محمود علیپور
پس از مرگ عباس افندی (عبدالبها) در دوم ذیقعده 1309 (1921 م)، شوقی افندی 27 نفر از بزرگان بهایی را به منظور حفاظت و تبلیغ امر بهاءالله با عنوان «ایادی امرالله» انتخاب کرد شوقی افندی برخلاف وصایای عباس افندی جانشینی برای خود معین نکرد و در نتیجه پس از مرگ وی بین بهائیان کشمکشی شدید به وجود آمد.
بسیاری از احباب، باب ولایت امرالله را مسدود دانستند و سال 1342 ه.ش در لندن کنفرانسی از رؤسای بهایی در محل تشکیل دادند و نه نفر از اعضای بیتالعدل موعود را انتخاب کردند.
ولی امرالله و همچنین ایادی امرالله جایگاه مهمی را در تاریخ بهایی بر عهده دارند. شوقی در توقیع نوامبر 1927 درباره جایگاه ولی امرالله و ایادی تصریح میکند: «ای احبای الهی! تعیین ایادی امرالله و تنفیذ احکام مقدسه شریعتاله و تشریع قوانین متفرقه از منصوص کتاب اله و انعقاد مؤتمر بینالمللی پیروان حضرت بهاءالله و ارتباط جامعه بهایی به انجمنهای متفرقه علمیه و ادبیه و دینیه و اجتماعیه کل به تشکیل و استقرار بیتالعدل اعظم الهی در ارض مقدس در جوار بقاع مرتفعه علیا منوط و معلق است؛ زیرا این معهد اعلی سرچشمه اقدامات و اجرائیات کلیه بهائیان است.»2
وی انتخاب ایادی امرالله را از وظایف ولی امرالله بر میشمرد و میگوید: «... ایادی امراله را باید ولی امراله تعیین و تسمیه کند»3 و تأکید میکند که: «مقدر است که دو وظیفه مقدس خود یعنی حفاظت و تبلیغ امر حضرت بهاءالله را تحت نظر مراقبت ولی امراله انجام دهند.»4
بهائیان معتقدند ایادیان امر در این زمان وارث اسم و لقبی نیستند؛ بلکه نفوس مقدسهای هستند که تقدیس و روحانیتشان اذهان خلق را منور میسازد. هر کسی که بنده کلمهالله و رافع آن باشد، ایادی خداوند است.
عبدالبهاء در تذکرۀ الوفا چند تن از مؤمنین (نزدیکان به مرام صهیونی خود) را به عنوان ایادی نام برد و در الواح وصایا مقرر کرد که شوقی افندی نفوسی را به اراده خود به سمت ایادی امراله منصوب سازد.
شوقی در وهله اول عدهای از نفوس را به مقام ایادی امراله پس از وفاتش مقرر کرد! (شوقی مرده چگونه کسی را انتخاب میکند؟!) و سپس در سالهای اخیر دوره ولایت سی و دو نفر را در قارههای پنجگانه به این سمت منصوب نمود. تعداد افرادی که منتصب به ایادیان امراله شدند، در مجموع 50 نفر بودند. 4 نفر را بهاءالله، 4 نفر را عبدالبها و 42 نفر را شوقی افندی (ولی امرالله در دین بهایی) انتخاب نمودند. در سنوات بین وفات شوقی افندی در سال 1957 و انتخاب بیتالعدل اعظم در سال 1963 ایادیان امراله وظیفه خود را حراست و صیانت جامعه بهایی ایفا نمودند.5
بیتالعدل
بیتالعدل اعظم در اوایل شکلگیری تصمیمی گرفت که هم در تبلیغ و هم در امور اداری امر بهایی تأثیری شدید داشت. پی بردن به این که جانشینی برای شوقی افندی موجود نیست، نشان داد که دیگر انتصاب و برگزیدن ایادی امرالله امکان ندارد. حال آن که اهمیت وظایف ایادی به نحوی در عرض شش سال بین سالهای 1957 تا 1963 (از فوت ولی امراله تا تشکیل بیتالعدل) از پیش به اثبات رسیده بود. از اینرو بیتالعدل اعظم که اختیار داشت، مؤسسات جدیدی را به وجود آورد و در ماه ژوئن سال 1968 تصمیم گرفت که هیأتی را به نام مشاورین قارهای ایجاد کند.6
دارالتبلیغ بینالمللی
در توقیع مورخ نوروز 111 بدیع آمده: «... و نیز بنیانی دیگر منضّم به این ابنیه ثلاثه خواهد شد که مرکز ترویج و دارالتبلیغ است و مقر استقرار ایادی امرالله که بر حسب نص قاطع کتاب وصایا به محافظه و صیانت امرالله و حفظ وحدت جامعه و انتشار دینالله و ابلاغ کلمه اللهاند...»
اعضای این دارالتبلیغ شامل کلیه حضرات ایادی امرالله و در بدایت حال سه نفر از مشاورین قارهای که به معیّت ایادی امرالله مقیم ارض مقدس هسته مرکزی خدمات و اجرای مهمه آن را تشکیل میدهند.7
وظایف دارالتبلیغ
1. تعهد مسؤولیت تام جهت حفظ توازن و اداره امور و تشویق و ترغیب هیأتهای مشاورین قارهای و نیز انجام وظیفه به عنوان رابط بین هیأتهای مزبور و بیتالعدل اعظم؛
2. کسب اطلاعات کامل درباره اوضاع امری در کلیه اقطار و اقالیم عالم و تنظیم راپرتها و توصیههایی براساس اطلاعات مزبور جهت ملاحظه بیتالعدل اعظم و یا مصلحتاندیشی جهت هیأتهای مشاورین قارهای؛
3. نظارت بر موجبات امنیت و حفظ و صیانت امر الهی؛
4. اغتنام فرصت و عطف توجه به امکانات برای توسعه دایره تبلیغ امرالله و ترویج و تکامل هیأت اجتماعی و اقتصادی در داخل و خارج جامعه بهایی و جلب توجه بیتالعدل اعظم و هیأتهای مشاورین قارهای به امکانات مزبور و ارائه توصیه و پیشنهاد جهت اقدام لازم؛
5. تعیین و پیشبینی احتیاجات مربوط به طبع و نشر آثار امری و اعزام مهاجرین و مبلّغین سیار و تهیه و تنظیم نقشههای تبلیغی بینالمللی و منطقهای جهت تصویب بیتالعدل اعظم؛
6. اداره امور لجنات قارهای مهاجرت؛
7. نظارت بر مصارف صندوق توکیل بینالمللی؛
8. نظارت بر بودجه سالانهای که از صندوق بینالمللی جهت هیأتهای مشاورین قارهای برای مصارف اقدامات تبلیغی و امانت و کمک به نشر آثار امری و در مواقع ضرورت مساعدت به صندوقهای قارهای تخصیص مییابد.8
اینک به نمونههایی از طرحها و پیامهای بهائیان اشاره میکنیم تا چگونگی تسخیر قلوب و شیوه نفوذ آنها روشن شود.
طرح روحی (پیام 26 نوامبر 2003)
«طرح روحی» توسط یکی از بهائیان مهاجر ایران به نام روحی ارباب، طراحی شد. پس از بررسی و تصویب «بیتالعدل حیفا» ـ بالاترین نماد تصمیمگیرنده فرقه ضاله بهائیت در سطح جهان ـ به صورت آزمایشی در کلمبیا اجرا شد.
سرانجام بیتالعدل حیفا پس از پایان مرحله ده ساله آزمایشی این طرح، تصمیم گرفت، تا آن را به عنوان «راهنمای عمل» به تمام محافل بهایی ابلاغ کند و موارد طرح شده در آن مورد اجرا قرار گیرد.
یکی از مهمترین اهداف طرح روحی، ایجاد بسترهای لازم برای افزایش آمار تعداد بهائیان است و مسؤولان بهائیت برای دستیابی به اهداف این طرح، زمانبندیهای مشخصی را معین کردهاند که شامل «نقشههای پنجساله» و «نقشههای چهارساله» است که بعد از آن نیز یک نقشه دوازده ماهه و یک نقشه پنج ساله در نظر گرفته شده است. شعار اصلی نقشه پنجساله «دخول افواج مقبلین» نام دارد. مؤسسات آموزشی که بهائیان در ارتباط با طرح روحی ایجاد کردهاند، افزون بر هیأت مدیره، زیر نظر مشاور قارهای بهائیت که از سوی بیتالعدل حیفا معرفی و تأکید شده است، اداره میشود.
تبلیغات بهائیت در کشورهای اسلامی، به ویژه خاورمیانه به دلیل حساسیتهای خاصی که درباره آن وجود دارد، براساس یک استراتژی ویژهای که از سوی مرکزیت بهائیت بدان نام «استراتژی خاموش و پنهان» داده شده، اداره میشود و برای تحقق اهداف این استراتژی در کشورهای مسلمان زمان بیشتری در نظر گرفته و تا سال 2021 میلادی برای رسیدن به اهداف مورد نظر وقت معین کردهاند. فعالیت طرح روحی در ایران سه سال قبل با پیام 26 نوامبر 2003 میلادی بیتالعدل حیفا آغاز شد. شیوه فعالیت اجرایی طرح روحی با فعالیتهای گذشته بهائیان در ایران تفاوت اساسی دارد.
امر تبلیغات برای این فرقه ضاله، آنقدر حائز اهمیت است که هر سال میلیونها دلار هزینه کارهای تبلیغاتی خود میکنند. برای بهائیان اثر تبلیغات منفی نیز به اندازه تبلیغات مثبت اهمیت دارد و از رهگذر همین اعتقاد است که بیتالعدل حیفا، افزون بر میلیونها دلار هزینه برای خرید «فضا» و «وقت» از ماهوارههای گوناگون9 و کمکهای چشمگیر به تلویزیونهای ماهوارهای، مدتی است که تبلیغات رذیلانهای را درباره اعزام دختران ایرانی به شیخنشینهای خلیجفارس، راه انداخته است.
در صورت تحقیق درباره گروههایی که اینگونه دختران را به سودای بردن به اروپا و آمریکا میفریبند و آنها را در مراکز فحشا در «دبی» و دیگر نقاط به بیگاری کثیف وا میدارند، با این واقعیت روبرو میشویم که تمام گروههای فعال در این کار ضد انسانی، بهایی هستند. مدیران و کارکنان اینگونه گروهها، با مأموریت از سوی بیتالعدل حیفا و با هدف بدنام ساختن جمهوری اسلامی به عنوان «تبلیغات منفی» و یک برنامه کارشناسانه از پیش تدوین شده به این اقدام روی آوردهاند. بیتالعدل حیفا کوشیده است، تا در این دور از فعالیت جدید و اجرای طرح روحی، در حد و اندازه یک «اپوزیسیون فعال» موضع بگیرد و این امر را میتوان از پیام 26 نوامبر 2003 آن دریافت کرد.
در حقیقت با ارسال این پیام و آغاز اجرای طرح روحی در ایران، فرقه ضاله بهائیت شیوه تبلیغاتی جدید را در برخورد با نظام اسلامی در پیش گرفته است. به همین مناسبت در سال 1380 سیزده نفر از بهائیان با اصطلاح مستعد، در پوششهای گوناگون از ایران به امارات متحده عربی رفتند و در آنجا دورههای آموزشی کتابهایی را آغاز کردند که برای اجرایی کردن طرح روحی تدوین و تألیف شده است.
اعزام مبلغان به دوبی با این اهداف صورت میپذیرد:
1. فراگیری چگونگی تبلیغ گسترده و مخفیانه در جمهوری اسلامی ایران؛
2. فراگیری راههای جدید فریب مسلمانان شیعه ایرانی؛
3. فراگیری چگونگی انتخاب هدف یا سوژه بیآنکه گرفتار افراد مؤمن و مأموران اطلاعاتی شوند؛
رفت و آمد سالانه صدها هزار مسافر که برای خرید و تفریح به دوبی میروند، زمینهای مناسب برای سرکردگان بیتالعدل حیفا است. دوبی در حقیقت به شکارگاه آنان برای صید نیروهای ناآگاه جدید مبدل شده است.
برای اجرای طرح روحی تاکنون هفت عنوان کتاب تألیف شده است و عناوین برخی کتابها عبارتند از: گفتگوهای هدفمند با غیر بهائیان، تاریخ بهائیت، آموزش و نحوه تبلیغ بهائیت و کتابی برای مبلغان فرقه.
مرکز بهائیت در حیفا توصیه کرده است که در ایران به دلیل حاکمیت نظام اسلامی و وجود وضعیت خاص، طرح روحی از 16 سالگی آغاز شود و کودکان بهایی از 12 تا 15 سالگی و در صورت امکان به همراه بزرگترهایشان با هدف فریبکاری به کارهای خیریه و عامالمنفعه مانند عیادت از بیماران در بیمارستانها، نظافت پارکهای محل و معابر کوهستانی، مراجعه به آسایشگاه سالمندان و کمک به سالخوردگان بپردازند.
پس از ابلاغ پیام 26 نوامبر 2003 بیتالعدل حیفا به بهائیان ایران، مؤسسات آموزشی بهائیان به کار تربیت راهنمایان بهایی سرعت بخشیدند؛ به طوری که هماکنون بنا به گفته بهائیان تعداد راهنمایان و مبلغان بهایی به ده هزار نفر میرسد و این خود زنگ خطری است که مسؤولان عقیدتی و فرهنگی جمهوری اسلامی موضوع برخورد با بهائیان را در دایره تساهل و تسامح قرار ندهند؛ زیرا دشمن بیدار و هوشیار در کمین شکار جوانان ما نشسته است.
آنان از راه آشنایی مجدد با دوستان دوران مدرسه، مهاجران افغانی، کمک مالی به خانوادههای مستمند و ایجاد کلاسهای آشپزی و هنری، رفت و آمد به کتابخانهها و سمینارهایی که در فرهنگسراها برگزار میشود، وسیلهای برای ایجاد ارتباط مخفی و سپس زمینهای برای تبلیغ بهائیت فراهم میکنند.10
این طرح به راحتی اکنون در شیراز و استانهای همجوار اجرا میشود؛ به گونهای که دختران و زنان 25 تا 40 ساله با اغفال جوانان بر آنها اثر میگذارند و آنان را وادار به تصدیق این فرقه میکنند.
حس عاطفی و گاه ایجاد شغل در یک کارگاه کاملاً بهایی و ترس از دست دادن شغل و همسر بهایی، این جوان را به کمربندی حفاظتی در مقابل آسیبهای وارده به این فرقه وارد میکند و آنها به تدریج حتی امام زمان را انکار میکنند.
تبلیغ نو (پیام ژوئن 2007)
اخیراً بیتالعدل در پیام ژوئن 2007 خود خطاب به هیأت یاران که همان اعضای محفل ملی هستند بیانیهای صادر و از آنها درخواست کرده است تمهیدات لازم را برای خانوادههای بهایی به منظور مطالعه پیام مزبور فراهم آید.
محورهای اصلی که بیتالعدل در این پیام دنبال میکند به صورت خلاصه چنین است:
الف) تشویق بهائیان به تبلیغ و جلوگیری از خروج آنها از ایران
ب) القای این نکته که تبلیغ فردی با حکم اطاعت از حکومت تعارضی ندارد
ج) تبلیغ فردی از امور وجدانی است و کسی حتی حکومت، نمیتواند بهائیان را از تبلیغ منع کند
د) اطاعت از حکومت فقط در امور اداری است و در مسائل اعتقادی بهائیان شهادت را بر اطاعت ترجیح میدهند
ر) با یک ترفند زیرکانه میخواهند به اصحاب حکومت بگویند ما تشکیلات نداریم و اگر هم تبلیغ میکنیم فردی است و ربطی به تشکیلات ندارد؛ مانند نماز و روزه و سایر عبادات؛ بنابراین کسی نمیتواند مانع تبلیغ فردی شود
ز) اصرار بر این نکته که در ایران نفوس مستعد برای قبول آیین بهایی زیاد هستند. فرصت را غنیمت شمرید و به تبلیغ نفوس بپردازید.11
حال به نکات زیر توجه کنید:
1. اصولاً تبلیغ اعم از فردی و غیرفردی امری اجتماعی است؛ چون روح و حقیقت تبلیغ برقراری ارتباط با دیگران است.
2. اگر کسی مختصری با ساختار تشکیلات بهایی آشنا باشد، مییابد که تبلیغ فردی بدون تشکیلات بیمعناست و اساساً عنوان فردی کوششی برای گریز از فشارهای اجتماعی و حکومتی است.
به نظر میرسد بیتالعدل با پیام جدیدش به یک ماجراجویی خطرناک روی آورده است تا با استفاده از محمل دین و دست گذاشتن بر احساسات و ایمان بهائیان از ایران، از آنها سپری انسانی برای مقاصد ماجراجویانه خود بسازد و به اصطلاح به یک بازی برد ـ برد ـ برد (سه برد) به ترتیب ذیل دست بزند.
سناریوی طراحی شده این است که بهائیان ایران را مجبور به تبلیغ کند تا بدینترتیب با نادیده گرفتن قوانین کشور، به طور رسمی به معارضه با نظام بپردازند. در این صورت دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد.
1. حکومت به مقابله با آنان بپردازد. در این صورت، برد با بیتالعدل است که از طریق رسانهها فشارش را بر ایران افزایش دهد و با مظلومنمایی نزد سازمان ملل، بیانیههای محکومیت برای نظام صادر کند.
2. اگر نظام در برابر تبلیغ گسترده بهائیت ساکت باشد، این را پیروزی برای امر تلقی کند و به تقویت روحیه برای بهائیان بپردازد، که باز برد با بیتالعدل است.
3. در هر دو صورت، نقش محوری بیتالعدل را با زیرکی مخفی کند و بگوید من دستور تشکیلاتی ندادهام و این بهائیان هستند که به انجام وظیفه دینی خود قیام کردهاند. به این ترتیب، شائبه دخالت تشکیلات بهائی در سیاست را پیشاپیش منفی میکند و این هم پیروزی دیگر برای بیتالعدل است.
و البته همه این بازیها پوششی برای پنهان کردن ضعف مدیریتی بیتالعدل است. شکستهایی که این روزها بیتالعدل را میآزارد و به انفعال میکشاند، عبارت است از:
1. رشد بهائیان ارتدکس که بیتالعدل را قبول ندارند و آن را بدلی میدانند؛
2. رشد بهائیان روشنفکر که به مخالفت با تصمیمات بیتالعدل برمیخیزند و به سانسور در کتب جدیدالتألیف تن نمیدهند؛
3. خروج بهائیان از بهائیت و بعضاً مسلمان شدن آنها و اقدام به افشاگری در مورد نقشههای بیتالعدل در مبارزه منافقانه با ادیان ابراهیمی و پردهبرداری از تناقضات آنها؛
4. رشد سایتهای منتقد بهائیت در فضای اینترنت که از نظر علمی اعتقادات آنها را به چالش کشیده است و نشان میدهد پاسخ منطقی برای نقدها ندارند؛
5. ناکارآیی تبلیغ سایتهای یکطرفه بهایی که تنها به قاضی میروند و راضی برمیگردند؛
6. دروغ درآمدن وعدههایی که در مورد ایران میدهند که «عنقریب همه در ظل امر در میآیند و سلطنت کلیه و فتحالفتوح خواهد شد.» اما هر سال دریغ از پارسال؛
7. آگاه شدن تدریجی افکار عمومی جهان از واقعیت نداشتن «وحدت عالم انسانی» و تساوی حقوق زنان و مردان و آشکار شدن اختلافهای بهاء و ازل و عباس و محمدعلی و فحشهای رکیک آنها به یکدیگر و تناقضات موجود در کتب و تحریفات بیتالعدل و موارد بسیار دیگر که برای پوشاندن آنها بیتالعدل باید به این ماجراجوییها دست زند.
بازداشت چند بهایی
سه تن از 54 نفری که در مدارس شیراز با عنوان یونیسف و پژوهش دنیای کودک و به بهانه آموزش بهداشت به کودکان شیعه، به تبلیغ بهائیت میپرداختند، دستگیر شدند. البته اینان شناسایی شدند؛ اما خدا میداند در روستاها با نام عمران و آبادی چهها میکنند و یا با ترفندهای زنانه و ایجاد اشتغال چگونه جوانان معصوم را به دام میاندازند.12
تبلیغات بر روی اجناس
به گزارش «آینده روشن» بر دو دیویدی خام «لوتوس» که در بسیاری از شهرهای ایران خرید و فروش میشود، تصویری بسیار شبیه به مشرقالاذکار بهائیان در هندوستان نقش بسته شده و همین مسأله موجب نگرانی برخی از احتمال تبلیغ بهائیت بدین وسیله شده است.13
تبلیغات بهائیت در شیراز، کرج و یاسوج
حجتالاسلام منصور برزگر، عضو هیأت مدیره اتحادیه تشکلهای قرآنی کل کشور، به خبرنگار «جهان» گفت: تا مدتها قبل این فرقه در شهرک ولیعصر شیراز پایگاهی داشتند و ایجاد آرایشگاههای رایگان برای مردان، جلسات شبنشینی و ترویج و تبلیغ ازدواج خواهر و برادر، راهاندازی سوپرمارکتها و ارائه خدمات رایگان و تخفیفهای پنج هزار تومانی به مشتریان معرفی شده، برخی از فعالیتهای آنان بود.
وی همچنین خاطرنشان کرد: مبلغان این فرقه پا را از این فراتر گذاشتهاند و حتی به روستاهای اطراف میروند و با سوءاستفاده از فقر در مناطق محروم به دنبال رفع مشکلات مالی و اقتصادی مردم میبرآیند تا بتوانند پایگاه اجتماعی خود را ارتقا دهند.
در خرمدشت از توابع شهرستان کرج اطلاعیههایی در خصوص سن بلوغ، ازدواج با محارم و حج توزیع شده است. همچنین فعالیت بهائیت در بین جوانان استان کهکیلویه و بویر احمد افزایش یافته است.14