تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۵۱۰۱
گزارشی از نشست کارشناسان و دیپلمات‌های ایران و آفریقا

نگاه تازه تهران به آفریقای آشوب‌زده

مقدمه: گروه بین‌الملل ـ هرمز برادران ـ آفریقا سرزمینی غنی با مردمانی فقیر است. در حالی که زنجیره‌ای از منازعات و کشمکش‌ها در چند قاره سیاه بیداد می‌کند و قانون هرج ‌و مرج را بر فضای سیاسی و اجتماعی این منطقه حکمفرما کرده اما به همان میزان اندیشه صلح و زندگی را نیز در قلب مردمان این خطه جاری کرده است. بی‌سبب نیست که اغلب قهرمانان صلح از این سرزمین برخاسته‌اند و هنوز کم نیستند مردانی که عمر و جان خویش را در راه صلح و سعادت مردم فقیر این منطقه گذاشته‌اند. تهران در هفته‌ای که گذشت میزبان جمعی از دیپلمات‌های قاره سیاه بود که سودای برقراری صلح در کانون‌های آشوب‌زده این قاره را دارند. این هیأت از تانزانیا راهی تهران شده بود. کشوری که افتخار اصلی خود را در این می‌داند که هرگز رنگ کودتا به خود ندیده است و به واسطه ثبات نسبی به ریش‌سفید کشورهای همجوار مبدل شده است. حسب گزارش این هیأت اکنون اغلب دولت‌هایی که هر یک به نحوی آلوده آشوب‌ها و شورش‌ها شده‌اند در تانزانیا مأمنی می‌یابند و برای حل اختلاف‌های خود به آنجا پا می‌گذارند. مسئولان وزارت خارجه ایران در نشستی با این هیأت به بررسی وضع آفریقا و راه‌های همگرایی تهران و دارالسلام به عنوان کانال گسترش روابط با شرق آفریقا پرداختند.

روش‌های نوین نفوذ در آفریقا

آنگونه که در مذاکرات هیأت آفریقایی و ایرانی بررسی شد، هم‌اکنون طرح‌های امنیتی و سیاسی مهمی در صحنه آفریقا از سوی قدرت‌های غالباً غربی در حال پیگیری است، طرح‌هایی که متأسفانه از نگاه افکار عمومی جهان پنهان مانده است. غنای سرزمین بکر و پر بار آفریقا همواره برای غرب، بویژه قدرت‌های بزرگ اغواکننده بوده است و این توجه ویژه در اجلاس 8 کشور صنعتی موسوم به G8 در سال 2005 نمود بارزی یافت. در اجلاس یادشده 8 کشور صنعتی به تدوین برنامه‌ای 5 ساله درباره آفریقا پرداختند و درصدد برآمدند تا ضمن ارائه آنچه امروزه مشوق‌های اقتصادی خوانده می‌شود، در کشورهای این قاره پهناور جای پای خود را مستحکم‌تر سازند. بخشیدن بدهی‌های کشورهای آفریقایی، مبارزه با تروریسم، افزایش کمک‌های بشردوستانه، توجه به آموزش بویژه آموزش دختران، توجه به سرمایه‌گذاری و تجارت و تثبیت ثبات از محورهای برنامه 5 ساله G8 است.

برای کسب اطلاع از آنچه در پشت‌صحنه سیاست آفریقا می‌گذرد ابتدا سراغ مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه ایران رفتیم.

دکتر سیدرسول موسوی مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل دفتر مطالعات وزارت خارجه در پاسخ پرسش‌های ما ابتدا به رویکرد جدید کاخ‌سفید و شیفتگی بیشتر آمریکا به این قاره اشاره کرد و گفت: «آمریکا در کنار 8 G سیاست‌های مجزایی در قبال آفریقا اتخاذ کرده است. جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور آمریکا هم در اجلاس G8 و هم در دیدار با سفیران و فرستادگان کشورهای آفریقایی محورهای دیگری را مطرح کرد و کوشید تا نشان دهد که آمریکا رویکرد تازه‌ای به آفریقایی‌ها دارد.» این رویکرد جدید در تلاش‌های اخیر واشنگتن برای تأسیس فرماندهی جدیدی با عنوان AFRICOM آشکار شده است. برپایه این طرح، آمریکا قصد دارد با ایجاد پایگاه‌های جدید در مناطق مختلف این قاره بر نفوذ خود در آنجا بیفزاید و به طور مشخص در پوشش مبارزه با جریان‌های تروریستی یا کمک به تثبیت اوضاع سیاسی، میدان رقابت سیاسی و اقتصادی در این قاره را بگشاید.

موسوی می‌افزاید: «آمریکا در هدایت عملیات حضور در قاره سیاه بیشترین توجه را به شاخ و شمال آفریقا دارد تا از این طریق مدیریت بیشتری بر امور خاورمیانه داشته باشد.»

البته چنانکه میهمانان اجلاس تهران می‌گویند در کنار آمریکا، قدرت‌های دیگری با انگیزه متفاوت، راه آفریقا را در پیش گرفته‌اند. اژدهای اقتصادی چینی‌ها راه خود را به سوی آفریقا کج کرده و در تلاش است تا سال 2010 سطح مبادلات خود با کشورهای قاره سیاه را به 100 میلیارد دلار برساند. اما واقعیت ناگوار این است که همانند قرن‌های پیشین، هنوز در قاره سیاه، همه اسباب و زمینه‌های دخالت بیگانگان مهیا است و آنچه آفریقا را در بهره‌برداری از منابع خود ناکام کرده و فرصت تسخیر آن را به نیروهای خارجی داده، کشمکش‌های داخلی و بی‌پایان این کشورهاست. در یک معادله عجیب، دو عنصر «منابع» و «کشمکش‌ها» با تأثیرگذاری منفی بر یکدیگر زمینه‌ساز راهیابی عوامل خارجی به قاره سیاه شده‌اند. برای دست یافتن به تحلیلی درباره رابطه این زنجیره کشمکش داخلی و نقش عناصر خارجی به سراغ چهره سرشناس میهمانان تهران ابی‌الله عمری، مدیرکل روابط خارجی تانزانیا می‌رویم.

او ابتدا به تشریح علل و ریشه‌های مناقشات آفریقایی پرداخته و می‌گوید: «بحث در این باره اندکی دشوار است، اما مهمترین عامل منازعه، منابع است. آفریقای فقیر، غنی‌ترین منابع را دارد. اما خود آفریقایی‌ها بر آنها هیچ کنترلی ندارند و اینک از این منابع به صورت سوخت اصلی ماشین پیشرفت سایر کشورها استفاده می‌شود و مسأله تأسف‌بارتر این است که مصارف این منابع در سطح داخلی برای پیشبرد اهداف مسلحانه گروه‌های درگیر است. این دیپلمات شواهد و مثال‌های فراوانی از بهره‌جویی گروه‌های مسلح و ماجراجو از خوان ثروت آفریقا بیان می‌کند و می‌گوید: برای نمونه، آنگولا با وجود دارا بودن منابع نفتی و الماس، حدود 3 دهه است که از این منابع غنی برای تغذیه و تأمین سازوبرگ جنگ استفاده می‌کند.

به گفته عمری، مشکل دوم کشورهای آفریقایی در خلق‌وخوی انحصارطلبی زمامداران و در واقع شیوه حکومت‌داری است. او می‌گوید: همه گروه‌ها خواهان حضور در سیستم سیاسی هستند اما برخی می‌خواهند آن را به انحصار خود درآورند و این انحصارطلبی خود زمینه‌ساز جنگ است. جنگ‌سالاران زاییده همین تفکرند. مشکل سوم آفریقا کمبود، کمیابی و فقر است. کیک اقتصادی آفریقایی‌ها بسیار کوچک است و نمی‌توان آن را به خوبی میان همگان تقسیم کرد. این احساس فقدان یک عامل مهم است که در آن سایر مسائل پیدا و پنهان دیگر سبب تشدید کشمکش و منازعات می‌شود.

از دید این دیپلمات، مسأله فقدان و کمبود فرمولی است که قدرت تبیین پاره‌ای از مناقشات آفریقا را دارد. برای نمونه جنگ داخلی در سومالی ناشی از فقدان حاکمیت یا دولت مرکزی مقتدر است یا در سودان، مشکل اصلی را می‌توان غنای منابع جنوب و فقر منابع در شمال کشور دانست. البته او یادآوری می‌کند در سال‌های اخیر، پدیده جهانی‌سازی و مسائل مرتبط با آن نیز در گستره‌ای وسیع‌تر فرهنگ جنگ را در آفریقا گسترش داده است.

به هر حال، آفریقا با الگوهای تازه‌ای از «نفوذ» و «سلطه» روبرو است. کشورهای غربی در پوشش‌های مختلف نظامی (AFRICOM) و اقتصادی (چین) به آفریقا راه پیدا کرده‌اند و در این میان نفوذ آمریکا در قالب مبارزه با تروریسم و قوت‌گرفتن القاعده با پررنگ‌تر کردن شکل این مسأله دنبال می‌شود.

عمری در این باره می‌گوید: حضور القاعده در آفریقا بهانه واشنگتن برای سلطه بر منابع اقتصادی آفریقاست. خود ما نیز هنوز ردپای القاعده را در بسیاری از کشمکش‌ها و منازعات نیافته‌ایم. این چیزی است که آمریکا برای تقویت حضور خود در آفریقا بیان می‌کند. افزون بر موقعیت اقتصادی، شرایط استراتژیک و هژمونیک را نیز باید به دلایل حضور آنان در آفریقا اضافه کرد.

در انتظار حضور یک قدرت توازن‌بخش

تیم دیپلماسی آفریقا در تهران با صراحت می‌گوید که دولت‌های این منطقه در حال حاضر از حضور یک قدرت جدید برای ایجاد توازن در روابط با آمریکا و غرب استقبال می‌کنند. به همین دلیل به چینی‌ها خوشامد گفته‌اند. در سالیان اخیر پکن راه‌های ارتباطی عظیمی را برای رسیدن به آفریقا طراحی کرده است و رهبران چین در سال گذشته اجلاس بزرگی را با شرکت 45 تن از سران کشورهای آفریقایی برگزار کردند. به گفته عمری، چینی‌ها در آفریقا به مناطقی پا گذاشته‌اند که پیشتر هیچ خارجی دیگری حاضر به ورود به آنجا نبود. اما شبکه‌هایی که چین در آن بخش‌ها ایجاد کرد. سبب شده تا چین را به استعمارگری در قاره کهنسال و فقیر آفریقا متهم کنند. برخی از حضور چین در این قاره به عنوان تروریسم چینی با فاشیسم چینی و برخی دیگر به عنوان جهانی‌سازی یاد می‌کنند.

اما عمری با استقبال از حضور چین آن را شیوه جدیدی برای رسیدن به پیشرفت و توسعه در آفریقا می‌داند. او در این باره اظهار می‌دارد: «در دهه‌های 60 و 70 مشکل اصلی ما استعمار بود و تا ورطه ورشکستگی نیز رسیدیم. ما کوشیده‌ایم که نگاه خارجی را از جنوب به شرق آفریقا برگردانیم و این کار را از طریق برقراری روابط اقتصادی و همکاری‌های متقابل انجام داده‌ایم. برای این منظور باید تغییراتی در سیاست خارجی به وجود می‌آمد که در حال تحقق این تغییر و تحولات هستیم. ما چین را کشف کرده‌ایم که با تروریسم مخالف است و بیشترین سرمایه‌گذاری را در جهان سوم و بویژه تانزانیا و زامبیا کرده است.

چرخش آفریقایی به سوی ایران

نشست هیأت آفریقایی با کارشناسان و دیپلمات‌های ایرانی عمدتاً با هدف یافتن سازوکارهای جدید همکاری ایران و آفریقا صورت گرفت. در این نشست هم‌اندیشی، تهران، دارالسلام را به عنوان یک ایستگاه دیپلماسی دیده است. بر همین اساس میهمانان تانزانیایی در سخنان خود از ظرفیت‌های ارتباطی این کشور و دلبستگی عمیق‌شان به ایران سخن گفتند. عمری به عنوان رئیس گروه آفریقایی از ایران به بزرگی یاد می‌کند. او می‌گوید مردان آفریقا جملگی شیفته ایران هستند نه تنها سیاست‌های ایران که جغرافیایش نیز زیباست. او گفت: «شیراز آنقدر زیباست که ما آن را با نقاط و شهرهای کالیفرنیا مقایسه کردیم.»

سنگ بنای دوستی جدید ایران و آفریقا در بهمن 57 نهاد شده است. ریشه یک دوستی جدید و زمینه این شناخت را در سالهای انقلاب باید جست‌وجو کرد. پیش از آن به دلیل تقسیم جهان میان 2 بلوک شرق و غرب و تبعیت رژیم سابق ایران از دیدگاه‌های بلوک غرب و تمایل نداشتن آن با برقراری رابطه با کشورهای مقابل غرب نظیر تانزانیا، موجب فراموشی حوزه آفریقا در دیپلماسی ایران شد. اما دیپلمات‌های ایرانی در تشریح عناصر پیوند سیاسی تهران و آفریقا، بر نکات دیگری نیز انگشت می‌نهند.

دکتر شریفی رئیس اداره دوم آفریقا در وزارت خارجه در این باره می‌گوید: برخی کشورهای آفریقایی مانند تانزانیا در نظام ژئوپولیتیک کلونیالیسم از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. اهمیت ژئوپولیتیک و اقتصادی آنها، مجال مطلوبی برای همکاری و دوستی میان دو کشور است. وی با توضیح این دیدگاه خود می‌گوید: «پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اقتصاد محور نظام جهانی شد. در واقع ژئوپولیتیک بر ژئواکونومیک منطبق شد. در مسیر این تحولات خاورمیانه و خلیج‌فارس به عنوان بزرگترین منبع اقتصادی اهمیت ویژه‌ای یافت و آفریقا نیز همین‌گونه است.»

برپایه این استدلال او تأکید می‌کند محورهایی مانند تهران و دارالسلام با ظرفیت‌های مشابهی که دارند و پیوندهای فرهنگی تاریخی‌شان، قابلیت برقراری روابط نزدیکی دارند. قادری، مدیر گروه مطالعات آفریقا در توصیف منحنی صعودی همکاری ایران و آفریقا در فردای انقلاب، دو عامل دیگر را در ضعف مناسبات با این قاره مؤثر می‌خواند. به گفته وی عدم شناخت متقابل ایران و آفریقا از یکدیگر و نیز نداشتن حس مسئولیت میان نخبگان ایران و آفریقا برای شناساندن یکدیگر به ملل خود (بویژه آفریقا که درباره فرهنگ ایران مطالعاتی ندارد)، در این مسیر مؤثر بوده است. قادری می‌افزاید: پس از انقلاب فرصت‌های مطلوبی از جانب ایران ایجاد شده که امید به آینده مناسبات را روشن‌تر می‌سازد. او در این میان به 5 شاخصه مهم و برجسته در موفقیت ایران برای گسترش روابط با آفریقا اشاره می‌کند: 1) اتخاذ استراتژی عدم تعهد، 2) گرایش به کشورهای جهان سوم در سیاست خارجی، 3) ستیز با امپریالیسم و بویژه قدرت‌های استکباری، 4) حمایت ایران از نهضت‌های آزادیبخش، 5) حمایت از حقوق مستضعفان.

خانم شهری دیگر میهمان آفریقایی نشست تهران و مدیر دفتر اسناد بین‌المللی تانزانیا نیز وفاداری سیاست خارجی ایران به همراهی با آفریقا و عضویت ایران در گروه کشورهای عدم تعهد را 2 عامل اساسی در همکاری 2 کشور می‌داند. او گفت: «غرب کمک مثبتی به ما نکرده است. بنابراین بر آن شده‌ایم که نگاه خود را به سوی دیگر بویژه خاورمیانه و در کانون آن ایران بچرخانیم. اما رابطه با ایران نباید فقط اقتصادی باشد، بلکه باید کمک‌های بشردوستانه به آفریقا را مدنظر گرفت.»

آفریقای امروز با چند بحران خانمان‌سوز

به گفته هیأت میهمان بنا به شرایط داخلی و منطقه‌ای شرق آفریقا نیازمند کمک‌های تازه است و ایران می‌تواند در زمینه بحران‌های نوین آفریقا به این قاره کمک کند. در این میان از آنجا که دارالسلام مورداعتماد اهالی شرق آفریقا است، کانال ورودی مطلوبی برای همکاری و نزدیک شدن ایران به سایر کشورهای شرق آفریقا وجود دارد. دلایل عمری برای ضرورت رویگردانی آفریقا از قدرت‌هایی نظیر آمریکا و چین و روی آوردن به کشورهایی نظیر ایران جالب توجه است. او اظهار می‌دارد که مناقشات جاری در شرق آفریقا بر سرنوشت کشورشان تأثیر می‌گذارد و در حال حاضر 8 کشور همسایه آن برای حل مشکلات خود به تانزانیا وابسته هستند.

حضور پناهندگان در تانزانیا و تلاش‌های دارالسلام برای رفع این مشکلات، مقام‌های تانزانیا را در تنگنا قرار داده است. سایر کشورها نیز به دلیل مناقشات مداوم و بحران‌های عدیده‌ای که دارند، با مشکلات مشابهی روبه‌رو هستند. او می‌افزاید: «در چنین شرایطی برخی کشورها و نیروهای خارجی، قبایل و طوایف کشورهای منطقه را تحریک می‌کنند تا به تصور خود امپراتوری‌های جدیدی به وجود آورند. در این میان آفریقا و چین به دنبال منافع خود هستند، لذا کشورهایی مانند ایران نباید فرصت را از دست دهند. بنابراین، ایران باید به شبکه رقابت اقتصادی در آفریقا پیوسته و از توانایی‌های مطلوب در کشورهای آفریقایی برای ساختن پایه‌های یک پیشرفت توأم با استقلال بهره گیرد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات