تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۵۱۰۴
وزارت دفاع آمریکا:

درگیری‌های عراق از جنگ داخلی پیچیده‌تر است


پنتاگون با انتشار اطلاعیه‌یی اعلام کرد که درگیری‌های عراق از جنگ داخلی پیچیده‌تر است. این اطلاعیه تنوع و روابط داخلی مابین گروه‌های مذهبی، نژادی و تندرو، و چگونگی ایفای نقش هر یک در درگیری‌های موجود را، نشان می‌دهد. گرچه پیچیدگی اوضاع عراق پدیده‌یی نو محسوب نمی‌شود، اما تایید آن توسط مقامات نظامی امری جدید است. چرا که با این پذیرش، اگر آمریکابخواهد هر گام موفقیت‌آمیزی در عراق بردارد، باید راهبردی (استراتژی) مناسب در پیش بگیرد. ژنرال دیوید پترائوس باید طرحی را پیش رو بگذارد که در عین بازسازی اعتماد از دست رفته، متضمن منافع گروه‌های مختلف هم باشد. راهبردی را که ارتش در حال حاضر برای مقابله با شورش در پیش گرفته، توسط ژنرالی هدایت می‌شود که خود نظریه‌پرداز آن است. متاسفانه این راهبرد تنها برای یک جنبه از محیط پیچیده عراق است و به همین سبب به موفقیت نخواهد انجامید.

آیین‌نامه جدید مقابله با شورش ارتش آمریکا، شورش را جنبشی مسلح و سازمان‌یافته تعریف می‌کند که هدفش سرنگونی دولت است. اما چیزی که در عراق مشاهده می‌شود، بسیار فراتر از این (تعریف) است. لذا برای بسیاری از آمریکایی‌ها، عبارت شورش مفهومی گسترده برای تشریح صدمات فزاینده‌یی است که به عراق لطمه می‌زند. بنابراین استفاده از عبارت شورش، سبب محدود شدن قدرت ما از فهم و درک رخدادهایی می‌شود که در عراق اتفاق می‌افتد. چرا که ما را وادار می‌کند که تنها یک شورش مسلحانه ساده را ببینیم؛ شورشی که در واقع مانند یک نقاب، پیچیدگی وضعیت را می‌پوشاند. این درک ضعیف از محیط، امید واهی ما به پیروزی قدرت مقابله با شورش را، افزایش می‌دهد.

اگر عملیات ضدشورش سه یا حتی دو سال پیش انجام شده بود، روند جریانات عراق می‌توانست به نحوی چشمگیر بهتر باشد. پس از سقوط رژیم صدام حسین، شورش آغاز شد. نیروهای وفادار (به رژیم صدام) و جنگجویان داخل کشور کوشیدند با حملات نظامی، اشغالگران آمریکاو دولت انتقالی را تضعیف کنند. موفقیت آنها سبب شد چیزی که فقط یک شورش بود، به شکل هسته جنگی داخلی و سرانجام تضعیف‌کننده‌یی واقعی برای جامعه مدنی در آید. چرا که جهت حمایت سیاسی از دولت مرکزی را، به (سمت پشتیبانی از) سایر منابع قدرت تغییر داد. منابعی که نه تنها نماینده شورشیان نخستین بودند، بلکه نماد شبه نظامیان و سران جنگ‌افروزی هم محسوب می‌شدند که در مرزبندی‌های فرقه‌یی، قومی و قبیله‌یی تقسیم شده بودند.

شورش را باید پیش از آن که اجازه استحکام بیابد و وارد بافت فرهنگی و سیاسی یک کشور شود، در نطفه خفه کرد. چرا که اگر به جز دولت یک کشور، هر منبع قدرت دیگری اعم از سران جنگی یا گروه‌های فرقه‌یی قدرت مشروع پیدا کنند، در واقع به صورت دولت در می‌آیند. و این دقیقاً همان چیزی است، که در عراق رخ داد. چرا که دولت عراق و نیروهای اشغالگر آمریکا در مقایسه با قدرت‌های غیرمتمرکزی که در کنار مرزبندی‌های فرقه‌یی و قومی وجود دارند، به قدرت دسته دومی غیراصلی تبدیل شده‌اند. به موازاتی که این گروه‌ها قدرتمندتر می‌شوند، در بین خود نیز به نبرد می‌پردازند. (باید دانست که) خشونت‌های فرقه‌یی و قومی در عراق، تنها ادامه شورش‌ها نیست. بلکه گفت‌وگوی سیاسی از طریق درگیری‌های مسلحانه است، که تنها می‌توان آن را جنگ داخلی نامید. تقسیمات و شکاف‌های موجود در عراق، با هر تهاجم بیشتر تثبیت می‌شوند و بیشتر ریشه می‌گسترانند. لذا در حال حاضر، در هم شکستن موانعی که بر سر راه اعتمادسازی و همکاری قرار دارند، تقریباً به صورت کاری غیر ممکن درآمده است. کاری که قطعاً ظرف یک سال آینده، امکان انجامش وجود ندارد. هدف نهایی عملیات ضدشورش این است که پیش از تثبیت و قوی‌تر شدن سایر منابع قدرت، با گسترش این شبکه‌های پیچیده اعتماد، آن منابع را تضعیف کنند. ژنرال دیوید پترائوس می‌داند که برای موفقیت در عراق، ایجاد اعتماد ضروری است. لذا پیشنهاد می‌کند که دولت عراق با گروه‌های شبه‌نظامی از در آشتی درآید. متأسفانه شورش و گروه‌هایی که از دورن آن گسترش یافته‌اند، استقرار پیدا کرده‌اند و مانع عمده‌یی در راه سرانجامی موفقیت‌آمیز در عراق به شمار می‌روند.

به همین سبب پترائوس باید طرحی را پیش رو بگذارد که در عین بازسازی اعتمادی که احتمالاً در خلال چهار سال گذشته در ایالات متحده و دولت عراق از دست رفته، متضمن منافع گروه‌های مختلف هم باشد. ولی او کارشناسان سیاسی و اقتصادی لازم را در اختیار ندارد، تا از طریق سرمایه‌گذاری و کوشش‌های جدی جهت گسترش تعاملات سیاسی بین گروه‌های گوناگون، به مذاکرات و احیای جامعه مدنی عراق کمک کند. ایالات متحده نیاز دارد که به رغم علائم مشوق کوتاه‌مدت که رئیس‌جمهور مشاهده می‌کند، در مورد انتظارات خود برای موفقیت در عراق بازنگری کند. اگر عملیات ضدشورش سه یا حتی دو سال پیش انجام شده بود، روند جریانات عراق می‌توانست به نحوی چشمگیر بهتر باشد. اما ما به جای چنین کاری، اجازه داده‌ایم که شورش به درگیری پیچیده‌تری تبدیل شود که مشخصه‌های جنگ داخلی، جنگ‌های درون‌جوامعی، و سرکردگی جنگی دارد. پترائوس در حالی با شورش تک بعدی می‌جنگد، که با درگیری چند وجهی رو‌به‌رو است. ما در عراق با در اختیار قرار دادن افراد بیشتر، بودجه محدود‌تر، و سیستم سیاسی غیرقابل انعطاف و خصمانه برای فرمانده خود در این کشور، او را به خوبی تجهیز و آماده نکرده‌ایم، چرا که مهمترین ابزار موفقیت در عراق حرکت‌ آنی و اتلاف نکردن وقت است، یعنی چیزی که ما آن را هدر داده‌ایم. چون در همان حالی که برای پیروزی در عراق دعا می‌کنیم، ایمانمان را در گرو (اقدامات) ضدشورش یعنی تاکتیکی گذاشته‌ایم که دست کم دو سال دیر به فکر انجامش افتاده‌ایم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات