سیدمحمد حسینی
در 15 اکتبر 2005 بانک جهانی با اعطاء وام 325 میلیون دلاری ترکیه برای ساخت یک مخزن گاز به حجم 5/1 میلیارد مترمکعب در کنار دریای نمک موافقت کرد. به گفته بانک جهانی، ترکیه در میان کشورهای «بزرگ» تنها کشوری است که از این مخازن ندارد، اکثر کشورهای اروپایی و مصرفکننده انرژی 20 ـ 10 درصد مصرف صالانه خود را در اینگونه مخازن نگهداری میکنند که باعث تثبیت قیمت گاز و همچنین امنیت انرژی خواهد شد.
بنا به تحلیل کارشناسان بانک جهانی ترکیه، گاز خود را از ایران و روسیه وارد میکند که ضریب امنیتی هیچکدام از آنها برای ترکیه زیاد نیست.
بانک جهانی همچنین از سیاست اتصال شبکه برق و انرژی ترکیه به اروپا حمایت مالی خواهد کرد. هر دو اقدام در جهت بسترسازی برای الحاق ترکیه به اروپا و نیز تبدیل ترکیه به یکی از مهمترین مناطق عبور انرژی دنیا است.
ترکیه با توجه به موقعیت جغرافیایی خود در کنار مهمترین تولیدکنندگان نفت دنیا و اروپا به عنوان یکی از مهمترین مصرفکنندگان انرژی بدون داشتن منبع مهمی از گاز و نفت و تنها با تولید 406/28 میلیون تن زغال سنگ و واردات حدود 75 درصد انرژی مورد نیاز خود در حال تبدیل شدن به مرکز توزیع انرژی نفتی و گازی در غرب آسیا است که منافع سرشاری از بابت ترانزیت آن به خود اختصاص خواهد داد، صرفنظر از آنکه ترکیه خود منابع انرژی را با امنیت بیشتر و احتمالاً قیمت ترجیحی برای مدت مدیدی در اختیار خواهد داشت.
ناهمگون بودن سیاستهای منطقهای آمریکا با ایران و کشیدن خط لوله غیراقتصادی 4 میلیارد دلاری نفتی جیحان ـ باکو، ایران را که میتوانست بخشی از این درآمد ترانزیت را به خود اختصاص دهد به حاشیه راند.
خطوط لوله طراحی شده برای انتقال نفت و گاز منطقه خزر به اروپا در نهایت چه از ایران بگذرد یا نه به اجبار از ترکیه خواهد گذشت. بنابراین ارزش جغرافیایی ترکیه به عنوان منطقه اتصال تولید و مصرفکنندگان انرژی دست نخورده باقی مانده است و ترکیه مقام بزرگی را در گذرگاه انرژی به اروپا داراست.
بندر جیحان ترکیه در حال تبدیل شدن به مهمترین بندر صادراتی و توزیع نفت برای نفت عراق و گاز و نفت دریای خزر است.
روسیه که یکی دیگر از بازندگان خط لوله جیحان ـ باکو است، طرح خط لوله شمال را در دست اجرا دارد. این خط لوله از شمال قفقاز به بندر نوورو سیسک در دریای سیاه وارد میشود. محمولههای نفتی این بندر نهایتاً باید از طریق تنگه بسفر به مقصد خود اعزام شود و باز هم نقش ترکیه در این مسیر با اهمیت خواهد بود.
ایران نیز برای انتقال گاز و نفت خزر از طریق لوله به ترکیه روی خواهد آورد و لذا پیشبینی میشود تا سال 2020 نزدیک به 5 میلیون بشکه نفت از مسیر ترکیه گذر کند و ترکیه ارزش سیاسی این موقعیت را کاملاً درک میکند و برای اجرای آن برنامهریزی کرده است.
گذرگاه انرژی بعدی خط لوله گازی باکو ـ تفلیس ـ ارض روم است که گاز آذربایجان را از طریق گرجستان به ترکیه میرساند. این خط که به ترانس کاسپین نیز معروف است ، قرار است به حوزههای آسیای مرکزی خصوصاً ترکمنستان نیز وصل شود. از نصر حقوقی مطالعات لازم صورت پذیرفته و مراحل اجرایی آن در ترکیه و گرجستان آغاز شده است، انتقال گاز آذربایحان از سال 2006 از طریق این خط لوله صورت میگیرد.
انتقال انرژی از طریق خطوط مختلف برای امنیت مصرفکننده اهمیت ویژه دارد و کنترل این انتقال توسط ترکیه به این کشور قدرت سیاسی و چانهزنی بالایی اعطا خواهد کرد و به ناچار این کشور ارزش و موقعیت افزونتری در سیاستهای بینالمللی پیدا میکند. این موقعیت به افزایش نفوذ ترکیه در اتحادیه اروپا از یک طرف و دست بالا داشتن در ارتباط با ایران و آسیای مرکزی از طرف دیگر منجر خواهد شد.
بار دیگر کشوری همچون هلند بدون داشتن نقشی در تولید نفت با استفاده از ترانزیتهای خود به عنوان مرکز و مرجع انرژی و نفت پا به عرصه وجود میگذارد و تولیدکنندگان نفتی باید خود را با مقررات و سیاستهای وی تنظیم کنند.