هدایت آقایی
سخنگوی محترم دولت طی سخنان خود در هفته گذشته به نکات جالبی اشاره کردند، هرچند به نظر میرسد نقد و ارائه نظر پیرامون مواضع غالب دولتمردان فعلی بیحاصل باشد اما از آنجا که ایشان با علم حقوق آشنایی دارند شاید نگاهی گذرا به حرفهای ایشان تلنگری به وجدانهای خفته باشد.
آقای الهام اظهار داشتند دولت اصلاحات طی 8 سال مملکت را از مسیر اهداف 15 خرداد سال 42 خارج کرد. قبل از آنکه وارد ماهیت این ادعا بشوم لازم به ذکر است که حسب اصول قانون اساسی، در فصل هفتم و نیز اصل 110 و 112 قانون اساسی نحوه تصمیمگیری توسط نمایندگان مردم و نیز اختیارات رهبری در نظارت بر تمام امور بیان شده و بعید است که ایشان ندانند قوه مجریه حداکثر به عنوان یکی از سه قوه میتواند در امور کلان دخالت نماید. ساماندهی و جهت دادن به امور اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی طی برنامههای اول تا چهارم پس از تصویب نمایندگان مردم و تایید شورای نگهبان و نیز در قالب اهداف و چشماندازهای مورد تایید رهبری صورت گرفته و اگر انحرافی وجود داشته مسوولیت آن با ناظرین است. فراموش نکنیم مخالفان و منتقدان دولتهای قبلی نیز برعکس مخالفان دولت فعلی تقریبا همه ابزارهای موثر جهت جلوگیری از انحراف را در اختیار داشتند. روی دیگر سخنان سخنگوی محترم آن است که در پایان عمر دولت فعلی اگر جامعه صددرصد اسلامی نشد مسوولیت آن با دولت است و منتقدین هیچ نقشی نخواهند داشت. در حالی که واقعا چنین نیست اما به راستی معیارهای پانزدهم خرداد و اسلام کدام است که آقای الهام دغدغه انحراف از آنها را دارند؟ اگر منظور جلوگیری از آزادی بیان و قلم باشد که اساسا یکی از ارکان نهضت مردم ایران برای انقلاب اسلامی دستیابی به این آزادیها بود و اگر مقصود ایشان همین بگیر و ببندهای خیابانی است که این جریان نیز همیشه وجود داشته اما ظاهرا راه به جایی نخواهد برد. البته ایشان از مصادیق انحراف فراموشی عدالت در دولت قبل را فرمودهاند. در اینجا هم باید دید تعریف دولت نهم از عدالت چیست؟ آنچه طی دو سال گذشته از مفهوم عدالت توسط دولت ارائه شده چیزی شبیه تقسیم غنائم یا ثروتهای ملی بین فقرای جامعه برای نزدیک کردن دهکهای جامعه باهم است. البته نه اینجانب و نه هیچ فرد از هر گرایش فکری دیگر اساس این تعریف را رد نمیکند، تفاوت در نحوه و سمتگیری آن است. دولتهای قبلی سعی میکردند منابع و امکانات ملی را به سمت ایجاد و تقویت زیرساختها سوق دهند تا زمینه سرمایهگذاری و به تبع آن ایجاد اشتغال فراهم گردد. اگر این دو روش را به محک کارشناسی بگذاریم یقینا شیوه دوم مورد تایید است. مدعای این مطلب ارائه صدها گزارش فنی توسط کارشناسان بیطرف در سطح جهان و نیز الگوهای تجربه شده است.
سخنگوی محترم دولت در جایی دیگر ادعا میکنند که دولت قبل پایههای اقتصاد را غلط طرحریزی کرده و دولت نهم باید آنها را خراب کند. یقینا آقای الهام خوب میدانند که دولت، چه نهم چه غیرنهم، قدرت تخریب پایههای اقتصاد را ندارند و اگر روزی مردم ایران به نتیجهای که آقای الهام از اقتصاد گرفتهاند برسند خودشان این کار را با عزم ملی انجام میدهند.
سخنگوی محترم فرمایشاتی هم در باب حقوق اسلامی، جامعهشناسی اسلامی، روانشناسی اسلامی و سایر چیزهای اسلامی داشتند که پاسخ آن خارج از این مقاله بوده اما به عنوان یک شهروند درخواست میکنم در مورد هرکدام از این عناوین اسلامی جناب آقای الهام به عنوان موضع دولت یا شخصی فقط چند سطر بنویسند و ارائه نمایند. شخصا اعتقاد دارم اظهارات بسیاری از دولتمردان نه از سر ریاکاری که براساس نوع نگرش و تفکرات فردی آنهاست ولی باید دقت کنند که آنان در موضع مسوولیتهای حکومتی قرار دارند. سخنان مسوولین در عرف حکومتداری سند به شمار میرود و گاه نسنجیده بودن سخنان هزینههای سنگینی برای اعتبار ملی مردم در پی خواهد داشت.