اولین نکته مهم برای مبارزه در جنگ اقتصادی، باور این جنگ به مثابه یک تهاجم و تجاوز جنایتکارانه جنگی است. شاید با کمی دقت در هدف جنگهای نظامی، بتوان پذیرفت که اکنون دشمنان وارد یک جنگ با ایران شدهاند، منتها نه به شیوه نظامی که از راه اقتصادی. همواره یکی از اهداف مهم تهاجم نظامی یک کشور علیه کشوری دیگر، نابودی ساختار سیاسی حاکم بر آن کشور است. متجاوزان با حمله نظامی علیه یک کشور سعی میکنند خواست خود را در روند اداره آن سرزمین حاکم کنند.
در هشت سال جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، هدفی که صدام و حامیانش به صراحت از آن دم میزدند، نابودی جمهوری اسلامی در عرض سه روز و یک هفته بود که البته در هشت سال هم به کوچکترین خواست خود نرسیدند. اکنون نیز هدفی که دشمنان از تحریمها و قطعنامههای اقتصادی با بهانه خطر انرژی هستهای ایران صادر میکنند، در واقع فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران از درون است. این خواستهای است که سران جبهه استکبار به صراحت گفتهاند: افزایش نارضایتیهای عمومی به خاطر گرانی ناشی از مشکلات اقتصادی و سپس مقابله مردم با نظام و فروپاشی از درون.
مردم ایران در نقطه مرکزی هدف دشمن
با این حساب کاملاً مشخص است که استراتژی دشمنان از تشدید تحریمها علیه ملت ایران، یک استراتژی کاملاً جنگی است. جبهه استکبار در این شیوه جنگی با توجه به آنکه امکان ورود پیادهنظام و سربازانش را به خاک منطقه هدف ندارد سعی میکند به انحای مختلف، مردم آن منطقه را تبدیل به سربازان خود کند، از همین رو است که مدام سردمداران امریکا، انگلیس و صهیونیسم جهانی هدف از تحریمها را دولت ایران میدانند نه ملت ایران زیرا از یک طرف سعی دارند خود را دوست و ناجی ملت ایران معرفی کنند و از سوی دیگر برنامه خود را در راستای خطرناک جلوه دادن دولت ایران در چشم ملت ایران طراحی کردهاند و سعی میکنند با آنکه خود صاحب هزاران جنگافزار اتمی هستند، فناوری صلحآمیز هستهای ایران را خطری برای کل جهان حتی برای ملت ایران قلمداد کنند.
آنان از همین حربه استفاده میکنند تا توجیهی باشد جهت افزایش مشکلات اقتصادی در ایران و ورود به یک جنگ اقتصادی برای زمین زدن نظام جمهوری اسلامی به وسیله مردم ایران. حال آنکه اگر کمی دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در این جنگ، مردم در نقطه مرکزی هدف دشمن قرار گرفتهاند، آنگونه که در هشت سال دفاع مقدس قرار گرفتند و هزاران نفر از میان مردم شهید شدند.
انتقامگیری غرب از اسلام و مسلمانان
جنگ اقتصادی دشمنان امروز در مسیری فریبکارانه دنبال میشود و با وارونه نشان دادن حقایق میکوشد تا اهداف جنگی با کمترین هزینه به نفع دشمنان اسلام تمام شود و مسلمانان داخل ایران که سردمدار اسلام ناب محمدی هستند، یکی یکی طعمه استکبار جهانی شوند و آنان که باقی میمانند به ساختاری غیر از ساختار اسلامی قائل باشند. حذف نظام جمهوری اسلامی و تنگ کردن دایره اسلام به تعداد بسیار محدود مسلمانان، هدف اصلی جنگ اقتصادی امروز دشمنان علیه ملت ایران است. آنان انرژی هستهای را تنها بهانهای قرار دادهاند برای انتقامگیری از ملتی که الگوی منطقه شدهاند و هر روز بر موج بیداری اسلامی میافزایند.
اکنون ملت ایران بهای مسلمانی خود را میپردازند و غرب در حال انتقامگیری از اسلام است؛ اسلامی که پایههای غرب را هر روز سستتر کرده و شمارش معکوس برای نابودی نظام ضداسلامی غرب را آغاز کرده است. امروز نظام سلطه این واقعیت را درک کرده و از آینده تاریک خود میترسد که سعی دارد برای جلوگیری از آن یا تغییر آن، آینده ایران اسلامی و مسلمانان ایرانی را تاریک کند، بنابراین به فراخور شرایط زمانی و مکانی با شیوه جدید جنگی با ادوات و مهمات اقتصادی وارد نبرد شده است. غافل از واقعیتهای درونی ملت ایران که ملت ایران ثابت کرده برای حفظ اسلام حاضر است به هر ترتیب و به هر اندازه مقاومت کند و از همین رو امروز اقتصاد مقاومتی را بر اقتصاد وابستگی ترجیح داده است.
اصول اقتصاد مقاومتی برای پیروزی در جنگ اقتصادی
رهبر معظم انقلاب به درستی یکی از راههای نبرد در میدان جنگ اقتصادی را برنامهریزی برای اقتصاد مقاومتی دانستند و در این خصوص تأکید فرمودهاند:«یکى از بخشهاى ما، اقتصاد است و خاصیت اقتصاد در یک چنین شرایطى، اقتصاد مقاومتى است، یعنى اقتصادى که همراه باشد با مقاومت در مقابل کارشکنى دشمن، خباثت دشمن؛ دشمنانى که ما داریم.»
بیشک مقاومت دولت و ملت ایران در مقابل کارشکنی دشمنان، تمامی مینهای آنان را در زمین اقتصادی ایران خنثی میکند و تیر و ترکشها را به سمت جبهه استکبار میپراکند. قطعا اگر در شرایط فعلی اقتصادی کشور همه مسئولان درک درستی از اقتصاد مقاومتی داشته باشند و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی را در حمایت از تولید ملی بنگرند، باورسازی و باورپذیری آن در سطح کلان و سطح عمومی جامعه میتواند کشور را به اهداف از پیش تعیینشده در زمینه رشد و شکوفایی اقتصادی در تمامی جوانب برساند.
توجه به رونق بخشیدن به تولید ملی و کنترل تورم و گرانی باید در سرلوحه کارهای دولت و مجلس قرار گیرد تا با همکاری یکدیگر بتوانند اوضاع را بیشتر در کنترل خود درآورند و سکان هدایت کشور را در دستان نیروهای داخلی نگه دارند. دولت باید با همکاری مجلس در تنظیم بازار دقت بیشتری داشته باشد تا شاهد پرش قیمتی در انواع محصولات به ویژه محصولات دامی و کشاورزی نباشیم. در مجموع وحدت قوا و تمامی مسئولان در سطوح مختلف است که منجر به وحدت میان مردم میشود و هرگونه شکافی را میان مردم و مسئولان پر میکند.
این اتحاد درونی در لایههای گوناگون رمز اصلی پیروزی در جنگ اقتصادی و اقتصاد مقاومتی است. از سوی دیگر اتخاذ برخی راهکارها از جمله افزایش صادرات غیرنفتی و کم کردن اتکای اقتصاد کشور به صادرات نفت خام در شرایط تحریم نفتی، نه تنها به اقتصاد مقاومتی قوام میبخشد که یک نوع حمله به نظام قلدر غرب در جنگ اقتصادی است و آنان را در رسیدن به اهدافشان ناکام میگذارد. همچنین دولت و مجلس باید در هزینههای جاری و عمرانی کشور دقتهای لازم را به خرج دهند و نسبت به تخصیص اعتبارات، اولویتبندی کنند.
آگاهسازی مردم به واقعیات نیز در ردهبندی اصول اقتصاد مقاومتی قرار دارد. یکی از موارد آگاهسازی، آموزش به مردم است که البته به معنای پرهیز دادن و دور کردن مردم از هرگونه مصرفی نیست بلکه به معنای آموزش مدیریت مصرف یعنی مصرف به دور از اسراف است. مدیریت مصرف همراه با صرفهجویی واقعی و قناعت در میان اقشار مختلف مردمی نقش بسزایی در اقتصادی مقاومتی دارد و اولین و مهمترین سود آن این است که آنچه در بازار مصارف ضروری قرار گرفته بر سر سفره همه مردم قرار میگیرد و بدین ترتیب رضایت عمومی در شرایط حاضر تداوم مییابد و مسیر سوءاستفادههای رسانههای غربی مسدود میشود.
امروز همگان باید بدانیم که در یک سنگر و پشت یک خاکریز قرار داریم و در جهت رفع موانع موجود بر سر راه رشد و تعالی کشور باید گامهای اساسی را به طور شایسته برداریم. باید همگی دست به دست هم دهیم و با اراده قوی جلوی تحریمها ایستادگی کرده و فرصت مناسبی برای بروز و ظهور اقتصاد در کشور فراهم کنیم. امروز در شرایطی نیستیم که بتوانیم اشتباهات گذشته را تجزیه و تحلیل کنیم بلکه باید با نگاه پدیدارشناسانه وضعیت موجود را بررسی کنیم و نسبت به رفع اشکالات، اقدامات لازم را انجام دهیم.