ترجمه: فرزانه سالمی
حلقه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ظاهرا هر روز تنگ و تنگتر میشود و کاندیداها به صورت جدی خود را برای رقابت در انتخابات سال 2008 میلادی آماده میکنند. برای یکی از این کاندیداها ـ یعنی سناتور جان مککین ـ این رقابتها مفهوم دیگری دارد. او 8 سال پیش یعنی قبل از آنکه جورج بوش در دو دوره پیاپی به ریاستجمهوری آمریکا برسد، در همین رقابتها شرکت کرده بود؛ اما از آن زمان تاکنون، انگار هزاران سال گذشته و همهچیز تغییر یافته است.
8 سال پیش، دورنمای پیروزی احتمالی جان مککین در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بسیار روشنتر از شرایط فعلی بود. این سناتور آمریکایی که کولهبار شرکت در جنگ ویتنام را بر دوش دارد، در سال 2000 میلادی توجه بسیاری از رایدهندگان آمریکایی را به خود جلب کرد اما امسال وقتی میخواست کاندیداتوری خود برای ریاستجمهوری آمریکا را اعلام کند به نیوهمپشایر رفت؛ یعنی ایالتی که در همان سال 2000 میلادی، او را به جورج بوش ترجیح داده بود.
اما واقعیت این بود که آن جادوی سال 2000 میلادی از سرنوشت جان مککین رخت بربسته بود و حتی در ایالت نیوهمپشایر هم میشد سردی و بیتفاوتی رایدهندگان نسبت به جان مککین را مشاهده کرد. آنها حتی نصف استقبال سال 2000 میلادی را هم نشان ندادند. تنها تفاوت امسال با سال 2000 میلادی آن نیست که جان مککین و حامیانش دیگر سن و سالی از آنها گذشته است؛ بلکه باید سیاستهای جورج بوش و جنگ عراق و تبعات آن را هم در این بیتفاووتی موثر دانست. بحران عراق عملا باعث شده که صحنه سیاسی آمریکا شکلی کاملا متفاوت با گذشته به خود بگیرد.
8 سال پیش، سیاستمداری مثل جان مککین ـ که قهرمان جنگ ویتنام به شمار میآمد ـ آلترناتیو خوبی برای بیل کلینتون به شمار میآمد؛ به خصوص با توجه به آنکه رایدهندگان آمریکایی به الگور و جورج بوش اعتماد زیادی نداشتند.
مککین در آن زمان در درون حزب جمهوریخواه هم ستاره اقبال خود را رو به اوج میدید؛ زیرا عده زیادی از جمهوریخواهان، سیاستهای بنیادگرایانه جورج بوش را برنمیتابیدند و منتقد آن بودند. اما نوع خاصی از جمهوریخواهی که توسط جان مککین به نمایش گذاشته شده بود، حتی به کام جوانان آمریکایی هم خوش میآمد.
اما در این 8 سال، جنگی اتفاق افتاده و نیاز به قهرمانان جدید را هم آشکار کرده است. جنگ ویتنام ـ و به تبع آن جان مککین ـ در حال حاضر نماد شکستی است که جامعه آمریکا از ویتنام به خاطر میآورد. آنچه که به طرز وحشتآوری بر تلاشهای مککین در رسیدن به ریاستجمهوری سایه افکنده است، حمایت وی از جورج بوش در حمله به عراق بود. از همان زمان به بعد، ستاره اقبال جان مککین افول کرده و به شکل خاصی، مواضع او را شبیه و نزدیک به مواضع جورج بوش جلوه داده است.
او در دوران حضورش در سنای آمریکا در تلاشها برای اثبات اطلاعات نادرست تسلیحاتی از عراق شرکت داشته و در عین حال، در برنامهریزیهای ناموفق و شکستخورده جمهوریخواهان آمریکایی نیز نقش ایفا کرده است.
اما جان مککین در عین حال حامی سرسخت افزایش شمار نیروهای نظامی آمریکا در عراق بود و مخالف سرسخت دیدگاههای مطرحشده در گزارش بیکر ـ همیلتون (یعنی خروج مرحله به مرحله از عراق) به شمار میآمد. اتخاذ چنین مواضعی از سوی مککین باعث شده او را به عنوان دیوار بلند حاشا و توجیه جورج بوش بشناسند.
برای حامیان مککین، چنین شرایطی بسیار ناراحتکننده است و چرخش نامطلوبی در سیاستهای او به شمار میآید. شاید سایه شوم همین وضعیت باشد که برنامههای تبلیغاتی این سناتور آمریکایی را به چنین سردی آشکاری آمیخته است.
او در جمعآوری پشتوانه مالی برای تبلیغات انتخاباتی خود نیز چندان موفق عمل نکرده است و البته این وضعیت، جمهوریخواهان را هم با مشکلات زیادی مواجه خواهد کرد.
اکنون جمهوریخواهان این پرسش را در میان خود مطرح میکنند که غیر از جان مککین، چه کسی را میتوانند به عنوان کاندیدای این حزب در انتخابات ریاستجمهوری سال 2008 میلادی معرفی کنند؟ آیا حتی کاندیدای جدید هم میتواند شانسی برای پیروزی در این انتخابات داشته باشد؟ واقعیت آن است که اشتباهات جورج بوش باعث شده ایدئولوژی جمهوریخواهی در آمریکا نیز به شدت زیر سوال رود و مورد تردید واقع شود.
در جریان برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا مشخص شد که «عراق» مساله اصلی در انتخاب رایدهندگان آمریکایی به شمار میآید. از آنجا که مساله عراق به بحث اصلی کنگره دموکرات تبدیل شده، این مساله تا پایان دوره ریاستجمهوری آمریکا هم در اذهان عمومی پررنگ باقی میماند و انتخابات آینده را هم تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین جمهوریخواهان یا باید گزینه «وفاداری به بوش» را انتخاب کنند؛ و یا گزینه «انتقاد» از او را مورد توجه قرار دهند تا بتوانند شانس خود در انتخابات را بیازمایند. ظاهرا حزب جمهوریخواه هنوز به چنین درکی از وضعیت موجود نرسیده است؛ بنابراین مناقشه فعلی در درون حزب جمهوریخواه است؛ نه بین جمهوریخواهان و دموکراتها.