمام اعضا مطرح میکند اگر نمازتان از سر عشق و عاشقی نیست بهتر است تا مدتی نخوانید و به اصطلاح ترمز دستی نماز را بکشید! بلکه بگذارید تا عاشق شوید و بعد نماز بخوانید تا در ترم هشت مفصلا به آن بپردازیم چرا که نماز بدون عشق نماز نیست و خم و راست شدنی بیش نیست پس بهتر که خوانده نشود چون از سر عشق و کیفیت نیست.
از عبارات ایشان این نکته به دست میآید که دین اسلام اشاره به کیفیت ندارد و فقط از مسلمانان خم و راست شدن و صورت فقهی را میخواهد تا تکلیف ساقط شود در صورتی که اساس دین اسلام بر پایه محبت و عشق بنا شده و عبادت بیکیفیت را قبول ندارد و اجر و مقامی بر آن مترتب نیست یا اگر هم باشد بسیار ناچیز است و حتی در سادهترین عبادات که دعا است میفرمایند: دعایی که شخص دعاکننده نداند که چه میگوید و از معنی آن بیاطلاع باشد لقلقه زبانی بیش نیست و مستجاب نمیشود، چون حقیقت عبودیت و بندگی، معرفت است.
حال سوال اینجاست آیا در غیر این صورت باید صورت مسئله را پاک کرد و اینچنین وانمود کرد که چون نماز من بیکیفیت است پس همان بهتر که نخوانم؟ آیا در اسلامی که میفرماید اگر شخصی بیمار است نشسته بخواند اگر نمیتواند در حال خوابیده بخواند اگر در حال غرق شدنست نماز غریق را با اشاره بخواند، همچنین مجوزی به ما میدهد که اگر شخصی در نماز حال معنوی ندارد یا به ادعای عرفان حلقه عاشق نیستی پس نماز را ترک کنید یا حتی، میتوانید برای مدتی آن را ترک کنید؟
و هر وقت عاشق شدید بخوانید که معلوم نیست بالاخره در عرفان حلقه با این هشت ترم شش جلسهای عاشقت میکنند یا نه ! آیا عشق زمان بردار و معین است و حدی میتوان برای آن تعیین کرد؟ تا پس از آن فرد بداند که به حدی رسیده که میتواند نماز بخواند! در دین اسلام همچنین مجوزی به هیچ عنوان صادر نشده مگر برای مجنونی که عقل ندارد ولذا تکلیفی بر آن شخص معین نیست ! چون که تکلیف علی ما لایطاق محال است و صحیح نیست!
در ضمن در مباحث بعدی در عرفان حلقه میخوانیم که طاهری میگوید انسان نمیتواند عاشق خدا بشود پس نتیجه خواهیم گرفت که طاهری میگوید هیچوقت نمیتوان نماز عاشقانهای خواند پس در نتیجه نماز خواندن در عرفان حلقه دارای هدفی مشخص نیست. آنچه که وظیفه ما انسان ها است اینست که نماز و عبادات خود را به کیفیت برسانیم نه اینکه ابتدا به کیفیت برسیم بعد سراغ نماز را گرفته تا آن را با خود همراه کنیم و به کیفیت برسانیم باید تمام سعی خود را کرد تا در مسیر عاشقی هر آنچه را که معشوق و معبود واقعی از ما میخواهد با تمام وجود انجام دهیم نه آنکه هر آنچه خود میپسندیم عمل کنیم و آنچه را که نمیپسندیم ولذت نمیبریم کنار بگذاریم و رها کنیم.
اگر طبق گفته ایشان نماز خواندنی نیست و همانطور که در کتاب چند مقاله مطرح کردهاند که: الصلو اتصال با اوست و اتصال برقرار کردنی است، نه خواندنی واتصال مقیم میخواهد. پس در جواب باید به تاریخ و جهان اسلام پاسخگو باشند که چطور حضرت رسول اکرم با آن مقام ملکوتی تا اواخر عمر شریفشان نماز را در مسجد اقامه میکردند و حضرت امیرمومنان که غایت یک انسان کامل هستند را در محراب عبادت در میان نماز صبح شهید کردهاند بهطوری که حتی نویسنده مسیحی جبران خلیل جبران بیان میدارد که علی را کشتند در حالی که نماز در بین دو لب مبارکش بود و صلات حرب امام حسین علیه السلام، در روز عاشورا در صحرای کربلا نمونههای بارزی است که کتمان آن بمانند کتمان یک حقیقت و واقعیت است و گوئی نماز با استخوان اسلام ممزوج شده و همچنان بیان میدارند که نماز ستون و عمود دین است. حال اگر ما در کیفیت انجام آن مشکل داریم یا در صحت اعمال دیگرمان مشکلی هست به هیچ عنوان مجوزی برای ترک نداریم و تاکید اسلام برای عبودیت واقعی، همان کیفیتی است که در کنار آن انجام افعال و اعمال جوارحی شرط است، علامه طباطبایى در این باره گفته است:
«این که از بعضى شنیده شده است که مىگویند: تکلیف سالک پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربانیه، ساقط مىگردد؛ سخنى است کذب و افترایى است بس عظیم؛ زیرا رسول اکرم (صلىالله علیه و آله) با اینکه اشرف موجودات و اکمل خلایق بودند، با این حال، تا آخرین درجات حیات، تابع و ملازم احکام الهیه بودند. بنابراین، سقوط تکلیف به این معنى، دروغ و بهتان است».
و حتی در کتاب عرفان کیهانی به صراحت مطرح مینماید که انسان به مقامی میرسد که دیگر نیاز به قبله ندارد و همه جا قبلهِ اوست و آن زمانی است که: درک حضور یار و رسیدن به مقام بیقبلگی (اینما تولو فثم وجهالله) است و بهراحتی حتی انسان عارف را بدون قبله جلوه میدهند و از آیات و روایات استفاده ابزاری میکند.
در ادامه اشاره به روایاتی میکنیم که اشاره به مذمت ترک نماز دارد:
قال رسولالله صلىالله علیه وآله: من ترک صلاته متعمدا فقد هدم دینه؛ کسى که عملا نمازش را ترک کند، به تحقیق که دینش را منهدم کرده است .
نتیجه کمک به تارک نماز
قال رسولالله - صلىالله علیه وآله -:
من اعان تارک الصلو او کسو
فکانما قتل سبعین نبیا اولهم ادم و اخرهم محمد؛ کسى که ترککننده نماز را به دادن طعامى یا لباسى یارى کند، مثل این است که هفتاد پیغبر را کشته، که اول آنها آدم، و آخر آنها محمد(ص) است.
ترک نماز باعث حبط عمل
قال رسولالله - صلىالله علیه وآله -:
من ترک صلاته حتى تفوته من غیر عذر فقد حبط عمله؛ کسى که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است.
فاصله کفر و ایمان
قال رسولالله - صلىالله علیه وآله -:
بین العبد و بین الکفر ترک الصلا ؛ فاصله کفر و بندگى ترک نماز است.
مورد لعن واقع شدن
قال رسولالله - صلىالله علیه وآله -: تارک الصلاة ملعون فى التوراة ملعون فى الانجیل ملعون فى الزبور ملعون فى القران ملعون فى لسان جبرئیل ملعون فى لسان میکاییل ملعون فى لسان اسرافیل ملعون فى لسان محمد؛ ترککننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میکاییل و اسرافیل و محمد(ص) ملعون است.
دین و بى نمازى
قال رسولالله - صلىالله علیه وآله -:
اما الصلا ، فلا خیر فى دین لا صلا فیه؛ دینى که در او نماز نباشد، فایده و خیرى ندارد (خیرى در آن نیست).
راه ترک نماز
قال رسولالله - صلىالله علیه وآله -:
ما بین المسلم و بین ان یکفر الا ان یترک الصلاة الفریضة متعمدا او یتهاون بها فلا یصلیها؛ فاصله بین مسلمان و بین کفرش چیزى جز ترک نماز واجب نیست که یا عمدا ترک نماید و اصلا قبول نداشته باشد یا از بى اعتنایى نماز نخواند.