تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۴۹۴۹۹
نیم‌نگاهی به نقش جمعیت در چالش اسلام و غرب

مخاطرات سیاست‌های کنترل جمعیت


دکتر یحیى هاشم حسن فرغل ‏
ترجمه و تلخیص: ملکی معاف
‏ فعالیتهای تبلیغاتی جهانی برای کنترل جمعیت به طور مبنایی بر گسیختگی خانواده به عنوان یکی از عوامل کاهش جمعیت تأکید دارد. نمونه آن در سند کنفرانس بین‌المللی جمعیت در سال 1994م در قاهره منعکس شد ؛ در این کنفرانس بر روابط جنسی خارج از دایره ازدواج به عنوان یکی از عوامل کنترل جمعیت تأکید شد. در واقع غربیها که خود در ورطه روابط جنسی در خارج از چارچوب خانواده گرفتار آمده اند و نمی خواهند یا نمی‌توانند خود را نجات دهند اکنون به دنبال آن هستند که آن را به کشورهای ما صادر کنند تا در کنترل جمعیت ما ایفای نقش کند.‏
‏ استاد نورمن بریل که کتاب " طلوع عقل بشری " را تألیف کرده درباره خطر سیاست کنترل جمعیت می‌گوید : " هر گروهی که جمعیت خود را کنترل کنند در واقع خود را نابود می کنند و کاری می کنند که [‌در آینده ] دیگرانی که توالد و تناسل آزادانه دارند جای آنها را بگیرند." 1
‏ ما می توانیم نتایج کنفرانس فوق را که توصیه های آن همچنان ورد زبان سیاستگذاران جهان سوم است با چشم خود مشاهده کنیم. این کنفرانس اهداف حقیقی را که در پس تبلیغات پر زرق و برق غرب برای کنترل جمعیت نهفته است بر ملا کرد. آنها همواره ادعا کرده و می کنند که هدفشان از تاکید بر کنترل جمعیت ، سلامت مادران و کودکان است. اما در کنفرانس مزبور معلوم شد که آنها بیش از هر چیز نگران انفجار جمعیتی هستند ؛ چیزی که نگارنده این سطور در مقالات دیگر خود از هر دو نگاه علمی و دینی بطلان آن را اثبات کرده است.2
‏ نکته دیگر این‌است که بر خلاف تبلیغاتی که غربیها در جهان سوم راه انداخته اند و می گویند جمعیت کمتر مطلوبتر است ، اما خودشان در غرب همواره برای افزایش جمعیت تلاش می کنند ولی چون تلاشهایشان برای افزایش جمعیت خودشان نتیجه نداده به فکر کاهش جمعیت جهان سومی ها افتاده اند تا معادله به زیان آنها تمام نشود.‏
‏ همچنین معلوم شد که ادعای " تمدن انسانی معاصر " یک دروغ است زیرا در جریان کنفرانس قاهره معلوم شد که کنترل جمعیت دقیقا در چارچوب یک تهاجم فرهنگی به عنوان بخشی از جنگ تمدن ها پیگیری می‌شود. همان‌طور که عمرو موسی [ وزیر خارجه وقت مصر ] گفت : در جریان کنفرانس روشن شد که هدف تنها طرح مسائلی درباره ازدواج و روابط جنسی نیست بلکه مسئله فراتر از این حرفها و حد تقابل دینی ، تمدنی و فکری است و هر یک از دو طرف می خواهند دیدگاه خود را بر دیگری تحمیل کنند." 3
توطئه بر ضد جهان سوم:
استاد عادل حسین [ دبیرکل سابق حزب کار مصر ] می‌گوید : " [غربیها] ادعا می کنند که هدفشان از فراخواندن آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین به کنترل جمعیت این‌است که نگران گسترش فقر در این مناطق جهان هستند. اما این ادعا هیچ پایه علمی ندارد ... وانگهی آنها از کی دلسوز بشریت شده اند؟! مگر نه آن‌است که خودشان همه ثروت های ما را به تاراج برده ، عقب ماندگی اقتصادی را از قرنها پیش بر ما تحمیل کرده و ما را در باتلاق بدهی غرق کرده اند؟! "‏
فرانک نوتشتین - مدیر سابق مرکز مطالعات جمعیت در دانشگاه پرینستون که بعدا رئیس هیئت اسکان در سازمان ملل شد - یک‌بار در اظهاراتی صادقانه گفت : " باید برای جلوگیری از رشد جمعیت کشورهای جنوب برنامه ریزی شود وگرنه پیشرفت اقتصادی در این مناطق موجب خواهد شد ابرقدرتهای کنونی در آینده به اقلیتهایی تبدیل شوند که روز به روز وزن کم می کنند و در نتیجه سهمشان از ثروت جهان کاسته شود و امکان کنترل جهان را از دست بدهند. سیاست ملی ما در قبال کشورهای عقب‌مانده باید در پرتو این حقیقت تعریف شود."
در همین راستا جان کلود شسنیه - مدیر مرکز ملی مطالعات جمعیت پاریس - نیز می گوید : " اروپا با مشکل غلبه [ و انبوهی ] مسلمانان و آفریقایی ها دست و پنجه نرم می کند. با عمیق تر شدن شکاف جمعیتی و اقتصادی میان شمال و جنوب مدیترانه و انباشتگی ثروت در شمال مدیترانه (اروپا) ، جمعیت از جنوب (آفریقا) به سمت شمال حرکت می کنند و در جنوب به علت افزایش جمعیت نیروهای جوان و پویا ظهور می کند اما نیروهای شمال در اثر کاهش جمعیت رو به پیری و پژمردگی می نهند." ‏
‏ استاد عادل حسین می گوید : " غربیها از گسترش جمعیت در کشورهای ما نگران هستند اما نه به‌خاطر اینکه چنین پدیده ای به زیان ماست بلکه به‌خاطر اینکه در آینده آنها را در تنگنا قرار می دهد و به ستمها و بهره کشی های غرب از ما پایان خواهد داد. زیرا افزایش جمعیت در کشورهای سرکوب شده - همزمان با کاهش جمعیت در کشورهای صنعتی - عملا آثار شگرفی در نظام سیاسی بین المللی و توازن قوا در جهان خواهد گذاشت. این مطلب در کنفرانسی که توسط ارتش آمریکا برای برنامه ریزی بلندمدت در سال 1991م برگزار شد نیز اشاره شده است.‏
‏ هنری کیسینجر نیز وقتی مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا بود در یک تحقیق اظهار کرده بود که افزایش جمعیت جهان سوم خطری برای امنیت ملی آمریکاست. وی در تحقیق خود به این نتیجه رسیده بود که به طور خاص درباره سیزده کشور باید سیاست کاهش جمعیت در پیش گرفته شود که هفت کشور از آنها کشورهای اسلامی و کشورهای دارای اقلیتهای بزرگ مسلمان مانند هند هستند. نتیجه این تحقیق کیسینجر (200-‏nssm‏) تا سال 1990 ممنوع الانتشار بود. 4
‏ استاد فهمی هویدی (اندیشمند اسلامگرای مصری ) می گوید : " از چند دهه پیش تاکنون دانشمندان علم سیاست و جامعه شناسان در اروپا و آمریکا هشدار می‌دهند که اگر رشد جمعیت در کره زمین کنترل نشود سلطه و نفوذ غرب در جهان در آینده به خطر خواهد افتاد. یکی از مسئولان مرکز مطالعات بین المللی جمعیت در پاریس می گوید : "اگر اوضاع به همین منوال پیش برود در آینده با فاجعه ای بزرگ مواجه خواهیم شد." زیرا کاهش بی سابقه نرخ باروری در غرب در کنار باروری فراوان در کشورهای در حال توسعه می تواند نقشه جمعیتی جهان را به کلی دگرگون کند.
همچنین نورمن استولتنبرگ (مسئول سابق امور پناهندگان در سازمان ملل ) در مقاله ای که در روزنامه " کریستین ساینس مانیتور" در سال 1990 به چاپ رسیده می گوید : " افزایش مداوم جمعیت جهان سوم امنیت کشورهای اروپایی را تهدید می کند." این اظهارات نشان می دهد که هدف غرب از اعمال فشار فکری برای توقف رشد جمعیت جهان سوم ناشی از نگرانی و دلسوزی برای کشورهای جهان سوم یا تلاش برای توسعه آنها نیست بلکه در واقع می خواهند خود را از خطر آینده محافظت کنند."5
‏ بنابراین فشار غرب برای کاهش جمعیت جهان سوم در حقیقت توطئه ای علیه جهان سوم و بویژه جهان اسلام است. دکتر محمد البهی می گوید : " هدف از آنچه با عنوان کنترل جمعیت مطرح می شود در واقع این‌است که شمار مسلمانان در جهان کاسته شود و این همان نبرد صلیبی جدید بر ضد اسلام است. زیرا مسلمانان به باروری شناخته می شوند از این رو دشمنان اسلام کشورهای اسلامی را از خطر انفجار جمعیتی می ترسانند."6
‏ یک مجله سوئیسی می نویسد : " نرخ رشد جمعیت کشورهای اسلامی از نرخ رشد جمعیت کشورهای دیگر در اقصا نقاط جهان بیشتر است."7 به گفته مجله لیبدو ، در سال 2020 یک چهارم مردم جهان مسلمان خواهند بود.‏
‏ رشد فزاینده جمعیت جهان اسلام مهمترین عاملی است که استراتژیستهای اروپایی را نگران کرده است. استاد فهمی هویدی می گوید : " کسانی که جهان سوم را به کنترل جمعیت فرا می خوانند در واقع نگران خطر اسلام هستند." وی به گزارش کندی درباره این موضوع استناد کرده که از قول یکی از مسئولان تنظیم خانواده در سازمان همکاری اقتصادی توسعه ای (‏O.E.C.D‏) می گوید : " فرهنگ اسلامی شامل تعالیمی است که مسلمانان را به بزرگترین منبع افزایش جمعیت در جهان تبدیل می کند".
همچنین نویسنده کتاب " الدولة العالمیة الأولى" می گوید : یک میلیون دلیل دارم که نشان می‌دهد قدرت فزاینده آینده تنها اسلام است زیرا کشورهای اسلامی رشدی بی سابقه دارند ؛ در کشورهای پیشرفته از هر 7 زن یک فرزند متولد می شود و در اتحاد جماهیر شوروی سابق از هر 2 زن یک فرزند متولد می شد و در کشورهای در حال توسعه غیر اسلامی هر 4 زن 5‌فرزند می آورند در حالی‌که هر زن مسلمان به‌طور متوسط 6‌فرزند می آورد. به گفته واتنبرگ جمعیت جهان اسلام در سال 1950 حداکثر 375 ملیون نفر بود در حالی که انتظار می رود شمار مسلمانان در حدود سال 2020 به دو میلیارد نفر برسد. ‏
‏ پییر لیلوش معاون یکی از شهرداران سابق پاریس هشدار داده بود که خلأ جمعیتی در اروپا ناگزیر به‌وسیله انبوه مهاجران که از شمال آفریقا ، خاورمیانه ، آسیا و شبه قاره هند می‌آیند جبران خواهد شد. هنگامی که جمعیت این کشورها به 4 میلیارد نفر برسد جمعیت اروپا تنها 500 میلیون خواهد شد. جان کلود شیزنیز مدیر مرکز ملی مطالعات جمعیت در پاریس نیز چنین دیدگاهی را تأیید کرده می‌گوید : اروپا در خطر اسلامی شدن و آفریقایی شدن در اثر هجوم مسلمانان و آفریقایی هاست.8
‏ در گزارش دفتر پیگیری جمعیتی واشنگتن به این خطر اشاره شده که مسلمانان بیشترین رشد جمعیتی را دارند؛ نرخ رشد جمعیت کشورهای اسلامی 22 % بیش از سایر کشورهای در حال توسعه و 883 % بیش از کشورهای صنعتی است.9 به عقیده عادل حسین ، رشد جمعیت می‌تواند عامل درجه یک برای رشد اقتصادی و عامل اقتدار و شکست‌‌ناپذیری در مقابل دشمنان باشد. از این رو غرب برای تضعیف این عامل اقتدار جهان اسلام برنامه ریزی دقیقی انجام داده است. بخشی از برنامه غرب به تحریف عقاید دینی مسلمانان مربوط می شود. در قرائت صحیح از دین ، فزونی جمعیت یک نقطه مثبت است و روزی انسانها نیز در سایه لطف خدا و تلاش بشر تضمین می شود. اسلام اساسا طرفدار کاهش جمعیت نیست. به همین خاطر بود که کنفرانس جمعیت را در 1994 در قاهره به عنوان یک پایتخت اسلامی برگزار کردند تا به مسلمانان بقبولانند که باید رشد جمعیت خود را کاهش دهند. 10
نقش جمعیت در آینده فلسطین:‏
استاد احمد بهاء الدین از بن جوریون یکی از رؤسای سابق رژیم صهیونیستی چنین نقل می کند: " در سال 1950 نرخ رشد جمعیت یهودیان 2/6 % و نرخ رشد عربها 3/7 %بود. اما در سال 1967 نرخ رشد جمعیت یهودیان به 1/3 % کاهش یافت حال آنکه این نرخ در میان عربها به 4/3 افزایش یافته بود. یکی از مشکلات اساسی که اسرائیل در آینده با آن مواجه است افزایش جمعیت عربهاست." بن‌جوریون به شکست های پی در پی دولت صهیونیستی در افزایش رشد جمعیت در میان یهودیان اشاره می کند. وی برای تشویق یهودیان در فلسطین اشغالی به تناسل بیشتر راهکار ارائه داده است.‏
توطئه به هدف بهره‌کشی اقتصادی:
تبلیغات برای کاستن جممعیت جهان سوم و ترساندن مردم از آینده در واقع برای حل مشکل غربیها انجام می شود زیرا غرب از کمبود جمعیت رنج می برد و فزونی جمعیت جهان سوم خطری برای غرب به شمار می رود. ‏
‏ از نقطه نظر اقتصادی ما با دو پدیده مواجه هستیم : مصرف‌گرایی و اسراف در کشورهای صنعتی از یکسو و ضعف تولید در کشورهای در حال توسعه. خانم دکتر ژرمین جریر می گوید : " ما در غرب تصور می کنیم زندگی تنها به همان شیوه خودمان امکان‌پذیر است. طبیعتا برای داشتن چنین زندگی‌ای یا باید جمعیت جهان کاسته شود یا آنکه ما در شیوه مصرف‌گرایانه خود که میلیونها تن گوشت را هدر می دهیم تجدیدنظر کنیم." اسپارتاکوس آر سردبیر نشریه لندنی " گلوبال افریکا بوکیت نیوز " می‌گوید : " اروپا می خواهد اکثر کشورهای جهان آرامش را برای مردم خود تامین کنند تا اروپا بتواند به بهره برداری از منابع جهان ادامه دهد."‏
روژه گارودی فیلسوف مسلمان فرانسوی می گوید :
"‌ثروتمندان جهان زیر پوشش سازمان ملل متحد به قاهره می آیند که به فقرای عالم بگویند : شما فرزند نیاورید تا ما بتوانیم به غارت و زیاده روی خود ادامه دهیم." وی می‌پرسد : "شما (سران غرب) که مدعی هستید امکان سیر کردن همه مردم جهان وجود ندارد پاسخ دهید که چرا ایالات متحده ، اروپا را به بایر کردن 15 % از زمینهای زراعی اش وا می دارد؟! آیا جز این‌است که هدف شما تنها بالا نگه داشتن قیمت گندم صادراتی آمریکا به بهای رنجاندن گرسنگان عالم است؟!"‏
‏ در همین راستا دکتر حبیب نویر دبیرکل اتحادیه مؤسسات غیر دولتی عربی و آفریقایی می گوید : " کشورهای ثروتمند هنگامی که درباره مشکلات ما سخن می گویند اولویت را به تنظیم خانواده می دهند و درباره سایر اقدامات لازم برای توسعه هیچ پاسخی به کشورهای فقیر نمی دهند. سند کنفرانس بین المللی جمعیت نیز که توسط کشورهای ثروتمند نوشته شده در 90 % موارد درباره اقدامات لازم برای توسعه سکوت کرده است."‏
روژه گارودی می گوید : "بمب جمعیتی حیله ای برای تعمیق بهره کشی است." وی خطاب به غرب می افزاید : " آنچه خطرناک است رفتار دیوانه وار شماست که پنج قرن است بر جهان تحمیل کرده اید؛ نخست از طریق استعمار و سپس از طریق صندوق بین المللی پول." وی ادامه می دهد‌: " حاصلخیز کردن بیابانها از داکا تا موگادیشو به‌وسیله پمپهایی که با انرژی خورشیدی کار می کنند تنها 1/5 میلیارد دلار هزینه دارد یعنی معادل مبلغی که برای یک ناو هواپیمابر لازم است." ‏
‏ تبلیغات برای کنترل جمعیت کشورهای جهان سوم یک تبلیغات غیر اخلاقی است زیرا بر روابط جنسی بیرون از چارچوب ازدواج تاکید جدی دارد زیرا آن را از عوامل اصلی کاهش جمعیت می داند. غرب با این تبلیغات غیر اخلاقی می خواهد بیماری های مقاربتی را نیز به کشورهای جهان سوم صادر کند.‏
‏ این تبلیغات بیانگر چهره زشت سرمایه داری غرب است که با سرنوشت ملتها بازی می کند. در سال 1989 تحقیقاتی که توسط سه گروه از پزشکان پژوهشگر انجام شد نشان داد احتمال ابتلا به سرطان پستان در میان زنانی که از قرص های ضد بارداری استفاده می کنند 2 الی 4 برابر سایر زنان است و ابتلا به سرطان اگر در دوره باروری پیش نیاید ممکن است در دوره های بعدی زندگی آنها پیش بیاید.‏
خانم دکتر ژرمین جریر ( یکی از فعالان جنبش های زنان در قرن بیستم ) معتقد است نگرانی هایی که درباره انفجار جمعیتی مطرح می شود از سوی جریانی دامن زده می‌شود که برای کارخانه های وسایل جلوگیری از بارداری بازار درست می کنند. نخستین بار در سال 1954 بود که ترس از انفجار جمعیتی مطرح شد و مطرح کننده این موضوع نیز شخصی بود به نام هیو ام مور که خود مخترع یکی از وسایل جلوگیری از بارداری بود. در سال 1960 مؤسسه وی تبلیغات گسترده ای را درباره جمعیت جهان آغاز کرد که شش سال بعد این جریان توانست حمایت دولت آمریکا را نیز برای خود جلب کند. تصویری که آنها از جهان ارائه می دادند چنان بود که لشکرهای گرسنگان دنیا به رنگ سیاه و زرد همه جا را به تسخیر در آورده و به خوردن اموال غربیها مشغولند!!. به عقیده دکتر جریر بسیاری از محققان با حسن نیت نیز بعدها به این دیدگاه ناپخته و راستگرایانه کمک کردند.‏
‏ خانم دکتر ژرمین جریر در کتاب خود که با عنوان ‏ The FemaIe Eunuch‏ منتشر شده به ابعاد غیر اخلاقی و غیر انسانی جلوگیری از بارداری اشاره کرده، می‌گوید زنانی که از قرصهای ضد بارداری استفاده کرده اند در سنین بالا عقیم شده اند. وی در کتاب جدید خود با عنوان " غریزه جنسی و سرنوشت " به شدت به مبلغان آزادی جنسی حمله می کند و به انگیزه تبلیغات ضد بارداری می پردازد و آن را به منزله مقابله با طبیعت معرفی می کند.‏
‏ وی معتقد است " کودکان نالایق در غرب بسیار بیش از کودکان نالایق در کشورهای فقیر شرق است زیرا شیوه زندگی غربی اساسا ضد کودک است و زنانی که می خواهند باردار شوند مورد اهانت قرار می گیرند و به عنوان انسانهای منزوی که خود را در خانه حبس می کنند تحقیر می شوند. کودکان در غرب در دنیایی جدا از دنیای بزرگترها بزرگ می شوند. اساسا رابطه بین کودک و والدین در غرب قطع است و این حتی در نوع زایمان در بیمارستانهای غرب (سزارین) جلوه کرده که مادر کمترین ارتباط و تعامل را با فرزندش دارد. اساسا جامعه امروز ضد کودک است. اینکه در غرب از بارداری جلوگیری می کنیم نه به دلیل نگرانی از انفجار جمعیتی و نه به خاطر دشواریهای بچه داری بلکه به علت دوست نداشتن کودکان است."‏
‏ پژوهشهای اروپایی وقتی به موضوع کاهش شدید تولدها - بویژه در اروپا - می پردازند به نقش عوامل غیر اخلاقی در آن اشاره می کنند. لیون تاباه -از کارشناسان جمعیت شناسی که دستکم 12 سال ریاست بخش جمعیت سازمان ملل را بر عهده داشته- می گوید : "‌برای کاهش شدید تولدها در غرب علل مختلفی ذکر شده از جمله : آزادی زنان ، رواج وسایل جلوگیری از بارداری که انقلابی در ارضای غریزه جنسی به شمار رفت و قانونی شدن سقط جنین"‏
آمارها نشان می دهند در سال 1965 که قرص ضد بارداری برای نخستین بار در آلمان غربی عرضه شد تولدها به نصف کاهش یافت. در آن زمان در شوروی سابق هر زنی که در سن بارداری بود هر سال دو بار یا بیشتر سقط جنین می کرد. ایتالیا نیز در رتبه دوم آمار سقط جنین قرار داشت به‌گونه ای که در ازای هر 1000 نوزاد
367 مورد سقط جنین صورت می گرفت.‏
راه‌حل مشکلات اقتصادی افزایش تولید است نه کاهش جمعیت:
بزرگترین بهانه ای که مروجان کاهش جمعیت در جهان سوم مطرح می کنند مسئله مشکلات اقتصادی است حال آنکه مشکلات اقتصادی به خاطر سوء مدیریت و عدم تولید به وجود می آید. دکتر عبد المجید فراج (استاد برنامه‌ریزی اقتصادی) می گوید : " اگر اقتصاد از یک جهت در خدمت جمعیت قرار می گیرد باید گفت که جمعیت از چند جهت در خدمت اقتصاد قرار دارد که هنوز به طور روشن و دقیق به آنها پرداخته نشده است." بنابراین ریشه مشکلات اقتصادی در فزونی جمعیت نیست بلکه عوامل دیگری دارد و مدیریت صحیح می تواند جمعیت را نیز در خدمت شکوفایی اقتصاد به کار بگیرد.‏
‏ مثلا می گویند مساحت زیر کشت در مصر در گذشته و حال ثابت مانده ولی جمعیت مصر چند برابر شده است بنابراین دولت مصر باید رشد جمعیت را متوقف کند. در مقابل این استدلال می توان گفت : چرا باید هر یک از کشورهای اسلامی به تنهایی مایحتاج خود را تامین کند؟ چرا باید هر کشور اسلامی اقتصاد خود را تنها با نظر به امکانات خود تنظیم کند؟ آیا کشورهای اسلامی نمی توانند از مساحت عظیم کشور سودان و عراق و الجزایر نیز استفاده کنند؟ چرا باید طرح سایکس پیکو که کشورهای عربی را تقسیم کرد بر ذهن ما حکومت کند؟ به نظر می رسد کشورهای اسلامی به جای مبارزه با رشد جمعیت باید به وحدت و همکاری با یکدیگر بیندیشند.
رشد فزاینده جمعیت در کشورهای اسلامی به جای اینکه تهدیدی برای اقتصاد ما تلقی شود می تواند فشار مضاعفی را بر سیاستمداران برای گسترش همکاری ها ایجاد کند و به فرصتی برای همکاری کشورهای اسلامی و وحدت آنها تبدیل شود.‏ ‏ ما ادعا نمی کنیم که فراوانی جمعیت به تنهایی می تواند موجب اقتدار و خیزش امت اسلامی شود ولی معتقدیم این نیز یکی از عناصر ضروری است که در کنار سایر عوامل به خیزش مجدد جهان اسلام منجر خواهد شد. در اندیشه اسلامی رزق از سوی خداوند تعیین می‌شود و برایند عوامل مادی و معنوی به‌گونه ای است که افزایش جمعیت ضامن افزایش رزق نیز هست. در یک کلام همه باید با ایمان به خدا و با استفاده از عوامل مادی و معنوی برای خیزش مجدد جهان اسلام بکوشیم و درباره نسخه هایی که غرب برای ما می پیچد با تردید بنگریم.‏
پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات