مهدی صادقی
روسها مدعی هستند که به دلایل مختلف یک قدرت بینالمللی هستندو برخی از شاخصههای قدرت مانند سلاح اتمی، تسلیحات پیشرفته، انرژی و تکنولوژی ماهواره و مؤلفههای دیگر را در اختیار دارند و بنابراین میتوانند در آینده خود را به عنوان یک تک قطب قدرت هم سطح دیگران مطرح نمایند. البته در کنار شاخصههای قدرتی که ذکر شد، تلاشهایی نیز از سوی پوتین و تیم او در روسیه تحت عنوان اصلاحات همهجانبه صورت میگیرد که روسیه را به سمت برخورداری از ابزارها و مزیتهای دیگر سوق میدهد. به عنوان مثال در حالیکه روسیه در مقطع کنونی جایگاه شانزدهم را در اقتصاد جهانی دارد میباشد تحلیلشان این است که تا سال 2020 میتوانند خود را به جایگاه نهم برسانند. برای همین منظور نرخ رشد حدود 7% را در اقتصاد این کشور شاهد هستیم و این کشور در تلاش است حجم سرمایهگذاری را در سال جاری میلادی به حدود 60 میلیارد دلار برساند. هر چند که بیشتر این نرخ رشد مربوط به بخشهایی مانند: خدمات، تجارت، انرژی است و در زمینههای مهمی مانند صنعت سوق داده نمیشود اما به هر حال رشدی است که روسیه را میتواند از حیث اقتصادی و توسعه به جایگاه خوبی ارتقاء دهد.
نکتهای که در این خصوص قابل ذکر است این است که روسیه در داخل با چالشهای زیادی روبهروست. وضعیت نابسامان اقتصادی، وضعیت به هم ریخته اجتماعی و فرهنگی، نداشتن اندیشه پویا و جذابی که بتواند در مقابل اندیشههایی مانند لیبرال دموکراسی و فرهنگی غرب مطرح نماید. در این زمینه پوتین در طول سالهای گذشته تلاش نموده است با تحریک لیبرال دموکراسی در موقعیت بهتری قرار دهد که موفقیتی کسب نکرده است.
از سوی دیگر روسیه، کشوری کثیرالمله با تنوع فرهنگی و نژادی است که به هیچوجه شرایط بسیج عمومی در آن دیده نمیشود و چنانچه ثبات سیاسی و انسجام آن به هم بریزد بسیار سخت است که بتوان نظم مجددی را در آن برقرار ساخت.
تلاش پوتین و حاکمیت کنونی آن است که از شرایط انسجام سیاسی کنونی، نهایت استفاده را بنماید. بر همین اساس، اولویتهای روسیه در شرایط کنونی را میتوان سامان دادن به اوضاع داخلی، کارآمد کردن ابزارها در منطقه مشترکالمنافع و سپس توجه به نقاط دورتر نامید.
در خصوص وضعیت روسیه در نظام بینالملل یکی از نقیصههای مهم روسیه عقبماندگی در قدرت نرمافزاری است که فعالیت ان.جی.اوها یکی از شاخصهای مهم آن است. چنانچه ملاحظه میگردد بهرهگیری از این ابزار یکی از مزیتهای مهم جهان غرب و سرمایهداری است که اگر اجازه بروز داده شود به سرعت میتواند در کشورهای مختلف فعال شود. تجربه انقلابهای رنگین نشان داد که این ابزارهای غرب به راحتی میتواند روسها را با چالش مواجه سازد. نگرانی از عواقب تکرار چنین وضعیتی در روسیه باعث گردید که نهادهای قانونگذاری و امنیتی این کشور، به سرعت فعالیت این ساختارها را محدود و اقدامات جدی در خصوص منابع مالی و گردانندگان آن را به عمل آورند. دقیقاً به خاطر آسیبپذیری روسها در همین ابعاد است که با ناآرامیهای محدود در روسیه در ماههای اخیر به شدت برخورد شد چرا که احساس این بود چنانچه اروپا را به سرعت تحت کنترل درنیاورند مجبورند در ادامه هزینههای زیادی را بپردازند.
در کنار نقاط ضعفی که برای روسیه در نظام بینالملل کنونی شمرده شد، شرایط جغرافیایی و ژئوپلیتیکی این کشور، توان خوبی برای بازیگری این کشور در نظام بینالملل قرار میدهد. به عنوان مثال وسعت جغرافیایی روسیه عامل کنترلکننده مهمی در امر ارتباطات جهانی به ویژه بین آسیا و اروپاست. هر چند در سالهای اخیر تلاش گردیده است کریدورهایی خارج از کنترل روسیه برای کشورهای مشترکالمنافع طراحی گردد اما واقعیت این است که استیلا و هژمونی روسیه در این زمینه همچنان برقرار است و روسیه همچنان قدرت بهرهگیری از ابزارهای خود در این زمینه را دارد.
البته در راستای اندیشه کلی روسها که برای نقشآفرینی خود در مناطق مختلف جهان متصور هستند شاهد تحرک دیپلماسی این کشور هستیم که به صورت اجمال میتوان به محورهای زیر اشاره نمود:
حوزه آسیا
نظر به اینکه منطقه آسیا وارد مرحله جهش اقتصادی گردیده و پیشبینی میشود که در آینده نزدیک به یکی از محورهای عمده سرمایهگذاری و رشد و توسعه در جهان تبدیل شود و با توجه به اینکه قسمت زیادی از خاک روسیه در این قاره قرار دارد، مسکو در سالهای اخیر توجه ویژهای به این حوزه نموده است. روسیه در نظر دارد علاوه فراهم آوردن جذب سرمایههای خارجی، فناوریهای خود مانند تسلیحات و انرژی هستهای را در اختیار این کشورها قرار دهد. در حال حاضر چین و هند دو محور عمده نگاه آسیایی روسیه میباشند. در زمینه انرژی، روسیه طرحهای گستردهای برای صادرات نفت و گاز به این منطقه دارد که خطوط انتقال در حال ساخت به چین و ژاپن از جمله آنها میباشند. ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه در آستانه سفر به آلمان برای شرکت در اجلاس گروه هشت در خصوص روابط مسکو با آسیا چنین گفت: «قاره آسیا با سرعت زیادی توسعه مییابد و برای ما از نظر اقتصادی بسیار جالب است. مسأله فقط این نیست که ما منابع انرژی زیادی داریم که کشورهای آسیایی با کمبود آنها مواجه هستند بلکه همکاری به صورت گستردهتر مدنظر ما میباشد. امیدواریم که این امر به توسعه مناطق آسیایی ما بینجامد. در سال گذشته تبادلات بازرگانی با ژاپن به میزان 60 درصد افزایش یافت و سرمایهگذاران ژاپنی وارد بازار سرمایه روسیه میشوند. ما از این علاقه استقبال میکنیم».
حوزه اروپا
اروپا شریک اول روسیه است. روابط این دو براساس همکاری و همگرایی در حوزههای مشترک و رقابت در حوزههایی که با یکدیگر اختلاف دارند در جریان است. به طور کلی از نظر سیاسی و امنیتی با اروپا مشکلاتی دارند ضمن اینکه اروپا تحولات جاری در روسیه به خصوص در مقولاتی مانند دموکراسی، حقوق بشر و اقدامات پوتین در تمرکز قدرت را با حساسیت دنبال مینماید.
یکی از شاخصههای همه همکاری طرفین بحث انرژی است که کشورهای اروپایی به میزان زیادی به واردات انرژی از روسیه متکی هستند. علیرغم اقدامات صورت گرفته برای تنوع مسیرهای دریافت انرژی، همچنان این ابزار مهم در اختیار روسیه میباشد.
حوزه خاورمیانه
روسها نمیتوانند خود را از تحولات خاورمیانه جدا کنند، اما با وضعیتی که این منطقه پیدا کرده و موقعیتهایی که کشورهای مهم این منطقه از جمله ایران، عربستان، مصر و ترکیه پیدا کرده است در حال ارزیابی سیاستهای خود میباشند. به طور کلی اگر ایران، عراق (با حاکمیت اکثریت شیعیان)، سوریه و لبنان را در یک محور تصور نمائیم روسها ترجیح میدهند که مناسبات خود را با محور دیگری یعنی اعراب با حمایت آمریکا بیشتر تنظیم نمایند. به عبارت دیگر مسکو با همه طرفهای درگیر در منطقه خاورمیانه در تماس است اما وزن جبهه دوم در دیدگاه مسکو، بیشتر از بخش اول میباشد.
در خصوص ایران، نظر روسها بر این است که به هیچوجه نمیتوان ایران قدرتمند برخوردار از توانمندی هستهای در منطقه را تحمل کرد چرا که موازنه قوا در منطقه به هم میخورد و این امر هم برای روسیه و هم به لحاظ احساس ناخرسندی که همسایگان ایران به ویژه اعراب دارند قابل پذیرش نیست. آنان در راستای این نگرش تلاش میکنند از شرایط اجماع کنونی برای محدود ساختن قدرت ایران استفاده نمایند.
حوزه مشترکالمنافع
این منطقه نخستین اولویت سیاست خارجی روسیه است. روسها تلاش میکنند هژمونی خود را در همه زمینهها نهادینه نموده و ساختارها را به سمت خود بکشانند و این منطقه را براساس دیدگاههای خود هماهنگ نمایند. برای همین منظور نهادهایی مانند سازمان امنیت دسته جمعی، سازمان شانگهای و غیره را فعال نمودهاند. تحریکات روسیه در زمینههای انرژی، ارتباطات، همکاریهای امنیتی و نظامی با کشورهای این منطقه در همین راستا قابل ارزیابی است.
آمریکا
برخی میگویند مناسبات روسیه و آمریکا وارد فضای دوران جنگ سردی شده است. البته ویژگیها و شرایط جنگ سرد را متفاوت از دوران جنگ سرد سنتی میدانند. مقامات رسمی روسیه این امر را رد میکنند و اشاره مینمایند که مناسبات با دارا بودن مجموعهای از زمینههای همکاری و رقابت ادامه مییابد اما موارد اختلافی نیز بین دو کشور زیاد میباشد. مهمترین موضوع چالش در طی هفتههای اخیر بحث استقرار سپر موشکی در اروپاست که با پیشنهاد پوتین در اجلاس سران گروه هشت در آلمان مبنی بر استفاده مشترک از رادار جمهوری آذربایجان وارد مرحله نوینی گردیده است.
دیدگاه تحلیلگران روسی بر آن است که آمریکا حداقل تا مدت زمانی ابرقدرت میباشد و اگرچه تلاش برای نظام چندقطبی وجود دارد ولی در مقطع فعلی برای نظم جهانی نیروی آمریکا لازم است و در واقع مدتی طول میکشد که جایگزینی صورت گیرد. روسها از درگیر شده آمریکا در خاورمیانه خوشحال بوده و از هر چه که توان آمریکا را کاهش دهد و نقش این کشور را تضعیف کند و فرصت را برای بازیابی قدرت به دست بدهد استقبال میکنند.
روسها به دنبال آن هستند که فاصله را از نقطهنظر اقتصادی با غرب کاهش بدهند و ضربهپذیری و ضعف خود را در این بخش به حداقل برسانند و لذا نیازمند آن هستند که اولاً حجم سرمایهگذاریها را بالا ببرند، ثانیاً از تکنولوژی غرب بهرهبرداری کرده و از مسابقه تسلیحاتی بپرهیزند. یکی از تئوریسینهای روسی معتقد است جنگ سردی در آینده روی خواهد داد که جنگ نظام لیبرال و نظام توتالیتر میباشد و اگرچه ما از آن پرهیز داریم ولی دنیای لیبرال به سرپرستی آمریکا به دنبال آن است.