از ابتدای استقرار دولت نهم، سیاستمداران وابسته به دو جناح انتقادهایی نسبت به آن ابراز داشتهاند. عمدهترین انتقاد اصلاحطلبان به دولت فعلی بیتوجهی به سیاست تنشزدایی و حذف گسترده نیروهای با تجربه بوده است و تعدادی از اصولگرایان، به دولت اعتراض میکنند که در برنامهریزیها، به دیدگاه بسیاری از فراکسیونهای این جناح توجه نداشته و ندارد. بعضی از چهرههای شاخص نیز به روشهای تصمیمسازی و تصمیمگیری در دولت نهم اعتراض داشتند. در یک سال گذشته احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، غیرکارشناسی و عجولانه بودن برخی تصمیمات را از نقاط ضعف دولت نهم دانست و محمدرضا باهنر نایبرئیس مجلس بر فقدان وجود استراتژی مشخص در دولت نهم و نیز وجود سوالاتی در مورد «مبتنی بودن بعضی از تصمیمها و سیاستها بر تدبیر و حقگرایی» تاکید کرد. در کنار این انتقادات، گاه سخنانی توسط مسئولان اجرایی بیان شده و میشود که موجب نزدیکی جناحهای مختلف سیاسی کشور و همزبانی آنها در انتقاد از دولتمردان شده است.
اما اگر رفتار دولت در 21 ماه گذشته مورد توجه قرار گیرد، یک اشکال بزرگ در این دولت کشف میگردد که میتوان آن را ریشه تداوم بعضی اقدامات انتقاد برانگیز دانست. این اشکال، عدمآمادگی دولتمردان برای اعتراف به هرگونه کاستی یا کژی میباشد، به طوری که تاکنون دیده نشده است که دولتمردان نهم در مصاحبه یا سخنرانیها، حاضر باشند بعضی تصمیمات خود را غیر کارشناسی بدانند و یا به اشتباه خود اذعان کنند. در اثر وجود همین روحیه حتی مسائل بسیار علنی و آشکار نیز، به سختی مورد پذیرش قرار میگیرد. هجمه شدید رئیسجمهور و همکاران او به رسانهها به خاطر انعکاس گرانی- که در مرحله اول با تکذیب اصل موضوع گرانی همراه شد- نشانه آشکاری در این مورد بود. حمله شدیداللحن و همراه با اتهام افکنی نسبت به کسانی که عملکرد دولت در اجرای اصل 44 را رضایتبخش نمیدانند نمونه دیگری از نحوه مواجهه دولت نهم با منتقدان و معترضان است. بیتوجهی به اعتراضات متعدد در خصوص تغییر ساختار سازمان مدیریت و دور زدن مجلس در اموری مانند تشکیل بعضی صندوقهای حمایتی، رد قاطعانه گزارش مرکز پژوهشها در مورد میزان تورم و نقدینگی بجای تامل و پاسخگویی علمی و کارشناسی به آن موارد مشابه دیگر، همه و همه نشانه آن است که پذیرش انتقاد در دولت فعلی، به سهولت انجام نمیشود.
اظهارات سه روز قبل سخنگوی دولت در مورد مربوط دانستن اعتراضات گروهی از معلمان و کارگران به اهداف سیاسی و ارتباط دادن آن به خارج از کشور، که نمونه آن قبلاً به نحوی در خصوص انتساب بعضی گرانیها به توطئههای خارجی مشاهده شده بود، قطعاً دارای ریشهای مشابه نسبت به نمونههایی میباشد که در این یادداشت مورد توجه قرار گرفته است. این موضوع از آن جهت نگرانکننده به نظر میرسد که تلاش برای یافتن عامل توطئهگر خارجی به منظور توجیه بسیاری از ضعفها و کاستیها- در حالی که ضعف مدیریتهای داخلی و برخی بیبرنامگیها ریشه اصلی این نابسامانیهاست- از یکسو عزم مدیران برای شناسایی عوامل داخلی مشکلات را از بین میبرد و از سوی دیگر با برخی فضاسازیها علیه منتقدان، عدهای از آنها را به عدم پیگیری انتقادات خود، مجبور میسازد.
البته این موضوع از زاویه دیگری نیز قابل تامل است. زیرا باعث میشود که دشمنان ایران، خود را آنقدر قدرتمند فرض کنند که هم بر قیمت کالاهای تولید داخل همچون گوجهفرنگی اثرگذار هستند، هم میتوانند رسانهها را وادار به فضاسازی دروغ در مورد گرانیها کنند، هم به راحتی قانعترین اقشار جامعه یعنی کارگران را تحریک میکنند و هم قادر هستند فرهیختهترین انسانهای ایران یعنی گروهی از معلمان و فرهنگیان را به همراهی با توطئهگران خارجی ترغیب نمایند! این سخنان، از سوی دیگر مردم را نسبت به توانمندی دولتمردان مردد مینماید که چرا قادر نیستند با بهرهگیری از رسانههای متعدد و پرخرج داخلی و نیز با اقناع افکار عمومی، تبلیغات مسموم رسانههای خارجی و گروههای ضدانقلاب را خنثی سازند؟
همچنین مرتبط دانستن اعتراضات با تحرکات خارجی، اگرچه در کوتاهمدت میتواند برخی ضعفهای منجر به اعتراضات را مخفی نگه دارد اما در واقع زیر سوال بردن حق اعتراض مردم است که توسط قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و بیتوجهی به آن میتواند باعث سرخوردگی معترضان و حتی سوق داده شدن اقشار مختلف به روشهای غیرمدنی شود. در حالی که با به رسمیت شناختن حق اعتراض- حتی اگر نشانههایی از برخی تلاشها برای سوءاستفاده از آنها وجود داشته باشد- میتوان ابتکار عمل در اعتراضات صنفی را به دست کسانی سپرد که دلبستگی آنها به کشور، انقلاب و مردم غیرقابل تردید است.
البته رعایت شرط انصاف، ایجاب میکند که ایجاد وضعیت فعلی و نحوه مواجه با انتقادات را تنها از چشم دولتمردان نهم نبینیم بلکه در این مورد باید نقش عمده کسانی را در نظر بگیریم که با تمجیدهای بیسابقه و اعطای القایی همچون موسای زمان به رئیس دولت نهم و مقایسه اقدامات او با الهام الهی، نوعی توهم در میان حامیان دولت ایجاد کردهاند!