تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۴۹۴۷۳

تحزب معنادار


اعلام شکل‌گیری احزاب تازه و تثبیت حضور آنها از طریق برگزاری کنگره‌ها و نشست‌های حزبی خبری خوشایند و امیدوارکننده است. تحرکی مثبت برای توسعه و تقویت جامعه مدنی دیده می‌شود که اگر با موفقیت پیش برود، امید به شکل‌گیری آینده‌ای دموکراتیک برای کشور ایجاد می‌کند. اصل تنوع و چندگونگی احزاب منفی نیست و نشان‌دهنده واقعیت چندگونگی و تکثری است که در بطن جامعه ما جریان دارد. آنچه گاه مبهم می‌نماید و نگرانی ایجاد می‌کند طرح این پرسش در ذهن است که این تنوع و تکثر تا چه حد نشان‌دهنده تمایز و تفاوت نظری و عملی است و تا چد حد بر ویژگی‌های شخصی و جمعی ما ایرانی‌ها برای فرار از کار جمعی و مطلق کردن سلیقه‌ها و ترجیحات انفرادی‌مان دلالت دارد؟ راستش را بخواهید وقتی دقت می‌کنیم احزاب و تشکل‌هایی را می‌بینیم که هیچ هویت و جهت‌گیری متمایزکننده‌ای از دیگران ندارند و تنها با این هدف شکل گرفته‌اند که موسسین آن موقعیت بهتری در احزاب و تشکل‌های موجود نیافته‌اند و خواسته‌اند با ایجاد یک حزب در رأس آن قرار گیرند و مجبور به انضباط حزبی و تبعیت از مرکزیت احزاب دیگر و احیاناً‌ داشتن نقش درجه دوم در تشکل‌ها نشوند.
به بیان دیگر برخی از تمایز‌ها و تفاوت‌ها معنادار نیست و چون ریشه‌ای ندارد تنها به تثبیت و تعداد اسامی می‌انجامد و ثمره‌ای برای فعالیت موثر سیاسی به بار نمی‌آورد. به نظر می‌رسد برای داشتن یک نظام حزبی معنادار لازم است،‌احزاب موجود و احیانا احزاب بالقوه موجود! قبل از هر اقدامی به ارائه تصویر روشنی از موقعیت فکری و جایگاه اجتماعی خویش اقدام کنند.
منظورم بیان کلیات خنثی و بی‌اثری که تاکنون ارائه شده است نیست! احتیاج به پاسخ‌های روشن به پرسش‌های مشخص داریم. بطوری که بتوانیم براساس آن تمایز احزاب موجود را از یکدیگر توضیح داده و رفتار آینده آنها را کم و بیش پیش‌بینی کنیم. تصور می‌کنم اگر احزاب را تشویق کنیم به ارائه دیدگاه مشخص خود در برخی از زمینه‌ها اقدام کنند، کمک مناسبی هم به خود آنها کرده‌ایم و هم به تحلیلگران و ناظران سیاسی جامعه و از این طریق به سیاست‌ورزان. فهرستی از پرسش‌های اصلی را ارائه می‌کنم به این امید که کمکی به معنادارتر کردن تحزب موجود کرده‌ باشم.
الف) حزب چه دیدگاهی در مورد «شکاف‌های فعال اجتماعی» امروز ایران دارد؟
به گمان من در ایران امروز چهار شکاف فعال اجتماعی وجود دارد که هر حزبی باید تکلیف خود را در مورد آنها مشخص کند. با طرح این چهار شکاف به پرسش‌هایی که در آن مطرح می‌شود اشاره می‌کنم.
1ـ شکاف دینی ـ سکولار
1ـ1ـ آیا حزب داشتن باورهای دینی و پایبندی به الگوهای رفتار دینی را در حدی که عرف عام دیندار می‌فهمند، برای اعضای خود ضروری می‌داند یا خیر؟ آیا حزب به عضو‌گیری افرادی که در عرف عام دینداران به نداشتن پایبندی‌های دینی مشهورند، اقدام خواهد کرد یا خیر؟
2ـ1ـ آیا حزب در گفتمان سیاسی خویش از مفاهیم دینی (مثلا روزه سیاسی به جای اعتصاب غذا) استفاده خواهد کرد و تبعیت از انگیزه‌های دینی در فعالیت‌های سیاسی را تشویق خواهد کرد یا خیر؟
3ـ1ـ آیا حزب دولت (قوه مجریه و مقننه) را موظف می‌داند که در خط مشی‌گذاری عمومی از ارزش‌ها و احکام دینی الهام گرفته و بکوشد تا خط مشی‌های عمومی مغایرتی قطعی با احکام شریعت نداشته باشند یا خیر؟
4ـ1ـ آیا حزب برای پیروان یک دین (یا مذهب) خاص و مفسران آن دین (یا مذهب) حق ویژه‌ای (امتیازی) در تصدی پست‌های سیاسی قائل است یا خیر؟
5ـ1ـ آیا حزب به صرف اینکه قانون موضوعه‌ای خود را متکی بر حکمی از احکام شریعت اعلام کند، آن را لازم‌الاجرا و دارای مشروعیت همیشگی برای اجرا می‌داند یا خیر؟ آیا حزب میان «احکام شریعت» و «قوانین موضوعه» از نظر «انگیزه تبعیت»، «ضمانت اجرا» و «مجازات نقض» تمایزی قائل است یا خیر؟
2ـ شکاف سنت ـ تجدد
1ـ 2ـ آیا حزب قبول دارد که باید از دیدگاه «عقل خود بنیاد نقاد» به انسان،‌جهان، جامعه و دین نگریست؟ آیا حزب تلاش برای حاکم کردن «عقل مدرن» را بر اندیشه و عمل فردی و جمعی قبول دارد یا خیر؟
2ـ2ـ حزب چه موضعی در مقابل دانش‌های مدرن (به خصوص علوم تجربی و به ویژه علوم اجتماعی)، ارزش‌ها مدرن (به خصوص حقوق بشر)، فناوری مدرن و نهادهای مدرن (مانند انتخابات مجلس و تحزب) دارد؟
3ـ2ـ اگر حزب خود را دینی می‌داند، اگر در موردی برداشت دینداران از یکی از باورهای دینی با دلایل تجربی و عقلی مغایرت داشته باشد، چه خواهد کرد؟ (موضع حزب در براورد باورهای ظاهرا دینی عقل‌ستیز چیست؟)
اگر در متون دینی با باوری برخورد کند که ظاهر آن با دانش‌های معتبر زمان و ارزش‌های مقبول زمان مغایرت داشته باشد، حزب چه خواهد کرد؟ چه موضعی خواهد گرفت؟
4ـ2ـ اگر حزب خود را دینی می‌داند، برای فهم متناسب با زمان و مکان دین تا چه حد به اجتهاد و ضرورت آن قائل است؟ آیا تنها اجتهاد در فروع فقهی را کافی می‌داند؟ یا اینکه به اجتهاد در مبانی دین‌شناسی باور دارد؟
3ـ شکاف راست ـ چپ
1ـ3ـ نظر حزب در مورد برابری اجتماعی انسان‌ها چیست؟ آیا برابری اجتماعی را ممکن و مطلوب تلقی می‌کند؟ اگر به برابری اجتماعی معتقد است در چه زمینه‌ای آن را ممکن و مطلوب می‌داند؟ برابری در فرصت دسترسی به منابع؟ برابری در برخورداری از منابع؟ برابری در فرصت رفاهی؟ برابری در برخورداری از رفاه؟
2ـ3ـ آیا حزب معتقد است که حکومت باید برای تغییر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و سلسله مراتب منزلتی جامعه برای دستیابی به برابری بیشتر برنامه‌ریزی کرده و اقداماتی را انجام دهد یا خیر؟
3ـ3ـ از نظر حزب با معیار میزان دخالت، حکومت حداقل (حکومتی با اختیارات محدود و کارکردهای مشخص و اندک) مطلوب است یا حکومت مقید (حکومتی با اختیارات محدود و کارکردهای متنوع و متناسب با انتظارات جامعه) یا حکومت مطلقه (حکومتی با اختیارات و کارکردهای نامحدود)؟
4ـ3ـ آیا حزب به برابری زن و مرد باور دارد یا خیر؟
5ـ3ـ آیا حزب علاوه بر حقوق مدنی و سیاسی شهروندان حقوق اقتصادی ـ اجتماعی نیز برای آنها قائل است؟ آیا حکومت را در مقابل حقوق اقتصادی ـ اجتماعی شهروندان مسؤول می‌داند یا خیر؟
6ـ3ـ آیا حزب می‌خواهد تخصیص منابع و توزیع محصولات را در همه موارد به ساز و کار عرضه و تقاضای رقابتی بسپارد؟ یا خیر؟ اگر خیر چه مواردی را استثناء می‌کند؟
4ـ شکاف مردمسالاری ـ اقتدارگرایی
1ـ4ـ آیا حزب به حق مردم برای نصب، نقد و عزل حکومت و تصمیم‌گیری در مورد امور عمومی معتقد است؟
2ـ4ـ آیا حزب همه شهروندان را صرفنظر از دین، مذهب، ایدئولوژی سیاسی، جنس، قومیت و موقعیت اقتصادی و اجتماعی دارای حق برابری برای قرار گرفتن در مناصب سیاسی و تصمیم‌گیری در امور عمومی می‌داند یا خیر؟
3ـ4ـ در مواردی که در اداره امور عمومی اختلاف‌نظر وجود دارد، آیا حزب حکمرانی اکثریت را می‌پذیرد؟ هر چه که باشد؟
4ـ4ـ آیا حقوقی وجود دارد که حزب معتقد باشد هیچ اکثریتی حق نقض آنها را ندارد؟ این حقوق که همیشه باید رعایت شوند و حکمرانی اکثریت هم باید با رعایت آنها برای اقلیت صورت گیرد، کدامند؟
5ـ4ـ آیا حزب همه نهادهای حکومتی را در مقابل نهاد دیگری مسؤول و پاسخگو می‌داند؟ هر یک از نهادهای حکومتی موجود (قوه مجریه، قوه مقننه و...) را در مقابل چه نهاد دیگری مسئول و پاسخگو می‌داند؟
پس از آنکه حزب مواضع روشنی در زمینه شکاف‌های فعال اجتماعی اتخاذ کرد باید دیدگاه خود را در زمینه دیگری نیز مشخص نماید؟
ب) حزب چه دیدگاهی در مورد وضعیت موجود کشور دارد؟
1ـ آیا حزب وضع موجود کشور را با برخی اصلاح‌های جزیی قابل قبول می‌داند یا اینکه کشور را نیازمند تحولات بنیادی و اساسی تلقی می‌کند؟ مهمترین مشکلاتی که حزب در وضع موجود می‌بیند کدامند؟ (فهرست مشکلات؟)
2ـ حزب ریشه مشکلات کشور را در کجا جست‌وجو می‌کند؟ اگر ریشه مشکلات را در تصمیم‌گیری‌های اتخاذ شده می‌داند و نه عوامل غیرقابل کنترل،‌ ریشه را در مسؤولان و کارگزاران سیاسی کشور می‌داند یا در راهبردها و خط‌مشی‌های اجرا شده در کشور و یا در ساختار نظام تصمیم‌گیری در کشور؟ حزب به دنبال چه تحولی برای حل مشکلات کشور است؟ تغییر در مسئولان یا در آگاهی و اخلاق آنها؟ تغییر در راهبردها و خط‌مشی‌ها؟ تغییر در ساختار نظام تصمیم‌گیری در کشور؟
3ـ آیا حزب قانون اساسی موجود را برای حل مشکلات کشور و حرکت به سوی آرمان‌های عمومی مناسب می‌داند یا خیر؟ اگر نگاه انتقادی به قانون اساسی موجود دارد به چه بخش‌هایی از آن است؟ چه ضعف‌ها و کمبودهایی در قانون اساسی موجود می‌بیند؟
4ـ آیا حزب معتقد است در شرایط کنونی کشور امکان رقابت معنادار سیاسی وجود دارد؟ یا اینکه شرایط را برای رقابت معنادار و آزاد سیاسی کاملا نامساعد می‌داند؟ آیا حزب هنوز به امکان سیاست‌ورزی در چارچوب ساختار واقعی قدرت در ایران معتقد است یا خیر؟
5ـ آیا حزب خود را موظف می‌داند که همه قوانین موضوعه موجود را رعایت کند؟ آیا نافرمانی مدنی در خط مشی سیاسی حزب‌ جایی دارد یا خیر؟ آیا حزب فعالیت مسالمت‌آمیز را همیشه و همه‌جا مترادف با فعالیت قانونی می‌داند؟
6ـ حزب موقعیت کنونی ایران در منطقه و در جهان را چگونه ارزیابی می‌کند؟ آیا سیاست خارجی فعلی کشور را برای تامین منافع ملی (مجموعه شرایط و امکانات لازم برای رسیدن به توسعه همه‌جانبه، امنیت ملی، حفظ هویت ملی و افزایش منزلت و حیثیت ملی) مناسب می‌داند یا خیر؟ چه انتقادی به سیاست خارجی موجود دارد؟
پس از پاسخ به سؤالات فوق حزب باید تصور روشنی از پرسش زیر داشته باشد:
پ) حزب چه جایگاه و موقعیتی برای خود قائل است؟
1) حزب خود را نماینده و سخنگوی چه بخشی از جامعه می‌داند؟ حزب خود را متعهد به حفظ مصالح و منافع چه بخشی از جامعه می‌داند (هنگامی که انتخاب لازم باشد)؟ حزب سخنگوی چند درصد از جامعه است؟
2ـ حزب چه تحلیلی از جریان‌ها و گرایش‌های فکری ـ سیاسی در کشور دارد؟ (نقشه سیاسی ایران و جناح‌بندی‌های آن) و چه جایگاهی در این نقشه برای خود قائل است؟
3ـ حزب برای تامین منابع مادی و انسانی خود بر چه بخشی از جامعه تکیه می‌کند (خاستگاه و تکیه‌گاه اجتماعی حزب کدام است؟) حزب منابع خود را از کجا تامین می‌کند؟
4ـ حزب از نظر تاریخی خود را متعلق به کدام سنت فکری ـ سیاسی موجود می‌داند؟ حزب ریشه‌های خود را از کجا تامین می‌کند؟
اگر گروهی پاسخی متفاوت از دیگران به پرسش‌های فوق ندارند، آیا ضروری است که حزب تازه‌ای تشکیل شود؟ یا اینکه باید به یکی از احزاب موجود پیوست و از طریق آن تحقق اهداف را دنبال کرد؟
گمان من این است که هر کس به فکر تحزب می‌افتد باید نخست در میان احزاب موجود به دنبال گزینه مناسب باشد. افزودن بر احزاب موجود تنها در صورت تفاوت معنادار با آنها موجه است. با محدودیت موجود که هم در امکانات مادی و هم در منابع انسانی مشهود است تعدد و تکثر احزاب اگر از منطق قابل قبولی برخوردار نباشد، تنها به تضعیف گروه‌ها و تشکل‌های موجود می‌انجامد. گمان نمی‌کنم سیاست‌ورز صادقی، آگاهانه بخواهد به تضعیف نظام حزبی ما کمک کند. ما نیازمند احزاب پرقدرت و واقعا متمایز از لحاظ نظری و جهت‌گیری هستیم. شاید یکی از کمک‌هایی که روشنفکران می‌توانند به جامعه مدنی بنمایند همین کمک به سامان دادن به افکار و مشخص کردن تمایزها باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات