تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۴۹۵۰۱

مهاجرت؛ فرصت یا تهدید


حسین محمدی‌فومنی
امروزه مهاجرت مردم یک کشور به سرزمینهای دیگر به دلایل متعددی از جمله به منظور دستیابی به شرایط بهتر اقتصادی و اجتماعی و یا به دلایل سیاسی انجام می گیرد. مهاجرت عبارت‌است از: ( جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. )مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.
اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، «مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر که در آنجا شهروند نیستند، محسوب می‌شود. مهاجرت به‌طور ضمنی به اقامت درازمدت اطلاق می‌شود، توریستها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به‌عنوان مهاجرت شناخته نمی‌شوند.
مها جرت به انواع مختلف مانند مهاجرت خارجی و داخلی تقسیم می‌شود:
مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند، در حالی که مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است. حرکت روزانه مردم از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ برای رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود.در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند. حرکت کوچ‌نشینان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها در فصل میوه‌چینی، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند.
پناهندگی نوعی از مهاجرت خارجی است که عوامل دافعه در مبدا مردم را مجبور به نقل مکان می‌کند. به‌عنوان نمونه،تشکیل دولت اسرائیل زمینه ساز پناهندگی بسیاری از فلسطینیها به اردن، مصر، سوریه و لبنان شد. حمله شوروی به افغانستان و جنگ‌های داخلی در آن کشور، باعث پناهندگی افغانها به ایران و پاکستان گردید. خشکسالی، قحطی و جنگ‌های داخلی باعث پناهندگی به کشورهای مجاور شده است.
برخی مهاجرت‌های خارجی با هدف دستیابی به منابع طبیعی و ثروت و یا دستمزد و رفاه بیشتر انجام می‌پذیرد که به آن مهاجرت اختیاری گفته می‌شود.در این گونه مهاجرت‌ها کشور مبدا دچار مشکلات اقتصادی است. به‌عنوان نمونه مهاجرت اروپاییان به آمریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا در قرن نوزدهم یک مهاجرت اختیاری است. مهاجرت کارگران ترکیه به آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم و مهاجرت مردم اتریش، مجارستان،یوگسلاوی به آلمان پس از سال 1989 نیز مهاجرت‌های اختیاری هستند.
در بیشتر موارد مهاجرت شرایط نژادی و فرهنگی مختلفی پیدا می‌کنند. این مسئله باعث تنش‌های اجتماعی ترس و واهمه از خارجی و برخورد و مقابله باهویت ملی وبومی، در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به حساب می‌آید.کشورهای مهاجرپذیر نیز از نیروی کار مهاجران نفع می‌برند. بسیاری ازکشورهای صنعتی برای گردش اقتصاد خود به نیروی کار ارزان مهاجرین نیازدارند. مهاجران بویژه در بخش‌های کشاورزی، ساختمان، رستوران‌داری و هتلداری، مراقبت از سالمندان، نظافت و خدمتکاری منازل مشغول به کار هستند.
حتی در درون اتحادیه اروپا نیز انجام کار محدودیت‌های اقامتی برای ‌بعضی از کشورها دارد و این امر رسماً به مهاجرت و کار غیرقانونی دامن ‌می‌زند. در واقع در بحث‌های مربوط به مهاجرت غالباً چنین جلوه داده می‌شود که مهاجرین خود را به زور به جوامع مرفه‌تر تحمیل می‌کنند. دراین میان نه تنها به علل مهاجرت که ریشه بسیاری از آنان، مناسبات‌اقتصادی جهانی است، اشاره نمی‌شود، بلکه در مورد منافع سرشاری که از راه مهاجرت قانونی و غیرقانونی نصیب سوداگران می‌گردد، نیز سکوت می‌شودکه دراین راستا با موانع های متعددی مواجهه می شوند، البته موانع مهاجرت فقط‌ مسائل قانونی نیستند بلکه موارد طبیعی هم خیلی نیرومند هستند. مهاجران هنگام ترک کشورشان باید خیلی چیزهای مورد علاقه را از قبیل:
خانواده، دوستان، شبکه حمایتی و فرهنگ خود راهم ترک گویند.آنها همچنین باید دارایی‌های خود را به مقدار زیاد به پول نقد تبدیل کنند که خرج مسافرت ومهاجرت خود را تامین کنند. وقتی که آنها به کشور جدید می‌رسند، با خیلی چیزهای غیرمطمئن و پیش بینی نشده مانند: پیدا کردن کار، محلی برای زندگی کردن، قوانین جدید، الگوهای فرهنگی جدید، مسائل مربوط به لهجه زبانی، راشیسم و نژادگرایی و سایر رفتارهای مخالف باخانواده خود مواجه می‌شوند ، اما در حال حاضربر طبق آخرین گزارش‌ها برنامه توسعه سازمان ملل متحد مهاجرت به نفع کشورهای فقیر نیز می‌باشد.
همانند آنچه که در بازار آزاد جهانی وجود دارد، این‌طور به‌نظر می‌رسد که نیروی کار مازاد کشورهای خود را که تقاضای کار برای آنها کم است کشورخود را ترک کرده وبه کشورهای دیگر می‌روند که تقاضای کار برای آنها زیاد است.مهاجرت‌های بین‌المللی منجر به کسب مهارت و آموزش نیز می‌شود.
مزایای مهاجرت برای کشورهایی مثل کانادا که نرخ تولد در آن پایین است، به وضوح قابل مشاهده است. طبیعی است که کشورهای فقیر تمایلی به از دست دادن نیروهای متخصص ندارند؛ اما راه‌حل این مشکل این نیست که نیروی کار آماده در جایی باشد که به کار گرفته نشود و یا محروم از کار کردن باشد، در واقع شواهدی موجود است که مهاجرت‌های این چنینی موجب مساعدت به کشورهای فقیر است، در حال حاضر هیچ کشوری آزادی کامل برای رفت و آمد و کوچ کردن را فراتر از مرزهای خود نمی‌دهد وقوانین حقوق بشر بین‌المللی اجازه داخل شدن به مرزهای کشور دیگر را نمی‌دهند.بر طبق ماده 13 اعلامیه بین‌المللی حقوق بشر شهروندان نبایستی ممانعتی در ترک کشور خود داشته باشند. کوفی عنان دبیرکل پیشین سازمان ملل در گزارشی در مورد اثر توسعه ای
مهاجرت بین المللی خواستار ایجاد مجمع دائمی شد که دولت ها از طریق آن بتوانند نگرش های سیاستی در مورد مهاجرت را مقایسه و بررسی نمایند، میگوید مهاجران نه تنها مشاغلی که ساکنان دائم کشورهای میزبان رغبتی به انجام آن ندارند، قبول می کنند، بلکه اوضاع اقتصادی را بهبود بخشیده و تقاضا برای کار را فعال می کنند. مهاجران، نظام بازنشستگی را در کشورهایی که دارای جمعیت سالمند هستند تقویت می کنند ،براساس گزارش سازمان ملل متحد، مهاجرت می تواند برای هر دو طرف یعنی کشور مهاجر پذیر وکشور اعزام کننده مهاجر دارای منفعت باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات