تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۵۰۴۵
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدمهدی میرجلیلی محقق و پژوهشگر حوزه و دانشگاه

مسیر انسجام اسلامی از راه گفتگو می‌گذرد


* موضوع وحدت جهان اسلام از چه سابقه و پیشینه‌ای برخوردار است و اقدامات صورت گرفته در این زمینه چه نتیجه‌ای در برداشته است؟

** موضوع وحدت بین مسلمین همواره در طول تاریخ اسلام مطرح بوده و هست. افراد بسیاری اعم از حاکمان و نخبگان این موضوع مهم و حیاتی را دنبال می‌کردند و تلاشهای بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. مثلا نادرشاه از جمله حاکمانی بود که به موضوع وحدت اهمیت قائل بود و در تاریخ آمده است که او جمعی از علمای شیعه و سنی را در نجف اشرف گرد هم آورد و آنان را به وحدت دعوت کرد، حتی گفته شده که از علما وثیقه گرفته شد تا این وحدت تضمین شود. شخصیت‌هایی چون سیدجمال‌الدین اسدآبادی یا سلطان عبدالمجید عثمانی و در دوران معاصر افرادی چون حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی(ره) و شیخ محمود شلتوت رئیس دانشگاه الازهر و مفتی‌ مصر و حضرت امام خمینی(ره) و بعضی افراد دیگر تلاشهای بسیاری در این زمینه انجام دادند. اما ما همچنان شاهد بحرانی به نام اختلاف بین شیعه و سنی و فرقه‌های مذهبی هستیم. اینکه چرا انسجام اسلامی به طور عملی به وقوع نپیوسته است جای بحث و بررسی زیادی دارد.

* به نظر شما رسیدن به انسجام اسلامی که همواره به عنوان یک مطلب تاریخی در جهان اسلام مطرح بوده چگونه محقق خواهد شد؟‌

** ما اگر بخواهیم به انسجام اسلامی دست پیدا کنیم این انسجام باید معقول باشد. لازمه این انسجام ایجاد فضای گفتگو و مذاکره بر سر امهات مسائل اسلام است. شروط اول گفتگو این است که ما یک هدف مشخصی را دنبال کنیم. هدف در اینجا انسجام اسلامی است و شرط دوم گفتگو این است که طرفین یکدیگر را به رسمیت بشناسند. اینکه یک طرف خود را حق مطلق بداند و دیگری را باطل مطلق بداند، هرگز فضای مناسب برای گفتگو پیش نخواهد آمد. شرط سوم گفتگو این است که این گفتگو در فضایی آزاد و با نگاهی منصفانه صورت بگیرد تا گفتگو به نتیجه برسد. ضمن اینکه باید عنصر مهرورزی و عطوفت اسلامی را در این میان دخالت دهیم. بنا به تعبیر معصومین(ع) از جمله امام جعفر صادق(ع) که می‌فرمایند: "المسلم اخ المسلم" مسلمانان با یکدیگر برادرند. به هر حال برداران اهل سنت می‌توانند به عنوان مسلمان در کنار ما زندگی کنند.

* به هر حال در طول تاریخ اسلام گفتگوهای بسیاری میان علمای اسلام صورت گرفته است اما چرا به نتیجه نرسیده است و ما امروز شاهد انسجام درخور توجهی میان مسلمانان نیستیم؟

** دلیل اصلی که در اینجا قابل ذکر است این است که ما از خلاء یک الگوی عملی در جهان اسلامی رنج می‌بریم. به نظر من اگر همه مسلمانان طی گفتگوهای خود به یک الگوی عملی دست پیدا کنند و در مباحث و اختلافات مختلف به آن استناد کنند، بسیار راهگشا خواهد بود. از نظر من بهترین الگو که هم شیعیان آن را به عنوان الگو قبول دارند و هم بسیاری از برادران اهل سنت حضرت علی(ع) است. ما باید از طرح مسائلی که از قرن دوم و سوم هجری به وجود آمد و منشاء اختلافات شیعه و سنی شد و تا قرن پنج و ششم در سلسله عباسی علنی شد پرهیز کنیم و برای گفتگو و حل اختلافات به قرن اول هجری بازگردیم و آب را از چشمه بیاشامیم. حرکات و سکنات امیرالمومنین علی(ع) در آن دوران می‌تواند الگوی عملی بسیار خوبی برای تحقق انسجام اسلامی باشد. حضرت علی(ع) اگرچه مطمئن بودند که برای خلافت مسلمین احق هستند و از دیگران اصلح به خلافت هستند اما برای حفظ اسلام از دامن زدن به این موضوع صرف‌نظر کردند و با خلفا بیعت نمودند و بعد از بیعت هم سعی کردند به خلفا کمک کنند تا در اداره جامعه اسلامی دچار مشکل نشوند. وقتی که خلیفه اول می‌خواست سرزمین‌های رم و شام را فتح کند با حضرت علی(ع) مشورت کردند و حضرت فرمودند: اگر این کار را انجام دهی حتما پیروز می‌شوی و به خلیفه دوم هم کمک‌های فراوان کردند و در تاریخ آمده که روزی عمر از کمک‌های حضرت به شگفت آمده و گفته است: "قمت النساء ان یلون بمثل علی‌بن‌ابی‌طالب" یعنی زنان روزگار از اینکه بتوانند کسی مثل علی‌بن‌ابیطالب را به دنیا بیاورند عقیم‌اند. امام(ع) به خلیفه سوم نیز تا آنجا که توانستند کمک کردند و در کل در مواجهه با خلفای سه‌گانه از سیاست اتحاد و انتقاد بهره گرفتند. یعنی حضرت سعی کردند برای حفظ اسلام با آنان متحد شوند و هم انتقادات خود را در مواضع مختلف به گوش خلفا می‌رساندند. این الگو برای ما و همه مسلمین بسیار ارزنده است. حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) حفظ اسلام را اصل و مسئله خلافت را فرع قرار دادند و لذا در نظر امام علی(ع) حفظ اسلام و وحدت بین مسلمین نسبت به خلافت اهمیت بیشتری دارد. ما باید برای وحدت و انسجام اسلامی اقدامات اساسی و بزرگی چون اقدامات امام علی(ع) انجام دهیم و حفظ اسلام را در اصل قرار دهیم و مسائل دیگر را در فرع. امروزه بسیاری از اختلافات رخ داده در جامعه اسلامی ریشه در اختلافات فرعی دارد.

* وقتی ما از وحدت صحبت می‌کنیم، منظور چه نوع وحدتی است، آیا ما صرفا در مواقع بحران باید به موضوع وحدت بپردازیم؟

** به نظر من رسیدن به وحدت نباید به عنوان یک تاکتیک موردنظر ما باشد بلکه این وحدت باید یک راهبرد و استراتژی باشد. وحدت نباید مقطعی باشد و صرفا به منظور عبور از یک بحران موردتوجه قرار گیرد بلکه باید به موضوع وحدت به عنوان یک آرمان همیشگی نگاه کرد. راه رسیدن به این وحدت راهبردی نیز از گفتگوی طرفین می‌گذرد که باید فضای مناسب آن را فراهم کنیم.

* به نظر شما علما و روشنفکران دینی جهان اسلام در این زمینه چه نقش و جایگاهی دارند. بسیاری بر این عقیده‌اند که مسلمانان در اصول و کلیات با یکدیگر مشکلی ندارند بلکه در یکسری  مسائل فرعی اختلافات فقهی دارند که بحث بر روی آنها در حیطه علمای اسلام است و این قبیل اختلافات نباید در سطح عمومی جامعه مطرح گردند، بلکه صرفا باید در یک فضای کاملا علمی مورد بررسی قرار گیرد.

** به نظر من موضوع وحدت همان‌طور که اشاره شد در سطح نخبگان فکری جامعه مورد بررسی قرار گیرد و ما باید این وحدت را ابتدا از همین سطح آغاز کنیم. نخبگان جامعه به این نتیجه رسیده‌اند که می‌بایست یک وحدت معقول و مقبولی در سطح نخبگان فکری و الیت‌های فکری جامعه ایجاد شود. توده‌های مردم هم نشان‌داده‌اند که مشکل چندانی با یکدیگر ندارند و تاریخ اثبات می‌کند که مردم شیعه و سنی در گوشه و کنار جهان اسلام در طول تاریخ زندگی مسالمت‌آمیزی را در کنار یکدیگر تجربه کرده‌اند. اگر ما یک نگاهی به تاریخ داشته باشیم در می‌یابیم که همیشه خارج از محدوده نخبگان فکری و توده‌های مردم مثلت زر و زور و تزویر اقدام به تهییج و تحریک مسلمین علیه یکدیگر کرده‌اند و به اختلافات دامن زده‌اند. اگرچه در جهان اسلام اختلافاتی میان گروههای مختلف بخصوص شیعه و سنی وجود داشته است اما هرگز این اختلافات به گونه‌ای نبوده که باعث شود مسلمین رو در روی یکدیگر بایستند و خود را حق و دیگری را باطل مطلق بدانند. شما ببینید میان عثمانی‌ها و صفویه که یکی سنی و دیگر شیعه بودند جنگ‌های متعددی صورت می‌گیرد در حالی که توده‌های مردم تا قبل از حکومت عثمانی و صفویه به خوبی در کنار یکدیگر زندگی می‌کرده‌اند. اما حاکمان که به عنوان نخبگان ابزاری جامعه مطرح هستند برای کسب منفعت‌های شخصی و بقای حاکمیت خود به مبارزه با یکدیگر می‌پردازند.

* نقش عوامل خارج از جهان اسلام بخصوص استعمار را در اختلاف‌آفرینی میان مسلمین چطور ارزیابی می‌کنید؟

** به این نکته باید توجه کنیم که شیعه و سنی محصول استعمار قرن 20 نیست بلکه محصول قرن دوم و سوم و خلفای عباسی است که می‌خواستند برای تثبیت استیلای خود بر جامعه میان مسلمین تفرقه ایجاد کنند و تا به امروز نیز این حربه ادامه داشته است. استعمار هم به این اختلافات دامن زده است. عراق مثال خوبی برای این منظور است. شما ببینید که عراقی‌ها اعم از شیعه و سنی و کرد در قرن 4 هجری به شکلی کاملا دوستانه و مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند، حتی علمای اسلام هم با یکدیگر مشکلی نداشتند. شیخ طوسی از علمای قرن چهارم است و کتابی می‌نویسد به نام "خلاف" و می‌آید فتاوای علمای شیعه و سنی را جمع‌آوری می‌کند می‌خواهد از این طریق فتاوای شیعه و سنی را به یکدیگر نزدیک کند اما امروز ما در عراق شاهد درگیری‌های مذهبی هستیم که اشغالگران در بروز آن نقش اصلی را ایفا کرده‌اند. آنها می‌خواهند با کشیدن دیوار حائل بین دو منطقه سنی‌نشین و شیعه‌نشین این‌گونه به جامعه القا کنند که شما با یکدیگر دشمن هستید و دشمنی‌های شما عامل ناامنی عراق است. امروز نخبگان و عالمان جهان اسلام به این نتیجه رسیده‌اند که نقاط اشتراک مسلمانان آنقدر قوی است که می‌تواند مبنای وحدت آنان باشد و اختلافات در برابر اشتراکات ناچیز است.

* بعضی برداشت غلطی از وحدت و انسجام اسلامی دارند و این‌گونه مطرح می‌کنند که وحدت یعنی اهل سنت شیعه شود و یا شیعیان سنی شوند. نظر شما در این خصوص چیست؟‌

** ما باید بیاموزیم که در شرایط امروز جهانی گفتمان تفرقه را تغییر دهیم. یعنی ما دیگر نباید از گفتمان شیعه یا گفتمان سنی سخن بگوییم بلکه باید از گفتمان اسلام صحبت کنیم. امروز غیریت یک شیعه یک سنی نیست و همچنین غیریت یک سنی یک شیعه نیست. بلکه غیریت اسلام کفر است. وقتی که غیریت و ضدیت ما به عنوان امت واحد اسلامی دنیای کفر و الحاد شد، آن زمان است که ما به اتحاد و انسجام دست یافته‌ایم. دال مرکزی ما به عنوان جهان اسلام باید اسلام، رسول خدا(ص)، قرآن و بخش عظیمی از سنت که نمونه بارزش شخصیت امام علی(ع) است، قرار بگیرد ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که اسلام رقبای قدرتمندی دارد و اگر ما از وحدت خود غافل شویم هر دو یعنی شیعه و سنی ضربه خواهیم خورد. دشمنان اسلام شیعه و سنی نمی‌شناسند بلکه هدف اصلی آنان اسلام است. ما باید نسبت به عملکرد مثلت شوم زر و زور و تزویر که گرداگرد جهان اسلام را محاصره کرده است آگاه باشیم که این عامل نقش موثری در تفرقه‌افکنی میان مسلمین ایفا کرده‌اند. یقینا نامگذاری سال 86 از سوی مقام معظم رهبری به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی اشاره به مشکلاتی است که معظم‌له به آن پی برده‌اند و امید است با اقدامات موثری که در این سال برداشته می‌شود، این مشکلات و ریشه‌های آن شناسایی و برطرف گردد. هوشیاری علما و نخبگان فکری و شناخت فضای جامعه و جریان‌های فکری موجود توسط آنان کمک بزرگی به خنثی کردن توطئه‌های مغرضان خواهد کرد. اختلاف همواره بوده و هست و در همه ادیان توحیدی مثل مسیحیت هم این اختلافات وجود دارد، در جهان اسلام هم وجود بعضی اختلافات تاحد زیادی طبیعی است. ما باید یاد بگیریم در شرایطی که اطراف جهان اسلام را بحران‌های متعدد محاصره کرده است و حیات اسلام را به خطر انداخته از دامن زدن به اختلافات و نفی یکدیگر بپرهیزیم و گفتمان مسلط اسلامی را در مقابل گفتمان الحاد ساماندهی کنیم.

* ظهور برخی فرقه‌های افراطی در جهان اسلام که ریختن خون مسلمانان اعم از شیعه و سنی را مباح می‌دانند و نقش موثری در دامن زدن به اختلافات داشته‌اند ناشی از چیست و چگونه می‌توان این مانع بزرگ بر سر راه انسجام اسلامی را برداشت؟‌

** در عصری که عده‌ای آن را عصر فرامدرن یا همان پسامدرن نامیده‌اند، حاصل ناکامی‌های مدرنیته است. مدرنیته نه تنها نتوانست به اهداف خود از جمله آزادی و امنیت و... دست پیدا کند بلکه جنگ و خونریزی و ناامنی را شاهد بود و این امر بشر را سرگشته کرد و او را به دامن نیهیلیسم کشاند. ما امروز دیگر شاهد گفتمان مسلطی به نام مدرنیته نیستیم و هویت واحدی نیز وجود ندارد. هویت‌ها متزلزل شده‌اند. این بشر برای آرامش روح و روان خود نیازمند تکیه‌گاهی است. لذا می‌بینیم که در غرب بازگشت به نوعی دین و معنویت شکل گرفته است اما این بازگشت به معنای بازگشت به توحید نیست بلکه به معنای شکل‌گیری بعضی فرقه‌های خودساخته و انحرافی است. در کنار این‌گونه فرقه‌ها بعضی فرقه‌های منتسب به اسلام نیز به وجود آمده‌اند و در حال رشدند که به الگویی برای بعضی گروه‌های افراطی در جهان اسلام تبدیل شده‌اند و تلفیق این دو فرقه‌های افراطی و انحرافی به ظاهر مسلمان را در جهان اسلام شکل داده است. بهترین راه مقابله با این گروهها تدوین منشور وحدت اسلامی است که مستلزم گفتگوی علمای اسلام است. این منشور معیارهای موردپذیرش مسلمانان را معرفی می‌کند و می‌تواند با هژمونی و قدرت پذیرش بالایی که دارد از حضور و ظهور فرقه‌های افراطی و انحرافی که خود را مسلمان می‌دانند جلوگیری کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات