تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۵۰۱۴۶
سیدسجاد حسینی، دبیر «مرکز مقابله با جبهه معارض انقلاب اسلامی»:

هزینه پروژه‌ها را سفارش‌دهنده می‌پردازد


سروش فرهادیان
* شما کی هستید؟
** من سیدسجاد حسینی هستم. دبیر «موسسه راهبردی دیده بان» که البته در زیر تیترش می نویسیم «مرکز مقابله با جبهه معارض انقلاب اسلامی».
* متولد؟
** 1350.
* اهل؟
** مشهد.
* محل زندگی؟
** تهران.
* تحصیلات؟
** فوق لیسانس تاریخ تشیع.
* دانشگاه؟
** دانشگاه قم.
* اسم دانشگاه؟
** نمی خواهم اسم دانشگاهم را بگویم.
* آزاد است؟
** بله.
* سال تاسیس موسسه دیده بان؟
** حدود سه سال.
* تاریخ دقیق تشکیل دیده بان؟
** سال 89.
* قصدتان از تشکیل موسسه دیده بان؟
** تبیین، بصیرت افزایی و آگاهی بخشی به اقشار مختلف.
* اصلا چرا اسم موسسه شما دیده بان است؟
** چون برای دیده بانی آمده ایم.
* و از طرف کی دیده بانی می کنید؟
** از طرف مردم.
* به کجا گرا می دهید؟
** به مردم.
* اصلاگرا می دهید که چه بشود؟
** که راه را درست بروند.
* هیات موسس دارید؟
** بله.
* چه کسانی در هیات موسس بودند یا هستند؟
** فکر نمی کنم لازم باشد اسم آنها را بگویم.
* لازم است؛ آدم های معروفی عضو هیات موسس بودند؟
** هیات موسس موسسه دیده بان از خانواده شهدای قربانیان تروریست در ایران تشکیل شده است؛ وابستگان کسانی که به واسطه جنایات تروریستی گروه های مختلف به شهادت رسیدند. جمهوری اسلامی قربانی تروریست است اما در جوامع مختلف با انگ نادرست حمایت از تروریسم مواجه هستیم. ما دیدیم این وسط یک چیزی مغفول واقع شده و آن قربانی بودن جمهوری اسلامی در بحث تروریسم است. ما این را ملاک قرار دادیم و در حوزه مقابله با تروریسم فعالیت کردیم، فعالیت مان چند سالی طول کشید تا اینکه دیدیم جریانات دیگری هم علیه نظام جمهوری اسلامی و اصل اسلام فعالیت می کنند که همه اینها در یک جبهه قرار می گیرند.
* با روالی که من می گویم پیش برویم؛ ایده اولیه موسسه دیده بان متعلق به چه کس یا کسانی است؟
** متعلق به تعدادی از فرزندان شهدای ترور.
* و شهدای ترور بر اساس تعریف شما شامل چه کسانی می شود؟
** کسانی که از ابتدای انقلاب تا الان به شیوه تروریستی به شهادت رسیده اند.
* و شهدای جنگ در این تعریف نیستند؟
** خیر!
* و این ایده به ذهن شان رسید که به چه هدفی برسند؟
** به این نتیجه رسیدند که یک حلقه مفقوده ای این وسط هست.
* کدام وسط؛ وسط چه کسی با چه کسی یا وسط چه چیزی با چه چیزی؟
** وسط همین تاریخ سیاسی معاصر؛ ما می توانیم از اینکه قربانی تروریسم هستیم در جوامع بین المللی استفاده ببریم و حقانیت نظام را ثابت کنیم.
* چرا شما باید این کار را بکنید؛ به طور طبیعی مجاری رسمی زیادی در این زمینه وجود دارد.
** مثلاچه کسانی.
* بنیاد شهید یا برخی از رسانه ها که کار ویژه ای در این زمینه دارند.
** بحث تروریسم یک موضوع کاملااجتماعی است؛ یعنی بحث نظام نیست و بحث حاکمیت است. بحث اسلام است. یک فرد بیگناه ترور شده، شرعا همه باید به آن بپردازند؛ لذا در اینجا نباید خودتان را از قضیه جدا کنید.
* هسته اولیه ای که برای پیدا کردن حلقه مفقوده مورد نظرتان تشکیل شد، چند عضو داشت؟
** 11 تن.
* و همه 11 تن فرزندان شهدای تروریسم هستند؟
** بله، البته در هسته اصلی از شهدای معمولی هم بودند ولی وابستگی شان به شهدای دیگر قطعی است.
* همه مذکر بودند؟
** خیر، دو خانم هم بودند.
* و این افراد در چه بازه سنی هستند؟
** ما از 27، 28 سال داشتیم تا 55،50 سال.
* و جلسه ها چطور پیش رفت؟
** جلسات هفتگی بود؛ ابتدا در حسینیه ها و حاشیه برنامه های مختلف مذهبی و سیاسی، جلسه ها تشکیل می شد ولی بعد تصمیم گرفتیم این جمع را به صورت NGO یا نهاد مردم نهاد ثبت کنیم.
* به همین اسم؟
** بله.
* و شما که الان دبیر هستید از ابتدای شکل گیری ایده دیده بان در این جمع حضور داشتید؟
** خیر! دوستان بعدا من را دعوت کردند که در خدمت شان باشم.
* دقیقا از چند وقت بعد از اینکه آن هسته اولیه تشکیل شد، به جمع اضافه شدید؟
** من تقریبا از سال 90 خدمت دوستان رسیدم. بعد ما 10 موضوع را به عنوان کارکرد موسسه تعریف کردیم.
* شما فرزند شهید هستید؟
** بله.
* پدرتان شهید شده است؟
** بله.
* کجا؟
** مشهد.
* در چه واقعه‌ای؟
** راننده یک شرکت بود و در حادثه ای که بعدها گفتند یک اشتباه بوده است؛ ولی بالاخره پدر من در یک حادثه تروریستی توسط گروهک منافقین به شهادت رسیدند.
* چه سالی؟
** سال 60.
* آن موقع چند سال داشتید؟
** 10 سال.
* پدرتان را به یاد دارید؟
** بله.
* فرزند چندم خانواده هستید؟
** من بچه سوم هستم.
* قبل از اینکه به اینجا بیایید، کارتان چه بوده؟
** تحقیق می کردم.
* راجع به چه؟
** راجع به مسایل سیاسی، مسایل تاریخ تشیع.
* برای کجا؟
** برای ارگان ها و موسسات مختلف.
* از کجا حقوق می گیرید؟
** پروژه ای حقوق می گیرم. من آزاد هستم؛ یعنی کارمند جایی نیستم که بخواهم ماهانه پول بگیرم.
* چند تا از تحقیق های مهم تان را بگویید.
** یکی در مورد مداحی هاست؛ البته مداحی نه به این شکلی که هست. یا مثلابحث تحریفات در تاریخ تشیع، بحث وحدت اسلامی، شیعه و سنی، بحث رسانه ها و وحدت.
* تحقیقات‌تان را به کجاها می فروشید؟
** این تحقیق ها بخشی از کارهای بزرگ تر است؛ به نهادهای مختلف؛ مرکز پژوهش های مجلس، دانشگاه مشهد و...
* معمولا چقدر بابت این تحقیق ها پول می گیرید.
** بستگی دارد. بعد هم این سوال راجع به درآمد است و آدم نمی تواند بگوید که چقدر درآمد دارد. به هر حال یک موضوع شخصی است؛ سوال تان، سوال خوبی نیست.
* خوب و بد بودن سوال به من ارتباط دارد؛ چرا از شما خواستند بیایید و این ماموریت را در این موسسه بر عهده بگیرید؟
** به خاطر ارتباطات دوستانه ای که با هم داشتیم.
* با آن 11 تن اولیه؟
** با بخشی از آنها.
* الان همه آن 11 تن عضو هیات موسس در موسسه حضور فعال دارند؟
** بخشی از آنها رفتند چون نتوانستند ادامه بدهند.
* چرا نتوانستند ادامه بدهند؟
** نه به دلیل مشکلات محتوایی یا فکری بلکه به خاطر محدودیت در زمانی که باید به این کار اختصاص دهند؛ حدود هفت تن از این 11 تن البته هنوز در موسسه هستند.
* شما مدیرعامل هستید؟
** مدیرعامل شخص دیگری است من جانشین مدیرعامل و دبیر موسسه هستم.
* نفر اول چه کسی است؟
** یکی از فرزندان شهدا.
* نامش؟
** ایشان ایران نیستند؛ کارشان اینجا نیست.
* شغلش؟
** در شرکت نفت کار می کنند.
* اسمش را بگویید؟
** نمی توانم نام نفر نخست موسسه را بگویم چون ایشان خارج از کشور هستند و شاید برایشان مساله ای پیش بیاید.
* پس عملا چون نفر نخست نیست، شما رییس هستید؟
** بله.
* از چه زمانی، مکانی را به عنوان دفتر کار بازگشایی کردید؟
** حول و حوش دو سالی است؛ از همان موقعی که من آمدم.
* پس با تروریسم شروع کردید و کار را گسترش دادید.
** جلسات ما که در موسسه راه افتاد، چون جبهه معارض را بیشتر دیدیم به خصوص در وقایع فتنه 88، تصمیم گرفتیم موارد قابل مقابله را بیشتر کنیم.
* یعنی بعد از وقایع پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری هم تصمیم گرفتید کار را گسترش دهید؟
** البته فقط به خاطر وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری نبود چون یک موردش به آن برمی گردد. هدف ما تبیین، بصیرت افزایی و آگاهی بخشی است.
* تبیین چه چیزی؟
** تبیین هر بحثی که در 10 موضوع موسسه ما بگنجد. ما در دانشگاه های مختلفی که رفت وآمد داشتیم، دیدیم یکی از دلایل...
* دفتر موسسه دیده‌بان از اول همین جا بوده؟
** بله! این دفتر را راه اندازی کردیم تا در مورد کسانی که در جبهه معارض قرار می گیرند، اطلاع رسانی کنیم. بالاخره اینها حرکات، تحرکات و برنامه هایی دارند که حق مردم است برایشان تبیین شود.
* آن 10 مورد را بگویید؟
** وهابیت، بهاییت، انجمن حجتیه، عرفان های نوظهور و فرقه های مختلف، حقوق بشر، مسیحیت صهیونیستی، سلطنت طلبان شبکه های ماهواره ای ضدانقلاب، فتنه و تروریسم که خود تروریسم شش شاخه دارد: گروهک تندر، پژاک، منافقین، کوموله، دموکرات، ریگی و خلق عرب.
* چه کسانی پیشنهاد دادند از تروریسم به این موضوع ها برسید.
** هیات مدیره.
* یعنی هیچ نهادی از بیرون ارشادتان نکرد که اگر این موضوع ها را هم اضافه کنید کارتان بهتر می گیرد و...؟
** خیر!
* چه چیزی را تبیین و بصیرت افزایی می کنید که می گویید حق مردم است از آن موضوع ها مطلع شوند؟
** هر موضوعی که در مورد جبهه معارض انقلاب اسلامی به ذهن ما برسد. چون اینان هر کدام شان قسم خوردند که علیه نظام و اسلام مقابله کنند ما هم به این نتیجه رسیدیم که یکی از راه های مقابله با اینها تبیین کردن وضعیت شان است. این که پشت پرده ها کارهایشان چیست.
* اینهایی که می‌گویید، کار ویژه نهادهای امنیتی است. چطور تبیین می کنید این موضوع ها را؟
** با هر وسیله ای که بشود. تولید مستند، فیلم، کتاب، بروشور، مجله، نشریه، سایت، همایش، سخنرانی و امثالهم.
* یعنی کار فرهنگی و رسانه ای می کنید؟
** بله! تقریبا.
* کار اجرایی نمی کنید؟
** نمایشگاه برگزار می کنیم.
* تا به حال چند جا رفتید؟
** 170 مراکز و نهاد مختلف سیاسی و فرهنگی؛ حدود 70درصد دانشگاه های کشور را رفتیم.
* آزاد و دولتی؟
** بله، امیرکبیر بودیم، شریف بودیم، خواجه نصیر بودیم، دانشگاه قم بودیم، مشهد بودیم، تبریز بودیم، اردبیل و... می شود گفت که اغلب شهرها را رفتیم. NGOهایی که با خانواده شهدا مرتبط هستند ما را دعوت کردند. چون بالاخره ما از بین خانواده شهدا هستیم، پس خیلی آشنا داریم.
* و جنس مخاطبی که هدف اصلی تان است، چیست؟
** همه نوع فکر، همه نوع جنس و همه اقشار؛ هر جا که ما را دعوت کنند مخاطب ما هستند.
* و شما متناسب با آن قشر عمل می کنید؟
** ما یک نگاه عام داریم و یک نگاه خاص، نگاه عام مان برای همه است و فرقی نمی کند.
* تا به حال شده با مسوولان طراز اول دیدار داشته باشید؟
** بله!
* از شما حمایت کردند؟
** چه حمایتی؛ مالی؟
* بله، مالی؟
** نه! اما حمایت معنوی کردند. گفتند کارتان خوب است، دست تان درد نکند.
* چه کسانی؟
** خیلی ها.
* مثلا؟
** نماینده های مجلس.
* از دولت کسی بوده؟
** خیر.
* اساسا شما با دولت خیلی کاری ندارید؟
** خیر! ما با حاکمیت کار داریم.
* بالاترین کسی که شما را تایید کرده، کیست؟
** نماینده های مجلس.
*نهادهای امنیتی چطور؟
** نه!
* آیا با این نهادها ارتباطی دارید؟
** کار ما فرهنگی است، شما چرا این جوری سوال می پرسید؛ شیوه مصاحبه با بازجویی خیلی فرق می کند.
* مگر بازجویی بلدید؟
** بنده واردم در بازجویی چه کار کنم؛ باید همه کار بلد باشید.
* به من در یکی، دو جمله بگویید که واقعا دنبال چه چیزی هستید؟ می خواهید چه کار کنید؟
** می خواهیم آگاهی های مخاطب را ارتقا دهیم.
* در چه زمینه ای؟
** در همین 10 زمینه.
* و به نوعی در حال سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم نیستید؟
** نه! به هیچ عنوان قصد سرک کشیدن به زندگی مردم را نداریم.
* در این دو سال خروجی گرفتید که ببینید «دیده بان»تان چقدر تاثیر داشته است؟
** صددرصد.
* با کدام دلیل؛ سند این موفقیت 100 درصدی چیست.
** اسنادش موجود است. فیلم هایی که ما در نمایشگاه ها گرفتیم، هست. ما ابتدا حدس زدیم و بعد هم تحقیق کردیم؛ یعنی محققا برای ما ثابت شد که خیلی از مصیبت های بخشی از جوانان ما که با این قضیه جبهه معارض آمیخته می شوند به خاطر عدم اطلاع شان است. یعنی آگاهی ندارند و این ضعف همه است. یعنی از شما که روزنامه نگار هستید تا من که محقق هستم.
* از چه چیزی آگاهی ندارند؟
** از موضوعات.
* چه موضوعاتی؛ جواب دقیق می خواهم.
** همین 10 موضوعی که ما تقسیم بندی کردیم که جمعش می شود جبهه معارضین انقلاب اسلامی. ما دیدیم که جوان های ما یا اقشار مختلف به این علت بعضا در دام جبهه معارض می افتند که اطلاع ندارند؛ یعنی اگر قبلاکسی در روزنامه ها، سایت ها، رسانه ها، تریبون ها، کتاب ها جریان معارض را تبیین کرده بود و اگر به اینان نشان می دادیم که واقعیت جریان های معارض چیست این گونه نمی شد. ما به این نتیجه رسیدیم که این بندگان خدا قبل از اینکه در دام بیفتند به آنان آگاهی نرسیده است.
* مگر کیس یا نمونه خاصی را بررسی کردید؟
** بله! ما در یکی از دانشگاه ها نمایشگاه جنایات منافقین برپا کرده بودیم، جمهوری اسلامی ایران 17 هزار قربانی ترور دارد که 12 هزارتن آن فقط به دست منافقین به شهادت رسیدند. از این بین فقط 200 تن از مسوولان هستند، بقیه مردم کوچه و بازار هستند. ما اینها را بازگو می کنیم. یک دانشجوی خانم آمد گفت که من با منافقین آشنا نبودم و اتفاقا عموی من در پادگان اشرف در گروه منافقین است و من حالافهمیدم جنایات اینها چه بوده. اینها را که گفت برای من جای شکر داشت.
* پرسیدم که کیس خاصی در اختیار شما قرار گرفته؟
** نه!
* و آن خانم کاری هم کرده بود.
** نمی دانم، من پلیس نبودم که سوال کنم.
* شما این طور اطلاعات را به کسی نمی دهید؟
** کدام اطلاعات را؟
* مثلااینکه این خانم آمده این طور گفته و...
** من الان دارم برای شما می گویم. از او سوال نکردم که حساس نشود. به من این طور گفت و تشکر کرد من هم گفتم این نشانه صداقت شما است .
* همین؛ مصداق های دیگری که نشان دهد ادعای شما مبنی بر موفقیت 100 درصدی صحیح است، ندارید.
** یکی هم مربوط به جنایت ریگی است. یکی از همکاران ما با دوستان دیگر به سیستان و بلوچستان رفتند و مستندی در مورد جنایات ریگی ساختند. آنجا یکی از خانواده های شهدا می گفت واقعا هیچ کس به ما نپرداخته است.
* این البته سند موفقیت 100 درصدی نیست. خروجی قابل استنادی نگرفتید؟
** مثلا ما در حوزه حقوق بشر کمیته ای داریم؛ یکی از موضوعات ما هم گزارشی است که آقای احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل که از سال گذشته برای ایران تعیین شده است ارایه کرده و می کند که گزارش بسیار یکجانبه ای است.
* شاید چون به درخواست او مبنی بر حضور در ایران پاسخ مثبت داده، نشده.
** به دلایل خوبی هم به آقای احمد شهید اجازه ندادند به ایران بیاید. من سوال کردم از آقایان قوه قضاییه و وزارت خارجه که چرا به ایشان اجازه حضور در ایران ندادند که گفتند سه گزارشگر قبلی آمدند و گزارش های یکجانبه ای ارایه دادند.
* اینکه می گویید گزارش شان خوب نبود، یعنی چطور بود؟
** یعنی یکجانبه بود، سیاسی بود، یعنی محض بررسی حقوق بشر نبود. ما پنج نفر از اساتید حقوق بشر را آوردیم، گزارش آقای احمد شهید را نقد کردند. از نگاه علمی می گویند مشکل دارد. دوم اینکه به او گفتند که شما هزار و خرده ای ان قلت به وضعیت حقوق بشر در ایران وارد کردید. به آقای احمد شهید گفتند شما خودت 10 شاخص را انتخاب کن، بیا در مورد همان 10 شاخص با هرکسی که می خواهی صحبت کن؛ بگو ما برایت آن فرد را بیاوریم و شما با او صحبت کن.
* و پاسخ احمد شهید چه بوده؟
** ایشان قبول نکردند. به او گفتند مگر قرار است چقدر در ایران بمانی که تمام این هزار و خرده ای مورد را بررسی کنی. نهایتا یک هیات اعزامی می خواهد از طرف سازمان ملل به صورت قانونی و تشکیلاتی10، 20 روز بیاید به ایران. شما چطور می خواهید در 20 روز این همه مورد را بررسی کنید.
* این را مقام های وزارت خارجه گفتند؟
** این را برخی از قوه قضاییه به ما گفتند. بعد هم آقای احمد شهید قبول نکرد و معلوم شد ایشان سیاسی است.
* یعنی پشتش جناح سیاسی ضدانقلاب خوابیده است؛ منظورم از ضد انقلاب بیشتر جبهه معارض خارجی است نه داخلی. بعد موسسه دیده بان نشست های حقوق بشری را در داخل راه اندازی کرد.
** تمام این گزارش ها ترجمه و برای آقای احمد شهید فرستاده شده است. اولین بازخوردی که داشتیم این بود که آقای احمد شهید خوشبختانه به یکی از NGOهایی که سال گذشته با ایشان دیدار کردند خبر داده و در گزارش دومش آورده که بنده دیدم و قبول کردم که ایران قربانی تروریسم است.
* کجا گفته؟
** در گزارش دومش که 12 اسفند 90 به سازمان ملل و شخص آقای بان کی مون ارایه شد.
* شما هم سایت دارید، هم یک نشریه که دو ماهنامه است؟
** بله. برای مخاطبانی که با ما در ارتباط هستند ارسال می شود.
* مجوز روی باجه ندارد؟
** خیر، اصلانمی خواهیم نشریه مان روی باجه برود.
* تا به حال تحقیق کرده اید مخاطبان تان چقدر از کار شما راضی هستند.
** به شکل علمی خیر ولی در پیامک ها و ای میل هایی که برای ما می فرستند، همه تشکر و قدرانی می کنند و خب یک عده هم ناراحت هستند.
* آن یک عده از چه چیزی ناراحت هستند؟
** از چیزهایی که شاید به زعم خودشان خوب نباشد.
* مثلا؟
** مثلاوقتی ما می گوییم احمد شهید سیاسی است بعضی ها که با او در ارتباط هستند ناراحت می شوند.
* در مورد آن 10 محور یکی یکی جلو برویم؛ در مورد وهابیت مشخصا چه کار می کنید؟
** ما می گوییم وهابیت نمی تواند شاخه ای از اهل سنت باشد. ما با اهل سنت برادریم.
* و در مورد وهابیت چه کار می کنید؟
** مثلامستند «عطش ثانیه ها» را می سازیم و ماهیت اصلی آنها را روشن می کنیم.
* ماهیت اصلی شان چیست؟
** یکی از ماهیت های اصلی شان تروریست بودن است.
* در مورد بهاییت چه کار می کنید؟
** بهاییت به عنوان یک فرقه ضاله شناخته شده و ما آن را به عنوان دین بهاییت قبول نداریم. . اولین کاری که در مورد اینان می کنیم این است که تاریخچه شان را مرور کنیم. این فرقه باید شناخته شود؛ مساله اصلی ما در مورد بهاییت حضورش در فتنه 88 است. در مورد همین فرقه که ادعا می کند و داد حقوق بشری می زند که در جمهوری اسلامی بهایی ها حقوقی ندارند و ما در موردش ثابت می کنیم که اینها در بحث امنیت ملی دخیل هستند. در فتنه 88 یک مرتبه می بینیم که یک تیمی از بهایی ها وسط کار می ایستند. اینها اعتراف کردند و اعترافات شان از تلویزیون پخش شد که از بیت العدل و حیفای اسراییل به آنان دستور دادند که روز عاشورای 88 که از مقدسات ماست و کاری هم به سیاست ندارد بریزند بیرون، تخریب کنند، هتک حرمت کنند.
* چند تن بودند؟
** آن تیمی که من می شناسم بالغ بر پنج، شش نفر هستند. اینها وقتی منسجم باشند و به جایی وصل باشند و تشکیلاتی کار کنند تاثیر گذار می شوند. حتی اگر یک نفر هم تشکیلاتی کار کند...
* شما این اطلاعات را از کجا دارید؟
** در رسانه ها هست.
* یعنی اطلاعات ویژه ای نیست.
** ما همین اطلاعات آشکار را داریم.
* و در مورد انجمن حجتیه چه کار می کنید.
** انجمن حجتیه خطرش همان اسلام منهای روحانیت، یا جدایی دین از سیاست است. ما جمله امام(ره) را می گوییم. امام می فرماید اسلام تماما سیاسی است، این را شما بگذارید کنار اندیشه و تفکر این آقایان. در مورد این گروه نمایشگاه برگزار کردیم، فیلم شاخص حضرت امام که صداوسیما آن را ساخت و یک بخشش در مورد امام و انجمن حجتیه بود را در نمایشگاه مان توزیع کردیم.
* تا حالا با افرادی از این گروه حرف زدید؟
** ما صحبت نکردیم؛ ولی از نمایشگاه هایمان بعضا بازدید کردند.
* در رابطه با عرفان های نوظهور چه کار کردید؟
** عرفان های نوظهور هم که الان بازارش داغ شده؛ از رمالی و فال قهوه و امثالهم بگیرید که مردم را به خطا و اشتباه می برند تا مسایل سیاسی که در این حوزه هست.
* چرا می گویید الان بازارش داغ شده؟
** نمی دانم چرا داغ شده.
* اتفاقا شما باید به من بگویید چرا بازارش داغ شده؛ وقتی موضوعی را به عنوان یک معضل می بینید، باید برای این نوع دیدن دلیل داشته باشید.
** به خاطر اینکه تبیین نکردیم.
* خب تبیینش کنید.
** تبیین کردیم، داریم نمایشگاه برگزار می کنیم.
* در مورد بحث عرفان های نوظهور و انجمن حجتیه یک جوری ما به ازای بیرونی دارید؟ یعنی مثلااشخاص...
** ما روی اشخاص کار نمی کنیم که چه کسی انجمنی است و چه کسی انجمنی نیست. ما با تفکر انجمن حجتیه که با تفکر حضرت امام که فرمودند اسلام تماما سیاسی است در تضاد است مشکل داریم.
* در مورد بحث ترور هم گفتید به شش گروه تقسیمش کردید.
** بله، ما در شش گروه روی ترور کار می کنیم.
* و مسیحیت صهیونیستی چیست؟
** ما مسیحیت را به عنوان یک دین و یک اقلیت در جمهوری اسلامی ایران قبول داریم. کار می کنند، زندگی می کنند، در پارلمان ما نماینده دارند، کلیساهایشان فعال است. اما مسیحیت صهیونیستی آن دسته از مسیحیانی هستند که با اسراییل و آمریکا و نظام سلطه در ارتباط هستند. ما نگاه فرا مرزی داریم و بحث تبشیر.
* یعنی چه؟
** مسیحیت صهیونیستی به طرق مختلف دنبال تبلیغ هستند.
* و در بحث سلطنت طلبان چه؟
** سلطنت طلبان هم یک گروه سرخورده مفتضحی هستند که فکر می کنند می شود از آب گل آلود ماهی گرفت. دنبال فتنه ها و شکاف هایی هستند که باز بتوانند نظام شاهنشاهی را تبلیغ و ترویج کنند.
* برای مقابله با اینها چه کار می کنید؟
** افشای ماهیت واقعی اینان و اینکه به کجا وصل هستند.
* شما کلا در حال افشاگری هستید گویا؟
** خیر! رویکرد ما تبیین و تحلیل است. حالاشما می خواهید اسم آن را افشاگری بگذارید خب نظر شماست. ما می گوییم ما تبیین می کنیم اگر رضا ربع پهلوی رفته و با فلانی راجع به حقوق بشر صحبت می کند، دلش نه برای بشر سوخته، نه برای حقوق؛ دلش برای قدرت سوخته.
* و در مورد شبکه های ماهواره ای چه می کنید؟
** آن هم به همین شکل. شبکه های ماهواره ای از فارسی وان و من و تو بگیرید تا بقیه که هیچ کدام اینها مستقل نیستند را تبیین می کنیم.
* مستقل نیستند، یعنی از یک جایی پول می گیرند؟
** از اسراییل و از صهیونیست ها پول می گیرند.
* می دانید مشخصا از کجا و چقدر پول می گیرند؟
** دلیل ما تحلیل مطالب خودشان است.
* سند غیر از تحلیل است، مثلاشما یک فیش بانکی ارایه می دهید و می گویید «الف» به «ب» این مبلغ پول داده است.
** این کار نیروهای نظامی و امنیتی است. ما می گوییم وقتی خود طرف می گوید من 10 نفر از کارمندانم به بهایی ها وصل هستند و در اسراییل هستند وضعیتش معلوم است.
* من کاری با یک شبکه مشخص ندارم، کلامی گویم شما شبکه های ماهواره ای را چطور تبیین می کنید، چون آنها علنی برنامه هایشان را پخش می کنند. حالابه نظر شما برنامه هایشان مبتذل است، خوب است، بد است. از رقص و آواز بگیرید تا بحث های سیاسی پخش می شود و مردم می بینند و راجع به آن قضاوت می کنند؛ شما چگونه می توانید تحلیل و تبیین بکنید.
** مردم نگاه می کنند اما خیلی ها شاید توجه نداشته باشند به پشت موضوع ها. ولی من که اینجا دستگاه و دکان دارم و وظیفه ام تحلیل است باید توجه داشته باشم و تحلیل کنم.
* چه تحلیلی می کنید؟
** تحلیل می کنم که اینها چه کسی هستند.
* آیا خانواده ها زیاد از این شبکه ها استفاده می کنند؟
** نمی دانم.
* بالاخره چون شما با شبکه های ماهواره ای مقابله می کنید باید برد آنها را بدانید.
** بالاخره خود شما در روزنامه می نویسید که ماهواره ها را جمع کردند، پس کسانی هستند که از ماهواره استفاده کنند.
* در مورد بحث شبکه های ماهواره ای تا حالاکاری کردید که خروجی مشخصی بگیرید؟
** ما نمایشگاه داریم یا بعضی از مستندسازان که می خواهند برنامه بسازند برای مشورت پیش ما می آیند و به عنوان مشاور ناظر به آنها می گوییم خط دشمن الان این است.
* و در مورد آنچه به عنوان فتنه سال 88 طرح کردید چه می کنید؟
** تبیین می کنیم. وقایع حادثه سال 88 و فتنه 88 را جریان شناسی می کنیم. تفکرات مان را زیر و رو می کنیم. به گذشته برمی گردیم که اینها کجاها بودند و چه کردند؛ در دانشگاه ها چه کردند، اساتیدشان چه کردند.
* یعنی کی؟
** همین فتنه گران یا اصحاب فتنه. اینها را در قالب نمایشگاه، فیلم و سی دی تبیین می کنیم.
* و خروجی این تبیین چه بوده؟
** تبیین.
* بازخوردی که از مخاطب گرفتید را می گویم؟
** همان طور که گفتم ما بیشتر بازخوردها را در نمایشگاه می بینیم.
* ما 10 مورد را با هم مرور کردیم ولی شما هیچ بازخورد مشخصی از مخاطب ارایه ندادید.
** شما ندیدید. دو، سه موردش را گفتم.
* موردی نمی گویم یک بازخورد قابل اتکا می خواهم.
** بازخورد مشخص یعنی چه؟ یعنی ما برویم بگوییم بهاییت به خاطر اقدامات ما تعطیل شد؟
* در این دو سالی که این کارها را انجام دادید هزینه مالی هم داشتید دیگر.
** بله!
* خب! هزینه های تبیین را از کجا تامین می کنید؟
** از طریق نهادهای مختلف، مثلابنیاد شهید یا دانشگاه ها. ما نمایشگاه را آماده می کنیم، از ما دعوت می کنند و ما با هزینه آنها می رویم نمایشگاه برگزار می کنیم.
* و در نمایشگاه هایتان چه می گویید؟
** شگردها و تحرکات معارضین را در قالب نمایشگاه جمع بندی می کنیم.
* هزینه جمع بندی شما از شگردهای «معارضان انقلاب اسلامی» را چه کسی می دهد؟
** هزینه هایش را هر ارگان مربوطه ای که با ما در ارتباط باشد می دهد. مثلامی گویند می خواهیم فلان نمایشگاه را برای ما در قم برگزار کنید. هزینه رفت و برگشت دوستان را می دهند و ما به قم می رویم و نمایشگاه برگزار می شود. در واقع کارهای ما پروژه ای است.
* نهادی هست که از پروژه های شما حمایت کند؟
** به این شکلی که الان گفتم همه حمایت می کنند.
* منظور از همه چیست؟
** یعنی هرکسی که دعوت کند.
* تا به حال جایی رفتید که شما را نپذیرند؟
** ما نمی رویم، آنها از ما دعوت می کنند.
* بالاخره خودتان هم باید یک بازاریابی بکنید.
** ما نگاه مان این طور نیست؛ ما نشستیم کار خودمان را می کنیم و ما را دعوت می کنند.
* اگر هیچ جا دعوت تان نکرد چه؟
** تا به حال این طور نبوده.
* معمولا حدود رقم قراردادهایتان چقدر است؟
** بستگی دارد. این هم سوال خوبی نیست. شما به صورت جزیی بگویید چه موقعیتی و کجا تا من خدمت تان بگویم چقدر هزینه دارد.
* شما یک مورد را که خودتان مایلید بگویید.
** مثلایک نمایشگاه متوسط دو روزه که محتوایش قبلاتهیه شده، هزینه رفت و برگشت و ایاب و ذهاب و اسکان نیروها و باربری نمایشگاه را شما براساس عرف جامعه حساب کنید تا ببینید هزینه اش چقدر می شود.
* من که نباید حساب کنم شما بگویید چقدر هزینه دارد همین نمایشگاه دو روزه. اینجا بحث درآمدزایی هم دارید؟
** کجا؟
* موسسه دیده بان دیگر.
** خیر.
* روزی چند ساعت اینجا کار می کنید؟
** چهار ساعت.
* و شما خودتان بابت این چهار ساعت حقوقی نمی گیرید؟
** حقوق خیر، ولی بالاخره باید به هیات مدیره پاداش بدهند.
* یعنی اینجا کسی حقوق نمی گیرد و درآمدزایی نمی کنید؟
** درآمدزایی به چه معنا، یعنی ما یک چیزی بفروشیم؟
* بله. خب شما دارید یک محصولی را می فروشید دیگر. بالاخره شما باید هزینه هایتان را تامین کنید، چند پرسنل دارید؟
** حدود هشت، 9 تن.
* بالاخره آن هشت، 9 تن یک حقوقی می گیرند.
** از ما ساعتی حقوق می گیرند ولی معمولاخودشان در جای دیگری شاغل هستند؛ نیمه وقت هستند.
* خب ساعتی چقدر حقوق می گیرند؟
** صلاح نیست بگویم. شان گفت وگوی ما در این نیست که سر این مسایل بحث کنیم.
* شان گفت وگو! یعنی می خواهید بگویید دنبال درآمدزایی نیستید؟
** خیر.
* شما سرجمع در این دو سال چقدر هزینه کردید؟
** هیچ ! ما هزینه نمی کنیم. سفارش دهنده هزینه می کند.
* خب همین سفارش دهنده ها مجموعا چقدر به شما پول داده اند.
** من نمی دانم آقای X چقدر هزینه کرده.
* حالاکه شما از محاسبه ابا دارید من برایتان سرانگشتی محاسبه می کنم؛ چند شماره نشریه درآوردید؟
** هفت شماره.
* تیراژتان چقدر است؟
** پنج هزار تا.
* و با پست آن هفت، هشت شماره را برای مخاطبان تان ارسال کردید. 170 نمایشگاه هم برپا کردید که می گویید میانگین سه، چهار میلیون تومان هزینه برده. برای هر کدام از این 20 فیلمی که می گویید ساخته اید هم حدود 20، 30میلیون تومانی هزینه شده؛ با این حساب چیزی حدود یک میلیارد هزینه تان شده.
** ما هزینه نکردیم.
* ولی بالاخره از بیت المال هزینه شده است. به هرحال باید از این هزینه یک خروجی گرفته شود.
** خیلی از خروجی ها را بنده نمی بینم. من یک نمایشگاه می گذارم که در 10 سال آینده ثمر می دهد و تا آن وقت خودم نیستم و می میرم. اما در 10 سال آینده بنده خدایی که می خواهد بیاید و به تور این معارضان بیفتد با این آگاهی رسانی ما نجات پیدا می کند، این آگاهی رسانی موضوعی نیست که آنلاین جلو خودت تاثیرش را ببینی.
* یعنی می خواهید بگویید اثر کارتان عمق دارد.
** صددرصد. کار فرهنگی است. دیدن تاثیر کار فرهنگی زمان می برد و انجامش پول می خواهد.
* بالاترین قراردادی که بستید چقدر بوده؟
** گفتم در بحث مالی وارد نشوید.
* کمترینش؟
** 500 هزار تومان.
* چطور کمترین را می گویید ولی بالاترین را نه.
** بالاترینش هم 500 هزار تومان بوده است.
* شما یک فیلم را با 500 تومان می سازید؟
** من نمی سازم، تهیه کننده اش می سازد، ما اصلاهزینه نمی کنیم.
* فکر می کنید کسانی که شما را دعوت می کنند واقعا پول شان را تبدیل به احسن کردند؟
** از خودشان بپرسید؛ ولی از نظر من بله.
* چرا؟
** برای اینکه من به کارم؛ یعنی تبیین، تحلیل و بصیرت افزایی اعتقاد دارم، نتایج هم نشان می دهد کار ما درست است.
* می خواهم بدانم با وجود اینکه شما خروجی مشخصی از کارتان ارایه نمی دهید این نشان نمی دهد ممکن است پولی که به شما داده اند هدر رفته باشد؟
** اصلا! به هیچ عنوان.
* به چه دلیل؟
** چون ما داریم با دشمن مقابله می کنیم. بالاخره مقابله روبه رو است. معارضان خرج های کلانی می کنند. همین فتنه گران چقدر سایت دارند. آیا معارضان این پول ها را به سطل آشغال می ریزند؟ اگر می ریزند، این سوالی که شما از من می پرسید و این نقدی که می گویید، به آنها هم وارد است.
* ما به آنها دسترسی نداریم.
** البته که دسترسی دارید.
* چرا فکر می کنید دسترسی داریم؟
** به هرحال مشخص است.
* شما اسم ببرید تا من به شما بگویم دسترسی داریم یا خیر.
** به اسم کاری ندارم. بالاخره شما خودتان می گویید با موتلفه کار می کنید؛ از آن طرف با عبدالله نوری هم صحبت کنید.
* تعریف شما از «آن طرف»، حتی تا عبدالله نوری را هم در بر می گیرد؟
** من چیز دیگری می گویم. می گویم شما با هر دو قشر چپ و راست دیدار دارید.
* چون ما رسانه هستیم.
** پس چرا قایمش می کنید؟
* اصلاچیزی را پنهان نمی کنیم. شما گفتید با سایت هایی که در بیرون از کشور هستند ارتباط دارید، من هم گفتم ارتباطی نداریم. پنهان کاری ای هم در کار نیست.
** ارتباط که حتما نباید ارتباط سندی باشد و تفاهم نامه امضا کرده باشید.
* چطور باید باشد؛ دلی؟
** دلی، فکری، اندیشه ای.
* من سوالم مشخصا از شما این است که در مورد همین فعالیت هایی که خودتان می گویید انجام داده اید و شاید نزدیک به یک میلیارد تومان هزینه شده...
** من نمی دانم، این نظر شماست.
* حدودی گفتم. بالاخره شما یک حسابرسی کردید. وقتی از شما به عنوان یک NGO می پرسند باید بگویید چقدر هزینه کرده اید. چرا شما به این سوال پاسخ نمی دهید؛ شاید چون فکر می کنید کارتان مفید نبوده.
** خیر! اصلااین مسایل برای ما مهم نیست.
* چه چیزی مهم نیست؟
** این سوال شما.
* این سوال بخشی از افکار عمومی است. یعنی افکار عمومی مهم نیست؟
** خیر، افکار عمومی در این سوال برای من مهم نیست.
* یعنی شما هر جایی صلاح بدانید افکار عمومی را مهم می دانید و هر جایی نخواهید نه؟
** خیر. این سوال ها سوال های کلیشه ای است.
* وقتی جایمان عوض شد و شما آمدید با من مصاحبه کنید، سوال کلیشه ای نپرسید.
** من اصلاچنین کاری نمی کنم.
* وقتی شما شفاف پاسخ نمی دهید ممکن است در ذهن برخی شایبه هایی ایجاد شود که...
** برای یک عده هم اصلاشایبه ایجاد نمی شود. می گویند چه ربطی دارد که این سوال ها را بپرسید. ما که نمی توانیم تمام اندیشه ها و افکار را با خودمان یکی کنیم. یک عده مخالف هستند و یک عده هم موافق.
* شما وقتی کاری می کنید حتما علاقه مند هستید بدانید تاثیر گذار بوده اید یا نه؟
** بله.
* سوال من این است که چطور می فهمید کارتان تاثیر داشته ؟
** من چند بار جواب دادم ولی شما پاسخ ها را قبول نمی کنید؟
* خب جواب تان را به شکلی بگویید که قابل قبول باشد.
** این طور که نمی شود؛ من نمی توانم خواسته شما را برآورده کنم. وقتی ما یک نمایشگاهی برگزار می کنیم از جنایت منافقین و آنان به تکاپو می افتند و در برنامه های تلویزیونی شان می گویند ما چنین کاری نکردیم، این نشانه تاثیرگذاری است.
* پس شما تاثیر و خروجی تان را از واکنش طرف مقابل می گیرید؟
** بله! این یک راه است.
* و راه های دیگر چیست؟
** باید پیش بیاید.
* تا به حال پیش آمده؟
** خیر!
* یعنی هیچ راهکاری ندارید برای اینکه ببینید خروجی کارتان چیست؟
** عرض کردم ما خیلی پیامک تشکر برایمان می آید.
* چقدر پیامک می آید؟
** در مورد مستند «پایانی بر پایان» که از صداوسیما پخش شد 21 هزار پیامک آمد.
* راجع به چه بود؟
** راجع به جنایات منافقین بود. مردم 21 هزار پیامک برای روابط عمومی صدا و سیما ارسال کردند و بعد آنها این موضوع را به ما انعکاس دادند.
* اگر یک روز یک تحقیق میدانی بکنند و ببینند کارتان تاثیر نداشته، چه کار می کنید؟
** یک فکر جدید می کنیم.
* موسسه تان را چه کار می کنید؟
** برای موسسه یک فکر جدید می کنیم.
* اگر روزی دیگر از موسسه شما حمایت نکنند، منابع درآمدی تان را از کجا تامین می کنید؟
** اینکه شما می گویید مربوط به زمانی است که دیگر نه دشمنی باشد، نه اسلامی.
* چه ربطی دارد؟
** خیلی ربط دارد.
* ربطش را بگویید.
** تا اسلام باشد که هست، دشمن هم هست و تا دشمن باشد، نهادهای دلسوز هم باید باشد. ما در فضا که زندگی نمی کنیم؛ در زمین زندگی می کنیم. تا جمهوری اسلامی و اسلام هست، دشمن هم هست.
* اگر گفتند به جای اینکه شما این مقابله را انجام دهید دیگران انجام می دهند چه؟
** چه کسی بگوید.
* آن جاهایی که با آنها قرارداد می بندید.
** آن موقع یک فکری می کنیم.
* چون شما در فضا نیستید و روی زمین هستید سوال من جواب واضحی می خواهد؛ که اگر از لحاظ اقتصادی شما را تامین نکردند چطور با «معارضان» مقابله می کنید؟
** می نشینیم و تفکر می کنیم.
* فعلابازار اقبال کار شما داغ هست یا نیست؟
** معمولی است. یعنی نه داغ است و نه خوابیده.
* داغش چه شکلی است؟
** این گونه هم نیست که بگویم همه به سمت ما حمله آوردند تا قرارداد ببندند.
* کسی تا به حال به شما گفته این کار را ادامه ندهید؟
** چه کسی؟
* مسوولان، مردم؟
** خیر!
* تعریف هایی که شما به کار می برید با تعریف های جامعه تضاد ندارد؟
** نمی دانم.
* نمی دانم که جواب نیست البته؛ مثلاتعریف تان از بعضی مقوله ها.
** واضح تر بگویید.
* شما می گویید همه مخاطب تان هستند. وقتی یک مخاطب عام به این گستردگی دارید نوع مواجهه با آن هم باید به نوعی باشد که بشود همه را در بربگیرد. درست است؟
** بله!
* تعریفی که شما از ارزش ها دارید باید به تعریف عموم جامعه نزدیک باشد. تعریفی که شما در ذهن تان دارید باید یک ما به ازایی در جامعه داشته باشد. این تعریف های شما یک مقداری از جامعه دور نیست.
** اولاکه ما فرزندان شهدا هستیم، این برچسب خانواده شهدا بر پیشانی ما با افتخار حک شده. پس بخواهیم یا نخواهیم منتسب به همین نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم. چه رسانه ها بخواهند چه نخواهند و چه دشمن بخواهد و نخواهد چون به حاکمیت و اسلام و نظام وصل هستیم. برای ما چند الگو وجود دارد. اول قانون اساسی است. دوم ولی فقیه. من عرض کردم که ما چرا با تفکر انجمن حجتیه مبارزه می کنیم؛ به خاطر یک جمله امام که اسلام تماما سیاسی است که اگر این تبیین شود خود شما هم، حرف من را تایید می کنید.
* جواب سوالم را نگرفتم.
** ما اندیشه هایمان را براساس این دو مولفه تبیین می کنیم.
* یعنی با عموم جامعه کاری ندارید؟
** عموم یعنی چه.
* تعریف عموم که مشخص است. وقتی شما می گویید همه مردم مخاطب تان هستند باید حرفی بزنید که همه مردم یک ما به ازایی در مورد آن داشته باشند.
** این تفکر درستی نیست که ما باید چیزی را بگوییم که همه مردم قبول کنند.
* من نگفتم قبول کنند، گفتم مابه ازا داشته باشند؟
** نه! چه کسی گفته، شما حق تان است که حرف من و بادامچیان از حزب موتلفه و عبدالله نوری را بشنوید و بعد بگویید من این را قبول می کنم و آن را قبول نمی کنم.
* فقط حزب الهی ها را مخاطب تان می دانید؟
** خیر! مخاطبان ما طیف گسترده ای هستند.
* خب پس شما باید به نحوی برای همه مردم حرف بزنید که قابل فهم باشد.
** این بایدها را چه کسی می گوید، تمام 75 میلیون ایرانی می توانند مخاطب ما باشند. صحبت های ما را از طریق رسانه های مختلف می شنوند، می توانند قبول کنند، می توانند قبول نکنند. این می شود عین آزادی بیان.
* این به آزادی بیان ارتباطی ندارد.
** ما می گوییم همه می توانند از مطالب ما استفاده کنند. ما سند نداریم که مخاطب ما فقط کیهان خوان ها هستند. ما می گوییم این حرف ما است؛ در جامعه ای که شرق حرف می زند، غرب حرف می زند، ما هم حرف می زنیم و مردم مختار هستند انتخاب کنند؛ عقل شان به این مسایل می کشد و جامعه هم آزاد است.
* شما به من گفتید به حیطه افراد ورود نمی کنید؛ درست است؟
** بله!
* ولی در سایت تان مطالبی وجود دارد که نشان می دهد این طور نیست؟
** من اینجا و در پاسخ به صحبت های شما گفتم به اشخاص ورود نمی کنیم.
* پس برای رسیدن به هدف تان به حیطه شخصی افراد ورود می کنید؟
** لازم باشد ورود می کنیم.
* چه کسی این نیاز را تشخیص می دهد؟
** خودمان!
* یعنی اعضای موسسه تان تشخیص می دهند که به حریم شخصی چه کسی ورود پیدا کنید و به حریم شخصی چه کسی نه؟
** بله!
* و قانون در موسسه شما چه نقشی دارد. شما براساس کدام بند قانون به حریم شخصی افراد وارد می شوید؟ خودتان گفتید براساس قانون عمل می کنید.
** بله! اما حریم شخصی افراد تعریف دارد، باید ببینم حیطه شخصی از نظر شما چه معنایی دارد؟
* از نظر شما چه معنایی دارد؟
** به آن چیزی که از نظر ما حریم شخصی است که وارد نمی شویم.
* و آن حیطه شخصی که واردش نمی شوید تعریفش چیست؟
** حیطه شخصی است دیگر.
* پس چرا به من می گویید حیطه شخصی من و شما با هم فرق می کند؛ اگر پاسخ تان این است که: «حیطه شخصی است دیگر».
** مخاطب می خواهد نظرات من سیدسجاد حسینی را بفهمد.
* من هم از شما پرسیدم که به حیطه شخصی افراد وارد می شوید یا نه؟
** خیر؛ وارد نمی شویم.
* ولی من سندهایی همراهم دارم که نشان می دهد شما به حیطه شخصی افراد وارد شدید.
** شما به خاطر خانم علی نژاد اینجا آمدید.
* شما که مسلمان هستید چطور در ماه رمضان تا این حد راحت راجع به نیت من حکم می دهید.
** یعنی چه؟
* من از تمام سایت تان پرینت دارم و نه فقط در رابطه با این موردی که اشاره می کنید.
** به من نشان دهید سندهایتان را؛ در مورد ایشان هم پرینت دارید؛ پس من حکم درستی در ماه رمضان دادم.
* می گویید فقط به خاطر کسی که نام بردید آمدیم. اما من در عمرم ایشان را ندیده ام.
** این اصلابه من ربطی ندارد. در پرینت هایی که از سایت ما همراه تان است نام ایشان هم به چشم می خورد.
* عصبانی نشوید. چون کار شما یک چیز است و کار من هم پرسش. دوم اینکه ما حق نداریم به همدیگر اتهام بزنیم؛ آن هم در حالی که من الان روبه روی شما نشستم.
** می دانید این بحث از کجا شروع شد. شما گفتید من در ماه رمضان در مورد نیت شما از مصاحبه با من حکم می دهم. اما من می بینم اولین عکس پرینت های همراه شما این فرد است.
* به خاطر کس خاصی اینجا نیامدیم. این پرینت ها هم از مطالبی است که خود شما روی سایت موسسه تان قرار دادید. سوال من این است که شما می گویید به حیطه شخصی افراد وارد نمی شوید اما الان پیش شما عکس هایی قرار دارد که نشان می دهد شما به حیطه شخصی افراد وارد شدید.
** همه عکس ها را خودش منتشر کرده بود، ما فقط زحمت جمع آوریش در یک آلبوم را کشیدیم؛ تصویر ها را برایش جمع کردیم، توضیح هم دادیم.
* و این ورود به حیطه شخصی نیست؟
** خیر!
* مثلاعکس یک نفر را از صفحه فیس بوکش بردارید ورود به حریم شخصی او نیست؟
** اولاکه فیس بوک جایی نیست که بگوییم کسی به آن دسترسی ندارد.
* یعنی چه؛ این پاسخ سوال من نیست.
** همه مردم به فیس بوک دسترسی دارند، پس آنجا مکان خصوصی ای نیست. کسی غلط می کند عکس یا مطلب شخصی اش را در فیس بوک می گذارد. اگر کسی غیرت دارد موضوع شخصی اش را در فیس بوک نمی گذارد. این همان ارزش هایی است که ما گفتیم از آن عدول نمی کنیم. دوم اینکه همین خانم قبلابه عنوان خبرنگار فیش حقوقی برخی نمایندگان را منتشر کرده بود. چطور اینها خصوصی نیست، ولی انتشار عکس فلان فرد که آمده بی غیرتی کرده ورود به حریم خصوصی او است. سوم اینکه خود همین فرد هم فهمیده که قضیه چیست، خودش فهمیده کسانی هستند که اگر بخواهند می توانند این خباثت هایی که درباره اسلام و نظام انجام می دهد را با جنگ روانی مقابله کنند. او باید از این مسخره بازی هایش دست بردارد.
* این پرونده نخستین کاری است که در این فاز منتشر کردید؟
** در کدام فاز.
* در فاز ورود به حریم شخصی؛ اینکه راجع به یک فردی به طور پروژه ای کار کنید؟
** ما کارمان تبیین است.
* ممکن است این پروژه و به قول شما جمع آوری عکس های شخصی در یک آلبوم و اضافه کردن توضیح های ویژه در مورد افراد دیگر هم در آینده اجرا شود؟
** پیش بیاید در مورد دیگران هم تبیین می کنیم.
* می خواهید چه خروجی بگیرید از این شکل ویژه تبیین کردن به قول خودتان؟
** آشنایی با چهره واقعی افراد.
* و اینکه آنها از آن کارشان دست بردارند؟
** می خواهند بردارند، نمی خواهند برندارند.
* از کجا می دانید خودش فهمیده چه کار کرده...؟
** کی؟
* همین موردی که در موردش پروژه تان را اجرا کردید و گفتید خودش هم فهمیده...
** خودش فهمیده که ما برای چه این کار را کردیم، همین قدر هم که کلافه شده کافی است. ما کار تبیین مان این است که نشان دهیم چهره واقعی این فرد کیست؛ کسی که اسلام نمی فهمد. تا اینجا بوده با مقنعه بوده ولی به محض اینکه به آنجا رسیده حتی با بدن برهنه هم به خیابان رفته. ما یک خط و مرزهایی داریم، اسلام در مورد حجاب حکم مستقیم دارد.
* کامنت هایی که برای همین مطلب در سایت تان قرار گرفته را خواندید؟
** بله!
* بیشتر کامنت ها کار شما را رد کردند و به شدت از شما برای ورود به این حیطه انتقاد کردند.
** این نشان از تاثیر گذاری کار ما دارد. این جاذبه کار ماست؛ پاسخ من همین است.
* شما افراطی هستید؟ ممکن است یک روز کارتان برای مقابله با به قول شما معارضان به برخورد فیزیکی هم بکشد؛ این پتانسیل در شما هست؟
** خیر! ما به هیچ وجه افراطی نیستیم. ما اهل منطق و گفت وگو هستیم.
* و بعد ها اگر کسی به دلیل این بولتن سازی ها از شما شکایت کند چه می کنید؟
** برای کارهایمان جواب منطقی و مستدل داریم.
* محدوده کار موسسه دیده بان فقط در ایران است یا خارج از ایران هم فعالیت می کنید؟
** به موضوع بستگی دارد. ما هم در ایران فعالیت می کنیم هم در بیرون از ایران. بعضی از موضوعاتی که باید بررسی کنیم مربوط به آن طرف است.
* تا به حال بیرون از ایران هم نمایشگاه برپا کرده اید؟
** بله!
* کجا؟
** انگلستان (کالج سلطنتی لندن)، فرانسه، سوییس.
* و چه کسی هزینه این نمایشگاه ها را داده است؟
** ما به دعوت آنها آنجا نرفته بودیم، به دعوت شخص دیگری رفته بودیم.
* و نام این دعوت کننده کیست؟
** یک NGO است؛ ایرانی هم نیست.
*مرکز مسلمان های لندن؟
** بله!
* چه اشکالی دارد از ابتدا در پاسخ به سوال من اسم این مرکز بگویید.
** شاید آنها نخواهند اسم شان را ببریم.
* با موسسه هایی که می گویند کارشان مقابله با جنگ نرم است، مثل گرداب و ارتش سایبری و... این طور تیپ ها در ارتباط هستید؟
** اصلا!
* از شما این طور بر می آید که مثلایکی از کار ویژه هایتان این است که فیس بوک یا سایت های اجتماعی را رصد کنید که مثلایک نفر چه کار می کند و...
** خیر! شاید آن موسسه هایی که می گویید نگاه شان امنیتی است، که این کار را می کنند. ما نگاه مان فرهنگی است. ما در مورد بعضی از افرادی که یک طرفه از آنها دفاع می شود یا مثلامظلومیت کاذب دارند بررسی می کنیم.
* مثل؟
** منافقان.
* چه کار می کنید؟
** ما تبیین می کنیم که این شخص تروریست است، منافق است. در این موارد می رویم دنبال می کنیم که او دقیقا چه کسی است، به کجا وصل است، قضیه اش چیست.
* و این یک کار فرهنگی است؟
** بله!
* مگر نمی گویید فعالیت بعضی از افراد را بررسی می کنید؟
** بله!
* خب، پژوهش روی افراد کجایش کار فرهنگی است؟
** بالاخره وقتی می گویم فتنه، فتنه سران دارد، دست اندرکار دارد، عوامل دارد، ما که به خود کلمه فتنه نمی خواهیم بپردازیم. فتنه از «ف» «ت» «ن» «ه» درست شده است. پس باید روی افراد فتنه کار کرد.
* روی زندگی شخصی افراد کار کردن یک جور تلاش برای ورود به حریم شخصی شان نیست؟
** خیر! ما برای آن تعریف داریم. عرض کردم کسی که منادی حقوق بشر در ایران می شود و حقوق خانواده قربانیان فتنه را پیگیری می کند را بررسی می کنیم و می بینیم از آن طرف هم با چه کسانی در رفت و آمد است. پس او نه حقوق را می شناسد، نه بشر را.
* یعنی اگر یک نفر از حدودی که شما می گویید خارج شود، به خودتان اجازه می دهید به حریم شخصی اش ورود کنید؟
** خیر! عرض کردم مصداق دارد. این همه آدم مثل آن فرد، فراری هستند و همه هم روزنامه نگار؛ پس چرا به حریم آنان ورود نمی کنیم.
* باید چه کار کنند که به این مرحله نرسند به قول شما تا به حریم شان ورود نکنید؟
** باید همان کارهایی که کردند را نکنند. باید هم پوشانی و هم دستی با جبهه معارض نداشته باشند؛ با ضدانقلاب ها.
* و اگر به نظر شما این هم پوشانی ایجاد شود به حریم آنها ورود می کنید؟
** خانواده شهدا برایشان خیلی مهم است که یک خبرنگاری که در این مملکت کار می کرده و به هر دلیلی فرار کرده و به آنجا رفته، قبلش زبانش بسته بوده اما حالاباز شده. برایشان مهم است که او با احمد شهید حقوق بشری (شاید اگر چاپ کنید خودش بخواند و بفهمد خطاهایش کجاست) صحبت کند و بگوید من شما را وصل می کنم به یکی از کشته شده های فتنه 88. با موبایلش زنگ می زند به یک خانواده منافق که اسمش را نمی برم و می گوید با آقای احمد شهید در مورد نقض حقوق بشر صحبت کن. او هم یک متن دیکته شده ای که معلوم است قبلابرایش فرستاده را می خواند که «آقای احمد شهید سلام حال شما چطور است...»
* شما از کجا این متن را شنیدید. از کجا این تماس را دیدید. از کجا می دانید چه کسی با چه تلفنی با احمد شهید حرف زده، از کجا می دانید چه گفته...
** در اینترنت است، تو بچه ات منافق است، خودت سابقه نفاق داری بعد می آیی نقض حقوق بشر در ایران را می گویی. تو خودت تروریست هستی. پدر من را شما کشتی. اولین حرفی که من می خواهم بزنم این است که پدر بنده را امثال کسانی کشتند که همین خانم از آنها دفاع بیخود می کند.
* شاید این سوالی که می پرسم خیلی باب میل تان نباشد؛ شما یک جوری در حال انتقام گرفتن هستید؟
** نه! ما اصلادنبال انتقام نیستیم. ما تبیین می کنیم چه کسانی از چه کسانی دفاع می کنند و چه کسانی ادعای حقوق بشر دارند.
* گفتید در حال انتقام گرفتن نیستید؟
** خیر! انتقام را قاتل می گیرد؛ ما پشت پرده معارضان نظام را افشا و شگردهایشان را تبیین می کنیم.
* با پرخاش کار می کنید؟
** خیر.
* با عصبانیت کار می کنید؟
** اتفاقا ما اینجا می گوییم، می خندیم، به سفر می رویم.
* حرف هایتان در جامعه مابه ازایی دارد؟
**بله. نمونه اش را هم گفتم. ارسال 21 هزار ای میل برای برنامه ای که برای صدا و سیما ساختیم از علایم این است که جامعه بحث های ما را طلبیده.
* مخالف تان را چقدر تحمل می کنید؟
همین قدر که الان نشستیم و داریم با هم صحبت می کنیم.
* شما مطمئن هستید من و شما مخالف هستیم؟
** شوخی کردم.
* شوخی نکنید؛ مخالف تان را چقدر تحمل می کنید؟
** پیدا شوند با هم صحبت کنیم، منطقی باشند قبول شان می کنیم.
* منطقی یعنی چه؛ یعنی هر چیزی شما می گویید را قبول کنند؟
** منطقی معنا دارد؛ یعنی دو طرف ببینند، با انصاف صحبت کنند و از اصول علمی و منطقی هم خارج نشوند؛ ما این را تحمل می کنیم.
* دوست دارید کارتان را توسعه بدهید؟
** بله!
* تا به کجا برسید؟
** ان شاءالله به جایی برسیم که تمام دشمنان اسلام را با حربه تبیین و تحلیل بشناسانیم که مردم به دام این گروه هایی که دشمنان نظام هستند نیفتند.
* از لحاظ کار موسسه تان پرسیدم.
** نمی دانم، فکر نمی کنم ما آنقدر بتوانیم گسترش دهیم.
* چرا؟
** در حدش نیستیم. موسسه ای که بخواهد عریض و طویل شود بحث اقتصادی در آن خیلی مهم است.
* شما که تا الان مورد حمایت قرار گرفتید.
** حمایت هایی که تا الان صورت گرفته آنقدری نیست که بشود موسسه را گسترش دهیم.
* چند موسسه مثل شما در ایران هست؟
** نمی دانم.
* رقیب دارید؟
** خیلی ها کار می کنند. موسسات در قم زیاد هستند، در همین تهران هم هستند؛ جنگ نرمی ها زیاد هستند.
* و شما با هم یک جور هم پوشانی دارید؟
** هم پوشانی به معنای اینکه بنشینیم با هم صحبت کنیم خیر.
* شما یک بخشی از آن افرادی هستید که به حزب الله متصل هستند و احساس کردند در عرصه سایبری قافیه از دست رفته و...
** ما اگر می خواستیم سایبری کار کنیم باید سایت مان را خیلی ها می شناختند؛ ولی هنوز خیلی ها نمی شناسند.
* تا به حال از شما خواستند کار ویژه ای داشته باشید؟
** خیر، یعنی چه؟
*سابقه امنیتی دارید؟
خیر، من تحصیلکرده تاریخ تشیع هستم.
* الان در دانشگاه تدریس می کنید؟
** خیر، اما قبلادر مشهد تدریس می کردم.
* چه درسی؟
** معارف
* برای دفتر موسسه چقدر اجاره می دهید؟
** اینجا متعلق به بنیاد شهید است.
* و این خودش نوعی حمایت است، چون گفتید از شما حمایت نمی کنند.
** بله!
* به چه شکلی باید حمایت کنند؟
** منظورم این بود که این طور نیست ماهانه به ما چیزی بدهند.
* انتظارتان این است که از شما حمایت بیشتری بشود.
** به هر حال ما به حفظ ارزش های نظام کمک می کنیم، اگر نهادی پیدا شود حمایت کند استقبال می کنیم. در اساسنامه بنیاد شهید هم آمده که باید از NGO خانواده شهدا حمایت کند.
* تا به حال از خانواده شهدا آماری گرفتید که ببینید چقدر از عملکرد شما در این چند سال راضی هستند؟
** خیر! اصلاجزو ملاک های ما نبوده که ببینیم خانواده شهدا چقدر از عملکرد ما راضی هستند. ما تبیین و بصیرت افزایی می کنیم. بازخوردهایی که گرفتیم این است که عموم بازدیدکنندگان می گویند کارتان خیلی خوب بود، استفاده کردیم و برای بعضی ها هم خوشایند نیست.
* این طور نیست که بالاخره شما هم بگویید ما هم یک نقشی داریم و سهمی بگیرید. مثلابخواهید با این موسسه خاص راهی پیدا کنید برای ورود پیدا کردن به قدرت و منفعت و...؟
** اگر این گونه باشد پس هرکسی بخواهد در جمهوری اسلامی کاری بکند باید به او بگوییم دم و دستگاهی باز کرده تا سهمی بگیرد؛ پس شرق هم دکان و دستگاه باز کرده.
* اگر یک روز نهادهای مربوطه جلوی کارتان را بگیرند چه کار می کنید؟
** تعطیلش می کنیم؛ وقتی آنان می گویند خب باید تعطیلش کنیم.
* شما فرزند دارید؟
** بله! سه فرزند دارم؛ دو پسر و یک دختر.
* اگر یک روز پسرتان از آن راهی که به نظر شما صراط مستقیم است خارج شود برای او هم کلیپ یا به قول خودتان آلبوم افشاگرانه می سازید.
** فرق می کند؛ رابطه عاطفی ایجاب نمی کند برای او کلیپ بسازیم. هرکسی فاکتورهایش فرق می کند. با هم صحبت می کنیم. یک زمانی هم مثل آقای محمدی گیلانی که دادستان انقلاب بودند و برای دو پسرش حکم اعدام داد ممکن است من هم همین کار را بکنم.
* ممکن است یک روز پسرتان را اعدام کنید؟
** بله، اگر فرزندم جزو تروریست شود و به اسلام و نظام، لطمه بزند، اعدامش می کنم. اگر حکم اسلام در مورد فرزندم اعدام باشد، حتما فرزندم را اعدام می کنم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات