تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۴۹۶۱

می‌خواستیم شکل جهان را تغییر دهیم


ترجمه: محمدصادق امینی

از جنگ، ایدز، فقر، قحطی، خشکسالی و جنگ‌های داخلی در آفریقا بسیار خوانده و شنیده‌ایم. مشکلات کوچک و بزرگ آفریقا بر کسی پوشیده نیست. مشکلات پیدا و پنهان آفریقا چندین دهه است که بر سر مردمان قاره سیاه سایه‌یی بزرگ گسترانیده است. رهبران بزرگی در آفریقا مانند نلسون ماندلا، رابرت موگابه و کنت کائوندا با هزاران امید و آرزو برای داشتن آینده‌یی بهتر به مبارزه پرداختند تا سرنوشت خود را با تکیه بر منابع غنی آفریقا به دست بگیرند ولی گویا با وجود معادن بزرگ طلا، الماس، مس، پلاتین و... خاک غنی آفریقا نفرین شده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح مصاحبه‌یی است که هفته‌نامه آلمانی اشپیگل با کنت کائوندا انجام داده است.

* آقای رئیس‌جمهور 50 سال پیش که غنا از انگلیس استقلال یافت اولین کشور در آفریقا بود که استقلال یافت. وقتی شما به آن روزها فکر می‌کنید چه چیزی به خاطر می‌آورید؟

** آن دوران زمان فوق‌العاده‌یی بود. من در آن هنگام جوانی 23 ساله بیشتر نبودم ولی «قوام نکرومه» اولین رئیس‌جمهور غنا من را برای شرکت در جشن‌ها به «اکرا» پایتخت این کشور دعوت کرد. تمام آفریقا به طرز باور نکردنی در جشن و شادی بود. مردم در خیابان‌ها آواز می‌خواندند و می‌رقصیدند. ما می‌خواستیم شکل جهان را تغییر دهیم و هر کاری را به گونه‌یی متفاوت انجام دهیم.

* جرقه استقلال خیلی زود از غنا به سایر کشورها رسید و تقریباً اکثر کشورهای آفریقایی در دهه بعد و مخصوصاً زیمبابوه در سال 1964 استقلال خود را به دست آوردند.

** اتفاقی که در غنا روی داد همه ما را متحول کرد. آن علامت (نشانه‌)یی برای ما بود. ما به دوران وحشتناک گذشته تجارت برده و استعمارگرایی نگاه کردیم. رژیم آپارتاید همچنان در آفریقای جنوبی در قدرت بود. یکباره دری به روی ما باز شده بود و ما از طریق آن آزادی را دیدیم. همگی ما خواستار این بودیم که در اولین فرصت ممکن استقلال برای ما اتفاق بیفتد. هیچ‌کس دیگر نمی‌خواست صبر کند.

* شاید خیلی زود بود؟ (خلی زود نبود؟)

** گفتن چنین چیزی خیلی سخت است. ما جوان و بی‌پروا بودیم، زمانی برای تلف کردن نداشتیم و در همین حال نگران این بودیم که حاکمان به ناگهان ذهنیت خود را درباره مسائل تغییر دهند. اما شما درست می‌گویید، ما یکباره در حال و هوای خودمان قرار گرفتیم. بعد از چندین دهه زیردست بودن ما ناگهان باید مراقب خودمان می‌شدیم. در کنار اینما باید همچنان یاد می‌گرفتیم که چگونه با یکدیگر رفتار کنیم. هنگامی که من در سال 1964 اولین رئیس‌جمهور زامبیا شدم ایمان من به مسیح خیلی به من کمک کرد.

* شما از یک خانواده فداکار مذهبی هستید. مادر شما معلم بود و پدرتان یک وزیر.

** خدای خالق را باید با تمام قلب، روح، روان و انرژی دوست داشت. این روشی بود که من طبق آن بزرگ شدم و سعی کردم در دوران ریاست جمهوری طبق آن عمل کنم. از همه بیشتر سعی ‌کردم که کشور را طبق فرمان خدا شکل دهم. «همسایه‌ات را باید مثل مالت (اموالت) دوست داشته باشی.»

* چنین کاری (دوست داشتن) در جایی که درگیری‌های قومی همچنان به زندگی روزمره شکل می‌دهد، کار آسانی نیست.

** ما باید به قبیله‌گرایی غلبه کنیم. به همین دلیل است که ایمان خیلی اهمیت دارد. 73 قبیله سیاه و چند قبیله سفید در زامبیا زندگی می‌کنند؛ یک قبیله آلمانی، یک قبیله انگلیسی و مهاجرانی که بعداً به این منطقه آمدند. اما چیزی که همه ما را یکی می‌کند این است که همگی ما انسان هستیم و به این ترتیب در کنار یکدیگر با صلح زندگی می‌کنیم.

* آیا شما همچنان رویاهایتان را به خاطر می‌آورید؟

** مهم‌ترین آرزوی من در زندگی آموزش و پرورش است زیرا قبل از رسیدن به این مرحله مردم هیچ شانسی برای یادگیری چیزی ندارند. ما در این کشور فقط 100 فارغ‌التحصیل دانشگاه و 300 دکتر داشتیم.

300دکتر در کشوری که چند میلیون نفر در آن زندگی می‌کنند! آیا شما می‌توانید چنین چیزی را تصور کنید!

ما می‌خواستیم چنین چیزی را تغییر دهیم. ما می‌خواستیم که جاده، بیمارستان و مدرسه بسازیم و تا حدودی موفق بودیم. هنگامی که ما در سال 1991 دولت را ترک کردیم یکی از دستاوردهای ما این بود که 12 هزار زامبیایی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بودند و خیلی‌ها برای تحصیل به خارج فرستاده شده بودند، هم به غرب و هم به اروپای شرقی.

* اما بسیاری از آنها هرگز بازنگشتند و در عوض به جست‌وجوی کار در خارج پرداختند؟

** بله. این سرنوشت آفریقاست. مردم چیزی یاد می‌گیرند و غیب‌شان می‌زند. تمام قاره افریقا از مهاجرت رنج می‌برد. ما باید روش‌هایی پیدا کنیم تا زندگی در اینجا جذاب‌تر شود. ما نمی‌توانیم همیشه شاهد این باشیم که بهترین مردم ما به آمریکا و اروپا می‌روند.

* اما سوسیالیسم مسیحی که شامل ملی شدن اقتصاد بود شکست خورده تلقی می‌شود.

** آن بدشانسی ما بود که قیمت مس در آن زمان خیلی کم بود. امروزه اوضاع کاملاً متفاوت است و قیمت‌های مواد خام روز به روز در حال افزایش است. از طرف دیگر بانک جهانی فشار زیادی بر ما وارد می‌کرد و دائماً از ما درخواست می‌کرد که خصوصی‌سازی کنیم، اما دولت ما حقیقتاً در مسیر درستی بود.

شما می‌بینید که حالا چه اتفاقی افتاده است. معاون مس ما به هندی‌ها، چینی‌ها، کانادایی‌ها و آمریکایی‌ها فروخته شده است و ما هیچ کنترلی بر روی ثروت نداریم؛ چنین چیزی مایه خفت و بی‌آبرویی است.

* آسیا زمانی بدتر از آفریقا بود. در واقع عوامل بیشتری علیه آنها وجود داشت مثل کمبود منابع طبیعی و جمعیت بسیار زیاد. با این حال اکثر آسیایی‌ها امروز وضعیت بهتری از آفریقا دارند.

** ما مس، طلا، پلاتینیوم و آهن داریم. خدای بزرگ واقعاً به این زمین‌ها برکت و ثروت داده است. ولی این مسأله برای من معما است که چرا ما آفریقایی‌ها برای مدیریت این منابع خیلی مشکل داریم. گاهی اوقات من فکر می‌کنم که این منابع طبیعی نفرین شده هستند. حرص، حسادت و جنگ‌ها در حال از پا درآوردن قاره آفریقا هستند.

* آیا آفریقایی‌ها خودشان مسوول مصیبت‌هایی (مثل شرایط داخلی زیمبابوه) که سرشان می‌آید، نیستند؟

** من و رابرت موگا به رئیس‌جمهور زیمبابوه دوستان خوب و متحدان نزدیکی در تلاش برای استقلال آفریقا بودیم.

موگابه زمان زیادی را صرف جنگ برای کسب استقلال کشورش کرد. او رنج‌های بسیاری کشید و سال‌ها در زندان بود.

* آیا زندان افتادن باعث شد که او خشن شود؟

** کسی که امروز می‌خواهد در مورد موگابه قضاوت کند نباید تاریخ را نادیه بگیرد. او 10 سال در زندان بود و چند سال بعد از اینکه از زندان آزاد شد اولین رئیس‌جمهور سیاه‌‌پوست زیمبابوه شد. در آن هنگام مارگارت تاچر نخست‌وزیر انگلیس به او گفت. هر کاری که دوست داری انجام بده ولی حداقل برای 10 سال کاری به مسأله زمین نداشته باش، کشاورزهای سفیدپوست را نیز از این کشور بیرون نکن. موگابه رئیس‌جمهور بود ولی با این حال بیشتر کشور همچنان در دست کسانی بود که 10 سال او را در زندان انداخته بودند. اما او به قولش عمل کرد.

* آیا موگابه باید همه مهاجران سفید را از کشور بیرون می‌انداخت.

** ایان داگلاس اسمیت که با موگابه بسیار بدرفتاری کرد همچنان در صلح و آرامش در زیمبابوه زندگی می‌کند. موگابه باید کاری می‌کرد. ما نباید از او انتقاد کنیم. او با رئیس‌جمهور شدن وارد جهنم شد.

* زیمبابوه از زمانی که دست به اصلاحات ارضی زد تبدیل به ویرانه‌یی شده است. این کشور بالاترین نرخ تورم دنیا را دارد و 80 درصد جمعیت آن بیکار هستند.

** قطعاً اشتباهاتی در این میان صورت گرفته است. ولی موگابه مرتکب آنها نشده است. من امیدوارم که حوادث وحشتناک زیمبابوه درسی برای همه ما باشد زیرا آفریقای جنوبی و نامیبیا می‌توانند در صورتی که مراقب نباشیم گرفتار مشکلات مشابهی شوند. بیشتر اراضی در این کشورها در دستان سفیدپوستان است و آنها نیز تاریخی دردناک از استعمار و رژیم آپارتاید دارند.

* این درس‌ها چه می‌توانند باشند؟

** تعداد معدودی سفید نمی‌توانند املاک زیادی را در اختیار داشته باشند در حالی که سیاه‌پوستان در این کشورها از گرسنگی رنج می‌کشند. سیاه‌پوستان در این کشورها به اندازه کافی رنج کشیده‌اند. ما قدرت را به دست نگرفتیم که تسلط اقلیت سفیدپوست بر روی اراضی ادامه یابد. با این حال نلسون ماندلا رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی و تابو امبکی در خصوص این اقلیت خیلی محتاط بودند. اقلیتی که مسوول مشکلات بزرگی برای کشور است. این اقلیت نباید از این رابطه دوستانه سودجویی کند زیرا آنچه که در زیمبابوه اتفاق افتاد (اخراج سفیدپوستان) می‌تواند اینجا روی دهد.

* به هر حال آفریقا مشکلات خیلی بزرگی دارد.

** بله آفریقا مشکلات بزرگی دارد. جنگ و ایدز به مشکل گسترده فقر و گرسنگی می‌افزاید. این در حالی است که ما قرض‌های زیادی داریم و دیگر نمی‌توانیم مدرسه یا بیمارستان بسازیم ولی با این حال من در سن 82 سالگی همچنان در حال مبارزه علیه ایدز هستم. آفریقا یاد گرفته است که چطور با چالش‌های جدی دست و پنجه نرم کند. آفریقا می‌تواند بجنگد. من شخص خوش‌بینی هستم. ما ارباب آینده خود خواهیم بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات