علی قاسمی
1ـ «ادوارد سعید» متفکر برجسته فلسطینی است. از او به عنوان حافظ آرمان فلسطین یاد میشود. سعید در بخش عمدهای از زندگیاش هوادار ملت فلسطین بود. اما مواضع او در ارتباط با مناقشه فلسطین و اسرائیل عاری از نقد نیست.
2ـ ادوارد سعید در حیات سیاسی به ویژه در ارتباط با تحولات فلسطین و بحران در سرزمین اشغالی در نقشهای متفاوتی ظاهر شد. هم ژست روشنفکری به خود گرفت و هم در هیئت یک دیپلمات و سیاستمدار نقشآفرینی کرد. این ژستهای متفاوت و جابهجایی نقشها باعث شد تا او در تشخیص درمان بیعدالتی در سرزمین اشغالی و تداوم مناقشه اعراب و اسرائیل با ضعفهایی روبهرو شده یا از درک آنها عاجز بماند.
3ـ این ژستها و تناقضهای درونی ادوارد سعید، او را به تردید و مورد سؤال قرار دادن مقاومت فلسطین سوق داد.
4ـ سعید بدون تفاوت قائل شدن بین مقاومت و خشونت در سرزمین اشغالی، همه را با چوب خشونت راند و آن را از اشکال بیعدالتی در منطقه توصیف کرد.
5ـ این در حالی است که مقاومت پاسخ به بیعدالتی موجود در فلسطین اشغالی است و حق مقاومت علیه اشغالگری در قطعنامههای سازمان ملل نیز به رسمیت شناخته شده است.
6ـ «اسرائیل شاهاک» و «آزمی بیشارا» از روشنفکران اسرائیلی هستند که راهکار برونرفت از بحران فلسطین و اسرائیل را در قالب ایده مطرح کردند که «تنها راه بازگرداندن عدالت، تولید بیشتر عدالت» در فلسطین اشغالی است.
7ـ این دو روشنفکر اسرائیلی از ایده تولید بیشتر عدالت، برداشت خاص و به نفع اسرائیل داشتند. برداشت و تفسیر آنان از این ایده و مفهوم عدالت در فلسطین اشغالی جامع و مانع نبود. شاهاک و بیشارا تولید بیشتر عدالت در فلسطین اشغالی را در پذیرش و قبول اسرائیل و همزیستی مسالمتآمیز فلسطینیها با اسرائیلیها ارزیابی و تحلیل نمودند.
8ـ آنان بر این اعتقاد بودند که مقاومت، تحریم بر ضد اسرائیل، رد پذیرش موجودیت اسرائیل، بایکوت اسرائیلیها، عملیات شهادتطلبانه و... از اشکال جدید بیعدالتی است و راه بازگرداندن عدالت در سرزمینهای اشغالی نیست. مواضع سعید در ارتباط با مناقشه فلسطین و اسرائیل و مسیر تولید عدالت رد فلسطین اشغالی تا اندازه زیادی مشابه مواضع شاهاک و بیشارا بود. علاوه بر آن، او تحت تأثیر تبلیغات فزاینده یهودیستیزی قرار گرفته بود و با زیر سؤال بردن تلاش روژه گارودی در روشنگری پیرامون موضوع «هالوکاست» و کوره «آدمسوزی» از موج فزاینده و کثیف ضدیت با یهودیها سخن گفت، افراط او در این زمینه موجب شد تا حس ناسیونالیستی فلسطینیها را مورد سؤال قرار دهد و از این حس به عنوان ملیگرایی متعصبانه یاد کند.
9ـ ادوارد سعید در تشخیص مسیر تولید عدالت در فلسطین اشغالی دچار غفلت شده بود یا با پاک کردن صورت مسئله به راه بازگرداندن تولید عدالت در منطقه میاندیشید. اشغال و غصب فلسطین یک ناعدالتی بزرگ در تاریخ سیاسی جهان است.
10ـ سعید به دلیل تناقضات درونی و ظاهر شدن در هیئت و نقشهای متفاوت روشنفکر و یک سیاستمدار که مقدمات پیمان اسلو را فراهم نمود، پذیرش اسرائیل و ناعدالتی قرن بیستم در حق ملت فلسطین را، راه بازگشت عدالت در سرزمین اشغالی دانست.
11ـ وی پا را از این نیز فراتر نهاد و تحریم فراگیر اسرائیل از سوی اعراب، بایکوت سیاسی اسرائیل و عدم همزیستی با تل آویو را از اشکال جدید بیعدالتی ارزیابی و تفسیر نمود.
12ـ ادوارد سعید در نقش روشنفکر تأکید داشت هیچ چیز تجاوز به مردم فلسطین را موج نمیسازد، اما در نقش یک دیپلمات با تشکیل دولت اسرائیل و همزیستی با آن همدلی نشان داد.
13ـ سرانجام اینکه سعید در پارهای از موارد و در ارتباط با تحولات فلسطین، واقعیتهای موجود در سرزمین اشغالی را نادیده گرفته است. راهکار او نیز برای تولید بیشتر عدالت با این واقعیتها همخوانی نداشت.
14ـ راه بازگرداندن عدالت در فلسطین اشغالی مبارزه با ناعدالتی است نه همزیستی مسالمتآمیز با ناعدالتی. سازش با ناعدالتی به تولید بیشتر ناعدالتی کمک میکند نه تولید عدالت. اما ادوارد سعید چنین اعتقادی نداشت، حداقل در فلسطین اشغالی.