بسماللهالرحمنالرحیم
از مدتها قبل مشخص بود و اکنون نیز بیشتر مشخص شده است که هدف آمریکا از برگزاری اجلاس شرمالشیخ، توجیه اشغالگری عراق و ادامه آنست.
در قطعنامه پایانی اجلاس شرمالشیخ، هیچ اشارهای به خروج اشغالگران از عراق نشده و این سکوت پرمعنی، علیرغم خواست ملت عراق و حتی مصوبه کنگره آمریکا مبنی بر ضرورت خروج نظامیان اشغالگر آمریکائی از عراق براساس یک جدول زمانبندی شده، نشانه دستیابی دولتهای آمریکا و مصر، یعنی بانی و میزبان اجلاس شرمالشیخ، به هدفی است که از این اجلاس داشتند. هر چند این، همه آنچه آمریکا از اجلاس شرمالشیخ انتظار داشت نیست، ولی در این نکته نیز تردیدی وجود ندارد که سکوت قطعنامه پایانی این اجلاس درباره خروج اشغالگران از عراق موفقیتی برای دولت بوش کوچک در برابر رقبای داخلی و مخالفان خارجی بویژه ملت عراق محسوب میگردد.
هدف دیگر آمریکا از اجلاس شرمالشیخ، فراهم ساختن زمینه کنار گذاشتن دولت «نوری مالکی» و روی کار آمدن یک دولت با کارگزاری عناصر بعثی در عراق بود. میزان موفقیت آمریکا برای دستیابی به این هدف را هر چند تا حدودی میتواند از تثبیت حضور اشغالگران در عراق فهمید، اما با توجه به موقعیتی که دولت نوری مالکی در عراق دارد، بعید به نظر میرسد دولت بوش بتواند به آسانی به این هدف خود دست یابد. با اینکه تشدید ترورها طی دو ماه اخیر طرح امنیت بغداد را که با موقعیت نوری مالکی گره خورده است. زیرا سئوال برده و ناظران آن را شکست خورده میدانند، اما قاطعیت نوری مالکی در اعدام صدام و تعدادی سران حزب بعث که حمایتهای قابل توجهی را از ناحیه مردم، مرجعیت و احزاب عراقی را پشتوانه او کرده آمریکا را در ساقط کردن دولت وی با مشکل مواجه ساخته است.
آمریکا برای کنار زدن دولت «نوری مالکی» و روی کار آوردن عناصر بعثی از راههای سیاسی قطعاً موفقیتی بدست نخواهد آورد و به همین جهت اگر جمهوریخواهان آمریکا بر تحقق این هدف خود اصرا داشته باشند و حاضر به کوتاه آمدن نباشند، تنها راهی که برای دولت بوش کوچک باقی میماند توسل به یک کودتای نظامی است. این اقدام، ابزار تبلیغاتی مناسبی نیز برای بوش و همدستان جنگ افروز وی خواهد بود تا افکار عمومی داخل آمریکا را به نادرست بودن اصرار دموکراتها بر ضرورت خروج نظامیان آمریکائی از عراق متقاعد کنند و بدین ترتیب به این خواسته حزبی خود برسند که تلاش میکنند در عرصه انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا دست بالا را داشته باشند.
بوش، البته با خارج شدن نظامیان آمریکائی از عراق بطور اصولی مخالف نیست. او خروج تحت فشار دموکراتها را برای حزب خود یک شکست میداند و برای آنکه دچار چنین شکستی نشود علیرغم نیازی که به پایان دادن به اشغال آمریکا برای خلاصی از باتلاق عراق احساس میکند، در براب رقبای خود مقاومت مینماید.
برخلاف محاسبات بوش، با توجه به واقعیتهائی که در عراق میگذرد و با در نظر گرفتن ضعفهای جمهوریخواهان در سیاست خارجی دو دوره ریاست جمهوری بوش کوچک، به نظر میرسد ناکامیهای جدیدی در عراق در انتظار دولت بوش است که اجلاس شرمالشیخ هم نتوانسته جلوی آن را بگیرد. اجلاس شرمالشیخ، یک اجلاس عقیم بود که حتی به اندازه یک قرص مسکن نیز نتوانسته دردهائی را که دولت بوش کوچک از زخمهای عراق بر تن دارد تسکین دهد. بعد از این اجلاس، قطعاً این درد شدیدتر خواهد شد.