مقدمه
کشورها برای ایجاد امنیت در محیط درونمرزی و برونمرزی خود باید فعالیتهای گستردهای را انجام دهند. این فعالیتها معمولا نیاز به هزینههای قابل توجهی دارند. توجیه این هزینهها که معمولا بار اضافی بر مخارج کشور قلمداد میشود نیاز به یک استدلال واقعبینانه و دوراندیشانه دارد. این استدلال باید با منافع ملی سازگار و بر اقتدار ملی بیفزاید، لذا داشتن استراتژیهای دفاع ملی تلاشی علمی برای متمرکز نمودن فعالیتهای دفاعی است که به کمک آن هماهنگی در مراکز مختلف تصمیمگیری را به همراه خواهد داشت. موضوع اخیر از طریق تبیین و گسترش سیاستهای دفاعی حاصل میشود.
سیاستهای دفاعی برای تبیینکننده ترکیب نیروهای نظامی، سطح برخورداری ایشان از توان دفاعی و تجهیزات نظامی، نحوه مواجهه با مسایل منطقهای و بینالمللی و مسایلی نظیر آن باشد.
موضوع سیاست دفاعی یک سیستم بسته و صرفا درونزا نیست، بلکه به عنوان یک سیستم باز و پویا همواره در معرض تغییرات محیطی قرار دارد. برای نمونه آمریکا در سالهای اخیر مجبور به تجدیدنظر در مواضع استراتژیک دفاعی خود شد و با طرح مسایل بازدارندگی، اقدامات دفاع پیشدستانه و نظایر آن تلاش کرد که مجامع بینالمللی را قانع سازد که بر حق است و اقداماتی که انجام میدهد در راستای اهداف امنیت ملی جهان است و از این دستاویز برای خود همپیمانانی جستجو کرد. این تغییر موضع استراتژیک مبتنی بر طرح و اندیشهای که از نظم نوین جهانی در ذهن داشت پدید آمد که آن هم نتیجه پیامدهای عدیدهای است که در سالهای اخیر در محیط بینالملل رخ داده است. پدیدههایی نظیر پایان جنگ سرد، بحران در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه، استقلال کشورهای اروپای شرقی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خلیجفارس، جنگ داخلی یوگسلاوی و نظایر آن مجموعه اتفاقهایی بوده است که نه تنها بر تغییر موضع آمریکا موثر بوده است بلکه معادلات جهانی و منطقهای را تحت تاثیر گذاشته و استراتژی دفاعی بیشتر کشورها را با تغییر مواجه ساخته است.(1)
تدوین استراتژی در سطح ملی و به منظور دستیابی به اهداف و امنیت ملی موضوع پیچیدهای است. سناریوهایی که مورد توجه محافل سیاسی قرار میگیرند یا جای گزینههایی که در پیش دارند باید از منظر مدلهای مختلف مانند نظریه بازی، شبیهسازی و نظایر آن مورد ارزیابی قرار گیرند تا قوتها و ضعفهای آنها قابل پیشبینی گردد و تصمیمگیری بر مبنای کمترین خطر صورت پذیرد ارزیابی هر سناریو مستلزم توانایی بررسی موضوعات متاثر از یا موثر بر استراتژیهای جایگزین است که باید از منظرهای مختلفی نظیر امنیت ملی، جغرافیای سیاسی و نظامی کشور، علوم سیاسی و روابط بینالملل، توانایی توسعه علوم و فناوریهای دفاعی، مطالعات و برنامههای استراتژیک دفاعی و سایر موضوعات مرتبط مورد توجه قرار گیرد. برای این منظور لازم است مجموعه قوای فکری که وظیفه اصلی آنها طرح علمی مسایل و یافتن پاسخهای آنهاست، صورت پذیرد. در این مقاله با کلبدشکافی استراتژی و سیاست دفاعی و فرایند شکلگیری آن به ذکر انواع مطالعاتی که برای غنی نمودن نتایج این فرآیند باید صورت گیرد پرداخته خواهد شد. در نهایت ویژگیهای مراکز تحقیقاتی برای افزایش کارآیی نظام سیاستگذاری دفاعی کشور ذکر خواهد شد.
فرآیند تدوین استراتژیک دفاعی
استراتژی راه و روش رساندن سازمان از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و خواستنی است. استراتژی بیانگر مسیر حرکت برای رسیدن به اهداف است. در سطح ملی این اهداف، اهداف ملی نامیده میشوند. اهداف ملی بیانگر آینده مطلوبی است که پیشروی ملت است. این اهداف استفاده از قدرت ملی برای برقراری امنیت ملی و حفظ ارزشهای ملی است. امنیت ملی ایجاد محیطی امن برای ارزشها و باورهای ملی است. ارزشهای ملی باید به وسیله ایجاد محیط داخلی و خارجی مناسب حفظ گردند. هدف اصلی امنیت ملی، حفظ امنیت کشور است و از آن میتوان سطح توانایی مقاومت و ایستادگی در برابر تجاوزات نیروهای خارجی را مشخص کرد. این سطح توانایی بر مبنای استراتژیهای امنیت ملی استخراج میگردند. استراتژی امنیت ملی، هنر و علم به کار بردن قدرت ملی برای دستیابی به مقاصد ملی در تمام شرایط و در زمان صلح و جنگ است.
به تعبیر کالینز، در چارچوب استراتژی ملی، استراتژی کلی سیاسی، که به مسایل سیاست بینالمللی و داخلی ارتباط پیدا میکند؛ استراتژی اقتصادی، که بازتاب خارجی و داخلی دارد و بالاخره استراتژی نظامی ملی، همراه با استراتژیهای گوناگون دیگر وجود دارند. هر یک از این عناصر، یا تاثیر مستقیم و فوری بر امنیت ملی دارند یا آن را به طور محدود تحت تاثیر قرار میدهند.(2) استراتژی امنیت ملی از تمامی عناصر قدرت یک جامعه (عینی / ذهنی، مادی / معنوی) در راستای رسیدن به اهدافی که تامین کننده خواستهای مشترک یک جامعه و نظام سیاسی میباشد، بهره میگیرد.(3) استراتژی امنیت ملی، هنر استفاده از ابزار قدرت ملی ـ دیپلماسی، نظامی، اقتصادی و غیره برای تامین اهداف سیاست ملی است.
بر مبنای استراتژی امنیت ملی استراتژی نظامی یا استراتژی دفاعی قابل تعریف است. استراتژی نظامی یک طرح کلی برای استفاده از ظرفیت توان تسلیحاتی و در ارتباط با وضعیت اقتصادی، دیپلماتیک و روانی قدرت تعریف میکنند که به بهترین نحو ممکن سیاست خارجی را با وسایل آشکار، پنهان و ضمنی حمایت میکند».(4) در مقابل استراتژی نظامی عبارت استراتژی دفاعی قابل تعریف است که عبارت است از برنامهای برای دفاع کشور از دشمنان و حفاظت از قلمرو و حوزهای که ممکن است مورد تجاوز واقع شود یا پیروزی از طریق توسعه و پیشرفت نیروها و یا اسلحهها را استراتژی دفاعی گویند. استراتژی دفاعی با استفاده از سیاست دفاعی (برنامهای برای اجرای استراتژی دفاعی) به منافع ملی خدمت، و از آن محافظت میکند. در نهایت استراتژی دفاعی را میتوان روشی برای حفاظت از امنیت ملی و سیاست دفاعی را مجموعه اصول و قواعد کلان برای تصمیمگیری مسئولین اجرایی مبتنی بر استراتژیهای تدوین شده دانست. در این تعریف از سیاست به عنوان مجموعه قواعدی برای تصمیمگیری مدیران اجرایی یاد شده است که دانستن آنها راهنما و دستمایه تصمیمگیران است. با داشتن سیاستهای کاری مدیران به صورت هماهنگ به هدایت امر میپردازند. سیاستگذاری از جمله وظایف مدیرانارشد است که برای حصول موفقیتآمیز اهداف از پیش تعیینشده و به عنوان مکمل استراتژیهای تدوین شده مورد توجه قرار میگیرد. با این برداشت، سیاستگذاری دفاعی تعیین سیاستهای لازم برای اجرای استراتژیهای دفاعی است که بر مبنای آن فعالیتهای دفاعی از جمله تحقیقات دفاعی قابل تعریف است. تحقیقات دفاعی، زیرمجموعهای از فعالیتهای تحقیقاتی است که به موضوعات دفاعی میپردازد. این موضوعات برگرفته از علوم و تکنولوژی دفاعی است و متناسب با استراتژیهای دفاعی تعریف میشود.
برای تدوین سیاست دفاعی لازم است ابتدا به درک ارزشهای ملی و تبیین قدرت ملی پرداخت. سپس امنیت ملی تعیین و اهداف ملی برای برقراری امنیت ملی مشخص شود. برنامههای کلان برای نیل به اهداف ملی و برقراری امنیت ملی استراتژیهای دفاعی را تشکیل میدهد که از سیاستهای دفاعی قابل استخراج است. تبیین سیاستهای دفاعی نیازمند درک مناسبی از عوامل شاکله و موثر بر امنیت ملی و تدوین استراتژی دفاع ملی است که این عوامل در بخش بعد تشریح میگردند.
مسایل و موضوعات سیاست دفاعی
موضوع سیاست دفاعی یک موضوع چندوجهی است. معمولا از سیاست دفاعی دو معنا برداشت میشود. معنای اول، سیاست دفاعی را مجموعهای از خطمشیهای کلی اعم از نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میداند که در یک کشور به منظور دفاع تهدیدات امنیتی اتخاذ میشود. در معنای دوم، آن بخش از سیاستهای کشور که بیشتر متوجه مسای نظامی است، را سیاست دفاعی مینامند. از این دیدگاه، طرز تلقی از سیاست دفاعی همان سیاست نظامی است که در کنار دیگر سیاستهای دولت مانند سیاست اقتصادی و سیاست آموزشی، قرار میگیرد. در این مقاله، برداشت ما از سیاست دفاعی، معنای ترکیبی است که هم به وجه کلان و هم بخشی آن میپردازد.
موضوع امنیت، در حال حاضر موضوعی صرفا نظامی نیست، بلکه به عرصههایی فراتر از عرصه نظامی گسترش یافته است. دولتها برای حفظ امنیت خود از اهرمهای مختلفی سود میجویند. جنگ اقتصادی، سلاح تبلیغات و جنگ روانی، رقابتهای علمی و تکنولوژیک و دیگر ابزارهای قدرت، هر یک به تنهایی یا با هم برای رویارویی با دشمنان به کار گرفته میشوند. لذا فرآیند هماهنگ کردن این ابزارها برایدفع تهدید و تامین اهداف امنیتی را سیاست دفاعی میگویند.(5)
زمینههای مطالعات مرسوم
بررسی مقالات و نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه سیاست دفاعی حاکی از آن است که در این موضوع وجوهی نظیر علوم سیاسی و روابط بینالملل، جغرافیای سیاسی و نظامی، مطالعات جنگ، اقتصاد جنگ، بحثهای تکنولوژیکی مطالعات انتقال و اکتساب تکنولوژی، مطالعات راهبردی و سیاستپژوهی، مطالعات تطبیقی و نظایر آن مورد توجه بوده است. لذا انواع مطالعاتی که در موضوع سیاست دفاعی به طور مرسوم مورد توجه محققین و مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی قرار میگیرد عبارتند از:
- مطالعات استراتژیهای امنیت ملی (بررسی مسئله امنیت ملی، ارزیابی نتایج اقدامات و اجرای استراتژیهای برگزیده در امنیت ملی، ارزیابی مداوم تحولات جهانی و شناخت فرصتها و تهدیدها و بررسی اثرات آنها بر استراتژیهای فعلی و نظایر آن).
- مطالعات استراتژیک دفاعی (بررسی آثار استراتژی دفاعی، بررسی موضوعات متأثر از و مؤثر بر استراتژی دفاعی و سیاستهای دفاعی، بررسی جایگزینههای استراتژی دفاعی ـ سیاست دفاعی و نظایر آن).
ـ مطالعات دفاعی (بررسی ترکیب نیروها و شیوههای تجهیز، پیامد سنجی اقدامات نظامی، ارزیابی و بررسی تحلیلی وقایع نظامی و جنگهای فعال در منطقه و جهان، ارزیابی مداوم تغییرات معادلات نظامی در منطقه، ارزیابی و تحلیل اثرات مادی و اقتصادی فعالیتهای نظامی و نظایر آن).
ـ مطالعات سیاسی و روابط بینالمللی (برای ارزیابی وضعیت سیاسی، شناخت سازمانهای بینالمللی و نحوه اثرگذاری بر تفکر عمومی و مواضع حقوقی بینالمللی، بررسی پیمانهای ملی و بینالمللی، و نظایر آن).
ـ مطالعات جغرافیای سیاسی و نظامی (ارزیابی وضعیت جغرافیای سیاسی، پیشبینی تغییرات منطقه و جهان و آثار آن بر جغرافیای سیاسی و نظامی، و امثالهم)
البته در کنار موضوعات برشمرده فوق مجموعهای از تحقیقات و مطالعات منبعث از سیاست دفاعی به موضوعات علم و تکنولوژی در محورهای مختلف میپردازند. این تحقیقات از افزایش توان دفاعی ملی موثر و موجب ارتقای سطح آمادگی دفاعی میگردند. تحقیق و توسعه تکنولوژی دفاعی که به موضوعات انتخاب تکنولوژی، مطالعه وضعیت و ارزیابی تکنولوژی، بررسی شیوههای اکتساب و انتقال تکنولوژی، ارزیابی شیوههای توسعه و ارتقای سطح تکنولوژی، مهندسی معکوس، انجام طراحی پایه و تفصیلی، ساخت نمونه، تولید انبوه و نظایر آن میپردازد از جمله این تحقیقات است.
زمینههای مطالعاتی نوظهور
تلاش کشورها در سیاستگذاری استراتژیک و تعیین فعالیتهایی که در راستای امنیت ملی انجام میشود موجب شده است که برخی از آنها (نظیر آمریکا و عمده کشورهای توسعه یافته)، برتری تکنولوژیک نیروهای رزمی را به عنوان هدف دنبال نمایند. این کشورها بر مبنای استدلالهای برگرفته از تفکرات استراتژیک، ضرورت توجه به این هدف را به راحتی به اثبات میرسانند و در جذب بودجههای هنگفت نظامی موفق میشوند. وزارت دفاع آمریکا ماموریت برنامه علوم و تکنولوژی دفاعی خود را در آغاز هزاره سوم، تضمین برخورداری نیروهای رزمی به تکنولوژی برتر و توانآور، جهت پشتیبانی از ماموریتها و ایجاد توانایی برد در جنگ اعلام میدارد.
آمریکا برنامههای تحقیقاتی خود را با توجه به ارزیابیهایی که از محیط استراتژیک فعالیت نیروهای نظامی دارد تنظیم مینماید. تامین امنیت ملی در قرن بیست و یکم، از جمله موضوعاتی است که محوریت برنامههای تحقیقاتی آمریکا را تشکیل داده است. آمریکا امنیت ملی را در گرو کنترل تمامی محدودههای عملیات نظامی میداند. کلید دستیابی وی به این محدود وسیع، توانایی نیروهایش در به دست آوردن برتری اطلاعاتی و تکنولوژیکی میداند. البته تکنولوژیهایی که نیروهای عملیاتی را سبکتر، پرتحرکتر و مرگبارتر سازند کلیدی تلقی میشوند. برای توسعه تکنولوژیهای کلیدی، سرمایهگذاریهای دفاعی به فعالیتهای تحقیقاتی تخصیص داده میشود که برای مواجهه با تهدیدات جدید و شناخته شده مورد نیاز است و موجب برتری تکنولوژیک قوای نظامی میشود البته سرمایهگذاری در فعالیتهای تحقیقاتی صرفا به تحقیقات توسعهای محدود نمیشود. بخش عمدهای از سرمایهگذاریها در زمینههای علمی، خصوصا علوم پایه است. استفادههای موفق از نتایج این تلاشهای علمی در وضعیتهای جنگی، برای نمونه کاربرد رادار در جنگ جهانی دوم، با نتایج کاربردی استفاده از نامرئی شدن، لیزر، دید در شب، و نظایر آن در جنگ خلیجفارس، علاوه بر نمایش برتری نظامی و تواناییهای جدید تدافعی به واسطه برخورداری از دیدگاه علمی، دانش مهندسی، تکنولوژیهای برتر، ادامه برنامههای توسعه علوم و تکنولوژی دفاعی در گسترش قابلیتهای نظامی را توجیه مینماید.
این شیوه نگرش بیانگر مطرح شدن موضوع جدیدی در هماوردطلبیهای دفاعی است. امروزه رقابتهای علمی و فناوری وسیلهای برای برتریجویی کشورها نسبت به یکدیگر شده است. اقتصاد مبتنی بر دانش زمینه نبرد را از جنگهای تن به تن به نبردگاه افکار در مقابل یکدیگر و فرایند تجهیز زرادخانهها را به تجهیز اندیشگاهها مبدل ساخته است.
این موضوع از این بابت نیز قابل اهمیت است که عمده تحقیقات نظامی در فناوریهای نومتمرکز شده و سهم دانش نو در سلاحهای استراتژیک بیشتر از گذشته رو به تزاید است. برای نمونه، تکنولوژیهای رهگیری و اصابت از راه دور، جنگهای بین قارهای را رقم میزند که برای این منظور استفاده از اطلاعات جمعآوری شده، تحلیل و مخابره شده از سوی ماهوارهها در خور توجه است. یا استفاده از تکنولوژی نانو که موجب ایجاد تحول عمده در ساخت ذرات در حد نانو شده است و دستاوردهای علمی با ارزشی را در پیشروی بشر قرار داده است (برای نمونه پیشرفت سیستمهای مخابراتی امن و پیشرفت در سیستمهای نگهداری اطلاعات و کدگذاری اطلاعات(5)). مطالعات آیندهپژوهی حکایت از تاثیر عمده پیشرفتهای علمی و فناوریهای توسعهیافته از این علوم در حیطههای مختلف مانند زمینههای کاربردی فناوری اطلاعاتی، مهندسی ژنتیک، مهندسی پلیمر و نظایر آن دارد. رشد دستاوردهای علمی ـ تحقیقاتی محققا منجر به افزایش توان تحقیقاتی کشورها خواهد شد. به همین دلیل است که در کشورهای مختلف حجم فعالیتهای تحقیقاتی تعریف شده از سوی مراکز نظامی و همکاری مراکز علمی دانشگاهی و تحقیقاتی مستقل با مراکز نظامی رو به افزایش است.
تحقیق و سازمانهای تحقیقاتی
مراکز تحقیقاتی هسته مرکزی ایجاد و توسعه علم و تکنولوژی هستند. مسیر توسعه علم و تکنولوژی در کشور با تبیین سیاستهای علم و تکنولوژی مشخص میشود. سیاست توسعه علم و تکنولوژی از دیدگاه یونسکو مجموعه موازین قانونی و اجرایی است که به منظور دستیابی به اهداف توسعه عمومی کشور و بالا بردن موقعیت آن در جهان تعریف میشوند. (6) مراکز تحقیقاتی سازمانهایی هستند که از طریق اجرای مداوم چرخه تحقیق حصول اهداف علم و تکنولوژی را برای کشور رقم میزنند. در این بخش ضمن معرفی فرآیند تحقیق و انواع مراکز تحقیقاتی به تحولات اخیر در مدیریت دانش و ایجاد بازارهای دانش که به عرصه فکر و اندیشه ارزشزا و کاربرد ساز اشتغال دارند، پرداخته و با اتکا به فرآیندهای تجاری توسعه تکنولوژی در این بازارها جهت توسعه فناوریهای دفاعی، تعامل با این بازارها را تشویق مینماید.
تحقیق و فرآیند آن
تحقیق تلاش برای پیدا کردن گمشده است. کلمه تحقیق در فرهنگ معین به معنای رسیدن ذکر شده است دهخدا تحقیق را رسیدن به کنه مطلب و واقع چیزی را به دست آوردن معنا میکند (لغتنامه دهخدا، جلد چهارم). تحقیق عبارت است از فرآیند جستجوی منظم برای مشخص کردن یک واقعیت نامعین. از دیدگاه علمی تحقیق فرآیند رسیدن به پاسخ سوال پژوهش است. به عبارتی، تحقیق عبارت است از مجموعه اقداماتی که به کمک مشاهدات در جهان ظاهری برای کشف قسمتی از مشخصات جهان حقیقی انجام میگیرد.
در کتب مختلف تحقیق به گونههای مختلف تعریف شده که کم و بیش همه آنها بر حقیقتیابی تاکید دارند در دستهبندی تحقیق برخی را به بنیادی، کاربردی و توسعهای تقسیمبندی میکنند. تحقیق بنیادی، پژوهشی است که با هدف توسعه و گسترش نظریهها و دانشهای نو از طریق کشف ویژگیهای عمومی و مشترک یا اصول کلی، به کار میرود. در تحقیقات بنیادی محققان معمولا توجه زیادی به استفاده یا کاربرد نتایج تحقیق در مسایل واقعی زندگی یا مسایل خارج از حوزه مورد علاقه خودشان ندارند. در مقابل تحقیق کاربردی، پژوهشی است که بسیاری از ویژگیهای تحقیق بنیادی به ویژه در مورد شیوه انتخاب نمونه، نحوه استدلال و استنباط و تعمیم نتایج و یافتههای تحقیق به سایر اعضای جمعیت مورد مطالعه را دارد. در تحقیق کاربردی هدف پژوهشگر، رشد و بهتر کردن یک محصول یا بهبود رویههای موجود و آزمودن مفاهیم نظری و مجرد در موقعیتهای واقعی است.
دسته دیگر از انواع تحقیق به تحقیقات توسعهای اختصاص دارد. این تحقیقات معمولا دارای یک موضوع قدیمی هستند که در عین داشتن سابقه تحقیق دارای برخی موارد یا وجوه تازهای هست که حیات تحقیقی آن را فعال نگه داشته است. به عبارت دیگر، این دسته از موضوعات را میتوان از طریق اعمال فرآیند تحقیق گسترش داد. در واقع ارایه ابداعات جزیی در موضوعات قدیمی، منجر به موضوعات گسترشی میشود.
فرآیند تحقیق فرآیند کشف منظم گمشده از روی آثار آن است. در این مسیر جوینده فرضیاتی برای پاسخهای احتمای به سوال خود برمیگزیند و در اثنای فرآیند جستجو، درصدد تایید یا رد فرضیات برگزیده بر میآید. اگر وی موفق به تایید فرضه خود گشت پاسخ را یافته است و جستجوی خود را متوجه آثار پاسخ یافته شده میگرداند. در غیر این صورت باید به فرضیات جایگزین توجه نشان دهد و فرآیند تحقیق را از پس یک عبرتآموزی علمی، تکرار کند.
مراحلی که معمولا توسط محقق در فرآیند تحقیق پیموده میشود از شناخت مشکل و تعریف مسئله شروع میشود و پس از گذر از سنخشناسی و تحلیل مسائله به شناخت مدل، ارایه جایگزینههای حل مسئله و انتخاب هوشمندانه از بین آنها منتهی میگردد. پس از طی فرآیند تحقیق بحث و ارزیابی منطقی یا آزمون میدانی عمل ساخته شده و نتایج اخذ شده مطرح میشود. اگر در مرحله ارزیابی، اعتبار نتایج مورد قبول واقع نشد لازم است که تا رسیدن به سطح اعتبار قابل قبول، تحقیق ادامه و مراحل قبل تکرار شوند.
نتایج حاصل از مطالعات علمی که مبتنی بر فرآیند تحقیق صورت پذیرفته است، یک ساختار منطقی و مستحکم برای علوم و دانشهای کسب شده بنا میکند. این ساختار مستحکم به مثابه ظرفی برای نگهداری دانش توسعه یافته بشری است و نتایج آن قابل اتکا و با کمی تلاش به کاربرد خواهد رسید. رسالت توسعه این دانش کاربردپذیر کردن آن بر عهده مراکز تحقیقاتی و هستههای تحقیق و توسعه است.
مراکز تحقیقاتی
مراکز تحقیقاتی سازمانهایی هستند که به صورت حرفهای به تحقیق اشتغال دارند. این مراکز معمولا برخلاف دانشگاهها ـ که معمولا به تحقیقات نظری میپردازند و تحقیقات را از بابت فعالسازی چرخه جستجوی علمی و افزایش غنای علمی برای بهبود فرآیند آموزشی مینگرند ـ وجه کاربردی بودن تحقیق را بیشتر در مدنظر دارند.
سازمانهای تحقیقاتی اعم از سازمانهای تحقیقاتی مأموریتگرا، دانشگرا و کاربردگرا برای افزایش کارآیی و اثربخشی خود باید به نحوه استفاده از منابع و برنامهریزی مبتنی بر اهداف توجه داشته باشند. سازمانهای مأموریتگرا، به ضرورتهای ایجادی سازمان خود توجه خاص مینمایند. این سازمانها با اهداف خاصی به وجود آمدهاند که تلاش برای رسیدن به این اهداف ارزشمند است، برای نمونه، سازمانهای تحقیقات دفاعی یا مراکز تحقیقات صنعتی این سازمانها تحقیقات را به اهداف پیشبرد علم انجام نمیدهند، بلکه انجام تحقیقات بنیادی یا کاربردی در راستای ماموریت اصلی سازمانی مورد توجه است.
سازمانهای تحقیقاتی دانشگرا درصدد توسعه مرزهای دانش و اثرگذاری در دانش موجود بشری میباشند. این سازمانها دارای ماهیت علمی هستند و معمولا در تنظیم برنامههای تحقیقاتی خود به سلایق سایر سازمانهای تحقیقاتی خصوصا سازمانهای پیشتاز خود توجه مینمایند. دانشگاهها عمدتا دارای چنین سازمانهایی هستند. تحقیقات دانشگاهی خصوصا در مقاطع تحصیلات تکمیلی از نوع تحقیقات بنیادی در مقیاس کوچک است که معمولا توسط دانشجویان یا گروههای تحقیقاتی وابسته به دانشگاه و تحت نظر اساتیدی که به تدریس اشتغال دارند، انجام میشود.
مراکز تحقیقاتی کاربردگرا، بخشی از سازمانها و مراکز تحقیقاتی است که به مراکز تحقیق و توسعه معروفند. این مراکز با صنعت مربوطه ارتباط قویتری برقرار مینمایند و تحقیقات کاربردی را به خوبی تجاری نموده و از مزایای تحقیق استفاده مینمایند. تحقیق و توسعه از دیدگاه این مراکز تحقیقاتی عبارت است از مجموعهای از فرآیندهای پژوهشی با فعالیتهای جانبی پشتیبانی کننده پژوهش (مانند ارتباطات، ایجاد پایگاههای اطلاعاتی و نظایر آن) که برای دستیابی به راهحلهایی برای مشکلات پیشآمده برای دولتها، صنایع و سازمانها یا توسعه در زمینههای مختلف و یا ارایه نوآوریهایی برای به دست آوردن برتری در جهان رقابتی امروزه انجام میشود.
هدف این نوع تحقیقات ابداع و تکمیل محصول جدید، بهبود و تکمیل محصولات قبلی، ابداع روش تولید، تکمیل و یا تعویض روشهای تولید و بهینهسازی مراحل طراحی و تولید به منظور افزایش بهرهوری و توسعه فناوری است.
مراکز تحقیقاتی کاربردگرا در اتخاذ روش تحقیق معمولا روش انتخابی را به جای روش جامع تحقیق برمیگزینند، در حالی که دانشگاهها با روش جامع انس و الفت بیشتری دارند. در روش تحقیق جامع تلاش میشود با مطالعه وضعیت، ابتدا انبوهی از دادهها فراهم شده، سپس در قبال دادههای جمعآوری شده چارهاندیشی گردد. جمعآوری دادهها کاری هزینهبر است. از این رو به زمان، نیروی انسانی و سایر منابع برای مطالعه نیاز دارد. علاوه بر این تحلیل دادهها کار آسانی نیست و نیاز به دستهبندی، تعیین سطوح جزییات و برقراری ارتباط این دستهها و سطوح جزییات، دارد. به عبارتی لازم است دادههای جمعآوری شده در یک ساختار قرار گیرد. معمولا ساختارهای متعددی را میتوان استخراج کرد، که باید حسب منظور محقق ارزیابی گردند. تعدد ساختارهای جایگزین و نیاز به ارزیابی و آزمون آنها رویکرد جامع را به یک روش پرهزینه در تحقیق مبدل کرده است. در حالی که در روش تحقیق انتخابی، در آغاز تلاش میشود جمعآوری دادهها انتخابی باشد. برای این منظور ابتدا آشنایی بسیار اجمالی با موضوع فراهم میشود و متناسب با این شناخت به گزینش دادهها مبادرت میشود. یافتن مولفههای عمده مربوط به مسئله قدم مهمی است که پس از جمعآوری دادهها برداشته میشود. پس از این قدم، دیگر بار به جمعآوری دادههای مربوط پرداخته میشود. بر اثر پردازش دادهها مولفهها اصلاح خواهند شد. این دو قدم به قدر کفایت ادامه مییابد. میزان کفایت به مقدار منابع در دسترس یا میزان جزییات مربوط به شناخت وضعیت برای توسعه مدل بستگی دارد.
بازار تحقیق
فعالیت اصلی سازمانهای تحقیقات توسعه دانش است، از این رو آنها را در هر شکل ماموریتگرا، دانشگرا یا کاربردگرا، میتوان سازمانی دانشمحور دانست. در گذشته تنها دانشگاهها، سازمانهای تحقیقاتی و مراکز تحقیق و توسعه دغدغه توسعه دانش را داشتند و دانشمحور تصور میشدند. در حالی که در عصر حاضر دامنه سازمانهای دانشمحور افزایش یافته است. تعداد گروههای علمی ـ تحقیقاتی که به صورت مستقل به تحقیق میپردازند به شدت در حال افزایش است.
در سالهای اخیر رشد تکنولوژیهای اطلاعاتی موجب افزایش چشمگیر دانش گشت. به حدی که عصر حاضر به عصر انفجار اطلاعات معروف شد. در این عصر هر پنج سال و نیم حجم دانش موجود بشری دو برابر میگردد و از سوی دیگر متوسط عمر یک دانش مطرح کمتر از 4 سال است.
دسترسی به تکنولوژیهای نگهداری و انتقال دانش تولید شده و اشتیاق بهرهبرداری از این دانشها موجب شده است که دانش به عنوان یک دارایی مهم و استراتژیک در سازمان در نظر گرفته شود. دانش در بستر مناسب خود، میتواند موتور تولیدکننده درآمد باشد و معادلات اقتصادی پیشین را که صرفا بر مبنای کار، سرمایه و زمین استوار بود را بر هم زند و اقتصاد مبتنی بر دانش را معرفی نماید.
هنگامی که محوریت تولید ثروت بر مبنای دانش قرار میگیرد باید آمادگی داشت که فاصله بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه، روز به روز بیشتر شود. افزایش تعدد مشاغل جدید مبتنی بر استفاده از تکنولوژیهای نو، افزایش سازمانهای دانشمحور و تغییر در شیوههای مدیریتی، تنوع در محصولات علمی و درآمدزا شدن آنها از جمله اتفاقاتی است که بر مبنای نگاه جدید اقتصادی پدید میآید.
سازمانهای دانشمحور به مدیریت دانش به عنوان فرآیند کشف، کسب، توسعه، ایجاد، تسهیم، نگهداری، ارزیابی و به کارگیری دانش در سازمان از طریق ایجاد پیوند مناسب بین تکنولوژی و منابع انسانی و ایجاد ساختار مناسب جهت دستیابی به اهداف سازمان، مینگرند و قادرند که به طور مستمر به تولید محصولات دانشی بپردازند. در این شرایط انتظار است که محصولات فکری، اکتشافات علمی و فناوریهای پیشرفته به سرعت توسعه یابد و بازارهای رقابتی دانش شکل گیرد.
بازار دانش حل سفارش، خرید، فروش، مبادله و حتی معاوضه دانش است. در بازار دانش خریداران و فروشندگانی فعالیت دارند که در حال کشمکش دائمی برای رسیدن به توافق هستند. بازار دانش، دلالانی دارد تا خریداران و عرضهکنندگان را به هم برساند.
در این بازارها گروهی به کارآفرینی مشغولند و به توسعه سودمند بازار میاندیشند. این توسعه حتی به زمینههای نظامی و دفاعی نیز کشیده شده است و دستهای از محصولات علمی تجاری توجه مراکز علمی ـ تحقیقاتی دفاعی خود را به خود جلب نموده است. اثر توسعه تفکر دانشمحور در سیاستگذاریهای دفاعی میتواند نوید دسته جدیدی از فعالیتهای علمی ـ تحقیقاتی را بدهد که در آن تلاش بر انتخاب از میان تولیدات تکنولوژیهای موجود در بازار و انتقال و توسعه آن به کاربردهای نظامی است. در کشورهای توسعهیافته نظیر آمریکا، بخشی از فعالیتهای سیاستگذاری مراکز تحقیقاتی آن است که مشخص نمایند چه تکنولوژیهایی استراتژیک هستند و باید افزوده شود و از میان آنها کدام یک باید کاملا با سرمایهگذاری وزارت دفاع توسعه یابند. این مراکز به شناسایی محصولات و تکنولوژیهای تجاری، میپردازند و هنگامی که نیاز به بهبود تواناییهای نظامی مطرح میشود، نیروهای رزمی، برنامهریزان دفاعی، دانشمندان و مهندسین را گرد هم میآورند تا راههایی را بیابند که منجر به بهبود و توسعه تکنولوژیهای تجاری در کاربردهای نظامی شود.
عوامل موثر بر فعالیتهای مراکز تحقیقاتی
برای افزایش اثرگذاری انواع سازمانهای تحقیقاتی لازم است به زیرساختهای نرم و سخت اعم از نیروی انسانی، منابع تحقیقاتی، سیستمهای اطلاعاتی، امکانات فیزیکی، تجهیزات و عرصههای ارایه دستاوردهای علمی نظیر کنفرانسها، نشریات، میزگردها و نظایر آن توجه نمود. همچنین برای استمراربخشی فعالیتها و افزایش بهرهوری این مراکز تحقیقاتی لازم است یک نظام ارزیابی عملکرد در این مراکز پیشبینی گردد. این نظام علاوه بر ارزیابی اثربخشی و کارآیی محققین باید به هزینههای تحقیق و چگونگی توزیع آن در مراحل انجام تحقیق توجه داشته باشد. البته بدیهی است که در صورت وضوح سیاستهای کلی تحقیقاتی کشور، کلیه فالیتهای تحقیقاتی در راستای سیاستهای کلان توسعه کشور تدوین خواهد گشت و اثربخشی فعالیتهای انجام شده به راحتی قابل ارزیابی و تشخیص خواهد بود.
استفاده از فعالیتهای گروهی در تحقیقات علمی، موفقیت تحقیق را تضمین مینماید در انجام پروژههای تحقیقاتی میتوان از گروههای مختلف استفاده نمود و بین آنها یک رقابت سالم برای رسیدن به جواب ایجاد نمود. این فعالیت رقابتی علاوه بر تاثیر بر کیفیت تحقیق، موجب امکان ارزیابی نتایج حاصله خواهد شد. گسترش ارتباطات بین مراکز تحقیقاتی و گروههای محقق موجب افزایش کمی و کیفی تحقیقات انجام شده خواهد شد.
جایگاه مراکز تحقیقاتی در تدوین سیاست دفاعی
سیاست دفاعی مجموعهای از خطمشیهای کلی اعم از نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که به منظور دفع تهدیدات امنیتی اختیار میشوند. تدوین سیاست دفاعی نیازمند توانایی سنجش وضعیت دفاعی کشور و تشخیص مخاطرات امنیت ملی است. این مخاطرات موضوعی نیست که در زمان رخداد برای آن چارهاندیشی بود، بلکه با نگاهی آیندهنگر و دوراندیشانه باید به آنها توجه نمود. این نگاه دوراندیشانه بعضا با تفحص و تتبع اندیشمندانه و عبرتجویانه از تجارب گذشته خود و دیگران به دست میآید. برخی مواقع نیز از ترسیم و امتداد بخشیدن به قواعد انکارناپذیر طبیعت قابلیت پیشگویی مییابد. این پیشبینیها و اندیشههای تیزبینانه متکی به تحلیلهای وی و اطلاعات در خور است. آیا این اطلاعات همیشه در دسترس است یا باید جمعآوری شود و سپ تحلیل گردد و از طریق سناریوسازی، مشابهسازی و سایر تکنیکها بررسی و توصیههای برتر از منظر ریسکهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ارایه شود.
فعالیتهای تحقیقاتی و جستجوی حقایق علمی در اتفاقات و رخدادهای جهان بیرون یکی از راههای کسب اطلاعات و گسترش تحلیلهای مورد نیاز است. از این منظر، گسترش مراکز تحقیقاتی امری اجتنابناپذیر است. در توسعه علوم و فنون دفاعی مراکز تحقیقاتی نقش کلیدی دارند. ایجاد و توسعه مراکز تحقیقاتی در موضوعات مختلف در مراکز نظامی از منظر فیزیکی دشواری ندارد پرداخت اما ممکن است اقتصادی نباشد. فعالسازی بازار دانش و گسترش هستههای مستقل تحقیق و توسعه، یکی از راههای اقتصادی نمودن فعالیتهای تحقیقاتی است. وظیفه این هستهها انجام مطالعات و تلاش برای توسعه انواع فناوریهای تجاری است. هستههای تحقیقاتی این تلاشها را برای توسعه علم و ایجاد فناوریهای نو انجام میدهند، اما در کنار آنارزش اقتصادیای نیز حاصل مینمایند. به عبارتی این مراکز به دنبال عرصه دستاوردهای خود به بازارهای دانش هستند. مراکز و سازمانهای تحقیقات دفاعی، با وجود بازارهای دانش فرصت مغتنمی برای گسترش همکاری با هستههای تحقیق و توسعه خواهند داشت. این همکاریها منجر به کاهش هزینههای تحقیق و تسریع و کمخطر نمودن فعالیتهای تحت پوشش میشود. برای این منظور مراکز تحقیقات دفاعی باید فناوریهای توسعهیافته اندیشگاهها و هستههای تحقیقاتی را شناسایی، جذب و به کاربردهای نظامی توسعه دهند. البته مراکز تحقیقاتی نظامی نیز میتوانند یافتههای علمی و تکنولوژیکی خود را به بازارهای دانش انتقال دهند و از آنها برای کاربردهای تجاری استفاده نمایند و از این منظر به بهره اقتصادی نیز دست یابند. به هر طریق حمایت و توسعه بازارهای دانش موجب تقویت زیربناهای علمی در کشور، جلوگیری از مهاجرت نخبگان علمی و انتفاع عمومی سازمانهای فعال در علوم و فنون دفاعی کشور خواهد شد. هستههای تحقیقاتی مستقل و فعال در بازار دانش میتوانند از طرف مراکز جذب، پارکهای علمی، موسسات و نهادهای تحقیقات علمی (نظیر سازمانهایی ماند رند یا بنیاد علوم ملی آمریکا) پشتیبانی شوند. تقویت این گروهها و هستههای علمی، علاوه بر توسعه تحقیقات کاربردی، به تقویت نظریهپردازیهای علمی برای مسایل بومی و در نتیجه توسعه علوم بومی شده کمک مینمایند و حضور موفق اندیشمندان ایرانی در مراکز علمی معتبر بینالمللی را موجب خواهد شد.
نتیجهگیری
در این مقاله فرآیند تدوین استراتژی دفاعی و استخراج سیاستهای دفاعی تشریح شد. سپس به ذکر موضوعات و زمینههای علمی درگیر در بحث تدوین سیاست دفاعی پرداخته شد. مراکز تحقیقاتی به عنوان مراکز تفکر و اندیشه در مسایل و موضوعات تبیین شده میتوانند در تسریع و تدقیق استراتژیهای برگزیده نقش موثری ایفا نمایند. برای افزایش اثرگذاری این مراکز لازم است به زیرساختهای نرم و سخت اعم از نیروی انسانی، منابع تحقیقاتی، سیستمهای اطلاعاتی، امکانات فیزیکی، تجهیزات و عرصههای ارایه دستاوردهای علمی نظیر کنفرانسها، نشریات، میزگردها و نظایر آن توجه نمود.
همچنین از آن جا که با گسترش زیرساختهای انتقال اطلاعات، پدیده انفجار اطلاعات افزونگی در دستاوردهای تحقیقاتی را موجب شده است، با داشتن نگاه شبکهای به فرآیند تحقیق و استفاده از همنیروافزایی فعالیتهای تحقیقاتی، میتوان توسعه فناوریهای دفاعی را تسریع و مخاطرات موجود در این زمینه را به حداقل رساند. لذا تلاش برای ایجاد بستر همکاری و تقویت فعالیتهای تحقیقاتی در گروههای مستقل و کوچک و توسعه کانونهای تفکر و اندیشه میتواند راهی برای افزایش دستاوردهای علمی و تکنولوژیکی مراکز دفاعی گردد.