هر چند محسن رضایی اظهارات منتسب به خود را که اول بار سایت انصار نیوز منتشر کرد، تکذیب کرده است اما مصاحبه یک روز بعد او با روزنامه اعتماد ملی نشان میدهد که اختلافات او با دولت و شخص احمدینژاد بسیار جدی است و در خفا و علن زبان به انتقاد گشوده است. البته این اختلاف پیش از این در دو عرصه مجال بروز یافته بود. یکی در نوع مباحثی که سایت «بازتاب» به آن میپرداخت. با توجه به این که این پایگاه اینترنتی به محسن رضایی منتسب است انتقادات صریح «بازتاب» موضع رضایی هم تلقی میشد. همانطور که احمد توکلی از طریق تارنمای «الف» دیدگاههای همفکران خود را منعکس میکند. شدت برخورد «بازتاب» که روزی خودیترین سایت سیاسی محسوب میشد به گونهای که دولت سرانجام برای توقیف آن تلاش کرد. اما پس از فیلتر شدن «بازتاب» هر چند مثل همه سایتهای دیگر فعالیت آن متوقف نشده لحن محسن رضایی نیز تغییر کرده است. عرصه دیگری که تقابل دیدگاههای این چهره اصولگرا با دولت اصولگرا از آن مشاهده میشود نحوه اجرای برنامه توسعه و سند چشمانداز است. رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است و مقام رهبری نظارت بر حسن اجرای «برنامه» در راستای نیل به اهداف سند چشمانداز و تحقق آرمانها را در سال ۱۴۰۴که به افق ۱۴۰۴موسوم است به این مجمع سپرده و رضایی در جایگاه دبیر مجمع بیش از دیگران نسبت به این امر حساسیت نشان میدهد. خصوصاً این که از انتقادات هاشمی رفسنجانی در مقام رییس مجمع تلقی برخورد سیاسی میشود زیرا همه میدانند او با احمدینژاد موافق نیست و رویکرد دولت او را نمیپسندد اما اظهارات محسن رضایی به خصوص پس از جدل با هاشمی بر سر علت پایان جنگ به شخص رییسجمهور منتسب نمیشود.
اما محسن رضایی چه گفته بود؟ یا سایت «انصار » گفت یا ادعا کرد که چه گفته است؟ «انصار نیوز» که به شورای هماهنگی نیروهای حزبالله وابسته است خبر داد: محسن رضایی در «همایش ایران 1404 از حرف تا عمل» که توسط روزنامه خراسان و در مشهد بر پا شده بود گفته است: «مردم در انتخابات پیش رو (مجلس هشتم) با رأی خود این مسیر را اصلاح خواهند کرد. اینها نیروهای دست ششم ما هستند. احمدینژاد، صادق محصولی و پرویز فتاح و امثال اینها نیروهای دست ششم هستند. در ضمن آقای احمدینژاد نهایتاً در حد استاندارد بوده است. از او بیش از این انتظار نداشته باشید. یک سری شتابزدگیها به این دلیل است.» هر چند که محسن رضایی تکذیب کرده اما قابل حدس است که این سخن را به صورت غیر رسمی و در حاشیه گفته باشد. احتمالاً در پاسخ به پرسش فردی با عنوان دانشجو که در واقع میتواند خبرنگاری باشد که در روزگاری که به راحتی میتوان گفتهای را ضبط و مخابره کرد فرستاده که از سایت انصار سر در آورده است. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبهای که در روزنامه اعتماد ملی درج شد نیز سخنی گفت که طعنه آشکار به اظهارات رییس جمهوری پیرامون پرونده هستهای بود. آقای احمدینژاد پیش از این در یکی از سفرهای استانی که معمولاً صریحتر و با هیجانتر سخن میگوید گفته بود. ما ترمز و دنده عقب قطار هستهای را بیرون انداختهایم و راه برگشت و توقف ندارد. جمله «قطار هستهای ترمز و دنده عقب ندارد» بازتاب گستردهای در رسانهها و محال غربی بر جای گذاشت و تندی لحن کشورهای عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل افزود. اما محسن رضایی گفته است: قطار هستهای هم راننده دارد هم ترمز. این دیگر نقل قول از سایت انصار نیست. اظهارنظر او در یک مصاحبه رسمی است. با این وصف روشن نیست که این نحوه انتقاد چرا در مقطع کنونی بروز یافته است؟ برخی معتقدند در آستانه انتخابات مجلس هشتم او قصد دارد حزبی را که احتمالاً «اتحاد ملی» نام دارد تأسیس کند و از همین حالا باید با دیگر اصولگرایان مرزبندی کند. وی در نظر دارد خود را در اندازه یک ضلع سیاسی و نه الزاماً زیرمجموعهای از اصولگرایان تعریف کند. به همین خاطر دور از انتظار نخواهد بود که از این پس شاهد اظهارنظرهای صریح و انتقادی دیگری نیز از او باشیم. با این نوع نگاه به دولت و رییس آن، تصویر فضای جلسات مجمع تشخیص مصلحت نیز جالب میشود. جایی که محمود احمدینژاد، هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی کنار هم مینشینند. آیا درون یک جلسه با هم تعارف و خوش و بش میکنند و در بیرون علیه هم موضع میگیرند؟ سیاست، دنیای عجیبی است. نویسنده این سطور به خاطر دارد که همین آقای محسن رضایی در جریان یک مصاحبه انتخاباتی در اردیبهشت ماه سال 84 درباره آقای خاتمی نیز تعبیر جالبی را به کار برده بود. بعد که با او تماس گرفته شد خواست آن عبارت حذف شود. مردان سیاست باید به گونهای اظهارنظر کنند که ناگزیر از تکذیب و توضیح نباشند و از ایده و دیدگاه خود دفاع کنند. پایگاه اصلی آقای رضایی برای تشکیل حزب، فراکسیون وفاق و کارآمدی مجلس فعلی است که این ذهنیت را ایجاد کرده است که میتواند در مجلس هشتم در قامت یک فراکسیون حزبی ظاهر شود. رویکردی که قطعاً در گسترش فرهنگ تحزب موثر خواهد بود و از این نظر اقدام رضایی را باید ستود. سؤال دیگر این که آیا راست است آقای رضایی قصد داشت در صورت ماندن و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدینژاد را معاون اول خود کند؟