رابطه ایران و عربستان در طول تاریخ با اختلافات و تنشهای بسیاری همراه بوده است. هر دو کشور نگاه و دیدگاه متفاوتی را به مناسبات منطقهای دارند. تهران به ویژه پس از انقلاب اسلامی، سیاست مقابله با بکجانبهگرایی آمریکا را در دستور کار خود قرار داده است و ریاض را عامل ایالات متحده در خلیجفارس میداند که در راستای منافع واشنگتن صحبت و عمل میکند.
از آن سو، عربستان نگران است که ایران حوزه نفوذی خود را در دیگر بخشهای خلیجفارس گسترش دهد و این تفکر پس از سقوط «صدام حسین» دیکتاتور عراق، شدت گرفت است. روابط دو قطب بزرگ شمال و جنوب خلیجفارس هیچگاه خالی از تنش نبوده است؛ گذشته از عوامل و علل تاریخی، این دو کشور طی سالهای اخیر بر سر نفوذ خود در منطقه خاورمیانه حداقل در دو نقطه یعنی عراق و لبنان رقابت سرسختانهای داشتهاند.
عربستان در هر دو حوزه خود را بازنده و جمهوری اسلامی ایران را به ویژه بعد از روی کار آمدن دولت «نوری المالکی» درعراق و دولت «نجیب میقاتی» در لبنان برنده میداند. این در حالی است که ریاض با این ادعا که نگران تجهیز تهران به تکنولوژی هستهای است، به اعمال فشارها علیه تهران دامن میزند. از سوی دیگر، تفاوت ایدئولوژیهای سیاسی و حکومتی این دو کشور را از هم جدا کرده است.
ایران معتقد است که در اسلام جایگاهی برای حکومت پادشاهی مانند آنچه در عربستان و برخی از کشورهای عربی دیده میشود، تعیین نشده است اما ریاض باور دیگری دارد. انرژی، سومین عامل اصلی اختلافات مابین این دو کشور است؛ جایی که عربستان خلاف ایران که منابع نفتی کمتر و جمعیتی بیشتر دارد، میتواند در درازمدت سیاستهای خود را به بازارهای نفتی دیکته کند و قیمت این فرآورده را در حالت تعادل نگه دارد؛ به عبارتی دیگر تهران تنها میتواند در کوتاهمدت با اعمال سیاستهایش قیمت نفت را بالا نگهدارد.
ایران و رابطه عربستان - آمریکا
اتحاد و ارتباط عربستان و آمریکا پس از تحولات اخیر خاورمیانه محکمتر شده است اما از طرفی دیگر، انتقادات عربستان از سیاستهای خاورمیانهای آمریکا با شروع انقلابهای عربی اوج گرفته است. ریاض، کاخسفید را در سقوط زودهنگام دولتهای تونس و مصر و گسترش انقلابهای عربی به سایر کشورها مقصر میداند و به جزء لیبی در مورد هیچ کشور دیگر عربی با آمریکا همنظر نیست.
واشنگتن و ریاض همچنین در قبال اینکه چگونه به برنامه هستهای ایران واکنش نشان دهند با چالشهای بیشتری روبهرو شدهاند. «گرگوری گاس» استاد دانشگاه «ورمونت» و تحلیلگر در شورای روابط خارجی آمریکا، در اینباره میگوید «بدون شک سعودیها، ایران دارای تجهیزات هستهای را اصلیترین چالش خود در منطقه قلمداد میکنند و اگر منافع آمریکا بر جلوگیری از گسترش این قبیل تسلیحات استوار شده است، باید با ریاض سریعتر و قاطعتر به توافق برسد.»
او ادامه میدهد که آمریکا به نوعی تضمین برای تامین امنیت خلیجفارس و دولتهای این منطقه احتیاج دارد و برای تحقق این امر در گام نخست باید ریاض را متقاعد کند که به دنبال برنامه هستهای جدیدی نرود. این تحلیلگر آمریکایی معتقد است که چگونگی تشکیل دولتهای جدید در خاورمیانه، یکی دیگر از حوزههای رقابت بین سعودیها با ایرانیها محسوب میشود. در حقیقت از آنجایی که آنان به تهران همواره به عنوان اصلیترین چالش سیاسی_جغرافیایی نگاه میکنند، استراتژیهای خود را اینگونه تدوین میکنند که آیا این اتفاقها به ضرر ایران است یا به نفع این کشور. گاس ادامه میدهد «در چنین شرایطی مهمترین دلیل حمایت عربستان از تغییر رژیم در سوریه آن است که رفتن «بشار اسد» رئیسجمهوری این کشور، آسیب به منافع تهران وارد میکند.
و دقیقا به همین دلیل هم آمریکا و هم عربستان از حفظ حکومت پادشاهی در منطقه حمایت میکنند چرا که حضور دولتهای پادشاهی به ایران اجازه گسترش حوزه نفوذیاش را نمیدهد.» از سوی دیگر، دشمنی بین دو کشور بزرگ تولیدکننده نفت در منطقه خلیجفارس، امنیت انرژی را در جهان به مخاطره میاندازد؛ به ویژه آنکه خاورمیانه همزمان درگیر خیزشهای مردمی است و فضا فراتر از تنش میان ایران و عربستان نیز به اندازه کافی ملتهب است. اگرچه در کوتاهمدت، غرب شاید از اینکه صفبندی جدیدی را علیه ایران شکل میدهد، خشنود شود اما در درازمدت تنش و تخاصم افسار گسیخته در خلیجفارس به نفع هیچکس نیست.
جنگ سرد در خاورمیانه
به باور تحلیلگران سیاسی و منطقهای، رهبران سیاسی سعودی اکنون در سه حوزه با ایران در حال جدال هستند؛ حمایت از مخالفان سوری، جلوگیری از برنامه هستهای تهران و حمایت بیچون چرا از حکومت آلخلیفه در بحرین. به همین دلیل، ریاض با تجهیز مخالفان سوری از هرگونه دخالت خارجی برای سرنگونی دولت اسد حمایت میکند، این در حالی است که در این مسیر از حمایتهای داخلی و بینالمللی نیز برخوردار است.
آمریکا نیز در این میان بهرغم اینکه نگران سیاستهای ریاض و گسترس نفوذ این کشور است اما در برابر تمامی اقدامات این کشور سکوت میکند. در این میان، تحلیلگران این نکته را مطرح میکنند که بهرغم اینکه ریاض به شدت از تجهیز مخالفان سوری حمایت میکند اما برنامهای برای آینده دمشق ندارد و زمانی که از آنان پرسیده میشود که پس از تغییر رژیم دمشق، چه کسی برای این کشور حکمرانی میکند و چه سیاستهایی اتخاذ میشود، اکثر آنان سکوت میکنند.
همچنین فرضیهای برای زمانی که شهروندان سعودی نیز مانند سوریها به تظاهرات دست بزنند، وجود ندارد. آیا در آن زمان نیز تجهیز مخالفان سعودی از اولویتهای کاخسفید به شمار میآید یا خیر؛ و اگر معترضان توسط قدرتهای خارجی مجهز شوند، آیا دولت ریاض حمایتهای واشنگتن از سعودیهای مخالف را میپذیرد؟ این در حالی است که برای اکثر سعودیها، کشمکشها در سوریه تنها به دولت دمشق محدود نمیشود بلکه در حقیقت بازتابی از نگرانی ریاض درباره تهران است. از سوی دیگر، وقتی از عربستانیها درباره ایران مجهز به تسلیحات هستهای پرسیده میشود، آنان نیز مانند شهروندان آمریکایی کاملا متقاعد شدهاند که تهران در حال پیشرفت در این زمینه است.
البته باید گفت خلاف آمریکا که نگران حمله ایران به اسرائیل است، مقامهای سعودی نگران کشور خود هستند تا آینده تلآویو. به عبارتی دیگر، مقامهای عالیرتبه سعودی به شدت در هراس هستند که تهران به ریاض حمله کند، در حالی که این مسئله برای واشنگتن اهمیت چندانی ندارد. میدان دیگر نبرد بین عربستان و ایران، بحرین است. برخی از کارشناسان بر این باورند که تهران از «شیخ عیسی احمد قاسم» عالم برجسته شیعه و رهبر معنوی انقلاب بحرین، حمایت میکند. در حقیقت سقوط خانواده آلخلیفه در بحرین زمینه حضور سیاسی حزب «الوفاق» را آماده میکند. انقلاب مردم بحرین میتواند برای شیعیان عربستان نیز الهامبخش باشد.
هر چند سعودیها با بهکار گیری اهرم نظامی صحنه را ظاهرا به نفع خود تغییر دادند اما نباید شرایط عربستان را در خاورمیانه ایدهآل دانست. آمریکاییها نیز منافع چند بعدی در بحرین دارند. از یک سو آنها مایلند خود را مدافع دموکراسی در تمامی کشورهای خاورمیانه نشان دهند و از سوی دیگر، روابط حسنهای با آلخلیفه و آلسعود دارند. همچنین مقر فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا در بحرین است و وجود یک مرکز مهم مالی دنیا در بحرین و استقرار شعبههای منطقهای بانکهای جهانی در این مرکز بر اهمیت بینالمللی این کشور میافزاید. از طرف دیگر، با افزایش اشتیاق واشنگتن برای دخالت در ناآرامیهای خاورمیانه و نقش عربستان در حوادث اخیر و رقابت با تهران، تنها این جمله معروف از «لئون تروتسکی» متفکر روسی، به ذهن میرسد که «اگر شما علاقهای به جنگ نداشته باشید، جنگ به شما علاقمند میشود».