تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۵۰۸۲
بررسی تطبیقی بهره‌وری و زمامداری شایسته

بهره‌وری و اصل 44 قانون اساسی


احمد صمیمی*

در یک تعریف ساده، موجز و گویا بهره‌وری انجام کار درست به روش درست تعریف می‌شود. این تعریف دو جزء دارد. اول تشخیص جهت حرکت و دومی را فرآیند حرکت می‌توان نامید که بی‌شک تعیین جهت حرکت مقدم و اهم بر فرآیند حرکت است.

اگر ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44 و بند «ج» آن توسط مقام رهبری را بخش نخست یعنی تعیین حرکت بدانیم - مطالعه سیر تطور و تحول نگرش مسوولان کشور به اقتصاد ملی، سرمایه‌گذاری و بخش خصوصی، اهمیت این تصمیم‌گیری در حوزه اقتصاد کلان و خرد را بیش از پیش نمایان می‌کند، که به نظر نویسنده نوعی اصلاح قانون اساسی به شمار می‌رود - این گام اول یعنی انجام کار درست است. حال اگر این کار درست در اجرا و فرآیندهای عملیاتی به خوبی ساماندهی، هدایت، نظارت و راهبری نشود، گام دوم یعنی انجام صحیح این کار درست، کارآمدی و اثربخشی آن زیر سوال خواهد رفت. لذا ساماندهی، مدیریت و راهبردی این مهم باید در مورد توجه جدی قرار گیرد. تاکنون در حوزه مدیریت بخش عمومی 3 پارادایم نظری مطرح شده است که در یک سیر تکاملی قرار گرفته و توسعه یافته است.

1- اداره امور دولتی

در این رویکرد مدیریتی، محوریت «خدمات عمومی در تسلط دولت» است. 

2- مدیریت دولتی

در این رویکرد مدیریتی، محوریت «تبعیت از مدل‌های مدیریت خصوصی در مدیریت دولتی» است.

3- حکمرانی (نظام تدبیر)

این 3 پارادیم از نظر مفهومی و تاریخی، کاملا قابل تفکیک نبوده و دارای همپوشانی هستند.

نحوه چیدمان، سازماندهی و تعامل 3 عنصر اصلی دولت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی مهم‌ترین عامل در دستیابی به توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده و به عنوان شاخص کارایی و اثربخشی می‌تواند برای توسعه‌یافتگی یا عدم توسعه یافتگی جوامع مدنظر قرار گیرد.

در این سلسله مباحث سعی خواهد شد بین کارایی و اثربخشی (بهره‌وری) از یک طرف و نظام تدبیر (زمامداری شایسته) از طرف دیگر به عنوان دو نظام بالادستی برای تحقق سیاست‌های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی، تعامل منطقی و چندوجهی برقرار شود تا به این سوال اصلی پاسخ داده شود که:

«آیا نظام جمهوری اسلامی با خصوصی‌سازی نیز سازگاری دارد؟‌ یا اینکه ناخواسته وارد چرخه بسته‌ای شده است که در نهایت به خصوصی‌سازی و شکوفایی اقتصاد و در نهایت به توسعه دست نخواهد یافت.» سعی خواهد شد به این سوال در سرفصل‌های ذیل پرداخته شود.

با نگاهی گذرا به مختصات و ویژگی‌های هر یک از پارادایم‌های نظری مدیریت کلان کشور در جدول ذیل، ضرورت با تعریف از حاکمیت و رابطه آن با 3 عنصر دولت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی بیش از پیش آشکار می‌شود.*

● باز تعریف خصوصی‌سازی و مبانی و موانع قانونی آن

● نگرش به سرمایه و سرمایه‌گذاری به عنوان موانع فرهنگی

● عدم تفکیک حاکمیت، مالکیت و مدیریت به عنوان موانع استراتژیک

●تمرکزگرایی و انحصار دولت به عنوان موانع فرآیندی

● نفت و اقتصاد رانتی به عنوان موانع تاریخی

● کارکرد سیاسی بخش خصوصی، به عنوان موانع سیاسی

● فقدان اشتراک‌گذاری در مفاهیم و آمار به عنوان موانع برنامه‌ریزی

●نگاه درآمدی به خصوصی‌سازی- در حالی که خصوصی‌سازی هزینه‌بر است- به عنوان موانع راهبردی

● عدم توجه به مختصات جهانی شدن به عنوان موانع بیرونی

●فقدان رویکرد آینده‌نگر به عنوان نداشتن دورنمای آرمانی

● عدم توجه به مدیریت حرفه‌ای در خصوصی‌سازی به عنوان موانع مدیریتی

●فقدان یک بسته سازگار و منسجم راجع به خصوصی‌سازی به عنوان موانع کلان‌نگری

● فقدان یک نظام تامین اجتماعی گسترده، متنوع و پویا به عنوان موانع زیرساختی

* در اینجا ضروری است به منظور شناخت بایدها و نبایدهای خصوصی‌سازی سیر تطور و تحول اقتصاد و بنگاهداری در ایران را به اختصار مورد توجه قرار دهیم.

1- دوره اول  (1310- 1300)

شکل‌گیری اقتصاد ایران

دخالت دولت در اقتصاد

شکل‌گیری فرآیندهای تولید صنعتی

2- دوره دوم (1320-1310)

حضور وسیع‌تر دولت در اقتصاد

ایجاد انحصارات

3- دوره سوم (1330-1320)

گسترش فعالیت‌های تجاری خارجی

توسعه صنایع نوین در تولید صنعتی

4- دوره چهارم (1340-1330)

راهیابی درآمد حاصل از صادرات نفت به اقتصاد ایران

ایجاد بانک‌های تجاری و تخصصی

آغاز اقدامات صنعتی شدن

توسعه مبانی قانونی بنگاهداری

5- دوره پنجم (1350- 1340)

حضور شرکت‌های خارجی در اقتصاد کشور

شکل‌گیری وزارت مالیه

وضع مالیات

ایجاد بازار بورس اوراق تهران

تمرکز سرمایه و به کارگیری آن در صنعت و کشاورزی

6- دوره ششم (1360- 1350)

توسعه زیرساخت‌ها

ورود سرمایه به داخل کشور

شکل‌گیری بخش خصوصی وابسته به دولت

متنوع شدن فعالیت‌های اقتصادی

ثروتمند شدن دولت

7- دوره هفتم  (1370- 1360)

توقف فعالیت‌ای اقتصادی به علت جنگ

بزرگ شدن اندازه دولت

تحریم اقتصادی کشور

8- دوره هشتم (1380-1370)

ساماندهی شرکت‌های دولتی

تصمیم بر لغو انحصارات و گسترش رقابت

اراده بر کوچک شدن دولت

توجه به اقتصاد بدون نفت

احترام به سرمایه و سرمایه‌گذاری

9- برنامه چهارم توسعه

توانمندسازی بخش خصوصی

تقویت اصل رقابت‌پذیری بنگاه

تعامل فعال با اقتصاد جهانی

خصوصی‌سازی بنگاه‌های اقتصادی دولتی

توجه به سرمایه‌گذاری خارجی

باز مهندسی نظام بانکداری کشور

10- ابلاغیه سیاست‌های مربوط به صدر اصل 44 بند «ج» آن

خصوصی‌سازی کلیه فعالیت‌ها و بنگاه‌های خارج ز اصل 44

بلامانع بودن سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تعاونی در فعالیت‌های صدر اصل 44

توسعه بخش تعاونی (تا حد کسب 25 درصد سهم از اقتصاد تا 10 سال آینده)

جلوگیری از انحصار اقتصادی- مدیریتی

گسترش رقابت اقتصادی

باز تعریف شرکت‌های تعاونی خصوصی‌سازی شده به کارگیری خروجی این اصلاحات در حوزه فقرزدایی و توسعه و تعادل منطقه‌ای  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات