حسین سخنور
کوروش هم این سالهای اخیر خواب آسودهای نداشته است؛ یک بار قرار چنین میشود که آرامگاهش آبیاری شود و بار دیگر مورد عنایت مسؤولان دولتها قرار میگیرد و سخن از برگزاری بزرگداشت و یادبود برای او میرود. برخی او را عین جلال میدانند و بعضی از اساس خیال. این در واقع همان نزاع سنتی ملیت و مذهب است، آنها که تنها جانب مذهب را میگیرند بسیاری نکات در خصوص کوروش را خرافات و مایه مکافات تلقی میکنند و آنهایی که از ملیت طرفی برای خود میبندند کوروش را مایه مباهات و تام کرامات معرفی میکنند. این دو نگاه همواره با هم درگیر و نسبت به هم سختگیر بودهاند.
روزهای پیشتر سازمان میراث فرهنگی نیز قرار بر آن داشت که به مناسبت روز جهانی کوروش (هفت آبان) مراسم بزرگداشتی را در پاسارگاد برگزار کند؛ برنامهای که البته برگزار نشد و متوقف ماند. بدین ترتیب از برخی چهرههای ملی و مذهبیمان در خصوص بزرگداشت کوروش پرسیدیم که اینک میخوانید.
بزرگداشت کوروش یعنی دفاع از شاه
عباس شیبانی / نماینده شورای شهر تهران
برگزاری مراسمی در جهت بزرگداشت کوروش شاید محسناتی داشته باشد اما معنا و مفهوم چنین برنامهای در حال حاضر چیزی جز دفاع از شاه و سلطنت نیست. دفاع از کوروش یعنی دفاع از شاه؛ شاهی که موجب لطمات جبرانناپذیری برای کشور و تاریخ بوده است، لذا هیچ اقتضایی ایجاب نمیکند که برنامهای برای یادبود کوروش برگزار شود تا به بهانه آن از حکومت سلطنتی تجلیل شود. این نوع حکومتها سابقه درخشانی در تاریخ ایران ندارند که ارزش دفاع و تقدیر داشته باشند.
با توجه به شرایط امروز کشور و حقایق گذشته تاریخی برگزاری مراسم بزرگداشت کوروش توجیهی ندارد و توصیه نمیشود که چنین اقداماتی صورت گیرد تا برخی از سؤالات و شبهات جدیتر شود.
در نفی بزرگداشت دولتی کوروش
عزتالله سحابی / عضو شورای انقلاب
کوروش و داریوش شخصیتهای برجستهای بودند که حرفها و اقدامات در سه هزار سال پیششان در جهان امروز میدرخشد و مطرح است. ستونی که فرمان داریوش در آن درج شده است مطابق با جدیدترین قوانین اجتماعی است لذا بزرگداشت کوروش و سایر بزرگان ایران باستان فینفسه کار ارزشمندی است اما این بزرگداشت باید توسط مردم و نهادهای مردمی صورت گیرد.
در مجموع من نسبت به بزرگداشت کوروش از سوی نهادهای دولتی اصلاً خوشبین نیستم.
بزرگداشت دولتی کوروش زمان شاه هم مرسوم نبود حتی شاهی که خود را وارث کوروش میدانست از اینرو اقدام دولت در جهت بزرگداشت کوروش با توجه به سایر اقداماتش به نوعی تظاهر است به اینکه ما به بزرگان ملی و آثار باستانی اعتقاد داریم در صورتی که عدم اعتقاد دولت به این اصول از پیش مشخص شده است.
اقدامی نیکو در جهت درک عمیق تاریخ
اسدالله بادامچیان / قائم مقام حزب مؤتلفه اسلامی
یکی از مشکلات تاریخ ما، خلط شخصیتهای تاریخی و ملی با چهرههای اساطیری است به نحوی که تفکیک این دو کار چندان سادهای نیست. شخصی همچون کوروش نیز پیرو این مشکل، جایگاه مشخصی در تاریخ ما ندارد با این که از او در تورات نیز یاد شده است، با این حال در متون تاریخی گذشته ما مانند پهلوینامه هیچ نامی از کوروش ذکر نشده است. از اینروست که معلوم نیست کوروش همان هوروش است یا خیر؟ یکی دیگر از مشکلات تاریخ ما، تألیف آن توسط دیگران است. ما خودمان تاریخ جامع و مدونی از ایران باستان نداریم.
در زمان رضاشاه پیرنیا تاریخی از آن دوره تألیف کرد که دارای مشکلات فراوانی است. او یک فراماسونر بود که براساس تاریخ غرب و مورخان غربی تاریخ ما را نوشت. لذا برای شناخت چهرههای ملی ایرانی نیز باید به آنها رجوع کرد که سراسر اشکال است. به عنوان مثال در تاریخ هرودوت از شخصیتی با خصوصیات کوروش یاد میشود که اگر نگاه دقیقتری داشته باشیم متوجه میشویم منظور هرودوت سیروس است نه کوروش. این مشکل تنها منحصر به کوروش نیست. جای سؤال دارد که کیومرث و سلسله کیانیان و جمشید جم و... در کجای تاریخ ما قرار دارند. مگر نه این است که میگویند نوروز میراث به جا مانده از جمشید جم است خب پس چرا هیچ منبع تاریخی از اینها در دست نیست؟
نگاهی دیگر به این شخصیتهای ملی موجب میشود که بیشتر آنها را مورد توجه قرار دهیم. در هر صورت به نظر من باید یاد و نامی از کوروش و سایر شخصیتهای ملیمان باشد تا تاریخ نیز عنایت بیشتری به آنها داشته باشد و هویت واقعی آنان روشن شود. با این نگاه نه کوروش که حتی نادرشاه و سایر پادشاهان افشاری و زندی و... باید مورد توجه قرار گیرند تا هم خدمات و اقدامات مثبت آنان تبیین شود و هم وجوه منفی آنان روشن شود.
در غیر این صورت آنها تنها خونریز و غارتگر معرفی میشوند بدون آنکه سایر ابعاد آنان مورد شناسایی نسل جدید قرار گیرد. از اینرو هرگونه اقدامی که در جهت بازشناسی و معرفی چهرههای ملی و تاریخی ایران است، از نظر بنده اقدامی است مثبت و نیکو در راستای درک عمیقتر از تاریخ گذشته خودمان.
نه افراط، نه تفریط
صادق آیینهوند / استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
کوروش از چهرههای برجسته انسانیت است که حقی به گردن بشریت دارد. کوروش هخامنشی از معدود پادشاهانی است که به آزادی عقیده و دفاع از انسانیت پایبند بود؛ ضمن آنکه ایشان یک چهره دینی هم هست. وجه غالب نظر محققان تاریخی این است که مصداق ذوالقرنین مذکور در قرآن کوروش است لذا از این زاویه این شخصیت ملی چهرهای مقدس نیز پیدا میکند. او مانند سلیمان از جمله شخصیتهای مقدسی است که صاحب قدرت و حکومت هم بوده اما خیانتی در این قدرت نداشته است.
از این گذشته در سابقه کوروش برای ایران چیزی جز خدمت و تلاش وجود ندارد و او با سایر پادشاهان دیکتاتور بیکفایت قابل مقایسه نیست. از اینرو مراسم بزرگداشت کوروش امری پسندیده است ولی باید معتدل بود و از افراط و تفریط به دور بود. آنچه حق ایشان است همان برگزار شود و احساسات ناسیونالیستی در مقابل اسلام و ادیان قرار نگیرد هر چند که کوروش هم چهرهای اسلامی است و هم چهرهای ملی.
علی اسوه است نه کوروش
محمدمهدی عبدخدایی / دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام
برپایی مراسم جهت بزرگداشت کوروش، نقض صحبتهای امام(ره) است. ایشان فرمودند اسلام از ملیگرایی سیلی خورده است و ملیگرایی کفر است. اساساً یکی از دلایل پیروزی انقلاب اسلامی جایگزینی ایدئولوژی اسلامی به جای تفکرات ناسیونالیستی بود. بنابراین چه دلیلی دارد امروز مجدد میراث ملیگرایان را زنده کنیم؛ میراثی که به لحاظ نظری به جامانده از امثال کسروی و تدین و تقیزاده است. ناسیونالیسم موردنظر آنان برآمده از تفکرات غربی بود که در شکل خشن آن در اسرائیل و آلمان نمود پیدا کرد و با اومانیسمی که خود آنها مطرح کرده بودند در تزاحم بود.
کشوری که محورش اسلام است برای چه بزرگداشت کوروش برگزار میکند؟ این نوع تفکرات ارتجاعی است و با دنیای امروز ما ارتباطی ندارد. وقتی امروز ایدئولوژی اسلامی کارآمد است چرا باید سراغ تفکرات ناسیونالیسمی برویم. ما در حال حاضر همبستگی فکری و عقیدتی با شیعیان لبنان و سایر کشورهای منطقه داریم و وقتی آنها میجنگند در حقیقت از مرز ما دفاع میکنند. زیرا در اسلام ملیت مطرح نیست. در مشروطه واژه رعیت به ملت تبدیل شد در حالی که اسلام واژه عامتری نسبت به ملت دارد و آن امت است.
ملت تعریف مشخصی ندارد. اگر منظور از ملیت، زبان و فرهنگ و نژاد مشترک است در ایران هیچ کدام از این موارد مشترک به صورت کامل وجود ندارد ولی وقتی از امت سخن میگوییم منظور عقیده مشترک است. امروز دنیای استکبار هم متوجه این نکته شده است و در مقابل امت اسلامی قرار گرفته است. همبستگی مطلوب نیز از این طریق به وجود میآید. زندگی علی میتواند اسوه باشد نه زندگی کوروش، کوروش افسانهای در تاریخ است که ناسیونالیستها از دروغهای غربیان او را استخراج کردهاند و برای ما ساختهاند. کوروش ساخته و پرداخته پورداوودها و سعید نفیسیهاست که اگرچه جایگاه علمی قابل توجهی دارند ولی دارای تفکرات کهنه ناسیونالیستی بودند.
در مجموع من به ملیت نگاه عاطفی دارم و نمیتوانم به صورت ایدئولوژی به آن توجه کنم.
کوروش یک شخصیت فراتاریخی است
عبدالمجید معادیخواه / رئیس بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی
کوروش در تاریخ ایران جایگاه مقبولی دارد و اکثر کسانی که اهل تاریخ هستند با این شخصیت ملی آشنایی مختصری دارند. کوروش از نگاهی، فراتر از تاریخ است. به عنوان مثال علامه طباطبایی معتقد است ذوالقرنین که در قرآن آمده است همان کوروش است و استناد حرف خود را برخی از شواهد و قرائن تاریخی قرار میدهد همچون تاج دو طرفه پادشاهان ایرانی. اگر چنین باشد کوروش یک شخصیت فراتاریخی است که اگرچه صاحب قدرت فراوانی بوده است اما قدرت او را فاسد و ظالم نکرده است. منتها ما در تاریخ ایران و در تاریخ اسلام مشکل جدیتری داریم و آن ضعف اطلاعات و حقایق تاریخی است بنابراین ناگزیر به اطاعت حرف دیگران هستیم بدون آن که بتوانیم تحقیق درخور و عمیقی درباره شخصیتهای تاریخی داشته باشیم. این ضعف اساسی ما را در شناخت کوروش نیز دچار مشکل کرده است.
اما برگزاری مراسمی برای کوروش توسط دولت دارای دو بعد فرهنگی و سیاسی است. به لحاظ فرهنگی چنین مراسمی قطعاً کار نیکو و پسندیدهای است که میتواند مؤثر در جهت شناخت چهرههای ملی و تاریخی کشور باشد اما به لحاظ سیاسی یک دولت باید مواضعش هماهنگ و متناسب باشد و در رفتار مطابق نظراتش باشد و اینطور نباشد که در برخورد با برخی از مسائل ملی چندان برآشوبد که تبدیل به یک معضل شود و در موردی دیگر برای شخصیتی مانند کوروش بزرگداشت برگزار کند . البته این نوع مشکلات منحصر به دولت نهم نیست شاید ظهور و بروز این کاستیها در این دولت بیشتر باشد اما متأسفانه ما هیچگاه یک سیاست مشخص تعریف شده نداشتیم که بتواند پشتوانه کارهایمان باشد.
تناقضهای رویکرد دوگانه
ابراهیم یزدی / دبیرکل نهضت آزادی ایران
کوروش یکی از پایهگذاران ایران است. او علاوه بر اینکه پادشاه مقتدری بود، از سنگنوشتههای باقیمانده چنین برمیآید که دارای افکار و عقاید بشردوستانه نیز بوده است به طوری که کوروش را پایهگذار حقوقبشر نیز معرفی میکنند. بخشی از هویت هر پدیدهای، تاریخ آن پدیده است. ما که ایرانی هستیم نیز دارای هویتی هستیم که مبتنی بر دو رکن است: ملیت و دیانت. منظور از دیانت یک دین خاص نیست بلکه یک اندیشه توحیدی قومی منظور است که در مقایسه با کشورهای دیگر نظیر هند که بتپرست بودند شاخص بوده است.
در افکار کوروش نیز مفاهیم توحیدی بسیار بارز است از این حیث شناخت تاریخی کشورمان در واقع شناخت هویتی ملی و دینیمان است بنابراین هر جریانی که بخواهد به بهانه تقویت دین، ملیت را نادیده بگیرد یا برعکس، هم به دیانت خیانت کرده و هم به ملیت، مرحوم دکتر مصدق با توجه به همین نکته در مجلس چهاردهم با صراحت اعلام کرد که من در برابر هر چیزی که بخواهد ملیت و دیانت مرا خدشهدار کند ایستادگی میکنم. در سالهای اخیر توجه به ریشههای ملی و تاریخی ایران در میان جوانان بسیار شکوفا شده است که این واکنشی است به سیاستهای نادرستی که به نام دین درصدد مخدوش کردن رکن ملیت در هویت انجام میشود.
برگزاری مراسم یادبود کوروش هم توسط دولت گرچه علیالاصول میتواند مثبت باشد اما متأسفانه با عملکرد دولت در زمینه حفظ آثار تاریخی کشور در تعارض است. برای استفاده بهینه از آبهای سطحی که امری لازم است نمیبایست آثار تاریخی ما مورد تهدید قرار گیرد. دولت از یک سو یادبود کوروش برگزار میکند و از سویی دیگر با آبگیری سد سیوند موجودیت یک اثر تاریخی را به خطر میاندازد برگزاری مراسم گذراست و تخریب آثار تاریخی گناهش همیشه ماندگار.