دکتر مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بینالملل
جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا که در ماههای گذشته شاهد کاهش غیرارادی نفرات تیم حاکم خود در ایالات متحده از جمله جان بولتون، دونالد رامسفلد و پل ولفوویتز بوده، در حال حاضر با سطح گسترده انتقادات دموکراتها برای برکناری دیک چنی از معاونت ریاستجمهوری آمریکا روبهرو شده است.
در روزهای اخیر، دنیس کوسینیچ از اعضای دموکرات مجلس نمایندگان بحث استیضاح دیک چنی را به دلیل دستکاری در اطلاعات مربوط به عراق برای توجیه حمله به این کشور مطرح کرده است، به نظر میرسد در صورتی که کمیته قضایی مجلس نمایندگان طرح استیضاح را تایید کند، برای اولین بار در تاریخ آمریکا معاون رئیسجمهوری به استیضاح کشیده خواهد شد. دکتر مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با «تهران امروز» به سه پرسش در این خصوص پاسخ گفته است.
* به نظر جنابعالی بحث استیضاح دیک چنی تا چه میزان میتواند جنبه عملیاتی پیدا کند؟
** در ایالات متحده هم از جنبه ساختاری و فرهنگی شاهد یک فضای گفتمانی ناظر بر آزادی اقدام سیاسی و همچنین رقابت شدید میان ساختار دو حزبی این کشور هستیم. در این فضای دو حزبی است که هر کدام از احزاب رقیب به واسطه بازی در محیط عملیاتی دو حزبی با در نظر داشتن عدم نیاز به دیگری در تشکیل دولت به اصطلاح ائتلافی در ادبیات سیاسی پس از پیروزی با ورود به فضای نزدیک به هر انتخابات تعریف شده در حوزه کنگره آمریکا و ریاستجمهوری با غلظت بیشتری و متناسب با زمان و رقابت موجود در آن فضا یکدیگر را آماج اتهامات و افشاگریهای متعدد قرار میدهند.
* در نگاه به رفتار دموکراتها پس از به دست گرفتن اکثریت مجلس نمایندگان مشاهده میشود که آنان به دنبال پرداختن به ریشههای جنگ عراق و مباحث عمقی هستند. با این وصف به نظر جنابعالی برملا شدن ماهیت غیرضرور جنگ عراق خصوصا اطلاعات دستکاری شده در توجیه جنگ در آینده سیاسی جمهوریخواهان نقش خواهد داشت؟
** در میان جمهوریخواهان دو طیف یا دو شاخه وجود دارند که شاخه جمهوریخواهان مین استریت و وال استریت میباشند، که طیف وال استریتها به دموکراتها به لحاظ دیدگاهی نزدیکتر هستند.
در فضای کنونی بهترین نقطه برای نگاه پیروزیطلب دموکراتها در انتخابات آتی جذب نیروها یا طرفداران منتقد جمهوریخواهان در خصوص مساله عراق است.
امروزه نگاه دموکراتها قبل از انتخابات ریاستجمهوری سال 2008 آمریکا یک برخورد یا نگاه استراتژیک است، در حالی که پس از این انتخابات همچنان که در انتخابات میاندورهای نیز شاهد بودیم به تلاش در جهت اقدامات تاکتیکی دست میزنند.
به بیان دیگر برای کسب قدرت به مقوله عراق نگاه استراتژیک دارند و اختلافات خود را با جمهوریخواهان در این سطح دنبال میکنند، این در حالی است که پس از پیروزی محتمل خویش تلاش خواهند کرد تا در مسیر اختلافهای تاکتیکی خود به مدیریت موضوع چنگ عراق منطبق با تعریف استراتژیکی که از این منطقه در سند امنیت ملی آمریکا در قرن 21 شده، نائل آیند.
* دولت بوش در پارادوکس «خروج بیدستاورد» در عراق و همچنین «انتقاد ناشی از استمرار حضور» گرفتار مانده است. به نظر جنابعالی راه برونرفت از فضا برای هیات حاکمه آمریکا چگونه است؟
** دولت بوش به دنبال پرداخت پرهزینه دکترین نظم نوین جهانی با مرکزیت قدرت آمریکا به معنای هژمومنی جهانی است. درخواست خروج آمریکا از عراق به دلیل هزینههای گزاف آن کمابیش در لایههای گوناگون سیاسی و اجتماعی آمریکا به چشم میخورد.
لذا آنچه اکنون چالش جدی برای بوش به وجود آورده، فقدان یک تفسیر دقیق از جایگاه عراق و حمله به آن در رقابتهای سیاسی داخلی و دیگری رقبای بیرونی در قرن حاضر است. به اعتقاد بنده دموکراتها همان راه را با نوع گام برداشتن تعریفشده حاکم بر حزب دموکرات دنبال خواهند کرد، اما جمهوریخواهان برخلاف دموکراتها تحرکات خود را مکانیکی انجام میدهند. پاشنه آشیل بوش ادبیات نومحافظهکارانه است که به همان نسبت عمل سختافزارانه جمهوریخواهان فاقد بهرهبرداری از قدرت نرم است.