نویسنده: ولید نویهض
مترجم: سیدمحسن ساری
نظرسنجیها در فرانسه احتمال پیروزی نیکولاس سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری را بیشتر میدانند و در صورت موکد شدن این احتمال میتوان گفت که فرانسه آینده در سطح سیاستهای داخلی، اروپایی و جهانی و خاورمیانهای، دگرگونیهای مهمی را شاهد خواهد شد.
دگرگونیها هرگز یکباره آشکار نخواهند شد بلکه مدتی طول خواهد کشید (حدود صد روز) تا اینکه رییسجمهور منتخب بر موسسات و نهادها مسلط شود. کشورهایی که برای مشخص شدن سیاستهای خود بر نهادی ثابت متکی هستند همیشه بر مساله ثبات روی میآورند تا اینکه منافع کلان آنها با زیان فراوان مواجه نشود. ولی نهادها همیشه با مزاج و عقیده و دیدگاه رییسجمهور دچار دگرگونی میشوند. سارکوزی در همین چارچوب از نظر رویکرد و دیدگاههای عقیدتی و حتی مزاج با ژاک شیراک رییسجمهور فعلی تفاوت دارد.
مدرسه سارکوزی به پیریزی طرحهای راست محافظهکارانه تمایل دارد و همانند ژاک شیراک، میانهرو نیست. این تفاوت، چندان هم ساده به نظر نمیرسد زیرا بر مجموعه مسایل مرکزی که رییسجمهور فعلی طی دوره حکومتش بر آنها اتکا داشت تاثیرات منفی خود را بر جای خواهند گذاشت. به طور مثال، سارکوزی نسبت به ژاک شیراک با اینکه خود زاده خانوادهای مهاجر است و یک فرانسوی کامل نیست ولی در موضوعی مانند مهاجرت، تندروی بیشتری دارد.
موضع منفی او درباره مهاجران، در درجه اول اقلیت مسلمان (مراکشیها) و جایگاه و نقش آنها را هدف قرار خواهد داد.
مشکل مهاجران در سالهای اخیر نقاط تنش زیادی در مسایل امنیتی، فرهنگی و اجتماعی در پی داشت و از ضعف زیربنایی در روابط کشور فرانسه با گروههای مهاجر قدیم و جدید پرده برداشت. مسایلی همچون حجاب و سلوک مهاجر و رابطه پرتنشی که در برخی حومههای پایتخت و شهرهای بزرگ به صورت خشونتهای مختلف بروز کرد و مساله مدارس رسمی و شرطهای دینمحوری و ایجاد تبعیض میان دانشآموز مسلمان و غیرمسلمان و شغل و محرومیت بیگانه یا بیگانه دارای گذرنامه فرانسوی از دستیابی به بیمههای اجتماعی و بهداشتی متناسب با شرایط دشوار فعلی جامعه برای یافتن شغل از مهمترین مسایل رو در روی اقلیتها و مهاجران است.
نقاط تنشزا در حاشیه رابطه میان جامعه و مهاجر و کشور در دو دهه گذشته پایههای برخورد ملی میان شهروند درجه یک و درجه دو به وجود آورده. وجود تبعیض نژادی میان مردم در یک کشور نشان از آن دارد که کشور هنوز برای سیطره بر مشکلات فوقالعاده دارای شایستگی نشده است و همین شکست در تشکیل ایدئولوژی نژادپرستی معاصر که پوششی مذهبی و اجتماعی و مسلکی دارد نشاندهنده وجود یک بحران داخلی است که کشور از درمان آن عاجز مانده است. سارکوزی رشد این ایدئولوژی نژادپرستانه معاصر را به خدمت گرفته و زمانی که در راس وزارت کشور قرار داشت آن را کاملاً شکل داد و بدین ترتیب توانست نزد رایدهنده فرانسوی برای خود یک وجهه مردمی بزرگی به وجود آورد.
فرصتطلبی سارکوزی به امور داخلی خلاصه نمیشود بلکه او موضع خود را که به جریان «نومحافظهکار» آمریکایی نزدیک میباشد در مسایل مختلفی همچون مسایل اروپایی و بینالمللی و خاورمیانهای، عمومیت دارد. زیرا یک نژادپرست در فرانسه در نهایت نژادپرستی است که در هر جایی ممکن است دیده شود.
این رییسجمهور احتمالی از نظر اتخاذ سیاستهای بینالمللی به جورج بوش بسیار نزدیک است زیرا او علیه مهاجران در اروپاست و تمایل دارد که هرچه هست مخصوص اروپا و اروپاییان باشد. چنین دیدگاهی به واشینگتن این فرصت را میدهد که با آزادی کامل و بدون داشتن رقیب اروپایی، نقش خود را ایفا کند. بیشک کسی که از عربها و اقلیتهای مسلمان (مراکشیها) و مهاجران به فرانسه و اروپا نفرت داشته باشد هرگز نمیتواند به همین اقلیتها در خارج از فرانسه و اروپا نظر مساعد داشته باشد. بنابراین ما انتظار داریم که سیاست عدم تعامل منطقی با مسایل عربها و مسلمانان در سطوح مختلف به اجرا درآید و این بدان معنا خواهد بود که واشینگتن برای راهاندازی سیاستهای مورد نظر خود از طرف فرانسویها هیچگونه نگرانی نخواهد داشت.
ما باید در انتظار دگرگونیهای دیگری نیز باشیم البته نه در راهبردهای ثابت فرانسه و یا اتحادیه اروپا بلکه در دینامیسمهای سیاسی که رییسجمهور به خاطر آنها سخت تلاش خواهد کرد. رییسجمهور احتمالی در راهبردهای ثابت جهت حمایت و پشتیبانی از منافع عالی کشور تغییری به وجود نخواهد آورد ولی او تلاش خواهد کرد که برخی پروندهها را بر پروندهای دیگر ترجیح دهد. سارکوزی در این رابطه به طور یقین اولویتهایی را در نظر میگیرد که به طور کلی با اولویتهای شیراک متفاوت است. بیشک رفتاری این چنینی واشینگتن را راحت خواهد کرد و موجب خواهد شد که مسایل بسیاری در اروپا و خاورمیانه به سهولت حلوفصل گردند.
تمایزها و سیاستها
البته مواردی وجود دارد که شاید اندکی از میزان تاثیرگذاری تغییرهای دینامیسمی اصلی بکاهد. شگفتی در اینجاست که سارکوزی در زمانی به کاخ الیزه میرسد که واشینگتن شاهد سقوط مقطعی جریان «نومحافظهکاران» در ایالات متحده است و میان ورود سارکوزی به کاخ ریاست جمهوری و خروج بوش از کاخ سفید مدت زمانی کمتر از دو سال فاصله است ولی در این دو سال در جهان عرب و خاورمیانه اگر سارکوزی تصمیم بگیرد سیاست پیروی از دولت آمریکا و تونی بلر نخستوزیر انگلستان را پی بگیرد، توفانهای طولانی مدتی وزیدن خواهند گرفت.
ژاک شیراک به مجموعهای اصول ثابت در سیاست خارجی اتکا دارد. او ضدایالات متحده آمریکا نیست و در عینحال همراه او نیز نیست و بنابراین در بسیاری از مسایل بینالمللی و خصوصا در مورد استقلال اروپا و حاکمیت فرانسه و منافع گره خورده فرانسه با چین و روسیه و جهان اسلام و آفریقا با آمریکا توافق و اختلاف همیشگی دارد.
به دلیل تمایل شیراک نسبت به ایجاد تمایز، در ائتلافهای آمریکایی ـ اروپایی چند دستگی به وجود آمد و در مورد پروندههای زیادی خصوصا پرونده هستهای ایران و عراق و فلسطین و لبنان اختلاف مواضع آشکار گردید.
در پرونده هستهای ایران، پاریس با واشینگتن در مورد متوقف شدن غنیسازی اورانیوم موافقت اعلام میکند ولی در مورد به کارگیری زور برای پایان دادن به پیآمدهای آن مخالف است.
در پرونده عراق، فرانسه قدرت مخالفی را رهبری کرد که رویارویی سیاسی و دیپلماتیکی علیه جنگ را موجب گردید. در پرونده فلسطین، فرانسه خصوصاً در ریاست یاسر عرفات، طرف اروپایی همدرد با ملت محاصره شده و مظلوم فلسطین شناخته میشد ولی همین کشور در دوره شیراک از سیاست سنتی اروپا مبنی بر حمایت امنیتی از اسراییل و تضمین منافع آن کشور به شدت تبعیت میکرد. ژاک شیراک در موضوع فلسطین همدردی سیاسی مبالغهآمیزی نمیکرد ولی همیشه در انتقاد از اسراییل و عدم پاسخگویی این کشور به قطعنامههای بینالمللی، شجاعت به خرج میداد. شیراک در همدردی با ایران نیز غلو نمیکرد و در رابطه با منافع راهبردی فرانسه در موضوع عراق همین رویه را پیش گرفته است»
متوازن بودن فعالیتهای سیاسی شیراک در مورد سه پرونده، پیام سیاسی قدرتمندانهای به دولت بوش ارسال کرد که بارها جناح «نومحافظهکاران» آمریکا را با انفعال مواجه ساخت و مانع از آن شد که آنها با آزادی تمام دست به ماجراجوییهای نظامی بزنند. پیامهای شیراک، هشدارهای زیادی را به واشینگتن ارسال کرد و همین امر آنها را بر آن داشت که فرانسه و شیراک با سیل دشنامها روبهرو شوند و با این بهانه که کشور فرانسه اروپای «پیر» و «قدیمی» را نمایندگی میکند. مردم را به تحریم تولیدات این کشور فرا خواند.
نکته بسیار مهم در مواضع ژاک شیراک، پایبندی اصولی او به موضوع لبنان بود. سیاستهای فرانسه در لبنان علاوه بر ایجاد چند دستگی در امور لبنان موجب تنش میان فرانسه ـ آمریکا، فرانسه ـ اسراییل و فرانسه ـ سوریه شد.
موضع شیراک موجب تشکیل نوعی توازن بینالمللی ـ منطقهای شد که سالها دوستی و دشمنی را در پی داشت که در نهایت، بیشتر آنها به درگیریهای سیاسی خونینی منجر گردید.
ترور رفیق حریری نخستوزیر اسبق لبنان ضربه دردناکی به شخص شیراک و به نقش فرانسه و منافع آن کشور در لبنان و منطقه وارد آورد. ترورهای موفق و شکست خورده مردان حماده، سمیر قصیر، الیاس مر، میشد یاق، جبران توینی، پیر جمیل و حتی جورج حاوی ضربات دردناکی به نفوذ فرهنگی فرانسه در لبنان وارد آورد.
همدردی شخصی شیراک با لبنان موجب تشکیل حمایتی بینالمللی، دیپلماسی و سیاسی و اقتصادی و مالی (پاریس 1 و 2 و 3) شد و به رژیم لبنان تضمینهای موقتی داد تا از فروپاشی و یا چانهزنی در مورد حاکمیت این کشور تا اندازهای جلوگیری کند. به نظر میرسد که لبنان به صورت جزیی و یا کلی این همدردی و حمایت را از دست دهد زیرا سارکوزی با تمایلات خود که بیشتر به سوی «نومحافظهکاران» سمت و سو دارد و همچنین پایبندهای مشخص او به رویکردهای اسراییل و برتری دادن این کشور به لبنان، کاملا نمایانگر این مساله میباشد. شیراک در مورد پرونده لبنان چانهزنی نمیکرد ولی سارکوزی که در این مورد انگیزههای شخصی را فاقد است ممکن است لبنان را دچار رخدادهای غیرمترقبهای کند.
به طور خلاصه میتوان گفت که لبنان در میان سایر پروندههای داغ، ضرر بیشتری بکند، پس از آن مساله فلسطین است زیرا رییسجمهور احتمالی به محض انتخاب شدن به بهبود روابط با آمریکا و اسراییل اقدام خواهد کرد.
به نظر میرسد که سارکوزی آگاهانه تلاش خواهد کرد که روش شیراک در روابط آمریکایی ـ سوری و آمریکایی ـ اسراییلی در لبنان را تغییر دهد و همین امر موجب خواهد شد که مسایل لبنان طوری حلوفصل شود که موجب رضایت دمشق شود و در عینحال به امنیت اسراییل نیز ضرررسان نشود.
احتمالات زیادی وجود دارد که میتوان گفت پس از خروج شیراک از کاخ الیزه، واقع خواهند شد زیرا سارکوزی مجموعهای از دگرگونیها را به وجود خواهد آورد. این دگرگونیها اصول ثابت راهبردی فرانسه را دچار تغییر نخواهد کرد ولی موجب خواهد شد دینامیسمی به وجود آید که موجب خواهد شد به برخی پروندهها به ضرر پروندههای دیگر، اولویت داده شود.