«نوری المالکی» نخستوزیر عراق با صدور دستور توقف احداث دیوار حائل در منطقه الاعظمیه در بغداد، مراتب خشم و مخالفت خود با این تصمیم و اقدام آمریکا در عراق را ابراز داشت. وی در جریان کنفرانس مطبوعاتی با «عمروموسی» دبیرکل اتحادیه عرب در قاهره صراحتاً اعلام کرد نمیگذارم آمریکا در بغداد، دیوار حائل بسازد. من با ساخت این دیوار مخالفت کردهام و احداث آن به زودی متوقف خواهد شد.
اگرچه اشغالگران سعی دارند اهداف خود را در عراق به پیش ببرند لکن مخالفت علنی نخستوزیر عراق، شرایط پیچیدهای را برای اشغالگران به وجود آورده است. «رایان کراکر» سفیر آمریکا در عراق در یک موضعگیری رسانهای ادعا کرد که آمریکا همراه و همگام با دولت و مردم عراق حرکت خواهد کرد. وی گفت: «ما به خواست دولت و مردم عراق احترام میگذاریم» اما حاضر نشد درباره توقف این طرح توضیحی بدهد.
به طور همزمان، تلاش مردم و ساکنان منطقه الاعظمیه برای برپائی تظاهرات اعتراضآمیز علیه احداث دیوار حائل اطراف این منطقه بخاطر مخالفت نظامیان آمریکائی با این تظاهرات و اعمال شرایط امنیتی ویژه از طرف ارتش آمریکا به جائی نرسید و اشغالگران تهدید کردهاند که هرگونه مخالفت علنی را به شدت سرکوب کرده و معترضین را دستگیر میکنند.
همین رفتار اشغالگران بخوبی نشان میدهد که ادعای همراهی با دولت و مردم عراق و احترام به نظر آنها، چقدر واقعیت دارد؟ با اینهمه بنظر میرسد که ادامه عملیات احداث دیوار حائل به راحتی امکانپذیر نیست. سرهنگ دوم «کریستوفر گارور» سخنگوی ارتش اشغالگر آمریکا در عراق گفت: ما از نظرات مالکی آگاه شدهایم و در این مورد مذاکراتی هم انجام شده و ما خواهان ادامه آن هستیم.» از این جملات پیداست که آمریکا همچنان خواهان استمرار طرح و تکمیل دیوار حائل است و دولت بغداد همچنان مخالفت میورزد. چرا که در غیر اینصورت، ادامه مذاکره موضوعیتی نداشت.
آمریکا به بهانه کاهش حوادث تروریستی در بغداد، به ایجاد دیوار حائل متوسل شده است لکن دلایل موجهی وجود دارد که نشان میدهد اشغالگران اهداف مهمتر و درازمدتی را تعقیب میکنند و تلاش برای کاهش حوادث تروریستی، فقط «پوشش تبلیغاتی» برای انحراف افکار عمومی و کم اهمیت جلوه دادن اهداف واقعی واشنگتن از احداث دیوار حائل در منطقه سنینشین «الاعظمیه» است.
1ـ سوابق طرح احداث دیوار حائل در دورانهای مختلف و در دیگر کشورها، نشان میدهد که تمامی این طرحها برای جلوگیری از هجوم اقوام دیگر، سایر ملیتها و کشورها بوده است و از این بابت، طرح احداث دیوار حائل در بغداد، برای نخستین بار است که ابعاد مذهبی به خود گرفته و ادعا شده است که برای جداسازی جوامع شیعه و سنی در مرکز عراق و در قلب بغداد، وجود چنین دیوار عظیمی ضرورت دارد!
در طول تاریخ، نخستین دیوار حائل در چین قدیم برای جلوگیری از هجوم مغولها به سرزمین چین به اجرا درآمد و امپراطوری چین با احداث این دیوار سعی داشت امنیت مرزنشینان و کشاورزان را در پشت مرزهای مشترک با سایر اقوام تأمین کند. در دنیای معاصر، پس از پایان جنگ دوم جهانی، سرزمین آلمان به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد و برلین مرکز آلمان هم توسط 4 کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و اتحاد شوروی اداره میگردید لکن شوروی در سال 1340 با احداث «دیوار برلین»، سهم خود را از قلمرو مشترک متفقین در جنگ دوم جهانی جداسازی کرد. مسکو با احداث یک دیوار بهمراه مجموعهای از انواع شبکههای حفاظتی ـ امنیتی با بهرهگیری از تلههای انفجاری، رشته سیمهای خاردار، دوربینهای دید در شب و سیستمهای هشداردهنده خودکار بمنظور جلوگیری از فرار ساکنان آلمان شرقی به درون آلمان غربی، تا سال 1369 دو بخش آلمان را بصورت نمادین از یکدیگر جدا کرده بود.
در خاورمیانه، رژیم اشغالگر صهیونیستی پس از جنگ 1346 با احداث «خط بارلو» در مدخل صحرای سینا و درست بلافاصله پس از ساحل کانال سوئز تلاش کرد تا عملاً مانع موفقیت یک اقدام نظامی از جانب مصر برای بازپس گرفتن صحرای سینا شود لکن با عملیات برقآسای نیروهای ارتش مصر در سال 1352 خط بارلو شکسته شد و ارتش اسرائیل در صحرای سینا غافلگیر شد.
تازهترین نمونه برای احداث دیوار حائل، در سرزمینهای اشغالی فلسطین است که رژیم اشغالگر صهیونیستی با احداث دیوار حائل امیدوار است بتواند مرزبندی مشخصی را بر فلسطینیها در اراضی اشغالی تحمیل کند لکن هرگز نتوانسته است مانع انسجام عملیات ضداشغالگری شود.
با مرور بر نمونههای مذکور بهتر میتوان دریافت که احداث یک دیوار حائل برای جداسازی اتباع یک کشور از یکدیگر با گرایشات مذهبی مختلف آنهم از یک دین واحد، هرگز سابقه نداشته و این از شاهکارهای اشغالگران برای رودررو قرار دادن شیعه و سنی در عراق است که چنین وانمود شود که گویا بدون احداث دیوار حائل، نمیتوان همزیستی مسألمتآمیز آنها را تضمین کرد!
2ـ شواهد و قرائن فراوانی وجود دارد که نشان میدهد شیعه و سنی در عراق، هرگز در مقابل یکدیگر نبوده و نیستند بلکه این اشغالگران و دستهای پلید دشمنان اسلام و صهیونیستها هستند که سعی دارند آنها را در مقابل یکدیگر قرار دهند.
این از لطایف تاریخ عراق است که تمامی مردم عراق اعم از شیعه و سنی در دوران استعمار سیاه انگلیس تحت زعامت مرجعیت شیعه به ید واحدهای علیه استعمار انگلیس مبدل شدند و توانستند استعمارگران را به عقبنشینی از عراق وادار سازند. تاریخ عراق به یاد ندارد که در هیچ مقطعی، شیعیان و اهل سنت در مقابل یکدیگر قرار داشته باشند بلکه حتی در اوج دوران خفقان بعثی هم، شاهد رویاروئی مذهبی در عراق نبودهایم. در واقع تلاش برای ایجاد فتنه و درگیریهای مذهبی از طرحهای رسوای اشغالگران است و برای علنی کردن و تثبیت فتنههای مذهبی خود سعی دارند با احداث دیوار حائل چنین وانمود کنند که شیعه و سنی را بجز با دیوار بتنی، نمیتوان از کشتن یکدیگر منصرف کرد!
این نکته بویژه در جریان دیدار نوری المالکی نخستوزیر عراق و شیخالارهر در قاهره مورد اصرار و تأکید قرار گرفت و طرفین با تأکید بر حفظ وحدت و همبستگی شیعه و سنی خاطرنشان ساختند که حتی اختلافات جزئی و سیاسی را هم نباید به حساب اختلافات مذهبی گذاشت و پیروان اسلام را رودرروی یکدیگر قرار داد.
3ـ ناگفته پیداست که اشغالگران با ایجاد یک «طبقه ممتاز» درصدد تأمین اهداف خود هستند. انگلیسیهای شرور در دوران سیاه استعمار هند توانسته بودند با ایجاد «طبقه سیکها» در این کشور یک طبقه باصطلاح ممتاز را به وجود آورند و تقریباً، تمامی اهرمهای قدرت و ابزارهای تصمیمگیری و فرصتهای اقتصادی و مناصب کلیدی را در اختیار سیکها قرار دهند. آن طرح سیاه استعماری این خاصیت را داشت که نه تنها در دوران حاکمیت استعمار بلکه حتی امروز هم بخش اعظم تصمیمگیریها، تصمیمسازیها و ابزارهای عملیاتی در اختیار همان طبقه ممتاز دستپرورده استعمارگران قرار داشته و دارد.
هدف اصلی اشغالگران عراق آنست که سنیها را بعنوان همان طبقه ممتاز مورد نظر آمریکا، برگزینند و روی آنها سرمایهگذاری کنند و بالا رفتن از پلههای ترقی را برای اجرای طرحهای نواستعماری آمریکا، میسر سازند.
این در واقع، بخش ناگفتهای از همان اشارات بوش کوچک است که تصریح کرده بود 50 سال دیگر خواهید فهمید که ما چرا عراق را برای اشغال انتخاب کردهایم. البته شاید برای درک ابعاد شیرینکاریهای نومحافظهکاران آمریکا که بوش کوچک و دستیارانش را هم به بازی گرفتهاند، احتیاجی به 50 سال هم نباشد بلکه در همین فرصت محدود هم میتوان به برخی ابعاد و انگیزههای اقدام آنها پی برد.
4ـ اگرچه ادعای اصلی اشغالگران برای ایجاد دیوار حائل، جلوگیری از انجام عملیات شیعیان علیه اهل تسنن بوده است لکن حقایق عینی در عراق نشان میدهد که این فقط توجیهی برای سرپوش گذاشتن بر اهداف پنهان واشنگتن است. مهمترین نکته اینکه اساساً این شعیان عراق هستند که قربانیان اصلی جنایات تروریستی در عراق محسوب میشوند و جانبداری آمریکا از اهل سنت، اهداف و انگیزههای دیگری دارد. نکته دیگر آنکه فقط درصد ناچیزی از حوادث تروریستی درون منطقه الاعظمیه رخ داده و بخش عمده این عملیات در سراسر عراق به وقوع پیوسته است. اما آیا برای تأمین امنیت عراق بایستی دور تمام شهرها و روستاهای عراق را حصارکشی نمود؟
شواهدی در دست است که نشان میدهد اشغالگران و عناصر وابسته به آنها عامل این انفجارات تروریستی هستند. بنابراین همانهائی که ظاهراً مسئول حفظ امنیت هستند، برای تأمین اهداف خود، تعمداً به ناامنی دامن میزنند.
بدین ترتیب حتی احداث دیوار حائل هم راهگشا نخواهد بود. بعلاوه برادران اهل سنت هم بخوبی میدانند که هدف نهائی اشغالگران، حفظ امنیت و آرامش آنها نیست بلکه آنها «سرپل موقت» برای تأمین اهداف آینده اشغالگران هستند.
بنظر میرسد که امروزه دیوار حائل به ظاهر برای حفظ ساکنان سنی منطقه الاعظمیه احداث میشود لکن فردا قرار است که دیوار محافظ برای جداسازی حاکمان بعثی از پیکره جامعه عراق باشد. این در واقع طرحی است که برای ممکن ساختن حاکمیت شبکه جهنمی حزب بعث عراق طراحی شده و نخستین علائم اجرائی برای فراهم کردن زمینههای به قدرت رسیدن «بعث بدون صدام» در عراق محسوب میشود.
5ـ اگرچه اشغالگران اعلام کردهاند که به مواضع و دیدگاههای دولت و مردم عراق احترام میگذارند و حاضرند مواضع دولت نوری المالکی در خصوص دیوار حائل بغداد را مدنظر قرار دهند، ولی رفتار اشغالگران بویژه در برخورد با نوری المالکی چنین ادعائی را تائید نمیکند. اشغالگران در هر فرصتی از دولت نوری المالکی در سطح رسانههای جهانی انتقاد کردهاند و حاکمیت وی و حتی کارآئی دولتش را زیر سئوال بردهاند. بوش بارها اعلام کرده است که اعتماد به نوری المالکی مشروط است ولی نامحدود نیست. سایر دولتمردان آمریکائی هم خاطرنشان کردهاند که برای ارزیابی کارآئی نوری المالکی صبر نامحدودی ندارند. حتی «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا در سفر به منطقه، پا را فراتر گذاشته و ادعا کرد که دولت مالکی نماینده همه مردم عراق نیست. صرفنظر از اینکه چنین ادعائی حتی در مورد بوش کوچک هم صادق است و حتی اگر وی با تقلب و رأی دادگاه عالی آمریکا به ریاست نرسیده بود، به راستی به آن درصد پائین آرأ، نماینده همه مردم آمریکا میشد؟ بهرحال این یک حاکمیت توافقی و قراردادی است که نوری المالکی از مجلس عراق رأی اعتماد گرفته و تا زمانیکه مجلس عراق وی را تأیید میکند، سمبل حاکمیت ملی عراق محسوب میشود، حتی اگر بعثیها و سلفیها و چند گروه تروریست دیگر وی را تأیید نکنند.
اکنون این احتمال قوت گرفته است که احداث دیوار حائل از سوی اشغالگران بمنزله اقدامی عملی برای به زیر سئوال بردن طرح امنیتی دولت مالکی و حتی اعلام رسمی عدم کارآئی دولتش باشد. خبرگزاری آمریکائی آسوشیتدپرس با ارسال گزارشی که بنظر میرسد با دقت و وسواس، جملهپردازی شده، تأکید میکند که: «ده هفته پس از اجرای طرح امنیتی بغداد، هر روزه بر میزان خشونتها افزوده میشود.»
آسوشیتدپرس در همین خبر مدعیست که مقامات عراقی و ارتش آمریکا از حامیان سرسخت این دیوار حائل برای کاهش خشونتها هستند ولی با در نظر گرفتن مخالفت صریح دولت نوری المالکی، نامی از مقامات عراقی مورد ادعای خود ارائه نمیکند. این در حالیست که اجرای پرشتاب طرح ساخت دیوار حائل، حتی دولت مالکی را هم غافلگیر کرده است. ساکنان سنی منطقه الاعظمیه هم ساخت دیوار حائل را رد میکنند و آنرا مقدمه انزوای اهل سنت در عراق ارزیابی میکنند که البته تحلیل درستی است که بایستی احتمال «افزایش نفرت» علیه آنها را هم در نظر گرفت. چرا که اهل سنت را بعنوان یک طبقه موردنظر استعمار نو معرفی میکند که اشغالگران به خوشخدمتی آنها، چشم دوختهاند.
دقیقاً از همین زاویه است که مسئولیت بزرگ برادران اهل سنت، چه در عراق و چه در سایر کشورها اهمیت و حساسیت خاص خود را پیدا میکند و آنها بهتر است که همگام و همراه با برادران شیعه و بدون در نظر گرفتن تقسیمبندیهای سیاسی ـ عقیدتی ـ جناحی، یکصدا و مصمم علیه این طرح سیاه استعماری آمریکا موضع بگیرند و آنرا طرد کنند.
در این زمینه حتی توقف موقت عملیات احداث دیوار حائل هم کارساز نیست و مشکلی را حل نمیکند. چرا که اشغالگران با توقف موقت عملیات خود، صبر خواهند کرد که فعلاً از حساسیتها و اعتراضات جدی و همهجانبه کاسته شود، بعداً در فرصت مناسب دیگری بطور ضربتی به تکمیل طرح احداث دیوار حائل بغداد خواهند پرداخت. اقدامی که مقدمات حاکمیت سفارت آمریکا بر بغداد را در پشت دیوار حائل و بکمک شبکه جهنمی بعثیهای جنایتکار بر عراق میسر سازد.
البته این طرح آمریکا، ذهنیتی است که نومحافظهکاران دیکته کردهاند ولی آیا به سرنوشت سایر طرحهای جنونآمیز آمریکا منجر نخواهد شد که ابزاری در دست مخالفان آمریکا در منطقه قرار گیرد؟ دستکم با مروری بر تحولات 4 سال اخیر عراق بایستی با تأمل بیشتری به این سئوال پاسخ داد که در عراق امروز، هر چیزی ممکن است!