تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۵۰۲۱۶
تفاوت روش‌های ورود جریانات سیاسی به انتخابات

انواع ادبیات بدلی در انتخابات یازدهم


محمدمهدی تهرانی
در خصوص انتخابات یازدهم می‏بایست اندیشید اما نه سیاسی‏کارانه. ورود زودهنگام سیاسی‏کارانه سیاسیون که گهگاه رخ می‏دهد یادآور همان جدال‏های بی‏حاصل چپ و راست بر سر قدرت است؛ جدالی که بانیانش فاقد برنامه و حرف یا حتی درک گفتمانی بودند؛ فقط رقیب را می‏شناختند و خود را موظف می‏دانستند تا به هر بهانه‏ای که شده به او بتازند.
این روزها بخش قابل توجهی از اخبار مرتبط با انتخابات به اخبار اصلاح‏طلبانه‏ای اختصاص یافته که از قضا برخی اصولگرایان منتشر می‏کنند! انگار اگر اصلاح‏طلبان نباشند این بخش از اصولگرایان هیچ حرفی برای گفتن ندارد، نه قضاوتی در خصوص گفتمان بایسته 8 سال بعدی انقلاب دارد و نه از حرف و برنامه و طرحی نو برخوردار است.
فقط زید و امری را می‏شناسد و روز و شب با انتشار اخبار بی‏خاصیت درخصوص آنها می‏کوشد تا مثلا با آنها مقابله کرده باشد؛ غافل از اینکه این مواجهه خصوصا در برابر اصلاح‏طلبانی که سر به تیره تراب سپرده‏اند به منزله خواندن حمد شفا بر سر مزار آنهاست! و این همه البته به منزله فقر شدید گفتمانی آنهاست که به تخدیر بدنه اصولگرایی نیز می‏انجامد. چه آنکه در چنین شرایطی نه در حوزه ایجابی کسی به تکاپویی می‏افتد و نه در حوزه سلبی و برای ارائه راهکارهای متناسب، برآورد و تلاشی واقعی سامان می‏یابد.
1- ادبیات ارتجاعی و عملگرا
چنانچه در انتخابات 88 هم شاهد بودیم، کاندیداها اغلب اثبات خود را در نفی دولت یا دولت‏های گذشته جستجو می‏کنند. ادبیات ارتجاعی ادبیاتی است که مسیر طی شده تا کنون را فارغ از اینکه چه میزان از آن صحیح بوده و چه میزان درست نفی می‏کند و با بحرانی جلوه دادن شرایط، خود را "فرشته نجات" و "مرد عمل" معرفی می‏نماید. در سایه چنین شرایطی با امداد از دوقطبی‏سازی‏های سیاه و سفید انتخاباتی ویژگی‏های مثبت دولت نهم و دهم و برخی شاخصه‏های ادبیات سوم تیر نیز نفی خواهد شد و خطر ارتجاع و عدول از آرمان‏ها با استناد به آنچه واقعیت‏های کشور نامیده خواهد شد، وجود خواهد داشت.
این ادبیات هم از سوی اصلاح‏طلبان و هم از سوی اصولگرایانی که گهگاه مدعی عقلانیت و اعتدالند و اعتقادی به روحیات سوم‏تیری ندارند، به شدت قابلیت طرح دارد. حتی در درون دولت نیز خطر ارتجاع از آرمان‏ها به واسطه فشارهای خارجی وجود داشته است.
ارتجاعی که از جانب اصلاح‏طلبان و یا در یک هم‏صدایی میان برخی جریانات اصولگرا و اصلاح‏طلب رقم بخورد، مثل انتخابات 88 جایگاهی پیدا نخواهد کرد؛ اما اگر انتخابات با محوریت تعداد بیشتری از اصولگرایان و به عبارت بهتر اصولگرایانه برگزار شود، در یک رقابت درون اصولگرایی امکان طرح ارتجاع و عدول از ارزش‏های سوم تیر بیشتر خواهد بود چه آنکه گارد جریان ارزشی در برابر رقیبان درون گفتمانی بازتر است! بیانات مهم و تعیین کننده مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با مسئولین کشور در واقع موضعی شفاف بود در برابر این جنس نگرش‏ها تا همه چه دولتی‏ها و چه منتقدان آنها بدانند هرگز خبری از بازگشت و ارتجاع نبوده و نخواهد بود. ایشان تصریح کردند:«وانمود می‏کنند که آرمان‌گرائى با واقع‌بینى نمی‏سازد؛ این را ما به شدت رد می‏کنیم.».
بیانات صریح ایشان معنادار بود و راه عقب‏نشینی و تردید و دودلی را برای همه مسئولین کشور بست.
ایشان از یک سو با تأکید بر وحدت و توضیح اینکه خرده‏گیری‏ها و نزاع بین قوا برای کسی ایجاد آبرو نمی‏کند، راه خرده‏گیری‏های ارتجاعی را بستند و از سوی دیگر با تبیین درستی مسیر طی شده، موضوعیت این خرده‏گیری‏ها را از میان برداشتند.در نسبت با درستی‏های مسیر طی شده و ویژگی‏های مثبت آن باید همین گونه عمل کرد. کسی که می‏خواهد ذیل ولایت‏فقیه سخن بگوید باید بداند حق ندارد درستی‏های این مسیر را بشکند. باید درستی‏های این مسیر و مواردی مثل سفرهای استانی یا آنچه مورد تأیید یا تأکید رهبر انقلاب بوده را فهرست کرد و به عنوان ارزش مدام مورد تأکید مجدد قرار داد. کسی که ارزش‏های سوم تیر را انکار یا نفی کند از جانب مردم باید حذف شد و خواهد شد.
2- ادبیات صوفی‏مسلکانه
تا کنون با جریانی مواجه بودیم که با استمداد از عقاید روشنفکری دین را با خط‏کش حقوق‏بشر غربی و تفکر سکولار تراز می‏کرد. اصلاح‏طلبان که به سمت نفی وحیانی بودن قرآن و اثبات خطاپذیر بودن رسول مکرم اسلام نیز پیش رفتند آنچه از دین با تفکراتشان سنخیت داشت برگرفتند و آنچه را که با حقوق بشر غربی بی‏تناسب بود، کنار نهادند. در حوزه مرجعیت صانعی با چنین تفکری عمل کرد و همراه با او چهره‏هایی چون مجتهد شبستری، سروش و کدیور مقدمات این مسیر را چیدند تا دیگر هیچ چیز مقدس نماند و تمام قدسی‏ها عرفی شوند. اسم خود را هم گذاشتند روشنفکر دینی!
در ادبیات صوفی مسلکانه کوشیده می‏شود دینی عاشقانه معرفی شود. دینی بدون سختی، بدون احکام خشن، بدون بایدها و نبایدهای زائد؛ به این ترتیب همه خوب خواهند بود! چندی پیش مصاحبه‏ای از حجت الاسلام بهمن شریف‏زاده در روزنامه شرق منتشر شد که در ادامه یادداشت‏های گذشته او و نیز سخنان و مواضع مشایی قابل تحلیل بود. وی در این مصاحبه تصریح می‏کند تفکری که در مقابل آنها قرار دارد در حال شکست است. او می‏گوید:«تحجر، به شدت در حال زمین خوردن است؛ یعنی مردم این نوع تفکر چماقی برای عرضه دین را دیگر باور ندارند.» و در مقابل آنچه معرفی می‏کند دین عاشقانه است. چاره مواجهه با این ادبیات مشخص کردن حدود واقعی است.
بالاخره تکلیف ما با مقوله "مدیریت فرهنگی" چیست؟ این سوالی است که باید نخبگان حتما پاسخ دهند. آیا هر کس بدحجاب بود باید به دیده یک کافر به او نگاه کنیم یا نه در مقابل او را باایمان‏ترین مردم و عین سایرین بدانیم؟ چگونه باید در مورد او قضاوت کنیم و فراتر از این چگونه باید با او برخورد کنیم؟
وقتی حساب ما با این مقوله روشن نشد، وقتی از روشن کردن حسابمان با این مقوله ترسیدیم و پرهیز کردیم که در این خصوص حرف عالمانه بزنیم، آن گاه راه هم برای افراط و هم تفریط باز خواهد شد و این هر دو انحراف از خط اسلام است. به خاطر داشته باشیم شرایط دوران هاشمی و بگیر و ببندهای آن دوران به ظهور دولت اصلاحات انجامید. همیشه افراط، تفریط می‏آورد و تفریط، افراط. برای مقابله باید با تبیین درست هم صف افراط را شکست و هم صف تفریط را. حدود و شیوه عمل درست را باید منطقی و حکیمانه معرفی کرد.
مباحث حجت الاسلام پناهیان با موضوع تزکیه در شبهای ماه مبارک رمضان در مهدیه تهران که هوشمندانه نیز انتخاب شده است، می‏تواند پاسخی برای این مسئله باشد. اگر بانیان امر به معروف و نهی از منکر درک درستی از شیوه آن نداشته باشند، یقینا آب به آسیاب انحرافات خواهند ریخت. این را باید به صراحت به آنها گفت. باید توجه داشت ادبیات صوفی‏مسلکانه یک خطر مهم در پیشبرد انقلاب است و قطعا می‏تواند جا باز کند.
3- ادبیات سوم تیر
ادبیاتی است که برگرفته از منش امیرالمومنین(ع) است. روزگاری اشرافیت بنی‏امیه و فساد، سرزمین‏های اسلامی را فرا گرفته بود. مروان ابن حکم مشاور خلیفه(عثمان) بود و یاران علی(ع) چون اباذر در فقر و تبعید. و علی(ع) با همان جامه و نعلین ساده‏اش عهده‏دار خلافت شد. لولا حضور الحاضر وقیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء الا یقاروا على کظه ظالم و لا سغب مظلوم، القیت‏ حبلها على غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها.
ادبیات سوم تیر مردی را می‏خواهد که از جنس مردم باشد. مردی که خوبی‏ها و درستی‏های دولت‏های نهم و دهم را پاس دارد و کژی‏ها و نواقص آن را کنار بگذارد. مردی که انقلابی باشد؛ انقلابی‏تر از احمدی‏نژاد. مردی که مردم را ولی‏نعمت خود بداند و مرزهای کشور را به وسعت تمدن بزرگ اسلامی در آینده ببیند.در این میان می‏بایست نگران خطر نفاق نیز بود. خطر کسانی که بخواهند برخی واژگان این ادبیات را برای جلب آراء مردم مصادره کنند. سوم تیر حرف روشنفکری زدن مد بود و اکنون سوم تیری سخن گفتن مد خواهد بود. همه خادم ملت می‏شوند اما ملت تشخیص خواهد داد که کدامین حرف‏ها و شعارها با شخصیت کاندیدا تطابق دارد و صادقانه است و کدام نیست. برای تفوّق این ادبیات باید ارزش‏های سوم تیری را تکرار کرد و از به فراموشی سپرده شدن آنها و کم اهمیت دانسته شدن آنها جلوگیری نمود.
4- ادبیات روشنفکری
این ادبیات که از سوی داعیه‏داران تجدد امکان طرح دارد به خودی خود نه خطری را متوجه کشور می‏کند و نه مخاطبی خواهد داشت. تعدد احتمالی کاندیداهای اصوگرا و کشانده شدن دعوا میان اصولگرایان به شرطی که تعدد معقول باشد، می‏تواند طرفین رقابت اصلی را اصولگرا و رقابت را اصولگرایانه نماید.
جمع‏بندی:
سیاسیون به جای اینکه حرف‏های سیاسی‏کارانه‏ی بی معنی بزنند، از تابوت بی‏جان اصلاحات مثل انتخابات مجلس نهم غول بی شاخ و دم درست کنند و خود را مسخره عوام و خواص نمایند، باید تکلیف برخی مفاهیم گفتمانی را در این فرصت باقیمانده روشن کنند. در انتخابات آتی با دو ادبیات اصلی بدلی یعنی "ادبیات ارتجاعی" و "ادبیات صوفی‏مسلکانه" مواجه خواهیم بود. به جهت اینکه شرایط نسبت به سوم تیر دشوارتر شده و ادبیات سوم تیر یک دوره زمامداری را تجربه کرده، بانیان آن برای تفوّق گفتمانی نیازمند تلاش و بسترسازی دوچندانند. مجمل اینکه آنها باید آلترناتیو ادبیات‏های بدلی را در چنته داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات