صالح سرخیل
بررسی موضعگیریهای شدید روسیه در روزهای اخیر بیانگر این مطلب است که سیاستمداران این کشور به سختی مشغول طراحی و برنامهریزی برای نشان دادن واکنش به تلاشهای جنجالی آمریکا در ایجاد سیستم جدید دفاع موشکی در شرق اروپا هستند.
بطور کلی مناسبات دو کشور آمریکا و روسیه در سالهای اخیر حکایت از افت و خیزهای فراوانی میان این دو قدرت فرامنطقهای، از همکاری دوجانبه تا حد مواجهه را مینماید. در این میان زمامداران روسی بسیاری از اقدامات دولت نومحافظهکار آمریکا را تهدیدکننده امنیت ملی و منافع خود قلمداد نمودهاند و آشکارا مخالفت خود را با راهبردهای کاخ سفید اعلام میدارند.
برخی از جدیدترین مسایلی که آتش زیر خاکستر در روابط دو کشور را برافروخته است را میتوان در برنامههایی نظیر حفاظ ضدموشکی آمریکا، ادامه گسترش ناتو در شرق اروپا، اختلافات عمیق در بحث انرژی هستهای ایران، تلاش برای تشکیل حکومتهای طرفدار غرب در کشورهای همسایه مسکو و... را میتوان نام برد که به تشدید تشنجها افزوده است.
در همین زمینه نشست دو روزه وزیران امور خارجه عضو پیمان ناتو در اسلو اختلاف بین روسیه و پیمان ناتو را بر سر استقرار موشکهای آمریکایی در جمهوری چک و لهستان به اوج رسانده است.
به گزارش خبرگزاریهای غربی، در واکنش به برنامه آمریکا در استقرار این موشکها، ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه در آخرین گزارش سالانه خود به مجمع فدارسیون این کشور، بیگانگان را متهم به دخالت فزاینده در امور داخلی روسیه کرد و به صراحت اعلام نمود که روسیه نمیتواند تحمل کند که ناتو هر روز به مرزهای روسیه نزدیکتر شود و به همین دلیل روسیه پیمان کنترل تسلیحات را که با ناتو امضا کرده است به حال تعلیق درخواهد آورد و از این پس خود را ملزم به رعایت قرار داد بین دو پیمان نظامی «ناتو» و «ورشو» که در سال 1990 توسط کشورهای عضو در پاریس به امضا رسید نمیداند.
این اظهارات در حالی صورت گرفت که در ماه گذشته وزارت امور خارجه روسیه به شدت از میزان سرمایهگذاری بالای آمریکا در سازمانهایی که گفته میشود مروج دموکراسی غربی در روسیه هستند انتقاد کرده بود.
مقامات روسیه معتقدند که صرف چنین هزینههایی با هدف ایجاد زمینه نارضایتی و تظاهرات گروههای مخالف دولت در روسیه صورت میگیرد. آنها این اقدامات آمریکا در روسیه را نظیر اقداماتی میدانند که در گرجستان و اوکراین با برپایی انقلابات مخملی و نارنجی انجام گرفت و منجر به روی کار آمدن دولتمردان طرفدار غرب در این کشورها شد. حساسیت مساله به حدی است که فرمانده ستاد مشترک ارتش روسیه حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و اعلام کرده است که استقرار سپر موشکی در شرق اروپا، این قاره را با بیثباتی مواجه خواهد کرد و اگر م این سپر دفاعی را تهدیدی برای روسیه قلمداد کنیم، آنگاه در طرحهای نظامی خود، آنها (سپر موشکی آمریکا در شرق اروپا) را به عنوان اهداف نظامی مد نظر قرار خواهیم داد.
این موضعگیریهای شدیداللحن سبب شد که دبیر کل ناتو در دیدار با وزیر خارجه روسیه، ناراحتی ناتو از تصمیم روسیه را ابراز نماید. این چالش جدی حتی در میان کشورهای موثر در اتحادیه اروپا ملموس است.
بطوری که وزیر امور خارجه آلمان نیز پس از این نشست در جمع خبرنگاران با اشاره به سخنان پوتین و آنچه وزیر امور خارجه آمریکا در مورد سامانه موشکی گفته بود اعلام کرد که ناتو باید گفتوگو با روسیه و موضوع استقرار موشکها را با دقت زیادی دنبال کند.
خلاصه اینکه هم اکنون چرخهای از بیاعتمادی میان روسیه و غرب قوت گرفته است و برخی از تحلیلگران معتقدند احساس مشترکی در روسیه وجود دارد و حاکی از این است که آمریکا بعد از فروپاشی شوروی از توافقنامههای خود برای کنار گذاشته سیاست جنگ سرد سرپیچی کرده و به تعهدات خود عمل نکرده است و تفکر جنگ سرد در میان رهبران کاخ سفید به ویژه در این دوره حاکم است.
در همین رابطه سخنگوی ارشد کرملین در گفتوگو با روزنامه گاردین اعلام میدارد که تلاش کرملین و اقدامات آمریکا نگرانی از وقوع رقابت تسلیحاتی به شیوه جنگ سرد را بیشتر کرده است و مسکو احساس میکند که از سوی پنتاگون مورد خیانت واقع شده است.
به هر تقدیر بررسی مناسبات بینالمللی قدرتهای بزرگ، حکایت از افزایش بینظمی، آشفتگی و تضادها در سطح بینالمللی مینماید، هر چند که تغییر ساختار بینالمللی و درهمآمیختگی شدید اقتصادی، اجتماعی؛ فرهنگی بگونهای است که شکلگیری جنگ سرد با معیارهای سابق دور از انتظامی مینماید.
آنچه که در این میان ضروری به نظر میرسد عنایت به این مساله است که تقابلات دو طرفه میان آمریکا و روسیه از یک سو و ملاحظه تعاملات و جایگاه روسیه با سایر کشورها بخصوص کشورهای اسلامی منطقه از سوی دیگر میتواند بسترهای لازم جهت نزدیک شدن به اهداف عامه منطقهای را بدون افتادن در دامن قدرتهای بزرگ فراهم سازد.
چنانچه میتوان انتظار داشت که زمانی که ولادیمیر پوتین (رییس جمهور روسیه) آشکارا سیاست موسوم به یکجانبهگرایی آمریکا را زیر سئوال میبرد، در واقع بنوعی خود را با کشورهای مخالفت سلطهجویی آمریکا همچون چین و ایران همسو و نزدیک میبیند، چرا که این سیاست میتواند زمینه گسترش همکاری با هدف یافتن دوستانی جدید در ابعاد مختلف را به همراه داشته باشد.
یکی از بارزترین این مسایل مربوط به موضعگیری اخیر روسیه در قبال متحد دیرینه آمریکا یعنی رژیم صهیونیستی میباشد که در آن وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد کشور متبوعش خواستار پیوستن اسراییل به معاهده NPT با هدف مهیا ساختن شرایطی برای ایجاد منطقه عاری از سلاح کشتار جمعی در منطقه است.
نمونه دیگر آنکه پوتین که در کنفرانس مونیخ از سیاست آمریکا در جهان انتقاد کرده بود ضمن مخالفت آشکار از فرستادن نیروهای بیشتر آمریکایی به خلیج فارس گفت که این موضوع با طرح تازه بوش برای برقراری امنیت در عراق همخوانی ندارد. دبیر شورای امنیت روسیه نیز در روزهای گذشته برلزوم تعیین جدول زمانی مشخص برای خروج نیروهای خارجی از عراق تاکید کرد و اوضاع آن کشور را غیرقابل تحمل خواند.
در این میان نکته مهمی که در نحوه مناسبات با روسیه باید به آن تامل شود این است که دستگاه سیاست خارجی کشور باید با آگاهی کامل نسبت به شرایط و معاملات بینالمللی و اهداف کلان کشورهایی نظیر روسیه، اقدام به تصمیمگیری در مسایل مختلف از قبیل بحث انرژی هستهای بنماید.
بطوری که ضمن بهرهگیری از پتانسیلهای موجود در افزایش همکاریهای مختلف با این کشور از دادن هر گونه امتیاز بیفایده جلوگیری نماید. چرا که تحقق عملی این سیاست میتواند برآورده کننده منافع مشترک و چندجانبه در منطقه گردد.